بشر آفرينده شگفتی ها

فرشيد ياسائی

بشر در همه زمينه هاي ديگر جز حكومت شگفتي آفريده است...    باربارا تاكمن

.. در حالي كه همه علوم ديگر پيشرفت داشته است ، علم حكومت متوقف مانده و امروزه بهتر از سه يا چهار هزار سال پيش اعمال نمي شود.. جان آدامز ( دومين رئيس جمهور آمريكا )

      در آستانه قرن بيست و يك هستيم. تفاوت هدف هاي متضاد انسان ها چه در جمع و چه در فرد به جاي آن كه به كيفيت امور توجه خاص نشان دهند ، غالبا كمي است اما با تمام وجود شكل جامعه موجود و نظام هاي سياسي حاكم بر جوامع بشري ، پذيرفته شده است! تشريح عوامل ، حتي مخالفت ها ، در نظام سياسي اي متصور است كه يك روز در آينده اي مبهم ، وضع موجود را تغيير خواهد داد! كشمكش ها ، اصل نظام حكومتي را دست نخورده ، متصور است! گويا واقعيت دنيا دشوارتر از آن است كه كسي توان آن را داشته باشد تا مدينه فاضله بنا كند! تمدني خلق شده است كه هنوز مسلط بر خود نيست. ابزار و وسائل عظيم تخريب و انهدام بعنوان هدفي عاجل ، چنان تفكر انساني را بخود معطوف داشته است كه دوري از آن دشوارتر از اصل زندگي ، تظاهر مي كند!

در زير جامعه متمدن ، جهنمي بي امان دهان باز كرده است هنري جرج

      انسان در آستانه قرن حاضر در برابر دو تعريف ، قرار گرفته است! يك تعريف حداقل. يك تعريف حداكثر! حداقل را زندگي و شور و اشتياق معني كرده است! حداكثر را پندارهاي نوميدي ، سرخوردگي و در نهايت پوچي و نابودي شناخته است! بشر امروز در برابرانتخاب مفاهيم مطلق به عنوان حاكميت و ممكن بعنوان حيات سرگردان بوده است چون از هزاران سال پيش حاكميت و دولت را مطلق ! حيات و شور زندگي را ممكن...برایش تعریف کرده اند! نمونه ها و بديل هاي ابداعي بشر چه در محتوي نظام فكري افلاطون و ارسطو ( حكومت نخبگان !) چه در نظام تفكري ماركسيسم ( طبقه كارگر ) و چه در نظم تفكر كاپيتاليسم! دولت و حاكميت ،غايت امور است!

      بشر امروز تمدني ساخته است كه شتاب در آن در لحظه ها ، معني مي يابد! پيشرفت و شناخت  ؛ روزانه  رقم خورده ميشود! اطلاعات و آگاهي در ثانيه ها متبلور است! دانش ديگر اسراري نيست براي كيمياگري! آيا اين پيشرفت سريع دانش و علوم غيرقابل كنترل در تمام زمينه ها، تاثيري در مفهوم مطلق ، گذاشته است!؟ چرا بشر تاكنون از حل معماي ، حكومت و حاكميت ، عاجز است!؟ چرا بشر استبداها را به دموكراسي و برعكس دموكراسي را به استبداد تبديل كرده و هزاران سال در اين دور و تسلسل ، ايستا مانده است!؟

      چرا دانش امروز و عصر نوين  اطلاعات و پيشرفت سرسام آور آن ، قادر نيست دولت و حكومت مدرن را ، مدرنتر ، انساني تر ، بي خطر تر  از گذشته سازد!؟ رومن رولان مي گويد : ... براي هنر هيچ بدبختي از وفور بيش از حد آن نيست .. اگر اين جمله را در دنياي سياست معني كنيم! وفور بيش از حد دول و حاكميت هاي رنگارنگ ! همان بدبختي اي است كه براي بشر امروز ، بوجود آمده است! بشر امروز با دانش امروز و رفاهي كه از طريق آن بدست آمده است خوي گرفته است! ديگر اتومبيل آن پديده اي نيست كه بشر از آن وحشت كند! اما پديده دولت و حكومت ها هنوز هزاران سال انسان ها را - در جهان -  به وحشت و الزام مجبور ساخته است!

