نگاهی به اندیشه های رز وایلدر لین، لیبرتارین آمریکایی

اکتشاف دوباره آزادی

سیدمهدی تروهید

رز وایلدر لین (Rose Wilder Lane) (1968-1886) از تاثیرگذارترین روشنفکران و نویسندگان بر جنبش لیبرتارین آمریکا بوده و هست. جنبشی که از یک دولت بسیار کوچک تر دفاع می کرد و یکی از وظایف دولت را محافظت از شهروندان در برابر اجبار و خشونت می دانست. آنان بر پذیرش مسوولیت فردی تاکید داشتند و مخالف بوروکراسی و پرداخت مالیات به دولت بودند.

آنان فعالیت های خیریه خصوصی را ترویج می کردند و هوادار تحمل شیوه های متنوع زندگی، حمایت از بازار آزاد و دفاع از آزادی های مدنی بودند. او در کنار ایزابل پترسن (Isabel Paterson) و آین راند (AynRand) یکی از اعضای سه نفره بنیادگذار گروهی به نام مادران لیبرتارینیزم (the Mothers of Libertarianism) بود. اما رز وایلدر لین در جوانی از انقلاب بلشویکی حمایت می کرد. او شوری کمونیستی داشت و نویسنده صفحه زنان روزنامه سان فرانسیسکو بولتن -ارگان کارگری رادیکال و فسادستیز- بود. لین در سال های عمده ای از زندگی اش روزنامه نگاری پرکار، پرطرفدار -و در نتیجه پردرآمدی از محل آثارش- بود. او در رمان نویسی و زندگی نامه نویسی نیز شهرتی به هم زده بود. از رز لین دست کم 22کتاب منتشر شده که از میان آنها تنها دو کتاب به فاسی برگردانده شده است و می توان گفت با وجود شهرت جهانی، در میان فارسی زبانان و ایرانیان چندان شناخته شده نیست. تعداد مقالات فارسی درباره او به پنج مورد نیز نمی رسد.

یکی از این دو کتاب به نام توفان می غرد کتابی داستانی برای کودکان و نوجوانان است. این کتاب را انتشارات امیرکبیر در سال1393 با ترجمه محمد عصار در 94صفحه منتشر کرده است. لین در این کتاب، داستان زندگی پدربزرگ و مادربزرگش را در قرن نوزدهم و در نواحی غرب آمریکا بازمی گوید. زوج جوانی که در ابتدای زندگی مشترکشان و به دنبال خوشبختی، پای در مسیر دشوار مهاجرت می گذارند و در این راه با سختی های مختلفی روبه رو می شوند. اما در نهایت با تلاش زیاد با مشکلات مقابله می کنند و بر آنها چیره می شوند. آزادی ام ده! (Give Me Liberty) دومین کتابی از اوست که به فارسی ترجمه شده است. این کتاب را انتشارات مهرگان خرد با ترجمه بابک واحدی در سال1398 در 92صفحه به چاپ رسانده است. این کتاب کم حجم اما تاثیرگذار شرح سفری است که لین به عنوان یک کمونیست پرشور آمریکایی به اتحاد شوروی کرد و می خواست با خود روایتی دست اول از این جامعه اشتراکی نوپا به آمریکا ببرد. اما این سفر جغرافیایی و آفاقی به سفری فکری و انفسی تبدیل شد تا او در بازگشت، دیگر کمونیست نباشد. او از نزدیک به اهمیت آزادی باور پیدا کرده بود؛ آنچه به اعتقاد او، فقدان آن تراژدی های بزرگی پدید آورده است. این سفر باعث شده بود تا رز لین از یک سر طیف فکری به سر دیگر آن برود؛ از کمونیسم به لیبرتارینیسم. او دیگر قدر آزادی و مسوولیت پذیری فردی را دانسته بود و هوادار سرسخت آزادی شده بود. لین این کتاب را در سال1936 منتشر کرد. کتابی که در یک جمله می توان گفت ایده محوری آن بازگشت به ایده فردگرایی آمریکایی و نپذیرفتن طرح نیودیل بود.

