آیا بزرگترین دریاچه شور ایران کامل خشک شد؟

چشم انتظاری دریاچه ارومیه برای 14 میلیارد مترمکعب آب!

بیتا  میرعظیمی
خبرنگار

انتشار فیلمی از خشکیدگی دریاچه ارومیه در فضای مجازی، به واکنش فعالان حوزه محیط زیست منجر شد و برخی از خشکیدگی کامل دریاچه خبر دادند. با وجود این، رئیس هیأت تحقیق و تفحص از عملکرد ستاد احیای دریاچه ارومیه مجلس شورای اسلامی، خشکیدگی کامل دریاچه ارومیه را تکذیب کرده و با بیان اینکه وضعیت دریاچه ارومیه خوب نیست می‌گوید امیدواریم کمتر از یک سال آینده به تراز هیدرولوژیک در دریاچه ارومیه برسیم. همزمان رئیس مرکز آینده پژوهی دریاچه ارومیه نیز خشکیدگی کامل دریاچه ارومیه را تکذیب کرده و به ایران می‌گوید: البته حال دریاچه خوب نیست و برای رسیدن به تراز اکولوژیک، تا 4 متر فاصله دارد. پیش از این مدیرکل مدیریت بحران آذربایجان غربی خبر از خشک شدن 95 درصدی دریاچه ارومیه  داده بود. حالا دلنگرانی‌ها درباره وضعیت ریزگردهای سفید نمکی نیز هر روز بیشتر می‌شود. این در حالی است که وزارت نیرو‌ بارها اعلام کرده است که حقابه محیط‌ زیست را پرداخت کرده است؛ اما در مسیر رسیدن به مقصد توسط کشاورزان خرج شده است. اما علی سلاجقه به این موضوع انتقاد داشته و می‌گوید حقابه‌ای که داده می‌شود باید سر تالاب باشد چون در طول مسیر بهره‌بردار زیاد است و حقابه‌ای به تالاب نمی‌رسد. معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست کشور هفته گذشته نیز از پیگیری جدی حقابه دریاچه ارومیه از وزارت نیرو خبر داده و تأکید کرد که اعتبارات لازم برای انتقال آب تصفیه‌خانه‌های سه استان منتهی به دریاچه تا آخر سال تأمین خواهد شد.
کاهش تراز ادامه دارد
حجت جباری رئیس مرکز آینده پژوهی دریاچه ارومیه، به ایران می‌گوید: مساحت فعلی دریاچه با مساحت آن در سال ۱۳۹۴ یکی است. این دریاچه به طور کامل خشک نشده است؛ اما وضعیت خوبی نیز ندارد. او می‌افزاید: در حال حاضر عرصه آبی دریاچه ارومیه 3 قسمت شده و تنها شمال، جنوب و زیر جاده شهد کلانتری آب دارد. این در حالی است که بارندگی پاییزه تاکنون آغاز نشده و همچنان تبخیر و کاهش سطح تراز دریاچه ارومیه ادامه دارد.
جباری می‌افزاید: در حال حاضر امکان استفاده از قایق در دریاچه ارومیه وجود ندارد و تردد در دریاچه با ماشین انجام می‌شود. این در حالی است که پیشتر برای نجات دریاچه اقداماتی تحت عنوان سخت افزاری انجام شده و قرار بود 1 میلیارد مترمکعب از آب دریاچه ارومیه از این حوضه تأمین شود؛ اما شاهدیم که حتی بخشی از این اقدامات تاکنون به بهره‌برداری نیز نرسیده است.
او با اشاره به اینکه در حوزه کشاورزی اقدامات صحیحی انجام نشده است، می‌گوید: طی چند سال گذشته بسیاری از اراضی کشاورزی در این منطقه توسعه پیدا کرده و بخشی از حقابه دریاچه به این حوزه اختصاص پیدا کرده است. از طرفی بارندگی نیز مزید بر علت شده و حال و روز دریاچه را بدتر کرده است.
4 متر تا رسیدن به تراز اکولوژیک!
رئیس مرکز آینده پژوهی دریاچه ارومیه با اشاره به فاصله زیاد برای رسیدن به حوزه اکولوژیک در دریاچه ارومیه می‌گوید: در حال حاضر دریاچه ارومیه تا 4 متر برای رسیدن به تراز اکولوژیک، فاصله دارد، چرا که تراز اکولوژیک دریاچه 1274.1 متر است؛ اما هم اکنون این تراز به 1270 متر رسیده است.دریاچه ارومیه برای رسیدن به تراز اکولوژیک باید آبی بیشتر از این میزان را داشته باشد تا هر سال پس از تبخیر در دریاچه ذخیره شود. در این شرایط بحرانی، باران‌های پاییزی نیز کمک چندانی به دریاچه نکرده و نهایتاً بخش‌هایی از آن را مرطوب می کند.
آبی برای دریاچه وجود ندارد
او تصریح می‌کند: سال آبی گذشته میزان بارش چیزی حدود 15 درصد کاهش پیدا کرد. همین امر باعث شد تا میزان روان آب کمتری تولید شود، زمانی که آب کمتری وجود داشته باشد تنها از حقابه دریاچه کم می‌شود، اما میزان مصرف کشاورزی و دیگر مصارف هیچ تغییری نمی‌کند. این در حالی است که دریاچه بشدت نیازمند آب است؛ اما در حال حاضر هیچ آبی وجود ندارد تا به آن برسانیم! پشت سدها هم به میزانی آب وجود ندارد که به دریاچه وارد کنیم. هم اکنون برای رسیدن به تراز اکولوژیک دریاچه، چیزی حدود 14‌میلیارد مترمکعب آب نیاز است. این میزان باید در درازمدت وارد دریاچه شده و ذخیره شود.
آبیاری سنتی اراضی کشاورزی
حجت جباری در آخر می‌افزاید: در کوتاه مدت زیاد نمی‌توان کمکی به دریاچه ارومیه کرد. تنها باید برای سال آینده برنامه‌ریزی کرده و پروژه‌های نیمه تمام را به اتمام برسانیم. سازمان آب و وزارت نیرو دریاچه‌های انحراف آب را کاملاً مسدود کنند تا سیلاب به سهولت وارد دریاچه شود. طی سال‌های گذشته یکی از مشکلات دریاچه این بود که این دریاچه‌ها مسدود نشده و در هنگام وقوع سیلاب، آب به مناطق کشاورزی سرریز می‌شدند. جهاد کشاورزی باید الگوی رعایت کشت را ترویج دهد تا حداقل نیاز آبی را در سال بعد داشته باشیم. از سویی دیگر متأسفانه تنها 7 درصد اراضی کشاورزی ما دارای سیستم نوین آبیاری بوده و هنوز 93 درصد اراضی کشاورزی به‌صورت سنتی آبیاری می‌شود. برای نجات دریاچه ارومیه باید در حوزه کشاورزی تحولی عمیق صورت گیرد.
لازم به ذکر است که به رغم تماس‌های مکرر و ارسال پیام، روح‌الله متفکرآزاد رئیس هیأت تحقیق و تفحص از عملکرد ستاد احیای دریاچه ارومیه مجلس شورای اسلامی پاسخی به ایران ارائه نداد. با یاسر رهبردین معاون هماهنگی امور عمرانی استاندار آذربایجان‌غربی نیز تماس گرفته و با ارسال پیامی خواهان گفت‌و‌گو در این خصوص شدیم؛ اما تا لحظه نگارش گزارش پاسخی به درخواست روزنامه ایران داده نشد. ایران

 

ارزش اقتصادی هر هکتار تالاب تا 20 برابر یک هکتار زمین کشاورزی است

حقابه، مرهمی بر زخم تالاب‌ها

مهدی قمشی
رئیس دانشکده مهندسی آب و محیط زیست دانشگاه شهید چمران اهواز

 

تالاب‌ها بخش مهمی از دارایی‌های هر کشور محسوب می‌شوند؛ اما متأسفانه در کشور ما هنوز ارزش این دارایی‌ها مغفول مانده و عمده دلیل برای حفظ تالاب‌ها، ترس از ایجاد منبع ریزگرد و طوفان‌های نمکی است، در حالی که این مزیت (جلوگیری از ایجاد منبع ریزگرد) ممکن است در اولویت چندم (شاید هشتم) ارزش‌های تالاب‌ها قرار گیرد. اولین ارزش و اهمیت تالاب‌ها به کاهش مخاطرات (نظیر کنترل سیلاب) بازمی‌گردد. کاهش و کنترل آلاینده‌های آب، تأمین آب، تفرج و توریسم، تنظیم و حفظ تنوع زیستی، تولید مواد غذایی و صنایع دستی، ارزش‌های فرهنگی، تعدیل گازها نظیر کربن و تعدیل‌کننده گرمایش اقلیم از دیگر کارکردهای ارزشمند تالاب‌ها است.
ارزش اقتصادی تالاب‌ها
از نظر جهانی، میانگین ارزش اقتصادی قابلیت‌های هر هکتار تالاب طی یکسال حدود 15000 دلار برآورد شده است. برای دانستن بزرگی این ارزش اقتصادی، کافی است آن را با ارزش اقتصادی یک هکتار زمین کشاورزی با میانگینی کمتر از 1000 دلار در یکسال مقایسه کنیم. به‌طور کلی و بسته به نوع تالاب، ارزش هر هکتار تالاب، حداقل 5 برابر و حداکثر 20 برابر یک هکتار زمین کشاورزی است؛ این در حالی است که متوسط مصرف آب سالانه هر دو نیز تقریباً یکی است. به این ترتیب حتی از نظر ارزش اقتصادی نیز دغدغه کشور برای پاسداری و حراست از تالاب‌ها باید بسیار بیشتر از توسعه در امر کشاورزی باشد؛ اما تاکنون چنین نبوده و تالاب‌ها همانند دارایی و ثروتی فراموش شده قلمداد شده اند. در حال حاضر از 2.2 میلیون هکتار سطح تالابی ثبت شده در کشور، حدود 60 درصد مساحت کل آنها خشک شده است (دریاچه ارومیه، تالاب‌های جازموریان، هورالعظیم، شادگان، هامون و گاوخونی از مهم‌ترین اکوسیستم‌های آبی است). این سرنوشت شوم ثمره عدم شناخت ارزش واقعی تالاب‌ها، دست‌اندازی به محیط تالاب‌ها یا کوتاهی در تأمین حقابه محیط زیستی آنها است. البته باید این نکته را نیز متذکر شد که بجز تالاب هامون که حقابه‌اش به آب های ورودی مرزی وابسته است، سایر تالاب‌ها از آب‌های درون سرزمینی تغذیه می‌شوند اما سؤال اینجاست که این حقابه کجا رفته است؟ حقیقت این است که به‌دلیل قرارگیری بیشتر تالاب‌ها در پایین دست منابع تغذیه کننده آنها یعنی رودخانه‌ها، حقابه آنها در بالادست رودخانه، با مدیریت غیراصولی آب در بخش کشاورزی یا صنعت، بلعیده شده و یا خواسته و ناخواسته تأمین حقابه آنها در اولویت آخر قرار گرفته است.
تغییر کاربری اراضی
در همین راستا از جمیع چالش‌های تهدید کننده تالاب‌ها در کشور می‌توان به این نتیجه رسید که اولین و مهم‌ترین مسأله تالاب‌های کشور، عدم تأمین حقابه آنها است. البته مشکل تالاب‌های کشور تنها به تأمین حقابه بسنده نشده و مشکلات دیگری نظیر ساخت و سازهای توسعه‌ای مانند جاده، ایجاد مراکز کشف و استخراج نفت و گاز، آلودگی ناشی از ورود پساب‌ها و فاضلاب‌های کشاورزی و صنعتی به تالاب‌ها، تعدی و تجاوز به حریم تالاب‌ها و تغییر کاربری اراضی تالابی، بیشتر تالاب‌های ایران زمین را تهدید می‌کند. البته تا سالهای پیش روشن نبودن میزان حقابه و عدم الزام قانونی دستگاه متولی آب یعنی وزارت نیرو، تنها بهانه‌ای بود تا تالاب‌ها در پایین دست‌ترین نقطه رودخانه‌ها در اولویت آخر قرار گرفته و از حقابه خود محروم شوند. به این ترتیب با تصمیمات غلط و به طمع استفاده بهتر از آب، همان بلایی که در کشور شوروی سابق از سال 1960 تا 1987 بر سر دریاچه آرال (چهارمین دریاچه بزرگ دنیا) آمد و هزار و یک مشکل زیست محیطی، معیشتی و بهداشتی بر مناطق مجاور دریاچه آرال واقع در کشورهای استقلال یافته قزاقستان و ازبکستان تحمیل کرد، ما از سال 1992به بعد بر سر دریاچه ارومیه و تالاب‌های هورالعظیم، شادگان، جازموریان و گاوخونی و... آوردیم.
حقابه در اولویت قرار گیرد
جالب اینجاست که علی رغم اینکه حقابه تالاب‌ها دقیقاً مشخص شده و دستگاه متولی آب موظف به تأمین حقابه شده است (طبق ماده دو قانون حفاظت، احیا و مدیریت تالاب‌های کشور که در سال 1397 از سوی مجلس برای اجرا به دولت و سازمان حفاظت محیط زیست ابلاغ شده است)، اما پس گرفتن حقابه تالاب‌ها از حقابه داران نسبتاً جدید بسیار سخت و دشوار و حتی غیرممکن شده است! (همانگونه که تجربه ناموفق احیای دریاچه ارومیه به همگان نشان داد). مشکل اساسی‌تر این است که توسعه آب بَر از نوع کشاورزی در بالادست رودخانه‌های منتهی به تالاب‌ها، همچنان با شدت بیشتری ادامه داشته و در بالادست رودخانه‌ها، ساختن سازه‌ها و بذل و بخشش حقابه تالاب‌ها به بخش‌های دیگر رواج دارد؛ متأسفانه هیچ چشم‌اندازی نیز از تغییر رویکردها و مدیریت‌ها برای نجات تالاب‌های کشور دیده نمی‌شود. لذا باید همچنان نگران تالاب‌های کشور و آینده آنها بود  و تا زمانی که تغییری در این رویکرد مشاهده نشود، پرداختن به کارهای دیگر کاملاً بی‌ثمر است.
واقعیت این است که در سال آبی گذشته (اول مهر 1400 تا 31 شهریور 1401) اکثر تالاب‌های کشور تجربه بدی را پشت سر گذاشته و در بدترین شرایط وارد سال آبی جدید شدند. هم اکنون نیز سال آبی جدید در حالی آغاز می‌شود که نوید فرا نرمال بودن بارندگی‌ها در آذر ماه به گوش رسیده و سالی نرمال از نظر آبی در اکثر نقاط کشور (بجز حوضه کرخه که زیر نرمال پیش‌بینی شده است) پیش‌بینی می‌شود؛ لذا اکنون لب تشنه تالاب‌های کشور منتظر تصمیمات حکمرانان آب است تا در سال آبی جدید، حقابه آنان در اولویت قرار گرفته و دیگر همانند سال‌های گذشته، ته صف قرار نگیرند!
در حال حاضر دوستداران محیط زیست و متخصصان آب کشور چشم انتظارند تا بر اساس معیارهای پذیرفته شده جهانی، اولویت تخصیص آب زیست محیطی رودخانه‌ها و تالاب‌ها بر نیاز بخش‌های کشاورزی و صنعت چیره شده و با چنین نگرش علمی، این جاذبه‌ها و ثروت‌های طبیعی در کشور بتوانند حقابه طبیعی و مصوب خود را دریافت نمایند. پس از حل این مسأله، دیگر مشکلات بر شمرده فوق و حل تدریجی آنها اهمیت یافته و می‌توانند نفسی تازه به تالاب‌های کشور دمیده و درد تالاب‌های کشور را ترمیم و تسکین دهند. ایران

تهران وارد سومین سال خشکی شد؛ آیا پاییز امسال بوی باران می گیرد؟

مشت بسته آب

اولین ماه پاییز امسال به روزهای آخر نزدیک می شود و تهران هنوز بارندگی را تجربه نکرده است. شرکت آب منطقه ای استان تهران از وضعیت نامساعد منابع آب پایتخت خبر داده و گفته است که تهران وارد سومین سال خشک شده است.

این موضوع در حالی رخ می دهد که تابستان امسال بحران آب ایران به قطع آب آشامیدنی دو استان چهارمحال وبختیاری و همدان رسید و دولت ناچار شد با تمهیدات فوری آب آشامیدنی این شهرها را تامین کند و حالا تهران از نظر منابع آبی تحت فشار قرار گرفته است. هرچند احتمال قطع سراسری آب پایتخت ضعیف است اما شرکت آبفا بارها از تهرانی ها درخواست کرده است که برای عبور از وضعیت نامساعد ذخایر آبی امسال، آب کمتری مصرف کنند.

تهران  وارد سومین  سال خشک شد

بحران آب ایران در سال های اخیر بارها خبرساز شده است و استان های خوزستان و اصفهان را به شدت متاثر کرده است. وضعیت وخیم منابع آبی حتی به استان های شمالی ایران هم سرایت کرده و گزارش های متعددی از خشک شدن تالاب ها و کم آب شدن رودخانه های این استان ها منتشر شده است. امسال دریاچه ارومیه هم وضعیت وخیمی را پشت سر گذاشت و تقریبا 95 درصد دریاچه خشکید. این وضعیت ناگوار منابع آبی، این روزها نگرانی ها را برای تامین آب آشامیدنی پایتخت افزایش داده است.

در همین زمینه علیرضا ارسطویی، مدیر دفتر تاسیسات آبی و برق آبی شرکت آب منطقه ای تهران خبر داده است که تهران به سومین سال خشک و کم بارش وارد شده است.

او با بیان این مسئله به ایلنا توضیح داده است که سهم آب آشامیدنی تهران از ذخایر سدها 25 درصد کاهش دارد.

ارسطویی با بیان اینکه سهم تامین آب آشامیدنی تهران از ذخایر سدها و سفره های آب زیرزمینی 70 به 30 درصد است، گفت: با کاهش 89 میلیون مترمکعبی ذخایر سدهای تهران نسبت به پارسال سهم تامین آب آشامیدنی تهران از منابع آب سطحی 25 درصد کاهش می یابد؛ بنابراین سهم تهران از ذخایر آب سدها 60 درصد و از سفره های آب زیرزمینی 40 درصد خواهد بود. او با بیان اینکه تهران به سومین سال خشک و کم بارش وارد شده است، توضیح داد: با تغییر اقلیم و نوع بارش از برف به باران و البته افزایش جمعیت میزان ذخایر سدها نیز کاهش یافته است.

مدیر دفتر تاسیسات آبی و برق آبی شرکت آب منطقه ای تهران ادامه داد: سال 1400 نیز نسبت به سال 99، به علت کاهش بارندگی ها میزان بهره برداری از ذخایر سدها 13 درصد کاهش یافت که این روند به علت مدیریت منابع آب است.

همچنین اخیرا عبدالحسین مجدی زاده، معاون بهره برداری شرکت تامین و تصفیه آب و فاضلاب تهران هم گفته است که امسال سومین سال آبی خشک و کم بارش پی درپی است و این وضع تنش آبی، در طول حدود 50 سال گذشته در تهران بی سابقه است و در هیچ دوره ای شاهد چنین وضعی نبوده ایم.

او در یک گفت وگوی ویدئویی که وب سایت خبری بازار منتشر کرده، توضیح می دهد: شهر تهران با توجه به ذخایر آبی آن، شهر مقاومی در مقابل تنش آبی نیست و با توجه به افزایش دوونیم درجه ای دمای هوا در پاییز امسال نسبت به مدت مشابه سال قبل و کاهش ذخایر آبی سدها مصرف آب شهروندان تهران هم افزایش یافته است.

معاون شرکت تامین و تصفیه آب و فاضلاب تهران تاکید کرده است که حدود 40 درصد مصرف آب در تهران از منابع آب زیرزمینی (چاه ها) و 60 درصد دیگر از منابع آب سطحی (سدها) تامین می شود که این عدد در ماه های مختلف، به علت تغییر شرایط اقلیمی، متغیر است و هم اکنون حدود 80 میلیون متر مکعب حجم ذخایر سدهای پنج گانه تهران در مقایسه با مدت مشابه سال قبل کمتر شده است.

او گفته است در دو فصل پاییز و زمستان به علت کاهش حجم ذخایر سدها و کم بارشی و در زمستان چون بارش ها بیشتر برف است و تبدیل به روان آب نمی شود، دغدغه برای تامین آب بیش از فصل گرم تابستان است.

با تمام این اوصاف کارشناسان منابع آب معتقدند که سیاست گذاری های نادرست و مدیریت ناکارآمد منابع آبی مهم ترین عامل بحران آب در ایران بوده است و نیاز فوری به اصلاح اشتباهات گذشته وجود دارد. اعتماد

 

احتمال تبدیل شدن یک تالاب به کانون مخاطره آمیزی از ریزگردها در 30 کیلومتری کرمانشاه بالا گرفت

هشیلان در چاه کشت‌های آب‌بر افتاد و خشک شد

بیتا  میرعظیمی
خبرنگار

 

تالاب 450 هکتاری هشیلان، منحصر به فردترین تالاب‌ غرب ایران و یکی از زیباترین مناظر طبیعی استان کرمانشاه، برای سومین‌بار نفسش از حفر چاه‌های غیرمجاز و برداشت‌های بی‌رویه آب از سفره‌های زیرزمینی به شماره افتاده و کاملاً خشک شده است! معاون محیط طبیعی و تنوع زیستی محیط زیست استان کرمانشاه به ایران می‌گوید: اگر کشت‌های آب‌بر متوقف نشود و همزمان چاه‌های غیرمجاز، مدیریت و مسدود حقابه‌های زیست‌محیطی نیز رعایت نشود، تالاب برای همیشه خشک شده و به کانون مهمی از ریزگردها در 30 کیلومتری کلانشهر کرمانشاه تبدیل می‌شود.
فرشاد فتاحی، مهم‌ترین دلیل خشکیدگی تالاب هشیلان، سراب نیلوفر و رودخانه‌های استان کرمانشاه را برداشت بی‌رویه آب از سفره‌های زیرزمینی و انحراف مسیر رودخانه‌ها برای کشت‌های آب‌بر دانسته و به ایران می‌گوید: طی سال‌های گذشته، میزان بارندگی از متوسط سالانه ۴۸۵ میلی‌متر، تقلیل یافته و به حدود ۲۹۰ میلی‌متر در سال‌جاری رسیده است. البته پدیده خشکسالی و تغییر اقلیم به تنهایی، منجر به خشک شدن کامل تالاب نشده است بلکه مصرف بی‌رویه و بی‌ضابطه آب در بخش کشاورزی، این تالاب ارزشمند را به طور کامل خشک کرد. با توجه به اینکه بیش از ۱۵ سال است که اغلب استان‌های کشور از جمله استان کرمانشاه وارد دوره خشکسالی شده‌اند، لازم است میزان برداشت آب از سفره‌های زیرزمینی، استقرار صنایع، الگوهای کشت در کشاورزی و... مطابق و هماهنگ با مدل‌های آمایش سرزمین تغییر کند و اصلاح شود. یعنی الگوهای توسعه، باید با میزان آب موجود در استان و کشور تناسب داشته باشد تا بتوان از ورشکستگی آبی ممانعت کرد.
ضرورت تغییر الگوی کشت
به گفته فتاحی، اگرچه تالاب هشیلان پیشتر خشکیدگی را در سال‌های ۸۷ و ۹۴ تجربه کرده و حتی سالیان گذشته نیز دچار آتش‌سوزی شده بود، اما امسال خیلی زودتر و با شدت بیشتری نفسش به شماره افتاد و به‌صورت کامل خشک شد. ما باید به این باور برسیم که در دوره خشکسالی طولانی قرار داریم و باید الگوهای کاشت خود را تغییر دهیم. اما شاهدیم که شماری از کشاورزان، کاشت محصولات آب بر مانند ذرت علوفه‌ای را توسعه داده، از هر هکتار آن حداقل 300 میلیون تومان سود نصیبشان می‌شود. اگرچه کاشت محصولات زراعی و باغی توسط بسیاری از کشاورزان برای تأمین معیشتشان انجام می‌شود، اما در این میان برخی دیگر نیز بدون توجه به کمبود شدید آب، کشت دوم و حتی سوم را نیز انجام می‌دهند. حتی به‌دلیل کمبود آب در دیگر استان‌های کشور، برخی از زارعان از استان‌هایی مانند همدان، اصفهان و خراسان وارد استان کرمانشاه شده، پس از اجاره زمین، محصولات با نیاز آبی زیاد می‌کارند. متأسفانه آب‌های زیرزمینی در استان به شکل بی‌رویه برداشت شده، همزمان با حفر چاه‌های غیرمجاز، آب رودخانه‌ها نیز برای مصارف کشاورزی از مسیر اصلی رودخانه منحرف می‌شود.
7 هزار حلقه چاه غیرمجاز!
این مقام مسئول ادامه می‌دهد: باید در نظر داشت که هیچ رودخانه‌ای به تالاب هشیلان نمی‌ریزد و آب آن تنها از طریق ۲ سراب سبز علی و من می تأمین می‌شود. حال تصور کنید با حفر چاه‌های غیرمجاز، چه میزان از آب‌های زیرزمینی اطراف تالاب برداشت می‌شود؛ به گونه‌ای که آب سراب‌ها کاهش یافته و دیگر نمی‌توانند دبی مورد نیاز برای تالاب را تأمین کنند. از دیگر سو، حقابه‌ای از سد گاوشان نیز برای تالاب درنظر گرفته نشده است؛ چون آب این سد، تنها برای تغذیه آب استان کردستان و آب شرب شهر کرمانشاه کفایت می‌کند و حقابه زیست محیطی برای تالاب ندارد. حتی اگر حقابه زیست محیطی مذکور نیز تخصیص یابد، در طول مسیر توسط کشاورزان و زارعان مصرف شده و به تالاب هشیلان نخواهد رسید.
او می‌افزاید: براساس آمارهای ارائه شده توسط مراجع ذیربط، بیش از ۷ هزار حلقه چاه غیرمجاز در استان، نفس تالاب‌ها و رودخانه‌های این استان را تنگ‌تر از همیشه کرده است. به هرحال لازم است چاه‌های غیرمجاز، مسدود و پلمب شوند. در برخی موارد هم، صاحبان چاه‌های مجاز اقدام به فروش آب به دیگر زارعان می‌کنند که باید با این پدیده نیز از طریق نصب کنتور‌های هوشمند مقابله شود. در حقیقت مناسب‌ترین راه برای احیای تالاب هشیلان، مدیریت منابع آب زیرزمینی و چاه‌های اطراف آنها است؛ چنانچه این کار انجام شود آب سریعتر به تالاب برخواهد گشت و تالاب بار‌دیگر سرزنده خواهد شد.
تغییر الگوی کشت
فرشاد فتاحی انحراف مسیر آب از رودخانه‌ها را نیز یکی دیگر از عوامل مهم خشکیدگی رودخانه‌های این استان معرفی کرده و می‌گوید: رودخانه دینور آب پس از الحاق به رودخانه گاماسیاب و سیمره، به حوضه آبریز کرخه می‌ریزد؛ اما در حال حاضر، علاوه‌بر خشکیدگی رودخانه بزرگ گاماسیاب، در دینورآب به اندازه‌ای انحراف آب برای کشت‌های آب بر انجام شده است که در تابستان سال‌جاری مسیر این رودخانه به چاله‌های آبی کوچک تبدیل شده و هزاران قطعه از آبزیان و ماهی‌ها به‌دلیل کمبود اکسیژن محلول در آب از بین رفتند. هم اکنون پیشنهاد تغییر و تنظیم الگوی کشت مطابق با تغییرات اقلیم و الگوهای آمایش سرزمین ارائه شده که لازم است قوانین مدون درخصوص نحوه اجرای الگوی کشت در دوران خشکسالی و کمبود آب، توسط وزارت جهاد کشاورزی و مجلس تدوین و ابلاغ شود. باید توجه داشت که صرفاً با توصیه الگوی کاشت به زارعان، امکان اجرای صحیح آن نیز وجود ندارد.
 توسعه فرهنگ محیط زیستی
به گفته این مقام مسئول، با وجود خشکیدگی کامل تالاب هشیلان، با پیگیری‌های مؤثر و قاطع شورای پیشگیری از وقوع جرم در دادگستری استان کرمانشاه مقرر شد که آب‌رسانی به تالاب از طریق تانکرهای آب‌رسانی با کمک ارتش، مرزبانی و... انجام شود. تاکنون نیز ۱۹ تانکر آب به تالاب منتقل شده است تا زیستمندان حاشیه تالاب از بین نروند؛ تا زمانی که بارندگی آغاز شود و تالاب به حالت نرمال خود بازگردد. باید این نکته را هم درنظر داشته باشیم که با خشکیدگی تالاب، تعادل هیدرولوژیک آب و اکوسیستم تالاب از بین خواهد رفت و صرفاً با ریختن آب به داخل تالاب، نمی‌توان زیست بوم تالاب را نجات داد.
معاون محیط طبیعی و تنوع زیستی محیط زیست استان کرمانشاه به توسعه فرهنگ محیط زیستی و آماده‌سازی بسترهای لازم در استان اشاره کرده و بار دیگر با تأکید می‌گوید: برای نجات تالاب هشیلان و دیگر رودخانه‌های استان کرمانشاه باید کشت‌های آب‌بر متوقف شود و همزمان با مدیریت چاه‌های غیرمجاز، حقابه‌های زیست‌محیطی نیز رعایت شود؛ زیرا اگر تالاب هشیلان خشک شود و حقابه آن نیز تأمین نگردد، به کانون مهمی از ریزگردها در 30 کیلومتری کلانشهر کرمانشاه تبدیل خواهد شد. ایران