      وسواس در صحت و دقت براي خلق تكنولوژي ، انسان را بر سر دوراهي قرار داده است! نخست  : آزادي تخيل را محدود ساخته است! دوم تفوق قدرت و حاكميت بر حقوق شهروندان را افزايش داده است! تكنولوژي بيش از آن كه در رفع حوايج انساني تعريف شود! در پيشرفت ابزار و وسائل سركوب در دست حكومتگران قرار گرفته است! دال بر آگاهي كه اين پيشرفت ، ايستا نيست!

      بشر امروز آفرينده شگفتي ها است! هوا ، زمين و دريا را در نورديده است! بسياري از اسرار را فاش  و بسياري از غيرممكن ها را ممكن ساخته است! اما جوابي براي دانش حكومت نيافته است و قوه تخيل خويش را قرباني مدل هاي گذشته كرده است! هنوز بشر امروز با انديشه فتح و تسلط دلمشعول است! هنوز خواب امپراطوري مي بيند! هنوز با تفكرات كهن ، وداع نکرده است! هنوز با كوچكترين ناملايمات ، اطاق هاي گاز و بازداشتگاه هاي كار و مرگ اجباري را خواب مي بيند!

      غالب اين تفكرات ، پشتوانه هزاران سال ، تاريخ تمدن كهن است! پشتوانه تكنولوژي ، يك تاريخ نسبتا كوتاه صد ساله است! بشريت با برپائي دو جنگ جهاني ، به ريشه خود تيشه زد! همه چيز را ويران و دوباره ساخت! استبداد را ويران ، دموكراسي را خلق كرد! شتاب را بيشتر شناخت اما ديد خود را در مورد اين مفهوم مطلق عوض نكرد!

      انسان مجبور است كه پاسخي براي اين شر بشريت ، آماده سازد! با وجود دگرگوني هاي مختلفي كه خصوصا بعد از جنگ جهاني دوم و رشد سرسام آور تكنولوژي در واقعيت هاي اجتماعي پديدار شده است. سيطره و نفوذ انسان بر انسان از طريق دول جديد ادامه دارد. قوانين و نظامات اقتصادي ، بازاريابي ، نظام حاكم بر اشيا، آزادي انسان را محدود تر كرده است. هنوز روح تسلط جوئي ، خردگرائي را در تصرف خويش دارد. چون در جوامع امروز مفهوم ( دولت و حكومت ) را هنوز مانند تعاليم مذهبي به شدت پاس مي دارند!

      تكنولوژي امروز كه به بخشي از خردگرائي ما نزديك شده كم كم به مقامي برتر از ارزش هاي معنوي و اخلاقي تبديل شده است. انديشه هاي بشردوستانه و اخلاقي با اينكه هنوز از اعتبارويژه برخوردار است.توفيق چنداني در برابر خردگرائي تكنولوژي ندارد. رقابت هاي آزاد بازرگاني ، سازمان هاي توليدي متاثر از تكنولوژي مدرن با حمايت دول كه با ظهور هرگونه تحولي در درون خود مخالفت مي ورزند، در شيوه تفكر و دريافت جامعه اثر گذاشته است.

      نتيجه اين شناخت پيدايش نظاماتي است تقريبا توتاليتر كه بر بنيان صحيح استوار نخواهد بود! سازمان هاي اقتصادي و توليدي همچنان نيرومند در حاشيه امن دول ، قراردادهاي تجاري را گسترش مي دهند! منافع بازرگاني در شيوه و توسعه تكنولوژي اقدامات سريع انجام مي دهد. پايداري دول و حاكميت ، ضامن روابط (( عرضه و تقاضا )) شده است! 

      با اينهمه اگر انديشه هاي نوظهور و بشردوستانه ، زندگي شايسته اي را موافق با طبيعت ( نه ضد طبيعت ) ـ البته نه در مفهوم رياضي معني شود ـ  بشارت دهد، خردگرائي تكنولوژي كار آنجناني از پيش نخواهد برد و ناچار است در به روي عقايد و انديشه هاي ديگر باز بگذارد! تكنولوژي قادر است ، همت خويش را در راه خير بشر صرف كند و ازجنبه هاي زيانبخش آن بكاهد.پایان