بزرگداشت اول ماه مه

روز جهانی کار

« زمانی فرا خواهد رسید که خاموشی ما در قبر به مراتب قوی تر از سخن گفتن ما است »

آگوست اشپیز از قربانیان جنبش کارگری

 

فدراسیون سندیکاهای کارگری آمریکا و کانادا در سال 1884 ماده هشت ساعت کار روزانه را برای کارگران تصویب کرد. همزمان با تصویب این ماده حقوقی جنبش کارگری در این قاره متبلور و رایکالیزه شد. انتخاب اول ماه مه بنا بر تصمیم فدراسیون فوق بود که در نظر داشت در اول ماه مه 1886 اولین تظاهرات و گردهمآئی خود را برگزار کند. بدین ترتیب کارگران در شهرهای مختلف اروپا و آمریکا اول ماه مه ، دست از کار کشیدند و بزرگترین گردهمآئی و تظاهرات را سامان دادند.

این گردهمآئی ، تظاهرات و اعتصابات در ایالت ایلینوی*خصوصا شهرشیکاگو*به دراز کشید که بیشتر با خشونت پلیس درهم کوبیده میشد. بالاخره برای سرکوبی جنبش کارگری در این کشور که در ماه مه به اوج خود رسیده و میرفت عمومیت یابد .هشت تن از از فعالین آنارشیست ( آلمانی الاصل) اتحادیه کارگری این شهر دستگیر و به زندان و اعدام محکوم شدند.

مطبوعات آن عصر با قلمفرسائی و همزبان با کارخانه داران ، جنبش کارگری را تحریک میکردند و پلیس بر شدت خشونت و وحشیگری خویش با اعتصاب کنندگان و تظاهرکنندگان می افزود. شیکاگو تایمز* در آن زمان مینویسد : " ... خیلی زیباست که فقر و نکبت ازبین برود... اما بهترین وعده غذا برای لومپن ( منظور کارگران بیکار بود...!) ها ، سرب داغ است آنهم به مقدار کافی که اشتهای آنان را ازبین ببرد...". یا اینکه شیکاگو تریبون*مینویسد: "...بهترین روش برای مبارزه با بیکاران سم در غذای آنان است . بدین ترتیب با یک مرگ سریع فقرا از بین رفته و بقیه حساب کار خود را می کنند..."!

اول ماه مه یادآور مبارزات به حق کارگران برای دستیابی به حقوق خویش هستند که در این مبارزه جا دارد از هشت آنارشیست فعال جنبش کارگری نام برد که با خون خود این نهال را آبیاری کردند... کشور شوراهای دیروز و مافیای امروز...(روسیه  کشوری است که شوراهای مستقل کارگری اولین قربانیان بلشویک ها بودند). دیکتاتوری های مختلف سرخ در چین و کوبا و کره شمالی.... با نشان دادن توپ و راکت و رژه های ( نمایشات فاشیستی را در ذهن  زنده می کنند) تسنعی... به استقبال و بزرگداشت روزی میروند که کوچکترین دخل و تصرفی در آن نداشته و از تاریخ و واقعه (های مارک)*باسکوتی مرگباروبی توجه عبور می کنند... پنداری جنبش کارگری و استیفای حقوق آنان با ارتش و سازمانهای جاسوسی و ضد جاسوسی  و نمایشات خیابانی عجین شده است!

"... کارگران باید مانند موش ها به سوراخ های خود برگردانده شوند...!.

تاریخچه: سال 1884 فدراسیون سندیکائی آمریکا و کانادا قطعنامه ای را تصویب کرد به شرح زیر: « اول ماه مه 1886 می بایست 8 ساعت کار در روز به اجر درآید. هر سندیکا باید از طریق اعتصاب و یا عمل مستقیم ( بدین معنی که کارگران بعد از پایان 8 ساعت کار روزانه دست از کار کشند) برای استیفای این خواست وارد عمل گردند». بدین ترتیب اول ماه مه ( روز جهانی کارگر ) پایه ریزی شد. برخلاف آن چیزی که ادعا میشود ...این روز نتیجه تصمیم بین الملل سوسیال دموکراسی نبود و نیست که سه سال بعد از این جریان (1889) درپاریس اتخاذ کرد و روز جهانی کارگر را مصادره به مطلوب کرد...!