 

تکمیل طرح شبکه فاضلاب شهرهای حاشیه دریاچه نیازمند ۴۵۰ میلیارد تومان اعتبار است

حفر چاه‌های عمیق، عامل خشک شدن دریاچه ارومیه

رئیس سازمان حفاظت محیط زیست کشور بر ضرورت مدیریت منابع آبی حوضه دریاچه ارومیه برای جلوگیری از خشکی این دریاچه تأکید کرد. این در حالی است که بیش از ۹۵ درصد سطح حدود ۶ هزار کیلومتر مربعی دریاچه ارومیه خشک شده و کارشناسان بارها درباره تهدید طوفان‌های نمکی ناشی از خشک شدن دریاچه ارومیه برای زندگی ۱۵ میلیون نفر از اجتماعات پیرامونی آن هشدار داده‌اند.
روز گذشته علی سلاجقه معاون رئیس جمهور در دیدار با استاندار آذربایجان شرقی گفت: بر این اساس با ساماندهی منابع و مصارف آب می‌توان در کنار دیگر اقدامات برای رفع مشکل احیای دریاچه ارومیه اقدام مؤثر انجام داد.
 
حقابه دریاچه ارومیه تأمین شود
او تصریح کرد:‌ گرچه تغییر اقلیم شاید عامل مهم کاهش آب دریاچه ارومیه شده است، اما دخالت عوامل انسانی از جمله کشت محصول پرآب‌بر و حفر چاه‌های غیرمجاز می‌تواند مهم‌ترین دلیل خشکی دریاچه شود.
سلاجقه افزود: سازمان‌های جهاد کشاورزی استان‌های حوضه دریاچه ارومیه باید تکالیف خود را در زمینه کشت‌های جایگزین و کشت‌های کم‌‌آب‌بر و رهاسازی بموقع آب انجام دهند و وزارت نیرو هم باید حقابه را به جای مسیر رودخانه‌ها بر سر تالاب تحویل دهد.
رئیس سازمان حفاظت محیط زیست کشور همچنین به رویکرد جدید دولت برای حمایت از طرح‌های صنعتی و معدنی در کشور اشاره کرده و گفت: آیین‌نامه تسهیل فرایندها و ضوابط استقرار واحدهای صنعتی تدوین شده و هفته آینده ابلاغ می‌‌شود که با اجرایی شدن آن بخش اعظمی از مشکلات صدور مجوزها مرتفع خواهد شد.
 
رهاسازی پساب فاضلاب به دریاچه
همزمان عابدین خرم استاندار آذربایجان شرقی نیز در این دیدار، با بیان برخی از مشکلات زیست محیطی و موانع موجود بر سر راه صنعتگران و معدنکاران گفت: استان آذربایجان شرقی با بیش از ۸.۵ میلیون تن ذخایر معدنی با مشکلات عدیده صدور مجوز مواجه بوده که لازم است با لحاظ ضرورت‌های زیست محیطی در این خصوص گره‌گشایی شود. او افزود: در حال حاضر بیش از۶۵۰ معدن در استان وجود دارد که متأسفانه ۵۰ درصد آنها غیرفعال هستند، با توجه به اشتغال بالا و ارزش افزوده مناسب، این صنعت نیازمند توجه جدی است.
استـــانــدار آذربــایجــان شـــرقی درخصوص احیای دریاچه ارومیه نیز خاطرنشان کرد: گرچه در سال‌های اخیر اقدامات خوبی برای جلوگیری از کاهش آب این دریاچه انجام گرفته اما لازم است بیش از پیش متولیان موضوع اهتمام کنند.
این مقام مسئول افزود: برای تکمیل طرح‌های شبکه فاضلاب شهرهای حاشیه دریاچه ارومیه حدود۴۵۰ میلیارد تومان اعتبار مورد نیاز است که در صورت تخصیص و اجرایی شدن این طرح‌ها، پساب فاضلاب‌ها به این دریاچه رهاسازی خواهد شد.
 
بهره‌برداری از پروژه‌های سخت‌افزاری
در همین حال روز گذشته، مجتبی ذوالجودی معاون محیط زیست دریایی و تالاب‌های سازمان حفاظت محیط زیست کشور در بازدید از طرح‌های احیای دریاچه ارومیه گفت: سیاست دولت، نهایی کردن و به اتمام رسیدن طرح‌های سخت‌افزاری احیای دریاچه ارومیه است. او در گفت‌وگو با خبرنگاران اظهار کرد: تلاش می شود طرح‌های انتقال آب به این دریاچه که با هزینه ۶ هزار میلیارد تومان آغاز شده تا ۶ ماه آینده تکمیل شود و به بهره‌برداری برسد.
ذوالجودی طرح‌های دولت را در سه محور تکمیل، اصلاح و بهره‌برداری از پروژه‌های سخت‌افزاری اعلام کرد و گفت: از جمله این طرح‌ها تأسیس سدها و کانال‌هایی است که آب را به سمت دریاچه هدایت کنند.
معاون محیط زیست دریایی و تالاب‌های سازمان حفاظت محیط زیست کشور ادامه داد: با تکمیل سد کانی‌سیب که قرار است آب حوضه زاب را به دریاچه منتقل کند ۶۲۳ میلیون مترمکعب آب به دریاچه خواهد رسید؛ همچنین با تکمیل سد سیلوه حدود ۳۰۰ میلیون مترمکعب آب وارد دریاچه ارومیه می‌‌شود.
به گفته او، تصفیه و هدایت آب فاضلاب استان‌های آذربایجان شرقی و غربی با ۹۰ میلیون مترمکعب حجم از دیگر طرح‌های در دست اجراست که طی ۶ ماه آینده تکمیل می‌‌شود.
معاون محیط زیست دریایی خاطرنشان کرد: در موضوع نرم‌افزاری، مشارکت دادن مردم حوضه دریاچه ارومیه و مدیریت منابع آبی و افزایش بهره‌وری کشاورزی و بررسی و آسیب‌شناسی برنامه‌های دولت قبلی از برنامه‌های دیگر دولت برای احیای این دریاچه است.
شایان ذکر است، خشکی دریاچه ارومیه که میزان آب آن در اواسط دهه 1370 به ۱۴ میلیارد مترمکعب می‌‌رسید، از اوایل دهه ۱۳۸۰ آغاز شد و با تداوم خشکسالی‌ها، احداث بیش از ۷۰ سد در حوضه آبریز، توسعه باغات و برداشت بیش از حد مجاز آب‌های زیرزمینی تشدید شد؛ با روی کار آمدن دولت یازدهم، ستاد احیای دریاچه ارومیه تشکیل شد که اجرای بندهای آن در راستای احیای دریاچه ارومیه تا سال ۱۴۰۰ بیش از ۱۵ هزار میلیارد تومان هزینه داشت، اما آن طور که باید موفق نبود. حال کارشناسان درباره تهدید طوفان‌های نمکی دریاچه ارومیه برای زندگی ۱۵ میلیون نفر از اجتماعات پیرامونی آن هشدار می‌‌دهند، البته طبق نظر آنان خوشبختانه بلورهای نمکی سطح دریاچه هنوز نشکسته‌اند و اقدامات حفاظتی دقیق و فراگیر می‌‌تواند از بروز هر گونه طوفان نمکی در منطقه جلوگیری کند. ایران

 

خروشان‌ترین رودخانه لرستان در بخش‌هایی از مسیر خود خشک شده و از حرکت بازایستاده است

کشکان در بستر خشکسالی جان می‌دهد

بیتا  میرعظیمی
خبرنگار

استان لرستان سال‌هاست با کاهش نزولات آسمانی و خشکسالی دست و پنجه نرم می‌کند اما امسال تنش آبی نمود بیشتری پیدا کرده و دامنه آن به رودخانه کشکان نیز کشیده شده است. حالا کشکان که روزگاری از آن با عنوان خروشان‌ترین رودخانه لرستان یاد می‌شد با تشدید خشکسالی وعدم رعایت الگوی کشت در سرشاخه‌های اصلی، نفس‌اش به شماره افتاده و در بخش‌هایی از مسیر خود خشک شده و از حرکت باز ایستاده است.
علی سالاروند مدیرکل محیط زیست لرستان، با بیان اینکه طی چند سال اخیر تغییرات اقلیمی و خشکسالی در کشور مشکلاتی را برای مردم، کشاورزان و سایر ذی‌نفعان مرتبط ایجاد کرده است، می‌گوید: تغییرات اقلیمی و خشکسالی تمامی منابع آبی استان لرستان که روزگاری سرزمین آبشارها در کشور بود را تحت تأثیر قرار داده و خروجی ۱۲ میلیارد متر مکعب آب از استان را با افت شدید مواجه کرده است.
خشکسالی و کمبود نزولات آسمانی
وی خشکسالی، کمبود نزولات جوی، سوء مدیریت بلندمدت در حکمرانی آب، برداشت‌های مجاز و غیرمجاز بدون در نظر گرفتن شرایط خشکسالی کنونی و همچنین عدم رعایت الگوی کشت در سرشاخه‌های رودخانه کشکان را از جمله عوامل اصلی خشکیدگی در بخش‌هایی از پایین‌دست این رودخانه برشمرده و به ایران می‌گوید: جهاد کشاورزی برای مقابله با خشکیدگی این رودخانه، کاشت محصولات در استان را تا ۵۰ درصد تقلیل داده است. به طور مثال اگر سال گذشته در صددرصد زمین کشاورزی، محصولی کاشته می‌شد، امسال گفته شده است که تنها در ۵۰ درصد زمین کاشت انجام شود.
به گفته این مقام مسئول، در سال‌ جاری شدت خشکسالی به حدی است که حتی برخی از روستاهای خودگردان (به لحاظ منابع آبی) نیز دچار کم‌آبی شدید شده است؛ در همین راستا نیز نماینده وزارت نیرو در این زمینه یعنی شرکت آبفا به آبرسانی با تانکر به این روستاها متوسل شده است. از سویی دیگر سد ایوشان در بالادست رودخانه کشکان، سال گذشته آبگیری نشده است، به همین دلیل نیز پیش‌بینی می‌شود که اگر همین میزان اندک آب در سد ایوشان نیز به کشاورزان داده شود، ۲ الی ۳ ماه دیگر هیچ آبی پشت سد باقی نخواهد ماند. در آخرین جلسه‌ای که با مسئولان ذی‌ربط داشته‌ایم، مقرر شده است که هفته‌ای یک بار آب این سد رهاسازی شود تا اراضی پایین دست منتفع شده و باغ‌ها در پایین دست نیز خشک نشوند. در شرایط فعلی بخش‌هایی از مسیر این رودخانه خشک شده و از حرکت باز ایستاده است. البته طبق آخرین پایش‌های انجام شده سرشاخه‌ای از کشکان واقع در منتهی‌الیه حوزه پلدختر هنوز خشک نشده و آب دارد.
اصلاح الگوهای کشت در بالادست
مدیرکل محیط زیست لرستان، اقدام در چهارچوب قانون توزیع عادلانه آب را بهترین و مهم‌ترین راه حل برای غلبه بر شرایط فعلی دانسته و می‌گوید: در چنین شرایطی باید اطلاع‌رسانی شود که محصولات آب بر به هیچ وجه کاشته نشود و کشاورزان منطقه نیز این موضوع را باید جدی گرفته و رعایت کنند.
علی سالاروند، مدیریت آب در شرایط خشکسالی را با جمع‌آوری موتور تلمبه‌های غیرمجاز و همسویی موتور تلمبه‌های مجاز با شرایط خشکسالی فعلی و اصلاح الگوهای کشت در بالادست رودخانه کشکان برای حفظ حیات زیستمندان و انتفاع ذی‌نفعان پایین‌دست مهم دانسته و می‌گوید: مشکل درکشور ما این است که اغلب مردم در مواقع کم آبی تنها به انتفاع شخصی خود فکر می‌کنند. این در حالی است که باید در کنار یکدیگر و دست در دست هم، مشکلات پیش رو را پشت سر گذاشته و با روحیه جهادی، به سلامت از مرحله خشکسالی عبور کنیم.
کاهش 37 درصدی بارندگی
در همین حال داریوش حسن نژاد مدیرعامل شرکت آب منطقه‌ای لرستان به ایران می‌گوید: حوضه آبریز کشکان با مساحت 9775.66 کیلومتر مربع در ناحیه جنوب غربی ایران، بخش مهمی از سرشاخه‌های پرآب رودخانه کرخه را تشکیل می‌دهد و بخش عمده آن نیز از شهرستان‌های خرم‌آباد و الشتر سرچشمه گرفته و رودهای دائمی و فصلی نیز از خرم‌آباد، نورآباد، پلدختر، کوهدشت و چگنی در طول مسیر به آن افزوده می‌شوند. همچنین زایش‌هایی نیز در طول مسیر دیده می‌شود.
وی با اشاره به اینکه در سال‌جاری 37 درصد کاهش بارندگی در منطقه ثبت شده و در نتیجه دبی چشمه‌ها و رودخانه‌ها، تا 80-70 درصد کاهش پیدا کرده است، می‌گوید: اکثر رودخانه‌های این منطقه، در حال خشک شدن هستند. بخش‌هایی از رودخانه کشکان در پایین دست سد معشوره تا 2 کیلومتری دوآب ویسیان، نیز کاملاً خشک شده است. این دومین سال متوالی است که خشکیدگی در این رودخانه ثبت می‌شود. در پایین دست نیز رودخانه‌ای که از طرف خرم‌آباد و ویسیان می‌گذرد، مقداری آن را آبدار کرده و در نقاط پایین دست مانند شهر معمولان تا پلدختر نیز به‌صورت مقطعی آب وجود دارد.
الگوی کشت رعایت نمی‌شود!
این مقام مسئول می‌افزاید: متأسفانه در سال‌جاری بارندگی کاهش پیدا کرده و کاهش دبی رودخانه با برداشت‌ها برای باغ‌ها در طول مسیر ثبت شده است. هم‌اکنون آب به‌صورت دائمی وجود ندارد؛ مگر اینکه آب را سهمیه‌بندی کرده و آب قسمتی از روستاها را قطع کنند تا آب به روستاهای پایین دست برسد. اعضای شورای حفاظت شهرستان پلدختر در حال مدیریت این موضوع بوده و تاکنون نیز آبرسانی بموقع انجام شده است؛ اما نیاز به همکاری مردم و مسئولان است و در مصرف آب می‌بایست صرفه‌جویی کنند. همچنین الگوی کشت کل منطقه از سرچشمه تا خروجی استان را نیز رعایت کنند. همچنین الگوی کشت را مسئولان جهاد کشاورزی بر اساس اعلام میزان آب توسط شرکت آب منطقه‌ای استان، تعریف می‌کنند، اما متأسفانه این الگوی کشت، اغلب توسط کشاورزان رعایت نمی‌شود. گاهی نیز از موتور تلمبه‌های غیرمجاز سیار استفاده کرده و آب را به اراضی دیم انتقال می‌دهند.
وی کاهش بارندگی، تغییر نوع بارش از برف به باران و افزایش دما  را از عمده‌ترین دلایل خشکیدگی بخش‌هایی از رودخانه کشکان دانسته و می‌گوید: در استان لرستان، سدهای مخزنی برای ذخیره آب وجود نداشته و تنها سد ایوشان آبگیری شده است و سد دیگری برای نگهداری آب و بهره‌گیری از آن در فصل تابستان وجود ندارد که در نتیجه از دبی پایه رودخانه‌ها استفاده می‌شود. سد ایوشان ظرفیت آبگیری 52 میلیون متر مکعب آب را دارد اما امسال تنها معادل 25 میلیون متر مکعب میزان آب ورودی به سد بوده است.
رهاسازی مقطعی آب از ایوشان
داریوش حسن‌نژاد تصریح می‌کند: از اسفندماه سال گذشته تدابیر ویژه‌ای برای مدیریت صحیح منابع آب با خشکسالی در استان اتخاذ گردیده است. بر اساس تصمیم مشترک شورای حفاظت منابع آب و کارگروه سازگاری با کم آبی، کشت برنج در سطح استان ممنوع شد. پس در پایان فصل کشت برنج به منظور تأمین آب زیست محیطی و آب مورد نیاز باغ‌های پایین دست و آب شرب احشام گله‌داران، شورای حفاظت منابع آب استان تصمیم گرفته است آب سد ایوشان را به طور مقطعی و بر اساس برنامه زمانبندی، 3 روز رها‌سازی کند. قرار است این اقدام تا آغاز فصل بارندگی ادامه پیدا کند.
مدیرعامل شرکت آب منطقه‌ای لرستان، با اشاره به اینکه پیش‌بینی می‌شود با این روش، خشکسالی رودخانه کشکان در سال‌جاری برای قسمت‌هایی از رودخانه مدیریت شود، می‌گوید: مشکل خشکسالی مخصوصاً در منطقه کرخه همچنان ادامه دارد که بر این اساس نیز باید تدابیر و برنامه‌ریزی لازم صورت بگیرد؛ همچنین از کشت محصولات بهاره در مناطقی که مشکل آب دارند باید جلوگیری شود و الگوی کشت در این مناطق تغییر کند، چرا که با ادامه الگوی کشت کنونی، منابع آب موجود توان پاسخگویی به بخش کشاورزی را نخواهند داشت.  ایران

تا 20 سال آینده زاگرسی باقی نخواهد ماند

تغییر رویکرد توسعه، راه نجات زاگرس

لیلا مرگن
خبرنگار

 