نیودیل در فضای پس از رکود بزرگ دهه 1939-1929 آمریکا شکل گرفت. نیودیل مجموعه ای از اصلاحات مالی، برنامه ها، پروژه های عمومی و مقرراتی بود که کنگره ایالات متحده و رئیس جمهور فرانکلین روزولت بین سال های 1939-1933 تصویب و ابلاغ کردند. نیودیل سه اصل اساسی داشت: بهبود وضعیت بیکاری و فقر، بازیابی اقتصاد به سطح عادی و اصلاح سیستم مالی با هدف پیشگیری از رکود اقتصادی. نیودیل با هدف حمایت از کشاورزان، بیکاران، جوانان و سالمندان اجرا می شد؛ اما لاجرم به افزایش مداخله دولت در اقتصاد و بازار می انجامید. لین از تجربه سفر به اتحاد شوروی دریافته بود که از ملزومات و نتایج ناگزیر پیاده سازی سیاست های اقتصادی سوسیالیستی، محدود شدن آزادی های فردی است و از چنین سرانجامی برای کشور خود بیم داشت. از نگاه رز لین، آمریکا بر اساس اصلی متفاوت بنیاد نهاده شده بود و آن این بود که هر فرد خوش باید مسوولیت زندگی خود را به عهده بگیرد -و نه دولت- و بر همین اساس بود که آمریکا با تبدیل شدن به ثروتمندترین جامعه در میان ملل، امید و الگویی در مقابل اردوگاه سوسیالیسم ساخت. لین معتقد بود مجموعه برنامه های نیودیل علیه فردگرایی است و قرار است برنامه های جمع گرایانه ی خسته کننده اروپایی را جایگزین کند. کشف دوباره آزادی، سوغاتی لین از سفر به شوروی بود. او بعدها همچنان این مسیر را پی گرفت. او در همان سال نسخه ای کوتاه تر از آزادی ام ده! را با نام کریدو در جراید منتشر کرد؛ واژه ای لاتین به معنای باور و ایمان دارم. در سال 1943، کشف آزادی (The Discovery of Freedom) را نوشت. کتابی که در آن درس هایی را ارائه کرد که معتقد است در هر نسل نیاز به یادگیری و بازآموزی آنان است. او کتاب کشف آزادی را در قالبی دیگر با نام اصلی ترین انگیزه پیش رفت بشر (The Mainspring of Human Progress) در 1947 به انتشار رساند. او در کشف آزادی به دنبال برجسته کردن این موضوع بود که آزادی افراد از اقتدار دولت و قدرت حاکم در قانون اساسی آمریکا به رسمیت شناخته شده است و همچنان باید از این حق پاسداری کرد. او معتقد بود دستاورد بنیادگذاران جامعه آمریکا این بود که شجاعت آن را داشتند که این ایده دیرپای بشری را در هم بشکنند که می گفت بشر برای دستیابی به رفاه باید الزاما به اقتدار فراگیر دولت وابسته باشد و نتیجه می گرفت وقتی اتفاقات خوبی برایش می افتد، باید خود را بیشتر و بیشتر به قدرت حاکم بدهکار بداند. رز لین می گفت انسان ها در درون خود توانایی ایجاد راه خود را دارند. او می خواست علت این موضوع را بر همه عیان کند که اقدامات و ابتکارات فردی بوده که زمین را قابل سکونت کرده است و باشکوه ترین و ثروتمندترین تمدن در تاریخ جهان را در جهان معاصر ساخت و نه اقتدار قدرت و دولت.

او نوشت: به مدت 6هزار سال، بیشتر مردم در بیشتر نقاط جهان گرسنه بوده اند و قحطی ها همیشه تلفات زیادی به همراه داشته است. در میانه سده نوزدهم کسی از قحطی در ایرلند تعجب نکرد. اروپایی ها هرگز انتظار نداشتند که از زمین به اندازه کافی غذا بگیرند تا تمام جمعیت را زنده نگه دارد. چرا مردم به مدت 60قرن از گرسنگی می مردند؟ اما ما در زمان های زندگی می کنیم که بشر کشتی بخار، راه آهن، موتورهای مکانیکی و هواپیما می سازد و بر فراز سیاره زمین پرواز می کند؟ چرا خانواده ها طی 6هزار سال در خانه هایی بدون کف، بدون پنجره یا دودکش زندگی کردند؛ اما امروزه نه تنها خانه ها کف ، دودکش و پنجره های شیشه ای دارند، بلکه چراغ و بهداشت و توالت خانگی از نیازهای حداقلی به شمار می روند؟ چرا کارگران هزاران سال پابرهنه، با موهای پر از شپش با ضعیف ترین وضعیت بهداشت دهان و دندان بودند؛ اما امروزه جوراب می پوشند، رژ لب می زنند، اصلاح می کنند و کت و شلوار و ژاکت می پوشند؟ برای هزاران سال بشر انرژی و توان خود را صرف بقا و یافتن غذا و سرپناه می کرد؛ اما امروزه زندگی ای بسیار متفاوت دارد.

لین ایده خود درباره آزادی را برای تبیین تاریخ از جهان باستان تا میانه قرن بیستم به کارگرفت تا پاسخ این پرسش را بدهد که چه چیزی باعث می شود که جهان از جایی پر از خطر، تاریکی، رنج، بیماری و بدبختی به جایی بهتر و قابل تحمل تر و بستری برای پیشرفت و خلاقیت تبدیل شود. به زبان آبراهام مازلو، پرسش لین این بود که چطور شد که بشر طبقات پنج گانه هرم نیازهای انسانی مازلو را رو به طبقات بالاتر پیمود و سعی کرد تا از نیازهای پایه مثل خوراک و پوشاک فراتر رود و به ایمنی، عشق و تعلق و همین طور احترام و عزت و شکوفایی برسد؟ او در کشف آزادی به تحلیل آینده نیز پرداخت و تمام روندهای سیاسی زمان خود از جمله فاشیسم، کمونیسم و نیودیل را محکوم به شکست دانست و جنگ را به عنوان مخرب ترین عمل انسانی نکوهش کرد. دنیای اقتصاد