مجسمه یادبود قربانیان هایمارکت

با تصویب اتحادیه کارگری آمریکا و کانادا  مبنی بر هشت ساعت کار روزانه مبارزات کارگری شدت یافت...اول ماه مه بیش از 25000هزار کارگر دست از کار کشیدند و تا 4 ماه تعداد آنان به 90 هزار و در تمامی آمریکای شمالی به 200 تا 500هزارنفر رسید. در سوم ماه 1886 در جلوی کارخانه تراکتورسازی مک کورمیک*( در 16 ماه مارس همان سال  1200 نفر کارگر به علت داشتن عضویت در سندیکای کارگری در این کارخانه اخراج شده بودند!) تجمع آرام کردند که با یورش ناگهانی پلیس و تیراندازی  به سوی کارگران چند نفر زخمی و کشته شدند. به منظور اعتراض به اعمال وحشیانه پلیس روز بعد در میدان هایمارکت تجمع آرام دیگری تدارک دیده شد. هنگامیکه ساموئل فیلدن یکی از فعالین آنارشیست آلمانی جنبش کارگری مشغول سخنرانی بود و از حق برگزاری اجتماعات صحبت میکرد . ناگهان بمبی منفجر که تعدادی پلیس کشته و مجروح شدند. پلیس نیز شروع به تیراندازی کرد که تعدادی کارگر به قتل رسیدند. تا بحال معلوم نیست چه کسی این بمب را به طرف جمع پلیس پرتاپ کرد. اما کاملا روشن بود که این عمل توسط تظاهرکنندگان صورت نپذیرفته است و پلیس و شهردار تائید کردند که تظاهرات مسالمت آمیز بوده است. فردای آنروز تعداد زیادی از اعضای اتحادیه کارگری دستگیر شدند. برای هشت تن از آنان که از فعالین آنارشیست جنبش کارگری آمریکا بودند : « آگوست اشپیز ،  آلبرت . ار .پارسونز ، لوئیس لینگ ، آدولف فیشر ، گئورگ انگل ، اسکار نبه ، ساموئل فیلدن ،میشائیل شواب*» جرم قتل نسبت داده شد. اما هر هشت نفر توانستند بیگناهی خویش را ثابت کنند.اما دادگاه نظر دیگری داشت.

در واقع دادگاه خواهان محکومیت آنان به دلیل " جنایت " نبود بلکه محکومیت و سرکوب جنبش کارگری -  که در آنزمان به اوج خود رسیده بود- بود. دادستان کریمول در این مورد به صراحت گفته بود که : "... کارگران باید مانند موش ها به سوراخ های خود برگردانده شوند...!. بدین ترتیب برای اشپیز ، فیشر ، پارسونز ، لینگ و انگل حکم اعدام صادر و سه نفر دیگر فیلدن ، نبه و شواب به 16 سال زندان محکوم شدند. تفاصای عفو را همگی رد کردند چون جرمی مرتکب نشده بودند. در 11 نوامبر همان سال تراژدی جنبش کارگری آغاز شد. لوئیس لینگ خود را در زندان حلقه آویز کرد. برای مراسم اعدام چهار نفر دیگراز آنان کارت دعوت به پولداران شهر شیکاگو فرخته شد.

بدین ترتیب با اعدام چهار نفر از آنارشیستهای بیگناه در آمریکا ، جنبش کارگری سمت و سوئی دیگر گرفت. بعد ها جو هیل * هنرمند و سندیکالیست به سرنوشت آنان دچار و اعدام( فاجعه دیگر قضائی )  شد  .چهل سال بعد آن تاریخ ساکو و وانستی *دو آنارشیست جنبش کارگری بیگناه(1927)  اعدام شدند . در واقع آنان قربانی به ظاهر قضاوت " اشتباه " دادگاههای آمریکا شدند ! موضوع جالب اینکه در آمریکا که نهال اول ماه مه روز جهانی کارگر کاشته شد... این روز تعطیل نیست و تنها در چند شهر مراسم برگزار میشود.