طغیان آفات در زاگرس در حال تبدیل شدن به پدیده‌ای عادی است. آفاتی که درختان بلوط را یکی پس از دیگری مورد حمله قرار می‌دهند، وضعیت این جنگل‌ها را نگران کننده کرده است. عادل جلیلی رئیس سابق مؤسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع کشور در گفت‌وگو با ایران زاگرس را محدود به جنگل‌های منطقه ندانسته و درباره اکوسیستم زاگرس شامل جنگل، مرتع، اکوسیستم‌های ماندابی و دیگر اجزا سخن می‌گوید. او بر این باور است که زاگرس تحت تأثیر سه عامل دام و زراعت، تغییر اقلیم و در نهایت مدیریت نامناسب منابع آب زیرزمینی قرار داشته و اگر مشکلات آن مرتفع نشود، تا 20 سال آینده زاگرسی نخواهیم داشت. به اعتقاد جلیلی، راه نجات زاگرس تغییر رویکردهای توسعه است، زیرا با ورود پول نفت به اقتصاد ایران رویکرد صنایع محور در کشور حاکم شده است. در این رویکرد با صرف منابع‌ طبیعی ثروت تولید می‌شود و به این ترتیب وابستگی معیشتی مردم به منابع افزایش می‌یابد. در حالی که راه نجات زاگرس، قطع ارتباط معیشتی مردم با این اکوسیستم و انجام قرق است. بنابراین باید در میان مدت رویکرد توسعه خدمات محور در دستور کار قرار گیرد تا با تغییر الگوی معیشتی جامعه، زاگرس نجات یابد.  این کارشناس با اشاره به اینکه اکوسیستم زاگرس شامل مجموعه جنگل، مرتع، رویشگاه‌های ماندابی، رودخانه‌ها و ... یک مجموعه پیچیده است، بیان می‌کند: زاگرس یکی از مراکز تمدنی انسان روی کره زمین است. طبیعت زاگرس همواره تحت فشار انسان بوده ولی تا زمانی که جمعیت کم بود و انسان با تکنولوژی ساده و ابتدایی از آن برداشت میکرد، فشارها آنقدر جدی نبود.
به گفته او از دهه 40 با ورود پول نفت به ایران، یک‌سری تکنولوژی‌ها به کشور وارد شد و تحولاتی در زیرساخت‌ها و بخش کشاورزی ایجاد کرد. همزمان جمعیت هم افزایش یافت و تخریب سنتی زاگرس سرعت پیدا کرد.
جلیلی دو عامل وجود دام در جنگل و زراعت زیر آشکوب را در وضعیت فعلی زاگرس مؤثر دانسته و می‌گوید: چرای دام باعث از بین رفتن زادآوری درختان و درختچه‌ها می‌شود اما اثرات تخریبی زراعت را نباید از نظر دور داشت.
او زراعت تخریبی در اکوسیستم زاگرس را به دو دسته تقسیم کرده و عنوان می‌کند: زراعت زیر آشکوب جنگل یکی از انواع زراعت است که پدیده بسیار عجیبی است و در هیچ جای دنیا ندیده‌ام که زیر درختان بلوط گندم بکارند! اسم چنین مکانی را چرا باید جنگل بگذاریم؟
جلیلی اضافه می‌کند: تغییر کاربری مراتع به دیمزارها نیز نوعی زراعت تخریبی در اکوسیستم زاگرس است. چرای دام و زراعت باعث شده است که فرسایش آبی در منطقه زاگرس سرعت پیدا کند.
نقش ناشناخته تنوع زیستی خاک
رئیس سابق مؤسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع می‌گوید: هنوز ظرفیت تنوع زیستی و نقش حیاتی خاک در دنیا شناخته شده نیست. مطالعات نشان می‌دهد در یک گرم خاک معادل کل انسان‌های روی زمین باکتری وجود دارد. او ادامه می‌دهد: مطالعات ما نشان می‌دهد در یک گرم خاک 16 گونه میکروریزی زندگی می‌کنند. میکروریزها نوعی قارچ هستند که ارتباط همزیستی با گیاه برقرار می‌کنند. وقتی فرسایش خاک اتفاق می‌افتد یعنی بستر رویش در اکوسیستم از دست می‌رود و خاک قدرت زایندگی نخواهد داشت.
به گفته جلیلی با از دست رفتن خاک، اگرچه درختان بذر با قوه نامیه (قدرت رویش) تولید می‌کنند اما امکان جوانه‌زنی برای بذر وجود نخواهد داشت و بذرهای رشد کرده هم توسط دام چریده می‌شوند و به این ترتیب ارتباط زادآوری طبیعی در زاگرس کاملاً حذف می‌شود. او ادامه می‌دهد: در زاگرس بجز جاهایی که انسان دسترسی نداشته یا سازمان جنگل‌ها قرق اعلام کرده است، زادآوری طبیعی کلاً حذف شده است. در این منطقه هر آنچه می‌بینید درختان مسن همسال هستند. این نسل پیر می‌تواند با آتش‌سوزی، ظهور آفات و خشکسالی از بین برود.
افزایش تکرار و شدت خشکسالی در اثر تغییر اقلیم
جلیلی با اشاره به اینکه هیچ کس برای حل مشکل دام و زراعت در زاگرس اقدامی انجام نداده، عنوان می‌کند: هنوز مشکل این پدیده در زاگرس حل نشده بود که پدیده تغییر اقلیم وارد میدان شد. او ادامه می‌دهد: مطالعات ما نشان می‌دهد در طول 40 سال گذشته، زمین 1.2 درجه گرمتر شده است. این افزایش دما بیشتر در زمستان یا در ارتفاعات بالا خود را نشان داده است. اثر تغییر اقلیم که در دنیا مساوی گرمایش است، در مناطق خشک خود را به‌صورت افزایش قدرت تبخیر و تغییر الگوی بارندگی نشان می‌دهد.
جلیلی می‌گوید: اگر در ایران فرایند کوهزایی رخ نمی‌داد، ایران چیزی شبیه بیابان‌های عراق و عربستان بود. رشته کوه‌های البرز و زاگرس ایران را نجات داد. در این دو رشته کوه عمده بارش‌ها به‌صورت برف دریافت می‌شد و این برف بتدریج در تابستان آب را در اختیار چشمه‌ها، آب‌های زیرزمینی و رودخانه‌ها قرار میداد. او اضافه می‌کند: بارش‌ها در گذشته در فصول خود پراکنش داشت اما با تغییر اقلیم، به‌صورت متمرکز و سیل‌آسا در 24 ساعت وارد زمین می‌شود و نه تنها بتدریج در اختیار انسان قرار نمی‌گیرد بلکه فرسایش به شکل وحشتناکی در کل عرصه اتفاق می‌افتد و تنوع زیستی خاک از دست می‌رود. در اثر تغییر اقلیم، تکرار و شدت خشکسالی‌ها افزایش یافته است.
30 درصد آورد آبی را از دست دادیم
رئیس سابق مؤسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع عنوان می‌کند: در اثر تغییر اقلیم طی چهار دهه، 30 درصد آورد آبی خود را از دست داده‌ایم. این مسأله روی آورد آبی رودخانه‌ها و آب‌های زیرزمینی تأثیر داشت و از سوی دیگر سبب شد، اکوسیستم خشک شود و خاک رطوبت مناسب برای رویش را از دست بدهد.
او تغییر اقلیم را یکی از فاجعه‌آمیزترین اتفاقاتی می‌داند که مسئولان به آن توجهی نداشته‌اند و می‌گوید: اولین قربانیان این پدیده در کره زمین ما و کشورهایی هستند که در کمربند خشک قرار دارند.
جلیلی مدیریت ناپایدار منابع آب زیرزمینی را سومین عامل مؤثر بر زاگرس اعلام می‌کند که به دو عامل قبلی اضافه شده و اثر آنها را تشدید می‌کند. به گفته جلیلی، در دنیا اطلاعات کمی در رابطه با آب‌های زیرزمینی وجود دارد. سالانه بین 650 تا 700 میلیارد متر مکعب از این منابع برداشت می‌شود. هفت کشور دنیا شامل هندوستان، چین، امریکا، پاکستان، ایران، مکزیک و عربستان، 75 درصد ذخایر آب زیرزمینی خود را مصرف می‌کنند. این هفت کشور به ترتیب بیشترین برداشت از آب‌های زیرزمینی را دارند.
او می‌گوید: منابع آب زیرزمینی حدود 20 درصد آب مصرفی کره زمین را شامل می‌شود. متأسفانه هفت کشوری که بیشترین استفاده از این منابع را می‌کنند، رفتار مشابهی با منابع خود دارند و همه آنها با پدیده فرونشست مواجه هستند.
این کارشناس با اشاره به یافته‌های اخیر در رابطه با آب‌های زیرزمینی عنوان می‌کند: در گذشته فکر می‌کردیم که برداشت از این منابع باید مساوی تغذیه آن باشد اما اخیراً مطالعات نشان می‌دهد که اینگونه نیست. هرچقدر از منابع آب زیرزمینی برداشت کنیم، یعنی بخشی از حق اکوسیستمی که به آب زیرزمینی وابسته است شامل جریان آب‌های زیرسطحی در رودخانه‌ها، چشمه‌ها، دریاچه‌ها و غیره را برداشت کردیم.
او با اشاره به مطالعه‌ای حاصل از رصد 10 هزار چشمه در منطقه کرخه، می‌گوید: این منطقه از کرمانشاه شروع شده و به هورالعظیم ختم می‌شود. مطالعه چشمه‌های منطقه نشان میدهد آبدهی این چشمه‌ها از سه و نیم میلیارد متر مکعب به 250 میلیون متر مکعب در طول 30 سال رسیده است. این میزان افت مساوی با میزان آبی است که از چاه‌های عمیق و نیمه عمیق در این حوضه‌ها برداشت شده است. به این ترتیب ما اکوسیستم را تعطیل کرده‌ایم.
افزایش زوال در اکوسیستم زاگرس
جلیلی می‌گوید: مطالعات ما نشان می‌دهد زوال در اکوسیستم زاگرس بر اساس شاخص خشکیدگی، از دست رفتن توان زادآوری و غیره بتدریج از ارتفاع پایین به بالا و از عرض‌های جغرافیایی پایین به بالا در حال حرکت است.
او اضافه می‌کند: بررسی وضعیت 23 هزار سال گذشته زاگرس نشان می‌دهد، اکوسیستمی که امروز در این منطقه می‌بینیم از 6 هزار سال پیش در این منطقه به‌وجود آمده است. قبل از آن در زاگرس درمنه‌زار داشتیم و شرایط منطقه شبیه بیابان‌های سمنان و کرمان بود. با توجه به روند تخریب در زاگرس ما به شرایط درمنه‌زار در این اکوسیستم بازخواهیم گشت اما درمنه‌زار هم نخواهیم داشت، زیرا فرسایش خاکی بشدت بالاست و این گیاه تثبیت نمی‌شود.
او تأکید می‌کند: اگر به حل مشکلات اکوسیستم‌های فعلی نپردازیم، تا 20 سال آینده اکوسیستم زاگرس را از دست خواهیم داد.
او یادآور می‌شود: ما در زاگرس نیازمند یک تصمیم همه‌جانبه هستیم. روش اصلاح زاگرس پیچیده نیست و با حفاظت و قرق می‌توان مشکل این اکوسیستم را حل کرد.
نیاز به تغییر رویکرد توسعه‌ای
جلیلی قرق را مساوی با حذف ارتباط معیشتی مردم منطقه با طبیعت می‌داند و بر این باور است که نمی‌توان معیشت مردم را نادیده گرفت. رئیس سابق مؤسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع می‌گوید: پول نفت رویکرد توسعه‌ای وابسته به منابع طبیعی را در ایران حاکم کرد. در رویکرد توسعه صنایع محور، تولید ثروت متکی بر منابع انجام می‌شود. به گفته جلیلی بر اساس مطالعات انجام شده و مقایسه رشد اقتصادی و روند توسعه و تولید ثروت در دنیا در کشورهای متوسط به سمت فقیر، میزان وابستگی تولید ثروت به منابع طبیعی 42 درصد بوده است. این تولید ثروت نیست، زیرا منابع را می‌فروشید و به یک ثروتی تبدیل می‌کنید. در کشورهای متوسط به بالا این عدد به 25 درصد می‌رسد اما در کشورهای توسعه یافته این عدد به 3 درصد می‌رسد، زیرا در این کشورها تولید ثروت از مسیر سرمایه انسانی و فکر انسان‌ها اتفاق می‌افتد. او ادامه می‌دهد: کشورهای توسعه یافته مثل آلمان، امریکا و... با اینکه سرمایه منابع طبیعی‌شان هفت برابر کشورهای فقیر است، اما وابستگی‌شان به منابع طبیعی برای تولید ثروت فقط 3 درصد است.
رئیس سابق مؤسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع می‌گوید: تاکنون برای ایران عددی در ارتباط با وابستگی تولید ثروت به منابع‌ طبیعی پیدا نکرده‌ام و در برخی منابع میزان وابستگی کشور به منابع‌ طبیعی 77 درصد اعلام شده بود اما این عدد چندان قابل استناد نیست. البته این آمار نشان می‌دهد که ما در ایران فقط منابع را مصرف می‌کنیم.
او یادآور می‌شود: تولید ثروت از طریق منابع انسانی در کشورهای پیشرفته باعث شده است در جریان کرونا در شرایطی که عمده شرکت‌ها ورشکست بودند، شرکت‌های هایتک امریکا در یک سال دو هزار و 500 میلیارد دلار سود داشته باشند ولی ما این همه نیروی انسانی در کشور داریم اما چون از آن استفاده نمی‌کنیم، تبدیل به معضل شده و مسائل اجتماعی، امنیتی و سیاسی ایجاد می‌کند.
جلیلی تأکید می‌کند: ایران اگر می‌خواهد منابع طبیعی‌اش نجات یابند، دریاچه‌هایش نخشکند و زوال اکوسیستم نداشته باشد، باید رویکرد توسعه خود را از حالت منابع محور -حداقل در میان مدت -به رویکرد توسعه خدمات محور تغییر دهد. او یادآور می‌شود: دو ظرفیت خدمات محور در ایران شامل گردشگری و ترانزیت کالا و مسافر است. باید روی این دو موضوع سرمایه‌گذاری کنیم. اعتقاد دارم تا زمانی که ایران ثروتمند نشود و ثروتش از غیر منابع طبیعی تأمین نشود، نه زاگرسی نجات پیدا می‌کند و نه هیرکانی باقی خواهد ماند. رئیس سابق مؤسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع عنوان می‌کند: خیلی‌ها هنوز خبر ندارند که ایران در رابطه با آب به مرحله ای واقعاً بحرانی رسیده است. گویی هیچ‌کس هم دغدغه این مسأله را ندارد. وزارت جهاد کشاورزی دنبال خودکفایی است و فشار از بیرون روی آن وجود دارد و وزارت نیرو هم یک وزارتخانه عمدتاً پیمانکاری و سازه‌ای است. چیزی به اسم حکمرانی آب در کشور وجود ندارد.
جلیلی تأکید می‌کند: مدیریت احیا و اصلاح زاگرس ساده است اما فقط در شرایطی امکان‌پذیر است که ارتباط معیشتی مردم با زاگرس تصحیح شود. جامعه فقیر با طبیعت ارتباط معیشتی پیدا می‌کند. جامعه ثروتمند ارتباطش با طبیعت ارتباط فرامعیشتی است. این زاگرس نمونه‌ای از این پدیده است که نوع رویکرد توسعه‌ای، مدیریت کلان و نوع نگاه به طبیعت بر ظرفیت و شکنندگی این اکوسیستم تأثیر گذاشته است.ایران

 

کارشناسان به‌دلیل اختلاف ارتفاع دریای خزر، لایروبی تالاب‌ها را باعث خشکی کامل آنها در شمال می‌دانند

نسخه ممنوعه

حمیده گودرزی
خبرنگار

چندی پیش معاون امور دریایی سازمان بنادر و دریانوردی کشور به‌طور رسمی از کاهش 20 سانتیمتری سطح تراز آبی دریای خزر به‌طور سالانه خبر داده و گفته بود این موضوع را زنگ خطری جدی برای تالاب‌های شمال می‌داند. کاهش تراز دریای خزر، تالاب‌های منطقه را تشنه‌تر و خشک‌تر می‌کند. برخی از کارشناسان لایروبی را یکی از راهکارها برای نجات تالاب‌ها از این وضعیت می‌دانند. براساس آمار، سالانه فقط از بالادست و فاضلاب‌های شهری از شهرهای رشت و شهرهای همجوار 600 هزار تن رسوب وارد تالاب انزلی می‌شود. این وضعیت دهشتناک در همه تالاب‌های گیلان که حدود 30 هکتار از اراضی این استان را تشکیل می‌دهند بخوبی حس می‌شود. حال آنکه سؤال اینجاست، آیا در فصل بارندگی عملیات لایروبی می‌تواند راهگشای احیای تالاب‌ها باشد یا استفاده از ظرفیت سیلاب‌های فصلی بهترین گزینه برای ممانعت از خشک شدن تالاب‌ها است؟
یک عضو هیأت مدیره انجمن مهندسی سواحل و سازه‌های دریایی، درباره اهمیت لایروبی در جهت احیا و ممانعت از خشک شدن تالاب‌ها می‌گوید: احیا نیاز به آب دارد. چنانچه قرار باشد عملیات لایروبی و احیا در خلیج گرگان صورت گیرد به‌دلیل همجواری با دریا این کار امکانپذیر است اما در تالاب‌های انزلی و زیبا کنار یا بوجاق به‌دلیل فاصله‌ای که از دریا دارند عملیات لایروبی ممکن نخواهد بود، زیرا هم‌اکنون از دریاچه خزر تا این تالاب‌ها حدود 4 متر اختلاف ارتفاع وجود دارد و هر چقدر هم لایروبی صورت گیرد باز هم آب موجود در تالاب‌ها به دریا سرازیر می‌شود.
دکتر همایون خوشروان که معتقد است راه نجات تالاب‌ها از خشک شدن استفاده از ظرفیت سیلاب‌ها است، می‌افزاید: این طرح زمانی محقق خواهد شد که سیلاب‌هایی  را که به‌صورت دوره‌ای اتفاق می‌افتد در ابتدا جمع‌آوری کرده و سپس به داخل تالاب‌ها و سرانجام دریای خزر هدایت کرد. در واقع باید با ایجاد سدهای خاکی مانع خروج آب از تالاب‌ها شد تا سفره‌های زیرزمینی پرآب شود. همچنین برخی از رودخانه‌هایی هم که منتهی به این تالاب‌ها می‌شوند باید به گونه‌ای ساماندهی شوند که وارد تالاب‌ها شده و در آنجا ماندگار شوند تا تالاب‌ها احیا شوند.
 رئیس اداره حفاظت و احیای تالاب‌های محیط‌‌زیست گیلان نیز در خصوص تأثیر لایروبی‌ها در احیای تالاب‌ها و ممانعت از خشک شدن آنها می‌گوید: تا زمانی که در مطالعات و بررسی‌ها به‌طور کامل مشخص نشود که انجام لایروبی می‌تواند در جهت احیای تالاب‌ها اثر‌گذار باشد یا خیر نمی‌توان در این خصوص اظهار نظر کرد. اگرچه برخی کارشناسان دلیل خشکی تالاب‌ها را وجود رسوبات و برخی دیگر نیز پسروی دریا و برداشت بیش از حد آب تشخیص داده و معتقدند بارندگی‌ها می‌تواند باعث بالا آمدن سطح تراز دریا و پر آب شدن تالاب انزلی شود اما نکته حائز اهمیت این است که امکان دارد برداشت رسوبات برای تالاب خطرآفرین باشد. زیرا همان‌طور که مطلع هستید برخی تالاب‌ها همانند تالاب انزلی متصل به دریای خزر است و هنگامی که پسروی می‌کند آب تالاب هم به سمت دریا سرازیر می‌شود، از این‌رو وقتی این موضوع همراه با مصرف بی‌رویه آب برای کشاورزی و سایر موارد باشد بالطبع آب ورودی به سوی تالاب کم شده و رسوبات هویدا می‌شود. بنابراین یکی از موضوعاتی که در برنامه هفت ساله احیای تالاب انزلی در دستور کار داریم بررسی هیدرولیک دینامیک رسوب است. لذا به اعتقادم برای این کار باید یک مدیریت تلفیقی صورت گیرد و همه موارد و نتایج هیدرولیک دینامیک را بررسی کرد تا به یک نتیجه درست دست یابیم. به عبارتی با مدیریت آب می‌توان مناطقی را که رسوب وجود دارد لایروبی کرد تا تالاب یکدست شود ضمن آنکه اکوسیستم تالاب هم از بین نمی‌رود.
دکتر عباس عاشوری، همچنین درباره مدیریت سیلاب‌ها برای تأمین آب تالاب‌ها در زمان بارش می‌افزاید: سیلاب‌ها همان‌طور که مفید هستند و در دوره های  کم‌آبی کمک می‌کنند، می‌توانند حادثه‌ساز نیز باشند. بنابراین اگر بخواهیم از ظرفیت سیلاب‌ها استفاده کنیم باید خارج از محدوده تالاب‌ها و با مدیریت و همکاری همه دستگاه‌های ذی‌ربط باشد. همچنین در بحث کاهش خسارت‌های احتمالی که ممکن است سیلاب‌ها برجای گذارند باید در حوزه آبخیزداری و حفاظت از چراگاه‌ها و جنگل‌ها به این موضوع پرداخته شود. البته با استفاده از ظرفیت رودخانه‌های متعددی که در سراسر کشور داریم می‌توانیم سیلاب‌ها را مدیریت کرده و خسارت‌های ناشی از آن را تا حدود زیادی کم کنیم. اگرچه سیلاب‌ها سموم و رسوباتی هم به همراه دارند و بخشی از آنها به تالاب‌ها و سرانجام در دریا سرازیر می‌شوند اما بازهم می‌تواند بسیار مفید واقع شود. چراکه تالاب‌ها خودشان قادر به پالایش سموم بوده و بخشی از آن را نیز روانه دریا می‌کنند اما با این حال تصفیه سموم تالاب‌ها از وظایف حوزه آبخیزداری است و در بحث کشاورزی هم باید به سمت کاهش مصرف سموم و کودهای شیمیایی برویم تا اثرات منفی سیلاب‌ها تا حدودی کاهش یابد.
در ادامه دبیر شبکه سازمان‌های مردم‌نهاد محیط‌‌زیست استان گیلان با بیان اینکه؛ بالطبع وقتی سیلاب جاری می‌شود رسوباتی نیز به همراه دارد از این‌رو نه تنها تجمیع آن برای رفع کمبود آب تالاب‌ها فایده زیادی در بر نخواهد داشت بلکه باعث از بین رفتن موجودات زنده شده و ایجاد دردسر برای قایقرانان و ماهیگیران می‌کند. بخصوص اینکه تالاب انزلی به‌دلیل اکوسیستم متفاوتی که با سایر تالاب‌ها دارد این مشکلات بیشتر نمود پیدا می‌کند. ناگفته نماند که در تالاب انزلی تله‌های رسوب‌گیر کار گذاشته شده است اما تعدادش کافی نبوده و برای رسیدن به نتیجه مطلوب باید از این تله‌ها نیز در بالادست استفاده شود. البته منابع طبیعی در این زمینه تلاش‌های بسیار خوبی انجام داده است اما نیازمند تخصیص اعتبارات کافی است.
ورود فاضلاب‌های بیمارستانی به تالاب‌ها
رامین شیرعلیپور با بیان اینکه به‌عنوان سازمان مردم‌نهاد بارها در خصوص موضوع آبخیزداری در بالادست تالاب‌ها و رودخانه‌هایی که به تالاب‌ها سرازیر می‌شوند و همچنین مشخص شدن وضعیت گوهررود و زرین‌رود رشت که باعث انتقال فاضلاب‌های بیمارستانی و صنعتی به تالاب‌ها می‌شوند به‌عنوان دو چالش بزرگ و مهم استان گیلان مطالبه‌گری بسیار کرده‌ایم، می‌افزاید: تا زمانی که مشکل تصفیه فاضلاب‌ها و [خلأ] آبخیزداری در بالادست رفع نشود، وضعیت تالاب‌ها بهتر نخواهد شد. اگرچه البته شرکت آب و فاضلاب استان در این راستا اقدامات خوبی انجام داده و پیشرفت خوبی در تصفیه‌خانه رشت داشته است اما برای اینکه آبخیزداری در بالادست تالاب‌ها اتفاق بیفتد و بحث تصفیه‌خانه رشت نیز به اتمام برسد نیاز به اعتبارات است که باید هرچه زودتر در اختیار منابع طبیعی قرار گیرد تا بتوانیم مشکلات پیش رو را در جهت احیای تالا‌ب‌ها حل کنیم. ایران

 

تاکنون 2500 تا 3000 غار در کشور شناسایی شده است

معدن ‌کاوی نفس غارها را گرفت!

بیتا  میرعظیمی
خبرنگار
 

غارها اکوسیستم‌های حساسی هستند که ارزش زیستی، زمین‌شناختی، باستان‌شناسی و فرهنگی داشته و نماد دیرین زندگی انسان‌ها در دامان طبیعت و ارتباط ناگسستنی این دو با یکدیگر تلقی می‌شوند. این اکوسیستم‌های ارزشمند به همان اندازه که بااهمیت هستند، زیستگا‌‌ه‌هایی حساس و شکننده محسوب می‌شوند که با کمترین تغییرات، دچار آسیب‌ها و مخاطرات جدی می‌شوند. به گفته یک عضو قدیمی انجمن غار و غارشناسی ایران، بیشترین آسیب وارده به غارهای کشور با معدن‌کاوی رخ می‌دهد. او در‌گفت‌و‌گو با ایران تأکید می‌کند در تمام دنیا برای حفظ محیط‌‌زیست که میراث آیندگان به شمار می‌رود، قوانین بازدارنده تصویب می‌شود؛ اما ما تازه قوانین بازدارنده را به مرور زمان، آزاد می‌کنیم!
جواد نظام‌دوست عضو انجمن غار و غارشناسی کشور به ایران می‌گوید: 13 سال پس از تشکیل انجمن غار و غارشناسی و گذراندن دوره‌های لازم بین‌المللی توسط اعضای این گروه، چندین غارنورد بین‌المللی از غارهای کشور عزیزمان بازدید کرده و متأسفانه با حجم زیادی از زباله و تخریب سنگ‌نوشته‌های آهکی در داخل غارها مواجه شده و اتفاقاً این حجم تخریب را نیز متذکر شدند. همین امر باعث شد تا به‌صورت خودجوش، پاکسازی غارهایی که مورد بازدید عموم قرار داشتند، آغاز شود. این اقدام حدود 10 سال با پشتکار غارنوردان به شکل داوطلبانه و حمایت خوب دو سازمان حفاظت محیط‌‌زیست و میراث فرهنگی انجام شد. اما پاندمی کرونا این اقدام خودجوش را حدود 2 سال به تأخیر انداخت؛ خوشبختانه امسال کارگروه غارشناسی کشور به‌عنوان تنها سازمان مدافع غارها در کشور، پاکسازی غارها را تقبل کرده و به تمامی ادارات کل سراسر کشور و کارگروهای غارشناسی استانی مأموریت اجرای روز غار پاک (دوم مهر) را ابلاغ کرده است.
معدن‌کاوی بلای جان غارها!
او با اشاره به اینکه روز غار پاک در سال‌جاری با عنوان (غار، تنوع زیستی و منابع آبی؛ حفاظت، احیاء و بهره‌برداری مسئولانه) نامگذاری شده، می‌گوید: علت نامگذاری این روز هم بدین دلیل است که غارها محیط امنی برای زیستمندان مختلف از جمله خفاش‌ها و دیگر غارزیان تلقی می‌شوند. همچنین عمده غارهای کشور در مناطق کارستی و در ارتباط با منابع آبی زیرزمینی واقع شده‌اند که همین امر نیز اهمیت غارها را دوچندان می‌کند.
این عضو فعال در کارگروه ملی غارشناسی، هدف از برگزاری روز غار پاک را برانگیختن حساسیت مسئولان نسبت به این اکوسیستم ارزشمند عنوان کرده و می‌گوید: متأسفانه عدم تلاش مسئولان در پاکسازی غارها طی سال‌های اخیر، به تخریب دو چندان غارها انجامیده است؛ به طور مثال سال گذشته غار زرین‌رود در زنجان در معرض تخریب از سوی یک معدن قرار داشت که با حمایت خوب کارگروه غارشناسی کشور و کارگروه غارشناسی استان زنجان، پس از 6 ماه این معدن تعطیل شده و تخریب غار متوقف شد. البته او متذکر شد که بیشترین آسیب وارده به غارها از سوی سازمان صنعت و معدن و معدن‌کاوی‌ها انجام می‌شود؛ این در حالی است که سازمان صنعت و معدن یکی از اعضای کارگروه غارشناسی کشور بوده اما گویا قانون دست‌شان را برای تخریب غارها باز کرده است! چرا که طبق ماده 24 قانون معادن، به سازمان صنعت و معدن اختیار داده شده است که پروانه‌های استخراج معادن را بدون هماهنگی با سازمان محیط‌‌زیست صادر کنند! این در حالی است که تمام دنیا برای حفظ محیط‌‌زیست که میراث آیندگان به شمار می‌رود، قوانین بازدارنده طرح می‌کنند؛ اما ما قوانین بازدارنده را به مرور زمان، آزاد می‌کنیم!
بودجه ناکافی برای شناسایی غارها
عضو انجمن غار و غارشناسی کشور، ارائه آمار دقیق از غارهای کشور را مستلزم بودجه و اعتبار کلانی دانسته و می‌گوید: سازمان‌های متولی از جمله کارگروه غارشناسی کشور متشکل از 13 نهاد، وزارتخانه، ادارات کل و یک سازمان غیردولتی به‌عنوان انجمن غار و غارشناسی، می‌توانند متولی رسمی شناسایی و ثبت آمار دقیقی از غارها باشند، اما بودجه کافی برای انجام این کار در کشور وجود ندارد. البته در کشور تاکنون 3000- 2500غار به شکل اسمی ثبت شده و بیش از 10 هزار غار نیز وجود دارد که تاکنون شناسایی نشده‌اند. مشکل دیگری نیز در شناسایی غارها وجود دارد؛ چرا که به محض شناسایی و ثبت یک غار، هجوم غیرکارشناسانه به غار و نگاه توریستی به آن، آسیب زدن به غار و تخریب آن را دوچندان می‌کند. این در حالی است که برخی از غارهای کشور ظرفیت گردشگری ندارند و برخی دیگر نظیر غار علی‌صدر با گردشگری غیراصولی رو به نابودی می‌روند.
به گفته نظام‌دوست، برای حفظ محیط طبیعی باید از سازمان‌های ذی‌نفع کمک گرفت؛ چرا که انجام هر کاری باید به اهلش سپرده شود. اگر سازمان حفاظت محیط‌‌زیست بخواهد تنها اقدام کند، هرگز موفق نخواهد شد؛ همانگونه که تاکنون نیز موفق نشده است. سازمان منابع طبیعی، سازمان نقشه‌برداری، سازمان زمین‌شناسی و وزارت میراث فرهنگی که درگیر محیط طبیعی هستند، باید به شکل حلقه‌ای مشترک کار علمی انجام داده و به زمین تنها به شکل یک بنگاه اقتصادی نگاه نکنند! چرا که بسیاری از تخریب‌های انجام شده، ضرر بیشتری را به محیط طبیعی وارد کرده است. اما در این مسیر، مردم نقش بسیار پراهمیتی دارند؛ آنها می‌توانند به‌صورت گروهی و فردی اقدام کرده یا از طریق سازمان‌های مردم‌نهاد، به حفاظت از منابع طبیعی بپردازند. در سال‌های نه چندان دور شاهد بودیم که حدود 3-2 هزار تن از اعضای سازمان‌ها و نهادهای مردمی به غارها رفته و ضمن ارائه آموزش‌های لازم برای حفظ نوشته‌های آهکی، زباله‌ها را از غارها خارج کردند. آنها آموزش‌های لازم برای عدم حضور در غارها بخصوص در فصول زاد و ولد خفاش‌ها را ارائه کرده و با این اقدامات به حفظ اکوسیستم غارها کمک شایانی کردند.ایران

https://www.irannewspaper.ir/Resource/images/titrbullet.pngتشکیل پرونده درباره آلایندگی رودخانه مهم حاشیه مشهد در کمیسیون اصل ۹۰