امسال 132 مین سالگرد روز جهانی(2019  - 1886)  کار است .132 سال پیش در ایران یک چنین روزی ناصرالدینشاه بی خبر از تحولات جهانی و جنبش کارگری حکومت می کرد.گفته میشود این پادشاه درعیاشی و صرف خزائن کشور ضرب المثل بود! زمانی که وی با 183 زن خود مشغول خوشگذرانی بود. نمی دانست آن سوی قاره در آمریکا کارگران برای استیفای حقوق خویش جان خود را از دست دادند. از وی شش پسر و چهارده دختر به یادگار ماند. پنج سفر رسمی و چند سفر غیر رسمی داشت. پنجاه سال سلطنت کرد. وزیر با کفایت خود  امیرکبیررا دستور داد رگ بزنند... هشتاد مقاولات تجاری ، ایران را بدبخت تر از گذشته کرد...! رعیت کشی و ملک فروشی و رشوه خواری و مهاجرت های بسیار ناشی از ظلم و ستم در عهد این شاه معروف است...در این عصر جز چند کارخانه مربوط به تسلیحات ارتش ...صنعتی موجود نیست تا کارگری باشد. مردم عصر قاجاری در تاریکی و بی خبری مطلق ازجهان ؛ روزگار میگذراندن. هنوز مجلسی بوجود نیامده بود ... زمانیکه به تاریخ معاصر برمیگردیم در ایران فعلی صنعت بوجود آمده و تقریبا 12 میلیون کارگر (صنعتی  و غیر صنعتی ) داریم. مجلس به اصطلاح منتخب داریم. جمهوریت جای سلطنت را گرفته و ریاست جمهوری منتخب مستقیم مردم است... اما بیش از یکقرن است از آزادی در مملکت خبری نیست... استبداد کهن همچنان ادامه دارد و قربانی میگیرد... در این مورد باید ناصرالدینشاه به خود ببالد چون گزمه های وی نام پاسدار و بسیجی برخود نهاده اند و مانند گذشته دمار از روزگار مردم در می آورند. بساط مواد مخدر به اضافه مواد مخدره صنعتی، رواج خود فروشی و رشوه خواری و مهاجرت ناشی از ظلم و ستم و بی کفایتی حکومتی از زمان ناصراالدینشاه نه تنها کمتر بسی بیشتر شده است و سلطان صاحبقران باید آسوده بخوابد چون آقای خامنه ای بیدار است!

در ایران امروز هنوز بزرگداشت و گردهمائی روز جهانی کارگر رسمیت ندارد و این روز تعطیل نیست. کارگران در شرایط نا مناسب و با فشار اقتصادی – سیاسی بسر میبرند . سندیکا و تشکل های مستقل  صنفی - کارگری که طبعتا باید حافظ منافع آنان باشد وجود ندارند و  ممنوع است.با وجود تقریبا 12 میلیون کارگر درسطح کشور با در آمد حداقل 600 هزار تومان با احتساب یارانه 900 هزار تومان حقوق با توجه به نرخ بالای تورم ناشی از اتخاذ سیاست نا کارآمد... کارگران زیر خط فقر قرار دارند با توجه بدین موضوع که کارشناسان اقتصادی کشور  خط فقر را با درآمد دومیلیون و پانصد هزار تومان برای یک خانواده  پیش بینی می کنند. هرسال با رسیدن روز جهانی کارگر ضمنی به کارگران ایران هشدار میدهند تا از برگزاری تجمعات دراین روز جهانی (11 اردیبهشت ماه)  خودداری کنند. نشریات و سایت های مستقل کارگری با ممنویت ها و دشواری های زیاد روبرو هستند و با این اعمال و نقض حقوقی کارگران و زحمتکشان از اعتلای جنبش کارگری در تمامی ابعاد جلوگیری میشود و ایران به زندانی بزرگ برای شهروندانش تبدیل شده که دائما  حقوق مردم کشور نقض میشود. وضع مملکت و اوضاعی سیاسی – اقتصادی مردم روز بروز بدتر شده است. بقولی اورانیوم را غنی کردند تا مردم را فقیر..! کارگران و زحمتکشان تمام عمر باید در مضیفه و فشار  با درآمد اندک کار و زحمت کشند تا آخوند ها و اطرافیانشان در مملکت در رفاه زندگی کنند!  خوشبختانه رژیم سیاسی با تمامی فشار و سرکوب و جنایت نتوانسته است امید را در مردم نابود سازد. در پایان روز جهانی کارگر (11 اردیبهشت) را به کارگران و زحمتکشان کشور تبریک و تهنیت میگوئیم.این مطلب در سال گذشته با اندکی تغییر منتشر شد.

 

* Chicago

* Illinois

 *  Chicagi Times (1854-1895)

*  Chicago Tribune

* Haymarket

    * Mc Cormick

 * August Spies  .Albert R.Parsons. Louis Longg. Adolph Fischer. Georg Engel . Oskar Neebe . Samuel Fielden . Michael Schwab

* Joe Hill  - Joel Emmanuel Hägglund (( Joseph Hillström))  1879 – 1915

*NicolaSacco and Bartolomeo Vanzetti()