روزانه 400 تانکر فاضلاب در کشف‌رود تخلیه می‌شود

با گذشت چند سال از آغاز طرح ساماندهی رودخانه کشف‌رود، همچنان کشت سبزیجات با آب آلوده و تخلیه فاضلاب در آن از مهم‌ترین معضلات بهداشتی و زیست محیطی این رودخانه در حاشیه مشهد است. این رود خانه ۲۹۰ کیلومتری که پرآبی آن هم‌اینک تنها در خاطره‌ها باقی مانده است از غرب به شرق جریان دارد و پس از ادامه مسیر در محل پل‌ خاتون به رودخانه هریرود می‌پیوندد و از آنجا به بعد تجن نام گرفته و به سوی ترکمنستان ادامه می‌یابد و در انتهای مسیر طبیعی خود در ریگزار‌های کشور همسایه جریان پیدا می‌کند.
مدیریت پروژه بزرگ ساماندهی کشف‌رود در سال ۱۳۹۸ به شهرداری مشهد واگذار شد و با وجود موفقیت های فراوان در آزاد‌سازی بخش عمده حریم، برچیدن بسیاری از دستگاه‌های پمپاژ آب در منطقه، ساخت پنج تصفیه‌خانه و جلوگیری از تخلیه فاضلاب شهری در این رودخانه باز هم مطابق گزارش‌های رسمی هزاران هکتار زمین کشاورزی با فاضلاب و پساب‌های شهری و صنعتی آبیاری می‌شود. از درختکاری ۲۴۵ هکتار از زمین‌های حریم رودخانه کشف‌رود تا در دست ساخت بودن ۲ تصفیه خانه فاضلاب با اعتبارات سنگین از جمله اقدامات جاری برای ساماندهی قطعی کشت و کار و مدیریت فاضلاب در این پهنه طبیعی در کنار کلانشهر ۳.۸ میلیون نفری مشهد است. با وجود هزینه‌های فراوان در طول دو دهه اخیر این رودخانه همچنان منشأ آلودگی است.
حجت‌الاسلام نصرالله پژمان‌فر رئیس کمیسیون اصل 90 مجلس شورای اسلامی اعلام کرد: در پی تخلفات، ضعف نظارت و عملکرد دستگاه‌های متولی و دریافت شکایات متعدد در خصوص مسأله آلایندگی کشف‌رود مشهد، پرونده‌ای در کمیسیون اصل ۹۰ تشکیل شده است. نماینده مردم مشهد افزود: براساس پرونده‌ای که درباره آلایندگی کشف‌رود مشهد در کمیسیون اصل ۹۰  تشکیل شده، وزارت کشور پیگیر تخلفات شده و این وزارتخانه به استانداری خراسان رضوی در این خصوص مسئولیت داده است، تا طی دو هفته، معاون عمرانی استاندار این استان تخلفات و کوتاهی‌های روی داده در این خصوص را پیگیری و مشخص کند.  او اضافه کرد: در مسیر رودخانه کشف رود و قبل از اتصال تصفیه خانه منطقه پرکندآباد بحرانی نداریم، چون اصلاً آبی در کشف رود تا حدود ذکر شده جریان ندارد.  وی اضافه کرد: اما از جایی که آب تصفیه خانه‌ها و تانکر‌های فاضلاب و برخی صنایع به کشف رود می‌ریزد، مسأله چالشی کشف‌رود و آبیاری محصولات کشاورزی در منطقه آغاز می‌شود.  پژمان‌فر افزود: متأسفانه پساب ورودی به تصفیه خانه‌ها بدرستی تصفیه نمی‌شود، لذا آب خروجی آنها کاملاً سالم نیست و روزانه ۴۰۰ تانکر فاضلاب و پساب به‌دلیل عدم ساخت تصفیه‌خانه‌های لوکال (محلی) در این منطقه در کشف رود رها می‌شود و بعضی مراکز صنعتی از جمله چرم‌شهر همچنان پساب‌های خود را در کشف رود رها می‌کند.  نماینده مردم مشهد و کلات در مجلس شورای اسلامی اظهار داشت: مسأله مهم دیگر برداشت همین آب از کشف رود برای بخش کشاورزی و بخصوص تولید سبزی و گوجه فرنگی است که متأسفانه جمعیت قابل توجهی مصرف کننده روزانه این محصولات هستند. ایران

شورای عالی ژئوپارک‌های جهانی یونسکو، ثبت جهانی دومین ژئوپارک جهانی ایران را تأیید کرد

کارت سبز یونسکو به ژئوپارک ارس

بیتا  میرعظیمی
خبرنگار

 

بررسی پرونده ثبت جهانی ژئوپارک ارس با پایان یافتن جلسه شورای‌ عالی شبکه جهانی یونسکو در تایلند و دریافت رأی اکثریت اعضای شورا برای ژئوپارک جدید جهانی ایران، به ایستگاه پایانی نزدیک‌تر شد. اگرچه این تأییدیه مهم‌ترین مرحله پذیرش ژئوپارک تلقی می‌شود، اما هنوز ثبت جهانی آن نهایی نشده است. به همین دلیل باید شورای اجرایی یونسکو در زمستان نیز برپا شده و اعضای آن هم جهانی شدن ژئوپارک ارس را تأیید کنند.
فاطمه منیری مدیر ژئوپارک ارس، اخذ تأییدیه اعضای شورای عالی شبکه جهانی یونسکو را مهم‌ترین مرحله پذیرش در فهرست ژئوپارک‌های جهان دانسته و به ایران می‌گوید: ثبت جهانی ژئوپارک ارس اوایل زمستان امسال، توسط شورای اجرایی یونسکو بررسی شده و پس از تأیید توسط این شورا، اردیبهشت ماه سال ۱۴۰۲ حکم رسمی جهانی شدن ژئوپارک جهانی ارس توسط دبیرکل یونسکو تنفیذ خواهد شد.
او می‌افزاید: از بدو تأسیس منطقه آزاد ارس، ایده ثبت ژئوپارک و ثبت جهانی آن در یونسکو وجود داشت اما اجرایی کردن این ایده از سال 1396 به‌صورت جدی جزو اولویت‌های منطقه آزاد قرار گرفت. البته ارزیابان در زمان‌های اولیه (مابین دهه 80 و 90) از منطقه بازدید کردند اما به دلایلی نظیر محدودیت تعداد ژئوسایت‌ها، عدم وجود زیرساخت‌های لازم، درگیر نبودن جامعه محلی و... این پرونده به حالت تعلیق درآمد. اما از سال 1396 ثبت جهانی ژئوپارک ارس جزو اولویت‌های اصلی قرار گرفت و به‌صورت جدی دنبال شد. در آذرماه 1398، پرونده به یونسکو ارسال شد و اواخر آذرماه و اوایل دی ماه ایمیلی مبنی بر پذیرش ساختار کلی پرونده از سوی یونسکو برای ما ارسال شد. مقرر شد ارزیاب‌ها اسفند همان سال یا بهار 1399، برای بازدید نهایی سایت به منطقه آزاد ارس مراجعه کنند، اما متأسفانه به‌دلیل همه‌گیری بیماری کرونا، تمام ارزیابی‌های یونسکو در سراسر جهان به حالت تعلیق درآمد.
ثبت جهانی تأیید شد
به گفته فاطمه منیری، با فروکش کردن کرونا، ارزیابان یونسکو 19 خرداد سال‌جاری وارد ایران شدند و ابتدا از ژئوپارک قشم دیدار کردند. 23 خرداد به تهران بازگشتند و بیست‌وچهارم وارد ارس شدند. از سه‌شنبه شب تا شنبه نیز از ارس دیدار کرده و بیست‌و‌هشتم خرداد بازگشتند.
وی می‌افزاید: یونسکو، پیش از ورود ارزیاب‌ها، ایمیلی به ما ارسال کرده و در آن ارزیاب‌ها را معرفی کرده‌بود. در تاریخ ذکر شده دو ارزیاب اهل ویتنام و اسپانیا وارد کشور شدند. آقای امیرکاظمی جزو نفرات صاحب کرسی در شورای عالی و اولین ارزیاب قطعی ایران در شورای ژئوپارک یونسکو به‌عنوان مشاور همراه ما حضور داشتند. در حقیقت ما با یک تیم کاری حرفه‌ای، توانستیم طی این چند روز نظر ارزیابان را به شکل مثبتی جلب کنیم. تمام الزاماتی که از طرف یونسکو در بحث ژئوپارک‌ها ملزم شده است، در ارس و در ساختاری خوب اجرا شد. مهم‌ترین مؤلفه آنها توانمندسازی جوامع محلی، حضور مردم بومی، تشکل‌ها و انجمن‌ها بود که خوشبختانه همه این موارد به بهترین شکل از سوی ارزیاب‌ها مورد توجه قرار گرفت. هم اکنون نیز ثبت جهانی ژئوپارک ارس در نشست شورای عالی ژئوپارک‌های جهانی یونسکو انجام شده و قرار است پس از تأیید این شورا، اردیبهشت ماه سال ۱۴۰۲ حکم رسمی جهانی شدن ژئوپارک جهانی ارس توسط دبیرکل یونسکو تنفیذ شده و حکم رسمی آن ابلاغ و اعلام شود. با تأیید نهایی جهانی شدن ژئوپارک ارس، ایران دومین ژئوپارک خاورمیانه را از آن خود خواهد کرد.
بازدید از ژئوسایت‌های زمین‌شناسی
مدیر ژئوپارک ارس، با اشاره به اینکه طبق الزامات یونسکو هر 4 سال یک بار باید تعداد و گستره ژئوسایت‌ها افزایش پیدا کند، توضیح می‌دهد: ما در حال حاضر 30 ژئوسایت داریم. البته در پرونده کنونی 24 ژئوسایت ارسال شده است. او در همین خصوص ادامه می‌دهد: کرونا برای ما هم فرصت بود و هم تهدید زیرا این بیماری همه‌گیر، فرصت افزایش تعداد سایت‌ها را به ما ارائه داده و توانستیم در این مدت، تعداد سایت‌ها را بیشتر کنیم. هم اکنون کارهای عمرانی8 ژئوسایت به پایان رسیده است. برای 14 ژئوپارک، تابلو تفسیر، راهنما و... نصب شده است. برای بقیه ژئوپارک‌ها نیز به‌دلیل توپوگرافی در محدوده منطقه حفاظت شده نیاز به کارهای عمرانی وجود ندارد اما در مکان‌هایی که اولویت داشت، تابلو تفسیر و معرفی ژئوسایت از لحاظ فرهنگی و زمین شناختی، نصب شده است.
این مقام مسئول تصریح می‌کند: در محور غرب ارس، ژئوسایت‌های زمین‌شناسی و همچنین ژئوسایت‌های تاریخی و فرهنگی مانند کاروانسرا و کلیسا وجود دارد. در محور شرق نیز ژئوسایت‌های فرهنگی از جمله [مظاهر] تاریخ فرهنگی در حمام کرددشت و روستای اشتبین که ثبت ملی شده است، وجود دارد. ارزیاب‌های یونسکو طی بازدید اخیرشان، یک روز از محور غرب، یک روز از محور شرق و یک روز هم از محور مرکزی بازدید کردند. در انتها جمع‌بندی‌ها انجام شده و با تشکیل کمیته فنی، تمام موارد چکش‌کاری شد.
رونق اقتصادی در منطقه
فاطمه منیری در خصوص مزیت‌های ثبت جهانی ژئوپارک ارس در یونسکو برای منطقه آزاد و مردم بومی ارس می‌گوید: یکی از اهداف اصلی در اسناد بالادستی منطقه آزاد، بحث گردشگری است. اکوتوریسم و ژئوتوریسم نیز در جذب گردشگری نقش پررنگی دارد. در حقیقت با ثبت جهانی ژئوپارک ارس، مؤسسات زمین‌شناسی سراسر جهان می‌توانند در این منطقه فعالیت، بازدید و برنامه‌های مطالعاتی داشته باشند. البته درخواست این مؤسسات حتی قبل از تقاضا برای ثبت جهانی نیز ارائه شده بود. با ثبت جهانی ژئوپارک ارس، رونق اقتصادی در منطقه افزایش پیدا می‌کند و نقش جامعه محلی و راهنمای گردشگری بومی، صنایع دستی، صنایع فرهنگی که با میراث زمین‌شناختی و فسیل‌ها و... ترکیب می‌شود، نیز پررنگ‌تر از همیشه می‌شود، همچنین اکوموزه‌ها و موزه‌های محلی که با همکاری مردم بومی ساخته و جمع‌آوری شده و اتفاقاً جزو مواردی بود که بسیار مورد توجه ارزیاب‌ها قرار گرفت، رونق خواهد گرفت. تمام این موارد می‌تواند در امر اشتغال، فرهنگ و آگاه‌سازی مردم برای حفظ میراث فرهنگی، تأثیرگذار باشد.
توانمندسازی جوامع محلی
به گفته مدیر ژئوپارک ارس، دورتادور شهرستان با مساحتی بالغ بر 1672 کیلومتر، جزو ژئوپارک محسوب شده و تمام ژئوسایت‌های معرفی شده دارای میراث زمین‌شناسی در حد بین‌المللی است. با توجه به اینکه این پروژه به‌صورت جدی از سال 1396 کلید خورده، بیشترین نقش توانمندسازی جوامع محلی فرهنگی بوده است؛ حتی همه آثار تاریخی توسط سازمان منطقه آزاد ارس نیز مرمت شده و مدیریت آنها طبق قراردادهایی به انجمن‌ها و تشکل‌های مردم‌نهاد واگذار شده، زیرا از نگاه ما نقش مردم بسیار مهم است. در حال حاضر تمام اقدامات تاریخی، فرهنگی و... برای ثبت جهانی مهیا شده است؛ به طور مثال حمام تاریخی ارس به جای اینکه برای درآمدزایی در اختیار بخش خصوصی قرار گیرد، با نام کافه‌موزه به انجمن میراث فرهنگی ارس سپرده شده است. همچنین با همکاری انجمن صنایع دستی، هر هفته رخدادها و بازارهای صنایع دستی برگزار می‌شود.
گفتنی است ژئوپارک، منطقه‌ای است که در آن میراث زمین‌شناختی، با مدیریتی دائمی و دقیق حفظ و نگهداری می‌شود. تاکنون بیش از 80 ژئوپارک در دنیا به ثبت فهرست ژئوپارک‌های جهانی یونسکو رسیده‌ و کشور چین نخستین کشور آسیایی است که بیشترین تعداد ژئوپارک جهانی و ملی را به نام خود ثبت کرده است. جزیره قشم نخستین ژئوپارک ایران و خاورمیانه به شمار می‌رود و در حال حاضر نیز ارس به‌عنوان دومین ژئوپارک کشور برای ثبت جهانی برگزیده شده و مورد تأیید نیز قرار گرفته است. ایران

سازمان بازرسی کل کشور درباره هجوم آفات به هیرکانی به وزارت جهاد کشاورزی هشدار داد

چنبره آفات برگ ‌خوار بر جنگل‌های هیرکانی

بیتا  میرعظیمی
خبرنگار

 

جنگل‌های هیرکانی به عنوان یکی از غنی‌ترین اکوسیستم‌های جهان، چند سالی است که با انواع آفات و بیماری‌های مختلف دست و پنجه نرم می‌کند. شمشاد‌ها این گونه‌های ارزشمند و منحصر به فرد نیز همانند دیگر درختان سرسبز این منطقه از این بلای خانمان‌سوز، جان سالم به‌ در نبرده و بقای آنها در معرض خطر انقراض و نابودی جدی قرار گرفته است. حال زنگ خطر طغیان آفات و بیماری‌ها در هیرکانی بار دیگر به صدا درآمده و این بار سازمان بازرسی کل کشور برای نجات این اکوسیستم با ارزش ورود کرده است. این سازمان طی نامه‌ای به وزیر جهاد کشاورزی، نسبت به طغیان برخی آفات و ورود خسارت به درختان در جنگل‌های هیرکانی هشدار داده و خواستار جمع‌آوری اطلاعات و پایش به‌روز از تغییرات جمعیت آفات موجود در این اکوسیستم به منظور جلوگیری از بروز خسارات جبران‌ناپذیر و زوال جنگل‌های هیرکانی شده است.
ابراهیم زرقانی عضو هیأت علمی بخش حفاظت و حمایت مؤسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع کشور، در این خصوص به ایران می‌گوید: تاکنون حدود 50 آفت و 6 بیماری مهم و 2-3 گیاه انگلی و نیمه‌انگلی در جنگل‌های هیرکانی شناسایی شده که در نزدیک به 1/8 میلیون هکتار پوشش جنگلی این منطقه، پراکنده شده و خساراتی را به اکوسیستم این منطقه وارد کرده است. البته میزان پراکندگی این آفات و بیماری‌ها در مناطق مختلف این رویشگاه زیاد نیست؛ مثلاً طی سال‌های گذشته جنگل شاه‌پسند در بندر گز به آفت ابریشم‌باف ناجور Lymantria dispar آلوده شده است. این آفت حتی در جاده چالوس هم به صورت لکه‌ای مشاهده می‌شود. پروانه برگ‌خوار سفید امریکایی نیز یکی دو منطقه در مازندران و چند منطقه در استان گیلان را آلوده کرده است. بجز اینها، آفات و بیماری‌های دیگری نیز در جنگل‌های هیرکانی شناسایی شده‌ که خوشبختانه تاکنون خسارات زیادی را به درختان این اکوسیستم ارزشمند وارد نکرده‌اند. در حال حاضر نیز با آفت مهمی در جنگل‌های هیرکانی مواجه نیستیم؛ اما متأسفانه تغییر کاربری‌ها، چرای بی‌رویه و وجود معادن و... اکوسیستم جنگل را تضعیف کرده و زمینه را برای طغیان دوباره آفات و بیماری‌ها در این منطقه فراهم می‌کند.

ابریشم‌باف ناجور بلای جان هیرکانی
وی آفات را شامل برگ‌خوارها، چوب‌خوارها، پوست‌خوارها و آفات مکنده دانسته و می‌گوید: بیشترین حجم آفات در جنگل‌های هیرکانی را آفات برگ‌خوار تشکیل می‌دهند. لارو و حشرات بالغ سوسک‌های برگ‌خوار، لارو پروانه‌های برگ‌خوار نیز به برگ‌ها آسیب می‌زنند. آفات و بیماری‌هایی نظیر پروانه برگ‌خوار شمشاد، سرخرطومی جهنده راش، سوسک برگ‌خوار توسکا، پروانه برگ‌خوار سفید امریکایی و بیماری لکه قیری افرا، نیز به برگ‌های درختان هیرکانی آسیب می‌زنند.
این متخصص آفات جنگل‌ها و مراتع، با اشاره بر طغیان آفات و بیماری‌های مختلف طی سال‌های اخیر در جنگل‌های باارزش هیرکانی می‌گوید: آفتی مانند ابریشم‌باف ناجور معمولاً هر چند سال یک‌بار طغیان کرده و آسیب جدی به درختان این منطقه وارد می‌کند. طغیان‌ها معمولاً به صورت لکه‌ای صورت می‌گیرد؛ لاروهای این آفت از برگ برخی درختان به صورت شدید تغذیه و موجب بی‌برگی درختان در فصل تابستان می‌شود، ولی درختان دوباره تولید برگ کرده و سبز می‌شوند اما دیگر توان و قدرت سابق را ندارند. تضعیف درختان نیز باعث می‌شود که بخشی از آفات و بیماری‌های ثانویه مانند پوست‌خواران و چوب‌خواران در میان درختان جنگلی گسترش پیدا کرده و به پیکره آنها آسیب وارد کند.

حیات شمشادها در خطر است!
به گفته ابراهیم زرقانی، یکی از آفاتی که طی چند سال اخیر در جنگل‌های هیرکانی طغیان کرده و خوشبختانه در سال جدید کمتر شاهد آن بودیم، آفت پروانه برگ‌خوار شمشاد است. این آفت از سال 95 به منطقه ورود پیدا کرده و حدود 40 میلیون اصله درخت شمشاد را در طول 5 سال، آلوده کرده و در معرض خطر انقراض قرار داده است. البته در مناطق حفاظت شده و حصارکشیده شده مانند؛ ایستگاه منابع طبیعی چشمه بلبل کردکوی، پارک سی‌سنگان و... هنوز بخشی از شمشادها باقی مانده است و در برخی مناطق دوباره پاجوش زده‌اند که امیدی به برگشت آنها وجود دارد. اگر چه طی مبارزه شیمیایی انجام شده، بخشی از شمشادها نجات پیدا کردند، اما قسمت اعظم این گونه منحصربه‌فرد در جنگل‌های هیرکانی، تقریباً از بین رفتند. از دیگر سو آفت پروانه برگ‌خوار سفید امریکایی نیز هر چند سال یک‌بار به صورت لکه‌ای در استان‌های مازندران و گیلان طغیان می‌کند. لارو این آفات روی برگ‌ها فعالیت کرده و برگ‌ها را به شکل توری در می‌آورد.

پایش سالانه و مستمر آفات و بیماری‌ها
عضو هیأت‌علمی بخش حفاظت و حمایت مؤسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع کشور، مبارزه شیمیایی با آفات و بیماری‌ها را مناسب ندانسته و می‌گوید: در اکوسیستم بزرگی مانند جنگل علاوه بر آفات و بیماری‌ها، حشرات مفیدی نیز وجود دارد که با مبارزه شیمیایی، بقای این گونه‌ها نیز به خطر می‌افتد؛ از طرفی اعتبارات نیز اندک بوده و به دلیل صعب‌العبور بودن برخی مناطق جنگلی و امکانات محدود در بهره‌گیری از پهپادها و بالگردهای سمپاش، نمی‌توان تمام این آفات و بیماری‌ها را از بین برد. اما بهترین و مقرون به صرفه‌ترین اقدام آن است که همانند کشورهای دیگر، طرح پایش آفات و بیماری‌ها که در حال حاضر توسط مؤسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع در حال اجرا است، همه ساله و به صورت مستمر و منظم انجام شود. برای انجام این کار نیز باید تمامی دستگاه‌ها ورود کرده و بخش‌هایی از جنگل را که زمینه فعالیت آفات و بیماری‌ها در آنها وجود داشته یا سابقه طغیان در آنها ثبت شده است، بدرستی شناسایی کنند. با چنین پیش‌آگاهی و پایش‌های مستمر و منظم می‌توان تمامی رخدادها و حوادثی را که قرار است در هیرکانی رخ دهد، پیش‌بینی کرده و از طغیان ناگهانی آفات و بیماری‌ها جلوگیری کرد. ایران

بحران آب کشور با حضور کارشناسان و کنشگران حوزه آب و محیط زیست بررسی شد

ایران مقام چهارم کم آبی در جهان

بحران آب جدی است؛ این جمله مدت هاست ذکر روزانه کارشناسان و دلسوزان است. برخی از پژوهشگران، خشکسالی و تغییرات اقلیمی را علت شرایط فعلی می دانند و گروهی دخل و تصرف بی رویه در منابع آبی را عامل این بحران جبران ناپذیر و عده ای مدیریت نادرست مصرف آب در کنار مدیریت ناکارآمد مسئولان، اما همه متفق القول بر این باورند که با این روند آینده روشنی پیش رو نخواهد بود و ایران به سرزمینی بیابانی و خالی از سکنه تبدیل خواهد شد. در این میان همواره مردم هم در کنار متخصصان نسبت به شرایط فعلی و آینده پیش رو مواضعی داشته اند. در جدیدترین مطالبه مردمی، کارزاری تحت عنوان درخواست رسیدگی به وضعیت بد آب و قطعی آن در شهرکرد راه اندازی شده است که تاکنون بیش از هشت هزار نفر از آن حمایت کرده اند. مردم در این نامه خطاب به رئیس جمهور، رئیس مجلس و رئیس قوه قضائیه نوشته اند: شهرکرد مرکز استان چهارمحال و بختیاری در 540 کیلومتری پایتخت ایران اسلامی با دارا بودن 11 درصد از منابع آبی کشور برای چهارمین روز متوالی با بحران بسیار شدید تامین آب آشامیدنی مواجه شده است و در بسیاری از مناطق با تانکر عملیات آب رسانی صورت می گیرد. قطعا این بحران حاصل ترک فعل چندین بار مسئولان اجرائی است که موجب ایجاد مشکلات متعدد برای مردم شده است؛ بنابراین مستدعی است دستورات لازم را برای رفع بحران و جلوگیری از تکرار اشتباهات صادر کنید. اما شهرکرد تنها شهر ایران نیست که در آینده با کمبود آب مواجه خواهد شد. همان طور که از سال های پیش بارها شاهد اعتراضات مردم اصفهان، خوزستان و یزد بر سر آب و حقابه بوده ایم و بعید است این رخداد تلخ برای دیگر شهرها نیز اتفاق نیفتد. براساس این اتاقی در کلاب هاوس با حضور تعدادی از کارشناسان و کنشگران حوزه آب و محیط زیست با عنوان شهرکرد، همدان... بحران بعدی آب کجاست؟ برگزار شد و راه های پایان این بحران مورد بررسی قرار گرفت.شرق

یک مطالعه از کاهش ۳۵ درصدی تنوع پرندگان به‌دلیل جولان سگ‌ها در مناطق جنگلی خبر می‌دهد

سگ‌ها و گربه‌ها 73 گونه حیوانی را به پرتگاه انقراض بردند

پیتر پ. مارا/ استاد و مدیر ابتکار محیط‌زیستی جرج‌توان
مترجم: وداد فامورزاده

آیا داشتن یک حیوان خانگی هزینه بوم‌شناختی دارد؟ البته که دارد و احتمالاً هزینه‌ای بسیار قابل ملاحظه‌تر از آنچه بیشتر مردم فکر می‌کنند. روشن بگویم، هزینه بوم‌شناختی می‌تواند به‌صورت اثرات مستقیم بر حیات وحش بومی به‌دلیل شکارگری حیوانات خانگی، انتقال بیماری‌، رقابت و مختل کردن اکوسیستم تأثیرگذارد. هزینه بوم‌شناختی همچنین به‌صورت غیرمستقیم تحمیل می‌شود؛ به‌عنوان مثال به‌دلیل ردپای کربن در نتیجه تقاضای غذای حیوانات خانگی. رها شدن و پخش شدن تصادفی حیوانات خانگی در محیط‌ زیست نیز می‌تواند به هزینه‌های بوم‌شناختی قابل ملاحظه‌ای در نتیجه جایگزین شدن جمعیت آنها و کاهش جمعیت و انقراض گونه‌های بومی بینجامد. آنچه دلگرم‌کننده است این است که بر خلاف بسیاری محرک‌های تنش‌زای بوم‌شناختی، همچون از دست رفتن سکونتگاه‌های طبیعی و تغییرات اقلیمی، بسیاری از هزینه‌های بوم‌شناختی حیوانات خانگی را می‌توان از طریق شیوه‌های مالکیت مسئولانه حیوانات خانگی (برای مثال، نگهداری حیوانات خانگی در خانه یا بیرون بردن آنها با قلاده و متوقف کردن رها سازی حیوانات خانگی در اکوسیستم‌های طبیعی) و همچنین با پایان دادن تجارت قانونی و غیرقانونی حیوانات خانگی کاهش داد.
اندازه مرگ و میر در اثر شکار حیوانات خانگی چقدر است؟ اثرات مستقیم حیوانات خانگی آزاد در فضای باز، همچون سگ و گربه، به‌دلیل شکارگری آنها بسیار عمیق و از نظر بوم‌شناختی قابل ملاحظه است. گربه‌ها و سگ‌ها - بیشتر حیوانات رام نشده اما همچنین حیوانات تحت مالکیت افراد - در انقراض تعداد زیادی از گونه‌ها در سطح جهانی نقش داشته‌اند (گربه‌ها در ۶۳ گونه و سگ‌ها در ۱۱ گونه) و امروز صدها گونه در معرض انقراض دیگر را نیز تهدید می‌کنند. از نظر شدت مرگ و میرها، در امریکا گربه‌های آزاد در فضای باز سالانه میلیاردها پرنده، پستاندار، خزنده و دوزیست را می‌کشند و حدود یک سوم این مرگ و میرها توسط گربه‌های خانگی تحت مالکیت انجام می‌شود. در بریتانیا، تخمین زده می‌شود که گربه‌ها تا حدود ۲۷۵ میلیون حیوان را سالانه شکار می‌کنند. مرگ و میر گونه‌های بومی تماماً ادامه دارد، اما هنوز برخی از افراد احساس می‌کنند که گربه‌ها (و در برخی موارد سگ‌ها)، که هر دو شکارچی غیربومی هستند، باید بتوانند در فضای بیرونی آزادانه پرسه بزنند.سگ و گربه من هیچ وقت هیچ موجودی را نمی‌کشند، پس آیا بازهم ایرادی دارد که اجازه دهم بیرون روند؟ اگر حیوان خانگی شما برای هر زمانی به دور از چشم و کنترل شما باشد، بسیار محتمل است آسیب بسیار بیشتر از آنچه فکر می‌کنید برساند. تقصیر آنها نیست، آنها تنها کاری را که طبیعت‌شان است انجام می‌دهند. رفتار آنها ناشی از ژنتیک آنها است. تنها حضور گربه‌های خانگی می‌تواند در شکار بالقوه آنها ایجاد ترس کند و باعث بالا رفتن سطح استرس آنها شود. مطالعات بسیاری نشان داده است که پرندگان بالغ مراقبت‌های خود از فرزندان‌شان را کاهش می‌دهند و لانه‌های خود را رها می‌کنند. در یک مطالعه، قدم زدن سگ‌ها در مناطق جنگلی به کاهش ۳۵ درصدی تنوع پرندگان و کاهش ۴۱ درصدی فراوانی پرندگان انجامید. جالب است که این منطقه مورد مطالعه‌ جایی بود که قدم زدن سگ‌ها معمول بود ولی ورود سگ‌ها ممنوع بود! سواحل مناطقی هستند که مالکان سگ‌ها اغلب اجازه می‌دهند که سگ‌هایشان آزادانه بدوند، اما این کار می‌تواند اثرات فاجعه‌آمیز بر افراد و کلونی پرندگانی مثل پرستوهای دریایی‌، کاکایی‌ها و حواصیل‌ها که لانه می‌سازند داشته باشد و به شکست کامل آنها در لانه‌سازی بینجامد. به‌صورت مشابه، زمانی که سگ‌ها دسته پرندگان و یا حتی یک پرنده را به هیجان می‌آورند، این به قیمت میزان قابل توجهی از منابع انرژی این پرندگان تمام می‌شود و می‌تواند به اثرات پر پیامدی بینجامد.
من شنیده‌ام که گربه من می‌تواند پستانداران دریایی را از پا دربیاورد، چطور چنین چیزی رخ می‌دهد؟ فوک راهب هاوایی، سمور دریایی کالیفرنیا، دلفین چرخان و نهنگ سفید مثال‌های دریایی هستند و در کنار آن بسیاری از گونه‌های پستانداران خشکی و پرندگان هم می‌توانند قربانی عامل بیماری‌زای میکروسکوپی بسیار ریز تک‌یاخته‌ای به نام تاکسوپلاسما گوندی شوند. چرخه جنسی تاکسوپلاسما گوندی تنها در روده گربه‌ها انجام می‌شود، پس از آن گربه‌های آلوده شده در مدفوع‌شان میلیون‌ها کیست تک یاخته‌ای در روز به محیط‌ زیست اطراف‌شان دفع می‌کنند. با وجودی که بسیاری گونه‌های گربه‌سانان میزبان این عامل بیماری‌زا هستند، گربه‌های اهلی شده فراوان‌ترین گونه گربه‌سانان در پهنه زمین هستندپس بیشترین کیست‌های تک یاخته‌ای آلوده در محیط‌ زیست از گربه‌های خانگی ما می‌آیند. این کیست‌های تک یاخته‌ای آلوده شده و بسیار مقاوم سپس مانند پلاستیک‌ها و آفت‌کش‌ها به آبراه‌ها منتقل می‌شوند و سپس به محیط‌ زیست دریایی که می‌توانند در آن برای بیش از یک سال دوام آورند وارد می شوند و راه خود را به شبکه غذایی حیوانات دریایی باز می‌کنند؛ این کیست‌ها اغلب گونه‌هایی مانند پستانداران دریایی را که در بالا فهرست شد و می‌دانیم در معرض آلودگی هستند، می‌کشند. در ضمن، این تنها مشکل حیات وحش نیست.
زنان باردار
ما سال‌هاست می‌دانیم که زنان باردار نباید جعبه خاک مخصوص مدفوع و ادرار گربه‌های خانگی را خالی یا حتی باغبانی کنند چون خطر جذب کیست تک‌یاخته‌ای را دارند که می‌تواند باعث عفونتی به نام تاکسوپلاسموسیس شود و یا منجر به سقط جنین یا نقص مادرزادی در جنین به دنیا نیامده شود. همچنین می‌دانیم که تاکسوپلاسموسیس در سطح جهان گستره‌ بزرگی از بیماری‌ها در انسان‌ها ایجاد می‌کند، گستره‌ای از بیماری‌های بدون علائم بالینی تا مرگ. در واقع، عفونت‌های تاکسوپلاسما گوندی چنان در میان انسان‌ها در تمام قاره‌ها به‌صورت گسترده شایع شده است که یکی از قابل توجه‌ترین بیماری‌های غذازاد در نظر گرفته می‌شود. این تنها عامل بیماری‌زایی که توسط گربه منتقل می‌شود نیست، هاری، سرطان خون گربه‌ای و ایدز هم هست و این فهرست و اثرات ادامه‌دار است.
ردپای کربنی حیوانات خانگی
آیا تولید غذا برای حیوانات خانگی هزینه بوم‌شناختی دارد؟ تنها در امریکا، حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰ میلیون سگ و گربه وجود دارد، که عمدتاً گوشتخوار هستند و به معنی این است که مقدار زیادی گوشت حیوانات مصرف می‌کنند. این میزان پروتئین (برای مثال پستانداران و ماهی‌ها) همراه با مقداری غلات باید در جایی تولید شود، با وجودی که روشن است بخشی از آن محصول فرعی است، اما بیشتر آن اینگونه نیست، که این خود به معنی ایجاد ردپای کربن قابل ملاحظه‌ای است. گریگوری اوکین (Gregory Okin 2017) به‌صورت کمّی محاسبه کرد که این ردپای محیط‌ زیستی در امریکا واقعاً به چه شکل است و آنچه او دریافت شگفت‌آور است. گربه‌ها و سگ‌ها در امریکا به اندازه مصرف انرژی غذایی حدود ۶۲ میلیون امریکایی، یا یک پنجم جمعیت امریکا مصرف می‌کنند. شاید به همین اندازه قابل توجه باشد که گربه‌ها و سگ‌ها ۳۰ درصد مدفوع به اندازه جمع مدفوع امریکایی‌ها تولید می‌کنند، که این خود سر جمع به حدود ۶۴ میلیون تُن گازهای گلخانه‌ای، مانند متان و نیتروز اکسید که هر دو سهم قابل توجهی در دماهای گرمایش زمین دارند، می‌انجامد. همچون دما، مالکیت حیوانات خانگی در سطح جهانی در سطوح هشدار دهنده‌ای رو به افزایش است، که باعث می‌شود نیاز داشته باشیم هزینه بوم‌شناختی آن را از نزدیک رصد کنیم. این نتایج تنها برای گربه‌ها و سگ‌ها است، به‌صورت مشابه جالب توجه خواهد بود اگر محاسبات ردپای محیط‌ زیستی را برای اسب‌ها انجام دهیم، چرانیدن اسب‌ها و همچنین زمینی که برای کشت غلات تولید شده برای آنها میزان قابل توجهی از جنگل‌زدایی را به دنبال دارد.
شاید سؤال شود که افراد باید تنها ماهی‌ها و دوزیستان و خزندگان را به‌عنوان حیوان خانگی نگه دارند؟ واقعاً نه، چون تا همین جا ما در قانونگذاری اینکه این حیوانات خانگی گونه‌های خاص و غیربومی از کجا می‌آیند (بسیاری از آنها به‌صورت غیر قانونی از حیات وحش زنده‌گیری می‌شوند) و همچنین در مواجهه‌ با حیواناتی که صاحبان‌شان دیگر آنها را نمی‌خواهند (همچون یک مار بزرگ یا یک طوطی ۵۰ ساله) و مشکل حیوانات طرد شده را ایجاد کرده‌اند، ضعیف عمل کرده‌ایم. تقاضا برای گونه‌های خاص ماهی‌ها، دوزیستان، خزندگان و پرندگان (مانند طوطی) نیرو محرکه تجارت غیرقانونی حیوانات خانگی شده است که شامل برداشتن آنها از محیط‌ زیست (و برخی اوقات به کلی از میان برداشتن جمعیت آنها) و قاچاق غیرانسانی حیوانات خانگی در سطح جهانی شده است. این امر نگرانی‌هایی درباره رفاه حیوانات در فرایند قاچاق و نگرانی درباره فرار و تهاجم این حیوانات خانگی (و عوامل بیماری‌زایی که به‌صورت بالقوه حمل می‌کنند) به اکوسیستم‌های جدید ایجاد کرده است، آنها می‌توانند اثرات بسیار زیادی در این اکوسیستم‌های جدید داشته باشند.
امروزه فلوریدا با حیواناتی همچون مار پنج متری پایتون برمس و بزمجه دو و نیم متری نیل سر و کار دارد که تمام جمعیت‌های پستانداران بومی کوچک را از بین برده است. تا سال ۲۰۱۰، چهل و هفت گونه خزنده بزرگ در فلوریدا تثبیت شده بود، که بیشتر آنها از تجارت حیوانات خاص و غیربومی رها شده بودند - و نه گسترش‌های طبیعی. بعدش هم که گسترش خروس‌ماهی، گونه‌ای که تنها بومی اقیانوس هند-آرام است اما به آب‌های فلوریدا، دریای کارائیب و خلیج مکزیک، تهاجم کرده است. تقریباً مطمئن هستیم که منشأ آن ماهی‌های آکواریومی خواسته نشده و رها شده است. این دریاها شکارچیان کمی دارند و خود این شکارچیان بسیار مهاجم هستند، پس نه تنها جمعیت آنها رشد بسیار بالایی دارد بلکه اثرات آنها بر گونه‌های صخره‌های بومی ماهی‌ها و سخت‌پوستان نیز تأثیر بسیار زیادی دارد.
گسترش عوامل بیماری‌زای قارچی
در آخر، گسترش عوامل بیماری‌زای قارچی در میان دوزیستان خاص به سراسر جهان منتقل شده است که شامل قارچ دیگچه‌ای دوزیستان (Batrachochytrium dendrobatidis) است که دلیل کاهش‌ها و انقراض‌های دوزیستان در سطح جهانی است. قارچ دیگچه‌ای سمندریان هم در اروپای غربی هست که سمندرها را می‌خورد، این قارچ توسط تجارت حیوانات خانگی وارد محیط شده و امروز دلیل کاهش‌های فاجعه‌بار بسیاری از گونه‌های مختلف از سمندریان است.
هزینه‌های بوم‌شناختی مالکیت حیوانات خانگی بسیار قابل توجه و متنوع هستند. در حالی که با مسائل محیط‌ زیستی چشمگیری در دوران آنتروپوسین مواجه هستیم؛ حیاتی است که ما این مسائل را جدی بگیریم.
این مقاله منابع ارزشمندی را برای مطالعه بیشتر معرفی کرده است که می‌توانید در لینک زیر آنها را یافته و مطالعه کنید:
http://www.cell.com/current-biology/pdf/S0960-9822(19)30794-8.pdf

 

رئیس اداره محیط زیست شاهرود، مشاهده 2 یوز در منطقه جدیدی در شهرستان شاهرود را تایید کرد

یوزهای آزاد کوچ رو

گفتگو: فرناز حیدری

علی اکبر قربانلو، رئیس اداره محیط زیست شهرستان شاهرود، 27 سال سابقه خدمت دارد. او یکی از مدیران شناخته شده زیستگاه های یوز آسیایی استان سمنان است. در پناهگاه حیات وحش خوش ییلاق و اداره حفاظت محیط زیست شاهرود سابقه حضور چندین ساله دارد و حدود 10 سال هم در بهترین زیستگاه یوز آسیایی، رئیس پارک ملی توران بوده است. ایشان از سال 95 تاکنون در اداره محیط زیست شهرستان شاهرود، مسیر حفاظت از یوز را همچنان ادامه می دهد. روز دوشنبه مورخ 7 شهریور سال جاری، خبری مبنی بر مشاهده دو یوز در مناطق آزاد شاهرود پس از بازدید میدانی و ردزنی منتشر شد که برخی درباره آن تردیدهایی را مطرح کردند. مشاهده یوزها در مناطق آزاد، یکی از موارد پرتردید و البته مناقشه برانگیز در حوزه محیط زیست است. علی اکبر قربانلو در گفت وگو با شرق از صحت و سقم مشاهده اخیر و اولویت های حفاظتی مهم این زیرگونه نه تنها در شهرستان شاهرود، بلکه در زیستگاه های یوز می گوید.

 آیا مشاهده دو یوز را در منطقه آزاد شاهرود به عنوان رکورد جدید، تایید می کنید؟ لطفا دلایل خودتان را برای اثبات این مشاهده بیان کنید.

بله، من تایید می کنم؛ چرا که نه تنها این محل، زیستگاه قوچ و میش و آهو است؛ بلکه سال گذشته هم در اطراف همین محل مورد مشاهده اخیر، از یوز چندین بار تصویربرداری شده. حدود هفت یا هشت سال پیش هم در چند کیلومتری همین محل، یک یوز پیدا شد که به دست سگ ها و با کمک چوپان ها در مزارع کشاورزی چاه باقر کشته شده بود. آن زمان من به خواسته مدیرکل وقت به محل اعزام شدم و بر اساس تحقیقاتی که انجام شد، چوپان محل اعتراف کرد که یوز را سگ ها گرفتند. البته روی سر یوز هم یک رد از آثار کلنگ بود که آن فرد بعدا اعتراف کرد که حیوان را با کلنگ معدوم کرده اند. لاشه و متخلف تحویل اداره شاهرود شدند؛ اما متاسفانه پیگیری خوبی انجام نشد.

 بنابراین دفعات مشاهده یوز در این محدوده زیاد است و تنها یک بار نیست؟

بله، چندین بار در این محل یوز مشاهده شده، علت آن هم به جز حضور طعمه حیوان از جمله قوچ و میش و آهو، امنیت این منطقه است؛ به طوری که هیچ متخلفی جرئت نمی کند که به زیستگاه های این حیوان در این محل نزدیک شود. خوشبختانه امنیت، حضور یوزها را هم به دنبال داشته است.

 نظر به سوابق مشاهدات اشتباه، برخی درباره کیفیت تصاویر تهیه شده و این مشاهده اخیر با تردید صحبت می کنند. پاسخ شما چیست؟

ما تصاویر را بررسی کردیم، از نحوه راه رفتن، حرکات و شکل و شمایل این حیوان مشخص شد که بسیار شبیه یوز است. ضمن اینکه این منطقه تپه ماهور است و به هیچ عنوان زیستگاه پلنگ نیست. ما تردید نداریم که تصاویر مربوط به یوز است. بررسی میدانی هم انجام شده؛ اما زمین محل مشاهده سنگلاخ است و رد پای حیوان به خوبی دیده نمی شود؛ اما با قاطعیت اعلام می کنم که یوز است؛ چون هم سابقه حضور داشته و هم عوامل مدنظر همگی حاکی بر این امر است.

نظر تخصصی این است که یوزها در این محل در حال تردد به منطقه چاه شیرین سمنان هستند؛ چون چندین باری هم گزارش هایی از راننده های عبوری داشته ایم که یوزها را در حال تردد در حوالی همین محدوده دیده اند. شخصی هم که مشاهده کرده، از همیاران مورد اعتماد و کاربلد است که یوز را به خوبی می شناسد. به طور کلی امسال در جلگه شاهرود و جنوب غربی میامی دفعات مشاهدات یوز از سوی فعالان محیط زیست و محیط بانان جالب توجه بوده که این مسئله خود اهمیت مناطق آزاد و زیستگاه های خارج از مناطق حفاظت شده محیط زیست را بیان می کند.

 اولویت فعلی شما برای حفاظت از یوزها در این منطقه چیست؟

اولین اولویت ما امنیت زیستگاه های مناطق آزاد یوزخیز است. افزایش طعمه و در دسترس بودن طعمه در مشاهدات اخیر بی تاثیر نبوده و امیدواریم که بیش از این هم باشد.

 آیا بناست که پایش ها در این محدوده ادامه دار باشد؟ چه برنامه هایی مدنظرتان است؟

حتما با توجه به مشاهده مکرر یوز در مناطق جنوبی و جنوب شرقی و غربی شاهرود، برنامه ما هم ادامه پایش ها و استمرار حفاظت است. کنترل و پایش این مناطق افزایش پیدا کرده، حداقل در هفته سه الی چهار بار همکاران محیط بان به همراه همکاران محیط زیست شهرستان میامی با هماهنگی های لازم در محل حاضر شده و هرگونه مورد مشکوکی هم در زیستگاه یوز واقع در جنوب شاهرود مشاهده شود، از طرف دوستان به بنده اطلاع داده شده و به منطقه اعزام خواهیم شد. خوشبختانه هماهنگی ها و رایزنی های خوبی با دوستان صورت گرفته و درصدد احیا و حفاظت بیشتر زیستگاه های یوز هستیم. اقدامات و رایزنی های انجام شده کمک می کند که امنیت زیستگاه را برای یوز بیشتر کنیم.

 آیا این امکان هست که بتوان در آینده حضور آنها را به شکل صددر صد مستند کرد؟

قطعا همین طور است. کیفیت تصاویر الان خوب نیست و دلیل آن هم این است که دوربین عکاسی خوب در اختیار محیط بان ها و برخی همیاران نیست و تصویربرداری اخیر هم با دوربین موبایل بوده. این مشکل همچنان به قوت خود باقی است. سعی می کنیم با رایزنی هایی که با دوستان صورت گرفته، تصاویر یوز در اختیار ما گذاشته شود. مطمئن باشید که برنامه های حفاظت در این محدوده ادامه خواهد داشت. خوشبختانه همواره این توجهات مثبت را نسبت به محیط زیست شاهد هستیم؛ بنابراین با قطعیت اعلام می کنم که جمعیت یوزها در جنوب شاهرود درخور توجه است و دلیل آن هم امنیت زیستگاه و افزایش طعمه است.

 محیط بانان منطقه شما با چه کمبودهایی در حال حاضر مواجه هستند؟ چه کمک هایی می تواند به حفاظت موثرتر از منطقه بینجامد؟

کمبودهای زیادی در محیط زیست کل کشور مشهود است. در درجه اول باید تاکید کنم که با کمبود شدید نیرو مواجه هستیم که همین مسئله، گشت و کنترل های ما را با محدودیت جدی مواجه می کند. تجهیزات محیط بان ها از قبیل بیسیم سیار و دستی، خودرو، دوربین عکاسی و چشمی و تجهیزات انفرادی مانند دستبند، شوکر و اسپری کم و محدود است؛ چون این تجهیزات به مرور از کار افتاده و اسقاطی می شود. وسایل نقلیه و موتورسیکلت محیط بان ها حداقل باید از وسایل نقلیه متخلفان بهتر و سرآمدتر باشد؛ اگر وسیله نقلیه ما از متخلف توان کمتری داشته باشد، طبیعی است که در تعقیب و گریزها عقب خواهیم ماند. سازمان محیط زیست باید روی خرید خودروهای تویوتا و موتورسیکلت های 250 سی سی به بالا سرمایه گذاری کند و این تجهیزات باید در اختیار محیط بانان باشد.

کمک هایی مانند نیروهای قراردادی و حضور سربازان موثر هست؛ اما اگر مسئولان واقعا می خواهند که یوز را از ورطه انقراض نجات دهند، باید نگاه ویژه ای هم به زیستگاه ها و مناطق یوزخیز داشته باشند. در حال حاضر ما نیازمند امکانات موتوری، تجهیزات و افزایش نیرو هستیم و این موارد است که می تواند امنیت را به زیستگاه های یوز برگرداند.

 انتظار شما در این برهه از معاونت محیط طبیعی سازمان محیط زیست چیست؟

انتظار شخص من به عنوان رئیس یک اداره محیط زیست شهرستان از معاونت محیط طبیعی این است که نگاه ویژه ای به مناطق و زیستگاه های یوزخیز که تنها و تنها امید کشور برای نجات یوز هستند، داشته باشند. ما خواستار کمک ویژه اعم از اختصاص امکانات، تجهیزات و نیروهای بیشتر برای حفاظت یوز آسیایی هستیم؛ چون این امکانات و صرف بودجه است که می تواند در این برهه ناجی گونه های در خطر انقراضی مانند یوز باشد.

 ارزیابی شما از برنامه های حفاظت از یوز آسیایی چیست؟ آیا با این روند می توان به امید یوزها امیدوار بود؟

ارزیابی شخص من این است که برنامه های حفاظت از یوز آسیایی ناامیدکننده است. با این روند مطمئن باشید که انقراض یوزها حتمی است. اگر مسئولان واقعا می خواهند که یوز آسیایی منقرض نشود، باید مجموعه ای از کارها را انجام دهند.

 چه کارهایی مدنظرتان است؟

اول از همه ایجاد مدیریت واحد از زیستگاه های هم جوار در یک استان به عنوان مثال در استان سمنان در محدوده استحفاظی سه اداره محیط زیست هم مرز و چسبیده به هم (پارک ملی توران، شهرستان میامی و شهرستان شاهرود پناهگاه حیات وحش خوش ییلاق) یوز وجود دارد. متاسفانه هماهنگی میان این سه منطقه وجود ندارد و هر اداره یک روش و راه برای خود طی می کند. این اختلافات حفاظتی نابودکننده زیستگاه هاست.

در یک منطقه حفاظت شده، طعمه یوز خیلی کم و ضعیف است که متاسفانه در نتیجه آن نه تنها نابودی طعمه بلکه از دست رفتن یوز اتفاق خواهد افتاد؛ در یک منطقه دیگر مثل شاهرود برعکس بیشتر حفاظت می شود و افزایش طعمه هست. تلاش زیادی کرده ایم که این نتیجه حاصل شده؛ چنان که الان حیات وحش در آرامش با انسان همزیستی دارد؛ اما در گذشته این گونه نبود؛ بنابراین تفاوت های حفاظتی بین دو منطقه می تواند حیات یوز را به راحتی در معرض مخاطره قرار دهد.

دوم اینکه ردیف بودجه جداگانه ای باید برای حفاظت در زیستگاه های پویای یوز تعریف شود. اگر هدف این است که یوز نابود نشود، سازمان محیط زیست باید به دنبال ردیف بودجه مختص زیستگاه های یوز باشد.

سوم استخدام نیروی محیط بان آن هم به شکل فوق العاده باید در دستور کار قرار گیرد.

 آیا استخدامی های جدید به نیروها اضافه شده اند؟

تاکید می کنم که این مهم نباید از طریق لزوما آزمون باشد؛ چون متاسفانه محیط بان هایی که از طریق آزمون وارد عرصه می شوند، 80 الی 90 درصد بسیار ضعیف و فاقد عملکرد و کارایی لازم هستند. باید فراخوان داده شود و از سوی نیروهای باتجربه اعم از کارشناس و رئیس اداره و به ویژه محیط بان های باتجربه از بین این افراد فراخوانده شده، نیروهای دیپلم، حتی زیردیپلم و فوق دیپلم و ترجیحا هم افراد روستایی انتخاب شوند و در مناطق و زیستگاه های مهم یوز آموزش داده شوند. بعد از برگزاری دوره های آموزشی از بین این افراد که ریزش کرده اند، تعداد مورد نیاز نیرو استخدام شود؛ چون متاسفانه الان بیشتر مناطق به دلیل ناکارآمدی نیروها و ضعف عملکردی مورد تهاجم شکارچیان غیرمجاز قرار گرفته اند.

 به نظرتان بودجه برای یوز باید صرف چه کارهایی شود؟

تامین بودجه برای خرید علوفه بسیار زیاد به ویژه در زیستگاه هایی که به شدت تحت تاثیر خشکسالی قرار گرفته اند، تامین آب و تامین بهترین وسایل نقلیه موتوری درجه یک الان اولویت است. هر پاسگاه باید یک خودروی تویوتا و به تعداد محیط بان، یک دستگاه موتورسیکلت داشته باشد. دوربین عکاسی و چشمی مناسب هم مورد نیاز هستند.

من باور دارم که این کارها را سازمان محیط زیست باید انجام دهد؛ در غیر این صورت کارهایی مانند حتی فنس کشی کنار جاده هم فایده ای ندارد، یوز از جای دیگری می رود. سازمان محیط زیست باید برای مدیریت یکپارچه زیستگاه های یوز تصمیم بگیرد. اگر این تصمیم الان گرفته نشود، در سال های آینده یوزها به طور قطع منقرض خواهند شد. اگر هم کسی الان جرئت پذیرفتن این مسئولیت ها را ندارد، من حاضر به دادن تعهد محضری هستم که مسئولیت زیستگاه های یوزخیز را در اختیار بگیرم و اگر نتوانستم مدیریت کنم، من را اخراج کنند. ما خواهان عمل هستیم و همچنان امیدوار که سازمان محیط زیست بالاخره یک تصمیم جدی برای یوز بگیرد.شرق

چهار هزار و 600 کیلومتر رودخانه در کشور نیاز به لایروبی دارند

نجات گلستان از سیل با لایروبی به‌موقع

گرگان - رئیس سازمان مدیریت بحران کشور با اشاره به اینکه استان گلستان به‌عنوان استان نمونه و الگو درلایروبی رودخانه‌ها انتخاب شده است، گفت: در صورتی که لایروبی رودخانه‌های گلستان در دستور کار قرار نمی‌گرفت تکرار سیل سال ۹۸ گلستان محتمل بود.
محمدحسن نامی در مراسم افتتاح قرارگاه لایروبی شهید لولایی گلستان اظهار کرد: ۱۴۶ هزار کیلومتر رودخانه در سراسر کشور وجود دارد که حدود ۴ هزار و ۶۰۰ کیلومتر آن از مناطق مسکونی اعم از روستایی و شهری عبور می‌کنند که اگر لایروبی نشوند مشکل‌ساز خواهند شد.
وی افزود: استاندار گلستان به طور جدی پیگیر لایروبی رودخانه‌های استان گلستان بود و طرح ایشان توسط وزیر کشور تصویب شد و قرار است با استفاده از تجهیزات مهندسی سنگین این اقدام انجام شود.
رئیس سازمان مدیریت بحران کشور با بیان اینکه در لایروبی رودخانه‌های گلستان از تجهیزات مهندسی داخل استان استفاده شده و در صورت کمبود از ظرفیت سایر استان‌ها کمک گرفته می‌شود، بیان کرد: استان گلستان پایلوت لایروبی رودخانه‌ها در کشور می‌شود.
نامی با بیان اینکه امیدوارم این طرح نمونه مؤثری برای سایر استان‌ها باشد، یادآور شد: تأکید دولت سیزدهم به‌ویژه رئیس جمهور تسریع در لایروبی رودخانه‌ها است. وی با بیان اینکه هزینه لایروبی‌ها سنگین است، تصریح کرد: اجرای این طرح در استان گلستان می‌تواند ضمن کاهش هزینه‌ها به اجرای لایروبی سرعت ببخشد. اگر استان گلستان به‌دنبال لایروبی رودخانه‌ها به طور مستقل بود به بیش از ۲۰۰ میلیارد تومان اعتبار نیاز داشت اما در حال حاضر با اختصاص ۳۰ میلیارد تومان و تأمین تجهیزات مهندسی، هزینه‌های تحمیل شده به گلستان کاهش می‌یابد.
رودخانه‌های فیروزکوه صد سال است که لایروبی نشده‌اند
در همین حال به گفته یکی از مسئولان فیروزکوه، لایروبی نشدن رودخانه‌های فیروزکوه از صد سال گذشته یکی از عوامل مهم وقوع سیلاب اخیر در منطقه حبله‌رود این شهرستان بوده است.
به گزارش خبرگزاری صداوسیما، معاون عمرانی فرمانداری فیروزکوه گفت: در بحث ساماندهی و برخورد با ساخت‌و‌سازهای غیرمجاز، حریم و بستر رودخانه، خط قرمز ما محسوب می‌شود چراکه ساخت‌و‌ساز‌های غیرمجاز در این بخش در وقوع سیلاب اخیر دخیل بوده است.
حیدر قاسم‌زاده در نشست ساماندهی ساخت‌وسازهای غیرمجاز این شهرستان افزود: متأسفانه در طول صد سال گذشته رودخانه‌های این شهرستان لایروبی نشده است و انباشت حجم زیادی از گل‌و لای موجب شده سطح آب آن بالا بیاید و طغیان کند. وی گفت: تعیین حریم و بستر رودخانه برای انجام ساخت‌و‌سازها بدون در نظر گرفتن این لایروبی‌ها براساس دبی 25 یا 50 ساله گذشته انجام می‌شود که حقوق بسیاری از مردم در این میان ضایع می‌شود.
معاون عمرانی فرمانداری فیروزکوه گفت: با توجه به شرایط توپوگرافی فیروزکوه بیش از 65 کیلومتر از مساحت این شهرستان از رودخانه تشکیل شده که عملاً ساخت‌وساز ایمن را با مشکل مواجه کرده است.
قاسم‌زاده افزود: از امور آب منطقه‌ای درخواست داریم ضمن لایروبی رودخانه‌ها برای تعیین حریم و بستر تجدید‌نظر کنند.ایران

فرمانده یگان حفاظت منابع طبیعی مازندران خواستار بازنگری قوانین مجازات قاچاقچیان چوب شد

حمله قاچاقچیان چوب به جنگلبانان چمستان!

بیتا  میرعظیمی
خبرنگار

سه قاچاقچی چوب با گستاخی و شرارتی عجیب به نیروهای یگان حفاظت منابع طبیعی مازندران در منطقه چمستان نور حمله کرده و پس از تهدید جانی، بی‌هیچ مشکلی از ایست بازرسی جنگلبانی فرار می‌کنند. این مضمون فیلمی است که طی چند روز گذشته در فضای مجازی دست به دست شده و سر و صدای زیادی به پا کرد. فیلمی که بار دیگر بر عدم امنیت جانی جنگلبانان و محیطبان‌ها، عدم بازدارندگی مجازات‌ها و گستاخی هر چه بیشتر قاچاقچیان صحه گذاشته و ضرورت بازنگری و اصلاح قوانین مجازات قاچاقچیان چوب را به مسئولان و نمایندگان مجلس یادآوری کرد. در حال حاضر این متخلفان شناسایی و دستگیر شده اند.
سرهنگ مجید ذکریایی فرمانده یگان حفاظت اداره کل منابع طبیعی مازندران ساری، در توضیح این حادثه به ایران می‌گوید: صبح پنجشنبه (17 شهریور) ساعت 5:45، یک وانت  نیسان با اسکورت یک خودرو سواری به ایست بازرسی پارک جنگلی کشپل در منطقه چمستان شهرستان نور می رسند. خودروی اول راه بازکن ماشین‌های عقبی بود که چوب‌های جنگلی را قاچاق می‌کردند. نگهبان با تصور این که ماشین‌ها شخصی هستند، علمک عبور و مرور را بالا داد، اما متوجه شد ماشین اولی راه بازکن بوده و ماشین‌های عقبی  قاچاق چوب می‌کنند. بلافاصله علمک را پایین آورده و مانع خروج ماشین‌ها می شود. همزمان با پایین آمدن علمک، خودروی نیسان رسیده و 3سرنشین آن پیاده شده و با سلاح سرد به  نگهبان‌ها و راهبند این منطقه جنگلی حمله کردند.
متخلفان دستگیر شدند
به گفته مجیدذکریایی، قاچاقچیان چوب، طناب راهبند را پاره کردند و به‌دلیل تعداد زیاد سرنشینان دو خودرو و مسلح بودن به سلاح سرد، نگهبانان نتوانستند مقاومت کنند، زیرا اگر مقاومت جدی می‌کردند حتماً در این حادثه آسیب می‌دیدند. در نهایت  متخلفان متواری شدند.
فرمانده یگان حفاظت اداره کل منابع طبیعی مازندران ساری می‌افزاید: بلافاصله گزارش های لازمه انجام می شود و همکاران نیروی انتظامی در کمترین زمان ممکن در منطقه حضور پیدا می‌کنند که همزمان دستور قضایی  جهت شناسایی متخلفان صادر می‌شود. خوشبختانه با حمایت دستگاه قضایی و دستور قضایی صادره، شناسایی این سه قاچاقچی چوب، در دستور کار پلیس قرار گرفت. در نهایت  با همکاری فرمانده انتظامی شهرستان نور، پلیس آگاهی شهرستان و رصد اطلاعاتی نیروهای پلیس و منابع طبیعی، این 3 متخلف شناسایی و در مخفیگاه خود دستگیر می شوند. همزمان دو دستگاه خودروی نیسان آبی که این سه نفر با استفاده از آن اقدام به قاچاق چوب کرده بودند  شناسایی و توقیف شدند. در حال حاضر خودروها برای طی مراحل قانونی به پارکینگ نیروهای انتظامی منتقل شده اند.
شرکتی‌ها حق حمل سلاح ندارند!
سرهنگ ذکریایی در پاسخ به این سؤال که چرا نیروهای حفاظت منابع طبیعی هیچ سلاحی در دست نداشتند تا از خود دفاع کنند، می‌گوید: نیروهایی که در این فیلم مشاهده می‌کنید، نیروهای شرکتی یگان حفاظت منابع طبیعی استان مازندران هستند. این افراد ضابط دادگستری، محسوب نشده و حق حمل سلاح را  ندارند. به همین دلیل  در موقع حمله قاچاقچیان، این افراد سلاحی برای دفاع از خود همراه نداشتند. در حقیقت نیروهای شرکتی منابع طبیعی، کارگرانی هستند که ضابط دادگستری محسوب نشده و ما نمی‌توانیم به آنها سلاح بدهیم. لازم به ذکر است که یگان حفاظت منابع طبیعی، نیروهای مسلحی نیز دارد که ضابط دادگستری محسوب می‌شوند،اما به‌دلیل کمبود تعداد نیروها، نمی‌توانیم از نیروهای مسلح یگان حفاظت منابع طبیعی کشور در تمام ایست‌های بازرسی در گلوگاه‌های جنگل‌های مازندران استفاده کنیم.
وی از سازمان منابع طبیعی کشور درخواست می‌کند که با تأمین نیرو و اعتبارات لازم، امکان به‌کارگیری نیروهای مسلح یگان حفاظت منابع طبیعی در تمام ایست‌های بازرسی علی الخصوص گلوگاه‌های قاچاق چوب در جنگل‌های مازندران فراهم شود تا با این اقدام از تکرار حملات مشابه توسط قاچاقچیان به نیروهای شرکتی منابع طبیعی ممانعت به عمل آید.
مجازات‌ها بازدارنده نیست
فرمانده یگان حفاظت اداره کل منابع طبیعی مازندران ساری، همچنین با اشاره به افزایش 10برابری قیمت چوب طی سال‌های اخیر می‌گوید: قیمت چوب از سال 96-95 به‌دلیــل اجـــرای طــرح تنفس در جنگل‌ها و افزایش تقاضا 10 برابر شده است، از سویی دیگر رشد جمعیت جوان بیکار و جویای کار، زمینه را برای رسیدن یک شبه به پول و ثروت فراهم کرده و آنها را در دام پیشه‌های غیرقانونی و کاذب ازجمله قاچاق چوب انداخته است. این در حالی است که طی سال‌های گذشته، نرخ جرایم مربوط به قاچاق چوب تغییری نکرده و اغلب قاچاقچیان به دلیل این که قاچاق چوب مجازات حبس نداشته و نرخ جریمه اندکی نیز دارد، این تخلف را به صرفه‌تر تشخیص داده و در این مسیر گام برمی دارند. در همین راستا ما باید جریمه قاچاق چوب را 10 تا 20 برابر قیمت فعلی چوب در نظر گرفته و در کنار آن  مجـــازات‌های بازدارنده‌ای نظیر حبس را برای قاچاقچیان چوب در نظر بگیریم.
به اعتقاد سرهنگ مجید ذکریایی، مجازات قاچاقچیان چوب بازدارنده نبوده و باید قوانین، اصلاح و بازنگری شود. در همین راستا  از نمایندگان محترم مجلس درخواست می‌کنیم که نسبت به اصلاح قانون حفاظت و بهره‌برداری از جنگل‌ها و مراتع، قانون حمایت قضایی و بیمه‌ای از مأموران یگان حفاظت محیط‌ زیست و منابع طبیعی در اسرع وقت اقدام کنند تا ضمن تبیین مجازات‌های بازدارنده، دست قضات در سراسر کشور برای مجازات این متخلفان بازتر شده و نیروهای مأموران یگان حفاظت با پشتوانه قانونی بیشتر به برخورد با متخلفان بپردازند.ایران

آیا به احیای نگین فیروزه ای ایران امیدی هست؟

جدل سیاسی برای احیای بزرگ ترین دریاچه داخلی ایران

با افشای رقم هزینه کرد 5700 میلیارد تومانی ستاد احیای دریاچه ارومیه و ابهام در اثر گذاری این رقم کلان برای احیای بزرگ ترین دریاچه داخلی ایران آن هم در حالی که امروز فقط کمتر از 980 کیلومتر مربع از دومین دریاچه شور دنیا باقی مانده و پیش بینی می شود تا پایان تابستان حتی احیای آن هم غیر ممکن شده و دریاچه ارومیه به خاطره ای در ذهن ها تبدیل شود، تحقیق و تفحص مجلس از ستاد احیای دریاچه جدی تر موضوعیت بیشتری پیدا کرده چنانکه طبق گفته سمیه رفیعی؛ رییس فراکسیون محیط زیست مجلس، در حال حاضر گزارش های ارسالی دیوان محاسبات درباره هزینه های انجام شده برای احیای دریاچه ارومیه در حال بررسی است. 

دو روز قبل، رفیعی در گفت وگو با ایلنا گفت: عمده هزینه ها صرف مطالعات تکراری و بی حاصل شد و بعضی از اسناد این هزینه ها هم ناموجود است. در عمل آنچه باید رخ می داد، رخ نداد. به گفته رییس پیشین ستاد احیای دریاچه ارومیه 85 درصد از دلایل وضعیت کنونی دریاچه ارومیه مربوط به دخالت های انسانی بوده و تنها 15 درصد آن ناشی از تغییر اقلیم بوده و نه تنها حفاظتی رخ نداد بلکه تخریب ها بیشتر شد و تصمیم گیری های غلطی شامل برداشت های غیرمجاز برای توسعه کشاورزی و تغییر نوع کشت رخ داد. ایجاد برخی تاسیسات مرتبط با دریاچه مانند پل میانگذری که در داخل دریاچه احداث کردند و با فقدان استانداردهای لازم مانع از چرخش هیدرولوژیک آب شدند هم مرگ دریاچه تسریع شد. تصمیمات اشتباهی که وضعیت این دریاچه را به وخامت امروز انداخته، مربوط به امروز و دیروز و یک دولت و دو دولت نیست بلکه در یک فرآیند زمانی و با یک انفعال نظارتی از سوی سازمان محیط زیست و سایر دستگاه های نظارتی این وضعیت رخ داده است. تحقیق و تفحص در رابطه با دریاچه ارومیه از این منظر است که ببینیم با شعار احیای این دریاچه و تشکیلاتی که ایجاد شد با صرف هزینه های قابل توجه، چند درصد از اهداف تعریف شده محقق شد.

رفیعی چندی قبل هم در توضیح آخرین وضعیت دریاچه ارومیه اعلام کرده بود: ستاد احیای دریاچه ارومیه در سال 94 در پی خشک شدن وسیع بخش های جنوبی دریاچه ارومیه تشکیل شد که در آن زمان سطح تراز آب این دریاچه به 1270.04 رسیده بود. از زمان تشکیل این ستاد اعتبارات هزینه شده 57306 میلیارد ریال بوده است که این میزان اعتبار به ارزش سال 1400 با محاسبه نرخ تسعیر دلار و نرخ تورم، معادل بیش از 150 هزار میلیارد ریال بوده است. بر اساس نتایج مطالعاتی که برای دریاچه ارومیه انجام شده و برابر اعلام رییس ستاد احیای دریاچه ارومیه، 18 درصد علت خشک شدن تالاب، تغییر اقلیم و 82 درصد به دلیل مدیریت غلط منابع آبی حوضه آبریز بوده است. روند نزولی سطح تراز دریاچه ارومیه از سال 1374 آغاز شد و سطح تراز آب دریاچه طی 20 سال، 8 متر کاهش یافت. طی سال های گذشته فقط در سال های پر بارش شاهد افزایش نسبی سطح تراز آب دریاچه ارومیه بوده ایم در حالی که قرار بود سطح تراز آب دریاچه ارومیه تا سال 1406 به 1274.1 برسد اما آخرین سطح تراز دریاچه ارومیه به تاریخ 19 تیرماه 1270.57 است یعنی تنها 53 سانتی متر از حداقل تراز آبان 94 بالاتر است! بر اساس پیش بینی کارشناسان تا اواخر مهر تبخیر در دریاچه ارومیه ادامه دارد و سطح تراز آب به رقم روز اول شروع پروژه احیای دریاچه ارومیه خواهد رسید و جنوب دریاچه کاملا خشک خواهد شد. باید بررسی شود که بعد از این همه سال عملیات پرهزینه طرح احیای دریاچه ارومیه چقدر و چند درصد از سهم 82 درصدی مدیریت غلط حوضه آبریز اصلاح و بهبود یافته است. 21 تیر ماه امسال، نمایندگان مجلس با انجام تحقیق و تفحص از عملکرد ستاد احیای دریاچه ارومیه موافقت کردند. درخواست کمیسیون کشاورزی مجلس برای تحقیق و تفحص از عملکرد ستاد احیای دریاچه ارومیه با 182 رای موافق آغاز شد و به دنبال تصویب این طرح، 18 محور با مرکزیت روشنگری درباره عملکرد مالی و اجرایی ستاد دریاچه ارومیه از بدو تاسیس تا حال و بررسی چگونگی هزینه کرد اعتبارات ستاد احیای دریاچه ارومیه از اول تا به حال و همچنین دریافتی های مدیران آن مجموعه در دستور کار نمایندگان مجلس قرار گرفت. 

یکی از مهم ترین نگرانی های حامیان طرح تحقیق و تفحص از عملکرد ستاد احیای دریاچه ارومیه، صرف نظر از روشنگری های مالی و هزینه ای، چاره جویی برای نجات این دریاچه است. در همان روزی که طرح تحقیق و تفحص مصوب شد، نماینده مردم تبریز در مجلس در توضیح تبعات و خسارات نابودی دریاچه ارومیه اعلام کرد: ما تجربه خشک شدن هامون در سیستان و بلوچستان و هورالعظیم در خوزستان را داریم، قرار بود تراز اکولوژیک دریاچه ارومیه با برنامه نزدیک به 10 ساله به نقطه ای برسد که در این نمودار احیای نهایی نامیده شده اما متاسفانه نه تنها در دوره تثبیت بلکه در دوره احیا و احیای نهایی با تغییر محسوسی در تراز اکولوژیک بلکه در تراز هیدرولوژیک هم مواجه نبودیم. ما با خشکی دریاچه ای مواجه هستیم که 7 برابر مساحت تهران تبدیل به بیابان و همچنین شوره زار خواهد شد و این یعنی توفان نمکی و با توفان نمکی 600 کیلومتری مواجه خواهیم شد. با افزایش ایستی خاک در وهله اول گیاهان حساس به شوری و نسبتا مقاوم و سپس همه گیاهان مقاوم به شوری از بین خواهد رفت و به مرور زمان کشاورزی نابود خواهد شد و با هر یک توفان نمکی 500 سال باید منتظر اصلاح بمانیم؛ تغییر اقلیم محلی، گرم شدن پیرامون و مشکلات بارشی همگی محصول خشکی دریاچه ارومیه است و تاثیر بر اقتصاد و مهاجرت میلیون ها انسان به مرکز کشور تبعات بعدی این اتفاق خواهد بود. امیدواریم با احیای دریاچه ارومیه شاهد از بین رفتن مخاطرات سنگین زیست محیطی باشیم؛ من سیاه نمایی را دوست ندارم و از عملکرد گذشتگان تشکر می کنم اما بدانید احیای دریاچه ارومیه صرفا جلوگیری از حذف دریاچه ارومیه از نقشه ایران نیست بلکه احیای تمدنی است.

به جریان افتادن طرح تحقیق و تفحص از عملکرد ستاد احیای دریاچه ارومیه در مجلس یازدهم، به رغم انکار برخی نمایندگان حامی این طرح، البته رنگی از سیاست زدگی هم دارد چرا که بالاخره قرار است منصوبان منتسب به اصلاح طلبان برای پاسخگویی به مجلس اصولگرایان فراخوانده شوند علاوه بر آنکه به گفته سید سلمان ذاکر؛ نماینده مردم ارومیه، یک بار در مجلس هشتم هم طرح تحقیق و تفحص از عملکرد ستاد احیای دریاچه ارومیه مطرح شده اما دو فوریت این طرح رای نیاورده و از دستور کار صحن خارج شده است. حالا البته در شرایط فعلی دریاچه به نظر می رسد حتی اگر تحقیق و تفحص، با قصد زمین زدن مخالفان و با نگاه جناحی به اجرا درآمده، انچه اهمیت دارد، در شرایط فعلی که تداوم کاهش نزولات جوی، دست در دست بسیاری سوءتدبیرها و سیاست گذاری های رانتی و رابطه ای در سنوات گذشته، همه امیدها برای نجات این دریاچه را از بین برده پیدا کردن راه حلی برای باقی مانده بقایای دریاچه است. آنچه مسلم است، شرایط امروز دریاچه ارومیه حتی نسبت به ابتدای امسال هم در وضعیتی به مراتب بدتر قرار گرفته است. فروردین ماه امسال، ایلنا در گزارشی از وضعیت دریاچه نوشت: دریاچه ارومیه که در سال های گذشته حداقل 6 متر عمق داشت اکنون عمق آن به کمتر از یک متر رسیده و از حجم 30 هزار میلیارد متر مکعب آب آن در سال 1375 اکنون تنها 3 میلیارد مترمکعب باقی مانده است، میزان آرتمیای زنده و با ارزش مالی موجود در هر لیتر از دریاچه ارومیه نیز به صفر رسیده است. تراز دریاچه ارومیه نسبت به زمان مشابه سال گذشته (فروردین 1400) 68 سانتی متر کاهش داشته و بر اساس آخرین پایش انجام شده، تراز دریاچه ارومیه به 1270.74 سانتی متر رسیده و این در حالی است که تراز نگین فیروزه ای ایران در ابتدای مهرماه سال 1400 یعنی در زمان آغاز سال آبی، 1270.65 سانتی متر بود. وسعت نگین آبی آذربایجان نسبت به زمان مشابه سال 1400، حدود 1226 کیلومتر مربع کاهش داشته با وجود آنکه از ابتدای مهر سال 99 تا 15 اسفند همان سال، 384 میلیون متر مکعب آب وارد این دریاچه شده اما از اوایل مهر 1400 تا 15 اسفند همان سال میزان رها سازی آب در دریاچه ارومیه نسبت به مدت مشابه سال قبل کاهش 25 درصدی داشته چون بیش از یکسال است وزارت نیرو اقدامی برای رهاسازی آب انجام نداده و باید پاسخگوی این موضوع باشد که چرا با وجود مصوبات و بارش هایی که وجود داشته، این رهاسازی ها به خوبی انجام نگرفته چنانکه بنا به قول دولت، قرار بود بیش از 200 میلیون مترمکعب رهاسازی شود که تنها 60 میلیون مترمکعب یعنی یک سوم قول هایی که برای احیای دریاچه ارومیه داده شده بود، از سد بوکان به دریاچه رهاسازی انجام شده آن هم در حالی که از زمان آغاز بحران خشکسالی دریاچه ارومیه تاکنون حدود 90 درصد از حجم این دریاچه نابود شده است. دیروز رییس سازمان حفاظت محیط زیست در توضیح آخرین اقدامات برای احیای دریاچه ارومیه اعلام کرد: دومین جلسه ستاد احیای دریاچه ارومیه تشکیل شده و صد میلیون مترمکعب آب از تصفیه خانه های شهرهای تبریز و ارومیه رها شده است. مشکل زاب هم که حل شود حتما انتقال 600 میلیون مترمکعب آب از سد کانی سیب انجام می شود. جهاد کشاورزی استان باید تکالیف خود را در زمینه کشت های جایگزین و کشت های کم آب بر و رهاسازی به موقع آب انجام دهد و وزارت نیرو هم باید حقابه را بر سر تالاب تحویل دهد نه در مسیر.

چرا دریاچه ارومیه مهم است؟ 

طبق آنچه در فضای وب نوشته شده دریاچه ارومیه یک دریاچه شور در شمال غربی ایران است که طبق تقسیمات کشوری، میان دو استان آذربایجان غربی و آذربایجان شرقی قرار گرفته است. دریاچه ارومیه بزرگ ترین دریاچه داخلی ایران است. مساحت این دریاچه در سال 1377 در حدود 6 هزار کیلومتر مربع بود که در ردیف بیست وپنجمین دریاچه بزرگ دنیا از نظر مساحت قرار می گیرد. دریاچه ارومیه، بزرگ ترین دریاچه داخلی ایران، بزرگ ترین دریاچه آب شور در خاورمیانه و ششمین دریاچه بزرگ آب شور دنیا است. آب این دریاچه بسیار شور بوده و بیشتر از رودخانه های زرینه رود، سیمینه رود، تلخه رود، گادر، باراندوز، شهرچای، نازلو و زولا تغذیه می شده. مهم ترین جزایر این دریاچه عبارتند از: جزیره کبودان (قویون داغی)، اشک داغی، آرزو و اسپیر. نام دریاچه ارومیه از نام شهر ارومیه، مرکز استان آذربایجان غربی گرفته شده است. در گذشته نام های شور دریا و دریای شاهی نیز برای این دریاچه استفاده می شد. در دهه 1930 میلادی به هنگام سلطنت رضاشاه این دریاچه به دریاچه رضاییه نامگذاری شد. در سال 1357 نام دریاچه به نام پیشین خود، دریاچه ارومیه بازگردانده شد که در زبان ترکی اورمو گولو گفته می شود. در زبان پارسی کهن، این دریاچه چیچست به معنای درخشنده نامیده شده است. براساس لیست تنوع زیستی پارک ملی دریاچه ارومیه که در سال 2014 و 2016 ارایه شده است پارک ملی دریاچه ارومیه مسکن 20 گونه جلبک، 311 گونه گیاه، 226 گونه از پرندگان، 27 گونه خزنده و دوزیست و 24 گونه از پستانداران است. این زیست بوم به صورت بین المللی توسط یونسکو به عنوان منطقه تحت حفاظت به ثبت رسیده و سازمان محیط زیست ایران اکثر نقاط این دریاچه را به عنوان پارک ملی شناسایی کرده است. دریاچه ارومیه در سال 1352 در فهرست پارک های ملی ایران به ثبت رسید. پارک ملی دریاچه ارومیه، از زیستگاه های طبیعی جانوران در ایران است که با وسعت 462600 هکتار همچنین یکی از 9 ذخیره گاه زیست کره در ایران است. به خاطر شوری بیش از حد دریاچه هیچ نوع ماهی در این دریاچه زندگی نمی کند. با این حال دریاچه ارومیه یکی از زیست گاه های مهم سخت پوست آرتمیا شناخته می شود. این سخت پوست یکی از منابع اصلی تغذیه پرندگان مهاجر از جمله فلامینگو به شمار می آید. در اوایل سال 2013 از رییس وقت مرکز مطالعات آرتمیای ارومیه نقل شد که آرتمیا در این دریاچه منقرض شد و در بهمن 1394 رییس مرکز تحقیقات آرتمیای کشور عنوان داشت که بر پایه بررسی ها آرتمیای زنده در دریاچه ارومیه وجود ندارد چون با خشکسالی تابستانه این موجودات نابود شدند. این دریاچه از اواسط دهه 80 شروع به خشک شدن کرد و امروزه در خطر خشک شدن کامل قرار دارد. طرح نجات دریاچه ارومیه، گران ترین پروژه زیست محیطی ایران است که تا سال 1400 بیش از 15 هزار میلیارد تومان هزینه داشته است. اعتماد

شواهد ماهواره‌ای نشان از تبدیل دامسراهای جنگلی به ویلا، به جای خروج دام از هیرکانی دارند

پاکتراشی هکتارها جنگل باستانی در بندپی بابل!

بیتا  میرعظیمی
خبرنگار


انتشار تصاویر ماهواره‌ای از پاکتراشی هکتارها جنگل در بندپی بابل و‌ تبدیل عرصه‌های جنگلی به خانه باغ، بار دیگر زنگ خطر تخریب و نابودی اکوسیستم‌های ارزشمند در قلب جنگل‌های مازندران را به صدا درآورد. جنگل‌ها و مراتعی که بی‌هیچ نظارتی تغییر کاربری داده و به مأمنی امن برای ساخت خانه‌ها و ویلاهای لوکس و غیرمجاز تبدیل می‌شود.
پاسخی داده نشد!
حدود 2 هفته پیش تعدادی از فعالان محیط‌ زیست، ده‌ها تصاویر ماهواره‌ای از پاکتراشی هکتارها جنگل در بند پی بابل را در اختیار روزنامه ایران قرار دادند. برای بررسی این موضوع، ابتدا با مدیرکل منابع طبیعی بابل تماس گرفتیم. از ما خواسته شد تا تصاویر به اضافه موقعیت دقیق مکانی این پاکتراشی‌ها را ارسال کنیم. فعالان، تصاویر ماهواره‌ای بیشتری را برای ایران ارسال کردند. تصاویر تکمیلی در اختیار مدیرکل منابع طبیعی بابل قرار گرفت. پس از چند روز پیگیری، از ما خواسته شد که ابتدا با روابط عمومی منابع طبیعی بابل هماهنگ شده و پس از تأیید گفت‌و‌گو را انجام دهیم. هماهنگی‌ها از سوی روابط عمومی انجام و اعلام شد که هیچ منعی برای گفت‌و‌گو وجود ندارد. پس از آن به یکباره، تمامی تما‌‌س‌های ایران بی‌پاسخ ماند. از روابط عمومی علت را جویا شدیم اما در کمال ناباوری به ما گفته شد که اداره حراست اجازه مصاحبه و گفت‌و‌گو در این خصوص را نداده است. متأسفانه مدیرکل منابع طبیعی مازندران نیز به رغم تماس‌های مکرر و ارسال پیام، هیچ‌گونه پاسخی به روزنامه ایران ارائه ندادند، این در حالی است که روابط عمومی سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور به ایران می‌گوید هیچ منعی برای مصاحبه وجود ندارد و حراست حق ورود به موضوع را ندارد.


ویلاسازی در اراضی ملی


سؤال اینجاست که این حجم گسترده از پاکتراشی در قلب جنگل‌های مازندران را که اتفاقاً با اسناد دقیق و قابل استنادی در اختیار روزنامه قرار گرفته است کدام مسئول باید پاسخگو باشد؟ آیا جز این است که در سال‌های اخیر مدام اکوسیستم‌های باارزش جنگلی در کشور به بهانه‌های واهی تغییر کاربری داده و به مأمنی امن برای ساختن ویلاها و خانه‌ها آن هم در اراضی ملی تبدیل شده است؟ مگر نه این است که طبق قانون، اداره منابع طبیعی و آبخیزداری هر استانی مسئول حفاظت از جنگل‌ها و مراتع و بیشه‌های طبیعی و اراضی جنگلی کشور در استان مزبور است؟ آیا اداره منابع طبیعی بابل به وظیفه قانونی خود عمل کرده و پاسخی شفاف در این خصوص به مردم دغدغه‌مند و دوستدار محیط‌ زیست ارائه داده است؟ چرا باید حراست اجازه هرگونه پاسخگویی را از مسئولان گرفته و مردم ندانند چه بر سر اراضی ملی و جنگل‌های ارزشمند ما در ایران می‌آید!


تغییر کاربری دامسراهای جنگلی


اما داستان پاکتراشی هکتارها جنگل در بندپی بابل از چه قرار است؟ سهیل اولادزاد کنشگر محیط‌ زیست در پاسخ به این سؤال به ایران می‌گوید: در شرق و غرب استان مازندران، دامسراهای جنگلی بسیاری وجود دارد که به شکل سنتی در قلب مراتع و جنگل‌ها ایجاد شده است. این زمین‌ها از همان ابتدا تحت اجاره منابع طبیعی قرار داشته و صرفاً برای چرای دام بدون هیچگونه دخل و تصرفی در اختیار دامداران جنگلی قرار گرفته است اما متأسفانه طی چند دهه گذشته، تغییرات کاربری وسیعی در جنگل‌ها و مراتع رخ داده و دامداران به خانه سازی‌های گسترده روی آورده‌اند.
به گفته اولادزاد، تصاویر ماهواره‌ای و مشاهدات میدانی از بخش‌های وسیعی از بندپی بابل این رخداد تلخ را تنها در بخش کوچکی از جنگل‌های مازندران تأیید می‌کند؛ دامسراهایی که از پدران به فرزندان به ارث رسیده و بی‌هیچ ملاحظه‌ای تغییر کاربری انجام شده و خانه سازی‌های گسترده در آن انجام شده است. طبق قانون این دامداران باید در مراتع تنها 3 ماه حضور داشته و پس از طی این مدت جابه‌جا شده و منطقه را خالی کنند. ولی برخلاف قانون در جنگل‌ها مدت بیشتری حضور دارند، اما شکی نیست که دامداران باید تغییر مکان دهند تا اکوسیستم منطقه جانی تازه کند.
نابودی اکوسیستم‌های ارزشمند


این کنشگر محیط‌ زیست می‌افزاید: در یکی از تصاویر ماهواره‌ای هوایی به وضوح نشان داده می‌شود که سال 2013 در بخشی از منطقه بندپی بابل تنها 4 خانه وجود داشت، اما حالا 13 خانه ساخته شده است. تصور کنید هر دامسرا تنها  یک هکتار افزایش مساحت داشته باشد، چه حجم عظیمی از تخریب، تغییر کاربری، نابودی درختان و مهم‌تر از آنها تخریب خاک را طی سال‌های مختلف شاهد خواهیم بود. این تخریب‌ها در اکوسیستم باارزشی به نام جنگل رخ داده و دیگر فضایی حتی برای زیست جانوری هم باقی نگذاشته است.
سهیل اولادزاد ادامه می‌دهد: سؤال اینجاست چرا سازمان جنگل‌ها طی دهه‌های گذشته بر این حجم گسترده از جنگل‌خواری نظارتی نداشته است؟ آیا این تغییرات کاربری، ارزش افزوده‌ای برای جنگل و مراتع به ارمغان داشته است؟ چگونه می‌توان از تبدیل جنگل‌ها به باغ‌های خصوصی به بهانه زراعت چشم‌پوشی کرد؟! آیا یادمان رفته است که این اکوسیستم تا چه اندازه ارزشمند است؟ این در حالی است که طبق قانون حفاظت جنگل‌ها و بهسازی، تمامی این زمین‌ها، زیستگاه‌های ارزشمندی تلقی می‌شوند که با تخریب آنها خسارت‌های کلان اقتصادی را به کشور تحمیل می‌کنند. متأسفانه در این منطقه کسی به فکر دامداری نیست و تنها به فکر فروش زمین‌های جنگلی و حتی به ارث گذاشتن هستند. مگر این زمین‌ها در اجاره دامداران نبودند؟ اما الان چرا کسی نظارتی نمی‌کند؟ تمامی تصاویر منتشر شده از حجم گسترده جنگل‌خواری در بندپی بابل تنها 800 نقطه را نشان می‌دهد که همین میزان تنها از 1.3 حجم جنگل‌خواری در این منطقه حکایت می‌کند. بهتر است فراموش نکنیم که هرگونه تخریبی در قلب جنگل‌ها، هزینه جدیدی به اکوسیستم باارزش این منطقه تحمیل کرده و ارزش‌های اکولوژیک و معنوی جنگل را برای همیشه از بین خواهد برد.
لازم به توضیح است که روزنامه ایران و تمامی دوستداران و فعالان محیط‌ زیست همچنان منتظر پاسخگویی مسئولان در خصوص چرایی پاکتراشی هکتارها جنگل در بندپی بابل و سکوت معنادار آنها در مواجهه با تغییرات کاربری غیرقانونی در قلب جنگل‌های مازندران می‌مانند. ایران

کسیلیان 25 میلیون تن منابع خاکی را می‌بلعد

حنیف رضا گلزار
کنشگر محیط‌ زیست و منابع طبیعی

 

حجم اولیه درنظر گرفته شده برای سد کسیلیان از همان ابتدا 140 میلیون مترمکعب بود که حجم مفیدش 120 میلیون متر مکعب است. لازمه احداث این سد نیز نابودی 300 هکتار از جنگل‌های بکر و درجه یک هیرکانی است که اتفاقاً یکی از رویشگاه‌های گونه روبه انقراض شمشاد هیرکانی نیز محسوب می‌شود. در حقیقت با احداث این سد حدود 307 هکتار جنگل بکر و ارزشمند در مخزن این سد غرق می‌شود. این آمار الان توسط مسئولان 200 هکتار اعلام می‌شود. در حقیقت اعتراض فعالان باعث شد تا آنها محدوده پروژه را کمتر کنند.
همچنین با توجه به ویژگی‌های زمین شناسی منطقه (لغزشی و رانشی)، پیش‌بینی می‌شود که حدود 200-300 هکتار دیگر از این جنگل‌ها، به‌دلیل لغزش و ریزش بعد از آبگیری سد، از بین برود. طبق برآورد کمیته فنی اداره کل منابع طبیعی استان مازندران، 500 هکتار از جنگل‌های ارزشمند منطقه قربانی سد کسیلیان خواهد شد. البته برآورد کارشناسان مستقل، میزان تخریب را تا 800 هکتار نیز گزارش کردند. اما این حجم گسترده از تخریب گونه‌های گیاهی و درختی تنها بخشی از تخریب است که به چشم ما دیده می‌شود، چرا که منابع خاک به‌عنوان یکی از اجزا و و ارکان محیط‌ زیست و منابع طبیعی به‌واسطه ساخت این سد آسیب دیده و از بین خواهد رفت. طبق برآورد انجام شده، با احداث این سد، در خوشبینانه‌ترین شرایط، ، 16 میلیون تن و در بدبینانه‌ترین وضعیت تا 25 میلیون تن از منابع خاک حاصلخیز منطقه از بین خواهد رفت. تخریب‌هایی که هیچ کدام در ارزیابی زیست محیطی دیده نشده است!
همچنین بر اساس قوانین سازمان داخلی منابع طبیعی و آبخیزداری کشور، واگذاری عرصه‌ای که دارای طرح جنگلداری است برای هر کار و هرگونه تغییر کاربری اعم از ساخت سد ممنوع است؛ بر همین اساس نیز مکان‌یابی احداث سد کسیلیان با قوانین موجود مغایرت دارد. از سویی دیگر وزارت نیرو از همان ابتدا هدف غایی از احداث این سد را تأمین آب شرب شهرهایی نظیر سوادکوه، شیرکوه، قائم شهر، جویبار و... دانسته و سال‌ها نیز بر آن پافشاری کرده است. مجموع ساکنان این شهرها چیزی حدود 400- 450 هزارنفر است؛ حال اگر ما سرانه مصرف آب این افراد را در طول شبانه روز، 200 لیتر در نظر بگیریم، بین 45-50 میلیون متر مکعب آب شرب نیاز است. سؤال اینجاست که اگر هدف از احداث این سد، تأمین آب شرب است، چرا این میزان نیاز آبی از سدهای البرز یا لفور، برنجستانک و سنبل رود تأمین نمی‌شود؟ چرا این سدها نمی‌توانند آب شرب این شهرها را تأمین کنند؟ همچنین آیا تضمینی وجود دارد که سد کسیلیان با چنین حجم گسترده تخریب، ساخته شده و چند صباحی بعد همین سد نیز در تأمین آب شرب منطقه موفق عمل نکند؟! از دیگر سو، با مخالفت‌های مردم و سازمان‌های مردم نهاد مستقل، هربار ارتفاع این سد کاهش یافته و طبق آخرین اخبار منتشر شده، وزارت نیرو حتی حاضر شده است 100 میلیون متر مکعب از سد را فاکتور گرفته و سدی با گنجایش 20 میلیون مترمکعب را صرفاً با هدف تأمین آب شرب احداث کند. سؤال این است که چرا وزارت نیرو که به 20 میلیون متر مکعب آب شرب نیاز داشت، طراحی آن را بر مبنای 120 میلیون مترمکعب قرار داد؟ اگر وزارت نیرو به توجیه اقتصادی و فنی خود پایبند است، چرا این حجم را کاهش داده است؟
تمامی این موارد نشان می‌دهد که مطالعات اولیه وزارت نیرو، مبنای علمی نداشته و هدفی جز دریافت منابع مالی و بودجه را دنبال نمی‌کند! هر چند که خوشبختانه مخالفت سازمان‌های مردم‌نهاد و آگاهی‌رسان به جوامع محلی و اعلام مخالفت به‌موقع، باعث شد تا سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور و سازمان حفاظت محیط‌ زیست نیز در یک جمع‌بندی مشترک، با احداث سد کسیلیان مخالفت کرده و این طرح را تا اطلاع ثانوی از دستور کار سازمان محیط‌ زیست خارج کند. ایران

 

سرپرست دفتر ارزیابی اثرات زیست‌محیطی سازمان حفاظت محیط زیست و مدیرکل منابع طبیعی مازندران مخالفت خود را به صورت رسمی اعلام کردند

فاجعه سد کسیلیان در قلب جنگل‌های هیرکانی

بیتا  میرعظیمی
خبرنگار

سال‌هاست مردم مازندران و گروهی از دغدغه‌مندان محیط‌ زیست با کلنگ‌زنی سد کسیلیان در قلب جنگل‌های هیرکانی در سوادکوه  مخالفت می‌کنند. اگرچه سازمان آب منطقه‌ای از احداث این سد به‌عنوان یکی از مهم‌ترین پروژه‌ها در تأمین آب آشامیدنی برای شهرستان‌های قائمشهر، سیمرغ، جویبار و سوادکوه و روستاهای تابعه یاد کرده و با همین بهانه نیز از دهه 80 تاکنون بر ساخت آن پافشاری می‌کند، اما به باور بسیاری از کارشناسان و فعالان محیط‌ زیست، احداث سد کسیلیان پیامدهای اجتماعی، اقتصادی و خسارات زیست محیطی جبران‌ناپذیری همانند نابودی 200 هکتار از جنگل‌های بکر و ارزشمند منطقه، از بین رفتن ...

سال‌هاست مردم مازندران و گروهی از دغدغه‌مندان محیط‌ زیست با کلنگ‌زنی سد کسیلیان در قلب جنگل‌های هیرکانی در سوادکوه  مخالفت می‌کنند. اگرچه سازمان آب منطقه‌ای از احداث این سد به‌عنوان یکی از مهم‌ترین پروژه‌ها در تأمین آب آشامیدنی برای شهرستان‌های قائمشهر، سیمرغ، جویبار و سوادکوه و روستاهای تابعه یاد کرده و با همین بهانه نیز از دهه 80 تاکنون بر ساخت آن پافشاری می‌کند، اما به باور بسیاری از کارشناسان و فعالان محیط‌ زیست، احداث سد کسیلیان پیامدهای اجتماعی، اقتصادی و خسارات زیست محیطی جبران‌ناپذیری همانند نابودی 200 هکتار از جنگل‌های بکر و ارزشمند منطقه، از بین رفتن جایگاه تخم‌ریزی طبیعی ماهیان زردپر و کاهش ارزش عناصر حیات‌زا به‌دلیل ته‌نشین شدن رسوبات در پشت سد و...  بر جای خواهد گذاشت. البته این طرح از همان ابتدا با فشار مسئولان استانی و برخی نمایندگان به سازمان محیط‌ زیست و مخالفت دستگاه‌های متولی حفاظت از منابع طبیعی و محیط‌ زیست کشور مواجه شد.
اخیراً نیز مطلع شدیم که سرپرست دفتر ارزیابی اثرات زیست محیطی سازمان حفاظت محیط‌ زیست در نامه‌ای، ضمن برشمردن اثرات و تبعات زیست محیطی غیرقابل جبران طرح احداث سد کسیلیان و مخالفت کارشناسان و متخصصان و دفاتر تخصصی سازمان با اجرای این طرح، پیشنهاد خارج کردن طرح از دستور کار سازمان را ارائه داده است. در ادامه مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری مازندران- ساری نیز طی نامه‌ای، پیشنهاد مذکور را به مدیرعامل شرکت آب منطقه‌ای اعلام داشته است.
کسیلیان جنگل‌های هیرکانی را بیمار می‌کند
در همین ارتباط محمود یزدان‌دوست، سرپرست دفتر ارزیابی اثرات زیست محیطی سازمان حفاظت محیط‌ زیست، با اشاره به اینکه روزهای آتی قرار است تیم کارشناسی برای ارزیابی نهایی از احداث سد کسیلیان عازم استان مازندران شوند، به ایران می‌گوید: کمیته ارزیابی به این نتیجه رسیده است که این پروژه حدود 200 هکتار از جنگل‌های هیرکانی را تخریب کرده و در نتیجه با تأثیرگذاری بر اکوسیستم‌های مجاور، ظرفیت تاب‌آوری اکوسیستم منطقه را نیز متأثر از خود خواهد کرد. همچنین ممکن است در نتیجه این اتفاق، گونه‌ای از بیماری‌ها نظیر قارچ که پیشتر نیز در جنگل‌های زاگرس با آنها مواجه بودیم، در جنگل‌های هیرکانی نمود پیدا کند. در همین راستا نیز مقرر شده است تا یک تیم کارشناسی در استان مازندران حضور پیدا کرده و پس از بازرسی میدانی از محل احداث سد، گزارش نهایی در خصوص سود و زیان این طرح برای محیط‌ زیست را اعلام کنند.
وی علت اصلی مخالفت با احداث این سد را تخریب جنگل‌های هیرکانی دانسته و می‌گوید: جنگل‌هایی که به ثبت جهانی رسیده برای تک تک ما باارزش بوده و احداث هر سد یا مورد دیگری که به تخریب محیط‌ زیست منجر شده و بیشتر از توان اکولوژیک منطقه باشد، خط قرمز ما بوده و قطعاً با آن مخالفت خواهیم کرد.
مدیریت غلط زیست محیطی
این مقام مسئول، تصریح می‌کند: استان مازندران، استان کم آبی نیست؛ منتها در حال حاضر به‌دلیل یک مدیریت غلط زیست محیطی به چنین نقطه‌ای رسیده است. ما باید در استان‌های شمالی نظیر مازندران و گیلان به ترویج کشاورزی پایدار اقدام کرده و در این زمینه خودکفا باشیم؛ اما متأسفانه هرگز به کشاورزان گفته نشده است که نباید از سموم استفاده کنند! حتی در مقاطعی شاهد بودیم که جهاد کشاورزی، سموم را به سهولت در اختیار کشاورزان قرار داده است تا سالی یک یا دوبار در زمین‌های کشاورزی خود مورد استفاده قرار دهند؛ سمومی که وارد آب‌های زیرزمینی شده و سفره‌های زیرزمینی را به‌شدت آلوده می‌کند. از سویی دیگر سال‌ها پیش شاهد احداث تعدادی از صنایع بی‌آنکه دارای سیستم فاضلاب صنعتی درستی باشند، در کناره‌های دریای خزر بودیم. این فاضلاب‌ها اغلب بدون تصفیه وارد دریای خزر شده و همراه با ورود پساب‌ها، آب را نیز آلوده می‌کنند. مضافاً اینکه استان مازندران با افزایش جمعیت روبه‌رو شده و زمانی که سیستم‌های فاضلاب شهری نیز به‌درستی استقرار پیدا نکرده باشند، شاهد ورود پساب‌های شهری به دریا و رودخانه‌های مجاور نیز خواهیم بود.
با تخریب محیط‌ زیست مخالفیم
به گفته یزدان دوست، از آن جایی که ما سیستم تصفیه پسماند نداشته و حجم انبوهی از پسماندها در استان مازندران تولید می‌شود، این شیرابه‌ها در نهایت وارد آب‌های زیرزمینی شده و آب را از سموم و فلزات سنگین متأثر می‌کند. همین سموم موادغذایی را نیز آلوده کرده و آمار بیماری‌هایی نظیر سرطان را در کشور افزایش می‌دهد.
سرپرست دفتر ارزیابی اثرات زیست محیطی سازمان حفاظت محیط‌ زیست در آخر می‌افزاید: با تمامی این اوصاف، بنده نیز همانند شهروندی که در این کشور زندگی می‌کند با هرگونه تخریب محیط‌ زیست مخالفم، چرا که معتقدم هر مشکلی راه حلی دارد. ما به جای اینکه روی تصفیه‌خانه‌هایمان سرمایه‌گذاری کرده و کشاورزی ارگانیک را توسعه دهیم با سهل‌انگاری سفره‌های زیرزمینی را آلوده می‌کنیم. از طرفی با افزایش جمعیت روبه‌رو شده و برای تصفیه آب نیازمند سرمایه عظیمی می‌‌شویم که آن هم موجود نیست! بنابراین به ناچار پیشنهاد تخریب 200 هکتار از جنگل‌های هیرکانی را می‌دهیم تا یک سد را احداث کنیم. اقدامی خطرناک که در نهایت به نابودی منابع آبی جنگل و فرسایش خاک منجر خواهد شد. ایران
برش
​​​​​​​
جنگل‌هایی که به ثبت جهانی رسیده برای تک تک ما باارزش بوده و احداث هر سد یا مورد دیگری که به تخریب محیط‌ زیست منجر شده و بیشتر از توان اکولوژیک منطقه باشد، خط قرمز ما بوده و قطعاً با آن مخالفت خواهیم کرد.

دیپلماسی اقلیمی

کوشا گلکار

تحولات جوی اخیر در ایران و منطقه بار دیگر اثرات مخرب تغییرات اقلیمی و اینکه این تغییرات چقدر می تواند زندگی انسان را دچار چالش های مختلف بنماید را، بر همگان آشکار ساخت.  سامانه اقلیمی مونسون کشورهای مختلفی را دچار سیلاب نمود و تاثیرات قابل توجهی در خ اورمیانه گذاشت، و این امر نشان دهنده آن است که بحران تغییرات اقلیمی یک بحران جهانی است و قابلیت دارد در یک زمان در مکان های مختلف اثرات منفی از خود بر جای بگذارد . بنابراین یک همبستگی جهانی می تواند مسیر را برای کاهش اثرات تغییرات اقلیمی هموار نماید. اما سوال مهم این است که چگونه می توان با وجود رویکردهای مختلف سیاسی، یک همبستگی بین المللی به وجود آورد؟ دیپلماسی یکی از راه های موثر برای رسیدن به این همبستگی است . در دیپلماسی و گفتمان سازی با تاکید بر اشتراکات سعی در به حداقل رسانیدن عوامل افتراق نموده و در این فرآیند به دنبال ایجاد همبستگی برای رسیدن به اهداف مشترک خواهید بود . تغییرات اقلیمی در عین اینکه یک تهدید است می تواند تبدیل به فرصتی برای گفت وگو میان ملت ها برای یک سرنوشت مشترک شود.  موقعیت کنونی که کشورها در حال بازسازی اقتصاد خود در شرایط همزیستی با کرونا هستند، فرصتی مغتنم است که آن را بر اساس منافع زمین تنظیم کنند. چرا که تغییرات اقلیمی یک بحران شبکه ای است و دامنه آن ورای مرزهای سیاسی کشورها است و یک مرز مبتنی بر جغرافیای طبیعی نواحی دارد و بر خلاف مرزهای سیاسی گستره بیشتری را در بر می گیرد. سیلاب های اخیر در ایران، امارات و عمان در خاورمیانه و آتش سوزی جنگل ها در الجزایر و مراکش در شمال آفریقا همگی یک زنگ هشدار برای اقدام بین المللی برای تغییرات اقلیمی است، که اگر جدی گرفته نشود با توجه به سایر مشکلات مناطق فوق الذکر در حوزه های مختلف امنیتی و اقتصادی و اجتماعی می تواند به مرور زمان یک فاجعه انسانی را رقم بزند. 

ایجاد یک گفت وگوی بین المللی برای کاهش اثرات تغییرات اقلیمی در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا می تواند بسیار موثر باشد چرا که منطقه فوق به شدت از مناقشات مسلحانه رنج برده و همین فرآیند اثرات انسانی تغییرات اقلیمی را بر جوامع این ناحیه دوچندان می نماید.   دستگاه های سیاست خارجی در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا عملکرد خود را نشان داده و به نظر می رسد که در این امرنیاز به پشتیبانی دارند . پشتیبانی نهادی که هم وجهه بین المللی داشته و هم در ارتباط با دیپلماسی دارای آگاهی های لازم باشد و اهداف بشردوستانه را به دور از منافع سیاسی دنبال نموده و همچنین دارای سرمایه اجتماعی بین المللی باشد.

جمعیت هلال احمر ایران می تواند با توجه به موقعیت های نسبی و ریاضی کشور به عنوان سرزمینی که شرق آسیا را به غرب وصل می کند، به عنوان یک رایزن بشردوستانه در منطقه نقش آفرینی نموده و یک گفتمان بین المللی را با کشورهای همسایه و متاثر از سامانه جوی اخیر آغاز کند تا همبستگی لازم را ایجاد نماید. همچنین این نهاد می تواند در سطح نهادهای ملی که مسوولیت اصلی مباحث مربوط به تغییرات اقلیمی را در کشور عهده دار هستند همچون سازمان حفاظت محیط زیست، وزارت نیرو و وزارت راه و شهر سازی، با توجه به اشراف کم این نهادها به حوزه دیپلماسی نسبت به جمعیت هلال احمر به عنوان پشتیبان این دستگاه ها در فضای بین المللی حضور به هم رساند.

 پس از اقدام موثر هلال احمر جمهوری اسلامی ایران در تنظیم متن بیانیه مجمع عمومی فدراسیون صلیب سرخ و هلال احمر در ژنو در زمینه تغییرات اقلیمی و فعالیت های عضو سازمان جوانان این جمعیت به عنوان دبیر کمیته تغییرات اقلیمی شبکه جوانان فدراسیون جهانی صلیب سرخ و هلال احمر، این فرصت برای ایران فراهم آمده است تا با جریان سازی بین المللی اقدامات لازم را در خصوص انتقال و اشتراک تجارب، هم فکری و همکاری بین المللی فراهم نموده و با ظرفیت موجود در جوانان و نیروهای متخصص در حوزه امور بین المللی در این نهاد بشردوستانه، دولت ها را به صورت غیر مستقیم برای اقدام در خصوص تغییرات اقلیمی به تکاپو انداخته و همچنین در کنار آن از ظرفیت های موجود در همکاری جمعیت های ملی با یکدیگر استفاده نماید.

 اما این نشست های بین المللی نباید صرفا به یک دیدار رییس دو یا چند جمعیت ملی در کشورها محدودگشته یا ترتیب دادن یک دیدار مجازی یا حضوری و تقدیم هدایا و لوح یادبود به یکدیگر، که اینگونه ارتباطات دیپلماسی را به اقدامی صرفا تشریفاتی تقلیل می دهد. این ارتباطات باید در سطوح مختلف معاونت ها و کارشناسان ادامه یافته و به عبارتی یک دیپلماسی پایدار بوده و منتج به ایجاد کانال های ارتباطی دایمی پایدارگردد؛ تا به طور همزمان جمعیت های ملی بتوانند با یکدیگر تبادل نظر نموده و نتیجه عملیاتی که بتواند یک خروجی قابل رویت برای مردمان منطقه داشته باشد را به ارمغان آورد. اعتماد

حجم آب دریاچه 41 درصد کاهش پیدا کرده و تنها ۱.۵ میلیارد مترمکعب از آن باقی مانده است

یک قدم تا پایان دریاچه ارومیه

بیتا  میرعظیمی
خبرنگار

دریاچه ارومیه که روزگاری بزرگترین دریاچه شور داخلی کشور به شمار می‌رفت، هم‌اکنون نفس‌های آخرش را کشیده و تنها یک قدم تا مرگ فاصله دارد! اگر تا دیروز امیدی به نجات این دریاچه وجود داشت، حالا آخرین آمار آب منطقه‌ای آذربایجان شرقی از تراز آبی دریاچه ارومیه، نشان می‌دهد این پهنه آبی به شوره‌زاری تبدیل شده و تنها نام یک دریاچه را یدک می‌کشد؛ چرا که هم‌اکنون حجم آب دریاچه ارومیه باز هم کمتر شده و تنها ۱.۵ میلیارد مترمکعب از آن باقی مانده‌است! معاون هماهنگی امور عمرانی استاندار آذربایجان‌غربی در گفت‌و‌گو با ایران می‌گوید طبق اعلام وزارت نیرو، قرار بوده است که 245 میلیون مترمکعب، رهاسازی آب به دریاچه صورت گیرد اما امسال بالای 540تا560 میلیون مترمکعب رهاسازی انجام شده است. این در حالی است که بسیاری از کارشناسان منتقد معتقدند حقابه دریاچه از طریق سدها تاکنون پرداخت نشده است!
طبق آمار منتشر شده، هم‌اکنون تراز دریاچه ارومیه با ۴۷ سانتیمتر نسبت به مدت مشابه در سال گذشته به ۱۲۷۰.۲۴ کاهش یافته و ۴۱ سانتیمتر نیز نسبت به ابتدای سال آبی مهر۱۴۰۱ افت پیدا کرده و با میانگین بلندمدت ۴.۲۶ متر فاصله دارد. همچنین وسعت دریاچه ارومیه با ۱۲۲۰.۲۰ کیلومترمربع کاهش نسبت به مدت مشابه سال گذشته و ۹۱۸.۶۶ کیلومترمربع کاهش نسبت به یک مهر ۱۴۰۰ ابتدای سال آبی به ۱۱۰۸.۰۶ کیلومتر مربع رسیده است. حجم آب این دریاچه نیز نسبت به مدت مشابه سال گذشته ۱.۴۰ میلیارد مترمکعب و نسبت به ابتدای سال آبی ۱.۲۱ میلیارد مترمکعب کاهش یافته و حال به ۱.۵ میلیارد مترمکعب رسیده است. از سویی دیگر حجم آب دریاچه ارومیه نسبت به ۱۷.۲۸ میلیارد مترمکعب در زمان اکولوژیک، بیش از ۱۵.۷۶ میلیارد مترمکعب /حدود ۹۱درصد/ کمتر شده است. مجموعه این آمار و ارقام ناامیدکننده، حکایتی تلخ از مرگ کامل دریاچه ارومیه و تبدیل آن به یکی از بزرگترین مشکلات زیست محیطی ایران و منطقه را نقل می‌کند.
لزوم تأمین حقابه
شهنام اشتری مدیرکل حفاظت محیط زیست آذربایجان شرقی، در خصوص چرایی کاهش تراز آبی دریاچه ارومیه به ایران می‌گوید: کاهش ورودی‌های مؤثر دریاچه ارومیه از محل منابع آب سطحی و مجاری آبی تغذیه کننده آن خصوصاً در چند سال اخیر و تأثیر تشدید کنندگی وقوع خشکسالی بالاخص در سال آبی جاری منجر به کاهش چشمگیر تراز آبی این دریاچه شده است. بر این اساس خشکی کامل این دریاچه باعث ایجاد مشکلات عدیده زیست محیطی از جمله آسیب‌های جدی به تنوع زیستی آن و تهدید معیشت زیستمندان حوضه خواهد شد.
 وی اجرای اقدامات اولویت دار در راستای تعدیل شرایط موجود و تأمین حقابه زیست محیطی آن از طریق اجرای اقدامات پیش‌بینی شده و خصوصاً تکمیل پروژه‌های اجرایی آبرسانی به دریاچه و رهاسازی حقابه‌های مصوب از محل منابع آبی موجود و کنترل و مدیریت پیامد‌های منفی متأثر از آن از طریق تثبیت عرصه‌های نمکی مستعد تولید گرد و غبار را مورد تأکید قرار می‌دهد.
تشدید بحران آبی با سدسازی‌های جدید
این مقام مسئول، در عین حال ساخت سازه‌های جدید از جمله ایجاد سد‌های جدید در حوضه و در مسیر جریان حقابه دریاچه ارومیه را باعث تشدید بحران آبی دریاچه دانسته و می‌گوید: ساخت سازه‌های جدید با توجه به شرایط کنونی دریاچه، بدون لحاظ ملاحظات زیست‌محیطی و تأمین حقابه این دریاچه تنها به تشدید بحران آبی دامن خواهد زد.
مدیرکل حفاظت محیط زیست آذربایجان شرقی در آخر می‌افزاید: بر اساس اعلام نظر صاحب نظران مسائل حوضه، احیای این زیست‌بوم پراهمیت، نیازمند عزم جدی مردم و مسئولان و تلاش در راستای اجرایی کردن اولویت‌های مد نظر در بخش‌های تأثیر‌گذار از جمله تسریع در اجرا و نهایی‌سازی پروژه‌های آبرسانی و صرفه‌جویی در مصارف آب خصوصاً در بخش‌های تأثیر‌گذار مثل مصارف کشاورزی می‌باشد.
حقابه دریاچه تأمین شده است
در همین حال یاسر رهبردین معاون هماهنگی امور عمرانی استاندار آذربایجان‌غربی نیز با اشاره به وجود 7 سد در حوضه دریاچه ارومیه در استان آذربایجان غربی و 6 سد در حوضه ارس و 1 سد هم در حوضه زاب به ایران می‌گوید: ظرفیت 7 سد موجود در حوضه دریاچه ارومیه 1 میلیارد و 460 میلیون مترمکعب است. از این میزان سد بوکان و مهاباد از سال 1349 در حال بهره‌برداری هستند و ظرفیت هر دو بالای 940 میلیون مترمکعب است؛ چیزی حدود 70 درصد. اگر قرار بود دریاچه ارومیه را وجود سدها خشک کند، ما شاهد پیشروی دریاچه از سال 1376 نبودیم. بنابراین بحث رهاسازی آب به دریاچه ارومیه تنها بخشی از اقدامات برای نجات دریاچه است.
معاون هماهنگی امور عمرانی استاندار آذربایجان‌غربی می‌افزاید: کل آبهای ذخیره شده پشت 13 سد در کل استان، 792 میلیون مترمکعب آب است. طبق اعلام وزارت نیرو، قرار بود 245 میلیون مترمکعب رهاسازی آب به دریاچه صورت گیرد اما بالای 540تا560 میلیون مترمکعب رهاسازی انجام شد. به غیر از آن از رودخانه‌هایی که بدون سد بوده و در حوضه دریاچه ارومیه قرار دارند نیز بالغ بر 440 میلیون مترمکعب وارد دریاچه ارومیه شده است. این رهاسازی با تأمین آب شرب انجام شده و حداقل 50 درصد آب کشاورزی را نیز کاهش دادیم. با این وضعیت الان رهاسازی به دریاچه ارومیه طبق برنامه وزارت نیرو عملیاتی شده و پیگیر هستیم تا از اواخر آبان ماه اگر وضعیت آبی خوبی داشته باشیم، رهاسازی مجدد را از اواسط آذر البته به شرط بارش و ورودی به مقصد انجام دهیم. در کنار آن نیز برنامه‌های سخت‌افزاری برای احیای دریاچه را نیز پیگیری می‌کنیم. همچنین طبق بازدید اخیر ریاست جمهوری از دریاچه ارومیه، دستورات لازم برای تکمیل عملیات اجرایی طرح‌های احیای دریاچه ارومیه صادر و اعتبارات لازم نیز تزریق شده است. ان‌شاءالله شاهد بهره‌برداری سامانه انتقال مدول 3 ارومیه نیز طبق اعتبارات تخصیص یافته خواهیم بود. بر این اساس امیدواریم در سال آبی جدید بارش خوبی داشته و انتقال آبی بهتری را نیز به پیکره دریاچه ارومیه داشته و آن را از خشکیدگی نجات دهیم. ایران

جنگل‌های دیزمار نخستین پرونده مشترک بین‌الدولی ایران در حوزه ثبت جهانی میراث طبیعی است

ثبت جهانی در ایستگاه پایانی

بیتا  میرعظیمی
خبرنگار

جنگل‌های حفاظت شده دیزمار نامزد ثبت جهانی در فهرست یونسکو است که به‌صورت مشترک با سایت پارک ملی هیرکان جمهوری باکو به منظور الحاق به میراث جهانی هیرکانی ایران مورد ارزیابی یونسکو قرار خواهد گرفت. مدیرکل ثبت و حریم آثار، حفظ و احیای میراث معنوی و طبیعی، ثبت جهانی میراث طبیعی دیزمار به‌عنوان اولین پرونده مشترک بین‌الدولی ایران در حوزه ثبت جهانی میراث طبیعی را در ارتقای حفاظت پایدار این منطقه مؤثر دانسته و به ایران می‌گوید: ثبت جهانی دیزمار، مشارکت بیشتر ملی و بین‌المللی را برای ارتقای حفاظت این منطقه رقم خواهد زد.
مصطفی پورعلی مدیرکل ثبت و حریم آثار و حفظ و احیای میراث معنوی و طبیعی به ایران می‌گوید: جنگل‌های دیزمار در استان آذربایجان شرقی در شهرستان‌های خداآفرین و ورزقان واقع شده و در زمره مناطق حفاظت شده سازمان حفاظت محیط‌‌زیست قرار دارد. پیشنهاد ثبت جهانی این منطقه با توجه به پیشنهاد جمهوری باکو برای الحاق پارک هیرکان به پرونده ثبت جهانی جنگل‌های هیرکانی در دستور کار وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی قرار گرفت. در تهیه این پرونده، دانشگاه تربیت مدرس به سرپرستی دکتر محسن حسینی و بنیاد سوکو همانند پرونده جنگل‌های هیرکانی با وزارت متبوع همکاری داشته‌اند. لازم به ذکر است همکاری ویژه سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور و سازمان حفاظت از محیط‌‌زیست در پیشبرد اقدامات منتج به ارسال پرونده به یونسکو بسیار حائز اهمیت بوده است.


برگزاری نشست به تعویق افتاد


به گفته این مقام مسئول، سال گذشته ارزیاب اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت (آی یو سی ان) که مشاور یونسکو در ارزیابی پرونده‌های میراث طبیعی جهانی است از منطقه دیزمار بازدید کرد و گزارش آن تقدیم یونسکو شده است. براساس برنامه‌ریزی‌های انجام شده مقرر بود در تیرماه سال‌جاری در کمیته بین‌الدولی میراث جهانی الحاق این دو پهنه یعنی پهنه واقع در جمهوری آذربایجان موسوم به پارک هیرکان و پهنه واقع در ایران موسوم به دیزمار مورد بررسی قرار گیرد اما با توجه به جنگ اخیر روسیه و اوکراین و شرایط خاص منطقه و یادآوری این نکته که محل نشست کمیته بین‌الدولی در کازان روسیه برنامه‌ریزی شده بود یونسکو در شرایط فعلی برگزاری نشست را به تعویق انداخته است. پیش‌بینی می‌شود نشست امسال کمیته بین‌الدول با نشست سال آتی به‌صورت مشترک [یک جا] برگزار شود. البته تصمیم‌گیری نهایی با کمیته بین‌الدول میراث جهانی است.


ارتقای حفاظت منطقه دیزمار


مصطفی پورعلی تصریح می‌کند: ارسال پرونده پارک هیرکان جمهوری آذربایجان برای الحاق به پرونده هیرکانی در حاشیه نشست کمیته میراث جهانی در زمان تصویب پرونده جنگل‌های هیرکانی در سال 1398 مورد اشاره قرار گرفته بود و با توجه به اینکه این اقدام با سهمیه جمهوری آذربایجان در حال انجام بود، جمهوری اسلامی ایران نیز پیشنهاد داد که پرونده منطقه دیزمار که از شرایط مناسب حفاظتی برخوردار بوده و همچنین پیوستگی پهنه‌های ثبت شده جنگل‌های هیرکانی در سال 1398 را با پهنه جدید پارک ملی هیرکان جمهوری آذربایجان تقویت می‌کند نیز در پرونده الحاق گنجانده شود.
به اعتقاد مدیرکل ثبت و حریم آثار و حفظ و احیای میراث معنوی و طبیعی، ثبت جهانی میراث طبیعی دیزمار حفاظت پایدار از این منطقه را ارتقا داده و می‌تواند مشارکت بیشتر ملی و بین‌المللی برای ارتقای حفاظت منطقه دیزمار را رقم زند. باید یادآور شد همانطور که در الواح ثبت‌های جهانی قید شده است مناطق ثبت شده در فهرست میراث جهانی متعلق به کل بشریت بوده،‌ از این رو همه جامعه بشری خود را در قبال حفاظت از این مواریث مسئول می‌دانند.


به ثبت جهانی امیدواریم


در همین حال، علی قمی‌اویلی رئیس اداره ثبت و حفاظت میراث طبیعی نیز به ایران می‌گوید: پرونده جنگل‌های دیزمار برای اولین بار به‌صورت مشترک با یک سایت پارک ملی هیرکان کشور جمهوری باکو تهیه و به دبیرخانه یونسکو ارسال شده است. همکاری خوب سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور و سازمان حفاظت از محیط‌‌زیست در پیشبرد این پروژه، بسیار حائز اهمیت است. وی نسبت به ثبت جهانی جنگل‌های دیزمار اظهار خوش‌بینی کرده و می‌گوید: پس از حضور ارزیاب یونسکو و بازدید میدانی، گزارش فنی ارزیاب به مرکز میراث جهانی ارسال می‌شود که در زمان نشست سالانه یونسکو اعضای نشست در جریان گزارش فنی و نقطه نظرات ارزیاب یونسکو قرار می‌گیرند و بعد از آن رأی برای واجد ارزش بودن ثبت اثر صادر می‌شود. بر این اساس امیدوار به ثبت جهانی دیزمار هستیم اما اینکه در فرایند ثبت در اجلاس ثبت چه اتفاقات دیگری رخ دهد خارج از اراده ما است.


رونق صنعت توریسم


به گفته علی قمی‌اویلی، محل نشست کمیته بین‌الدولی در کازان روسیه برنامه‌ریزی شده بود که با تصمیم یونسکو برگزاری نشست فعلاً تا اطلاع ثانوی به تعویق افتاده و در آینده اطلاع‌رسانی خواهد شد. رئیس اداره ثبت و حفاظت میراث طبیعی، همکاری مشترک ایران با کشور آذربایجان در ثبت جهانی سایت جنگل‌های دیزمار و پارک ملی هیرکان را باعث ارتباط بهتر در همکاری‌های مشترک بین دو کشور در زمینه سایر آثار پیشنهادی مانند پل خداآفرین و رود ارس دانسته و درباره مزایای این ثبت جهانی می‌گوید: در هر سایت ثبت جهانی چه جنگل‌های دیزمار، چه سایت ثبت شده جنگل‌های هیرکانی، بیابان لوت و...، می‌توان گفت که این میراث ارزشمند کشورمان به دنیا معرفی شده و حفاظت جایگاه ارزشی آن به‌عنوان میراث بشری بسیار مهم می‌شود و در تمام دنیا، این سایت را با نام بخشی از هیرکانی شناخته و درنتیجه آن باعث افزایش صنعت توریسم در منطقه خواهد شد. همچنین این موضوع می‌تواند منجر به توانمندسازی جوامع محلی، اشتغال و توسعه پایدار گردشگری در منطقه شده و بواسطه آن نیز حفاظت از این زیست‌بوم مورد توجه و حمایت مردم دنیا قرار می‌گیرد.


تنوع ژنتیکی در دیزمار


جنگل‌های دیزمار، منابع ارزشمندی از تنوع ژنتیکی، تنوع زیستی و خدمات مختلف زیست‌محیطی مانند حفاظت خاک، تولید آب و حفظ چرخه مناسب آب، تولید اکسیژن، جذب دی‌اکسیدکربن، تولید محصولات جنگلی، پناهگاه حیات‌وحش و کنترل فرسایش خاک و فرایندهای اکولوژیک توالی جوامع گیاهی را در خود جای داده است. حضور گونه‌های گیاهی بازمانده، یکی از معدود بازمانده‌های جنگل‌های پهن برگ خزان‌کننده طبیعی و نسبتاً دست‌نخورده در جهان در غرب جنگل‌های هیرکانی، دامنه تغییرات ارتفاعی وسیع از سطح دریا، تنوع زمین‌شناسی، ژئومرفولوژی و شرایط محیط‌‌زیستی که موجب تنوع اکولوژیک و زیستگاهی جنگل‌های دیزمار شده است، تنوع زیستی بالا، کانون داغ تنوع زیستی پرندگان، قدمت این جنگل‌ها، حضور درختان دیرزیست، واقع شدن در مسیر مهم مهاجرت پرندگان مهاجر و گونه‌های فراوان انحصاری و زیستگاه غنی‌گونه پرنده ارزشمند و نادر سیاه خروس، برخی از ویژگی‌های این اکوسیستم جنگلی ارزشمند است. از مهم‌ترین گونه‌های ارزشمند حیات‌وحش منطقه دیزمار، پلنگ، خرس قهوه‌ای، مرال، شوکا، گراز، کل و بز، لک‌لک سیاه، افعی البرزی، سیاه خروس، قرقاول، کبک دری، دراج، هامستر طلائی و هامسترخاکستری است. از جنگل‌های منطقه دیزمار 7122 هکتار به‌عنوان هسته مرکزی حفاظت و 55725 هکتار به‌عنوان زون ضربه‌گیر برای الحاق به ثبت جهانی به یونسکو پیشنهاد شده است. ایران

تخریب محیط زیست به قیمت هیچ

پیمان مولوی

روز یکشنبه و بعد از وقوع آتش سوزی در تالاب انزلی یک بار دیگر بحثی در محافل کارشناس کشور در خصوص ارتباط میان محیط زیست و توسعه شکل گرفت که تحلیل آن برای اقتصاد ایران که همواره محیط زیست را قربانی طرح های عمرانی و توسعه ای می کند، ضروری است. در اقتصاد مدرن امروز، باید تناسبی میان منابع و مصارف ایجاد کرد. در انگلیس عصر ویکتوریا، زمانی که بحث توسعه صنعتی مطرح شد، یا در اتحاد جماهیر شوروی از ابتدای تشکیل تا دهه 70 میلادی یا حتی در امریکای بعد از جنگ جهانی دوم، دیدگاهی شکل گرفت که بر اساس آن عنوان شد، برای دستیابی به توسعه می توان هر گزاره طبیعی و غیرطبیعی را قربانی توسعه کرد. مبتنی بر این رویکرد، این تصور وجود داشت که توسعه بر هر پدیدار دیگری اولویت دارد و برای دستیابی به آن می توان هر نوع منبع طبیعی و زیست محیطی را مصرف کرد. این رویکرد سال هاست در ایران هم وجود دارد، هرچند ایران هرگز از یک الگوی توسعه قابل توجه و عملیاتی بهره مند نبوده است، اما حتی برای اجرای پروژه های عادی عمرانی و غیرعمرانی نیز محیط زیست کشور قربانی می شد. این در حالی است که در خصوص بسیاری از این پروژه ها، اساسا ضرورتی برای آسیب زدن به محیط زیست احساس نمی شد. این روند مثلا در ایران منجر به خشکی دریاچه ارومیه، از بین رفتن تالاب ها، از بین رفتن مراتع و... شد. یا در اتحاد جماهیر شوروی مشکلات دریاچه اورال را شکل داد. ضمن اینکه در عراق و پاکستان و سایر کشورها نیز مشکلات دیگری را ایجاد کرد. اما با شکل گرفتن عصر پسامدرن، مفهوم تازه ای شکل گرفت که با عنوان توسعه پایدار از آن یاد می شد، هر چند در زمان طرح این ضرورت بسیاری از کشورها آن را مضحک دانسته و مسخره می کردند، اما در ادامه به رویکرد مسلط حوزه های اقتصادی بحث توسعه بدل شد.برخی کشورها به اشتباه معتقد بودند هرگونه توجه به محیط زیست، کشورها را از دستیابی به توسعه باز می دارد. 

اما نظریه پردازانی که از توسعه پایدار سخن می گفتند از ارتباط نزدیک بهبود شاخص های محیط زیست و رشد اقتصادی سخن می گفتند. روند توسعه کشورهایی مثل ژاپن و کره جنوبی از یک طرف و کانادا و استرالیا که دسته اول، فاقد منابع قابل توجه طبیعی و زیست محیطی بودند و دسته دوم دامنه وسیعی از منابع، جنگل ها، معادن و... را داشتند، مشخص کرد که کشورهایی که رابطه معقولی بین استفاده بهینه از منابع طبیعی با رشد اقتصادی را ایجاد کرده اند از توسعه پایدارتری بهره مند شده اند. در نقطه مقابل در سال های ابتدایی قرن جدید میلادی مشخص شد آن دسته از کشورهایی که نمی توانند استفاده درستی از منابع طبیعی خود داشته باشند در حوزه توسعه نیز توفیق چشمگیری را کسب نخواهند کرد. پس ارتباط معناداری میان توسعه تکنولوژیکی، محیط زیست و بحث اقتصاد توسعه یافته وجود دارد.در کشور ایران، استفاده از منابع طبیعی به بدوی ترین شکل ممکن جریان دارد و برای یک حرکت عمرانی ساده، بخش قابل توجهی از منابع کشور بر باد می رود. این روزها بسیاری از ایرانیان خبر قطع درختان خیابان های تهران و سایر کلانشهرها را می شنوند؛ صاحب یک ساختمان در خیابان ولیعصر تهران به این بهانه که درختان تاریخی خیابان ولیعصر جلوی این ساختمان قرار گرفته اند، اقدام به قطع درختان این خیابان کرده، چرا؟ چون احساس می کند که این حق را دارد.این روند را در سطوح کلان در پروژه های بزرگ عمرانی دولتی نیز می توان دید. برای ساخت یک جاده، یک کارخانه پتروشیمی یا فولاد و...تمام منابع زیرزمینی یک شهر بر باد می رود. یا یک تالاب هزاران ساله خشک می شود یا اینکه مراتع از بین می رود. یعنی هنوز سیاستگذاران ایرانی متوجه ارتباط توسعه با محیط زیست نشده اند. در حوزه خودروسازی نیز ما خودروهایی را تولید می کنیم که بیشترین میزان آلودگی را دارند و بیشترین خسارت ها را به جسم و جان و طبیعت ایران و ایرانی وارد می سازند. در سایر نمونه های اینچنینی برای فروش زمین، ساخت ویلا و خانه، اقدام به آتش زدن تالاب ها، مراتع و... می کنند تا به زعم خود سوداگری کنند. این مسیر هم روند توسعه در کشور را به تاخیر می اندازد و هم محیط زیست ایران را نابود می کند.اعتماد

تبعات توفان های نمکی دریاچه ارومیه؟

هشدار درباره اتصال جزایر دریاچه ارومیه به خشکی

مدیرکل حفاظت محیط زیست آذربایجان غربی گفت: بر اثر خشک شدن دریاچه ارومیه جزایر این دریاچه به خشکی متصل شدند.

سعید شهند در گفت وگو با ایلنا، در رابطه با تاثیرات خشکی دریاچه ارومیه بر مهاجرت پرندگان به این دریاچه گفت: با توجه به اینکه مهاجرت پرندگان از نیمه دوم سال به دریاچه آغاز می شود و معمولا در نیمه دوم سال با فروکش کردن گرمای هوا و آغاز بارش ها وضعیت دریاچه رو به بهبودی می رود بنابراین امسال نیز دریاچه و تالاب های اقماری آن میزبان پرندگان مهاجر مخصوصا فلامینگو خواهند بود. خشکی دریاچه ارومیه بر تعداد پرندگان مهاجر تاثیرگذار بوده به طوری که تعداد آنها نسبت به سال های گذشته کمتر شده است.

به دنبال این هشدار، مسوول سابق دفتر نظارت و پایش ستاد احیای دریاچه ارومیه ضمن اشاره به تبعات بی شمار خیزش توفان نمک ناشی از خشک شدن دریاچه ارومیه تنها راه جلوگیری از این توفان را احیای دریاچه دانست و گفت: با گفتمان مشترک، همدلی و همراهی همه دستگاه های متولی بخش آب و به دور از رقابت های جناحی و سیاسی می توان دریاچه ارومیه را احیا کرد و جلوی بروز این پدیده خطرناک را گرفت.

علیرضا شریعت در گفت وگو با ایسنا به ترکیبات ریزگردهای توفان های نمکی دریاچه ارومیه اشاره و اظهار کرد: بر اساس گزارش های مطالعات صورت گرفته توسط دانشگاه های علوم پزشکی تبریز و ارومیه - که در همان ابتدای شروع فعالیت ستاد صورت گرفت - ذرات موجود در ریزگردهای نمکی دریاچه ارومیه حاوی ترکیبات کلسیم، آهن، آلومینیوم و منیزیم هستند. کلسیم موجود در محیط خطر ابتلا به سنگ کلیه، گرفتگی مجاری کلیه و رگ های خونی را بالا می برد. آهن موجود در این ریزگردها نیز ممکن است منجر به ورم و بروز آسیب های چشمی شود و جذب آن از طریق تنفس طولانی مدت نیز التهاب ریه را در پی دارد.

او افزود: تنفس منیزیم موجود در ریزگردها باعث افسردگی، گیجی و ضعف عمومی می شود، اما درباره آلومینیوم وضع از این هم بدتر است و حتی تنفس کوتاه مدت ذرات حاوی آلومینیوم باعث سرفه، تحریک شش و صدمه به دستگاه تنفسی می شود. اگرچه خشکی دریاچه ارومیه طیف گسترده ای از بیماری ها یا اختلالات را موجب می شود، اما مهم ترین و شایع ترین این اختلالات متوجه ریه، مری، سیستم عصبی و دستگاه های داخلی خواهد شد.

مسوول سابق دفتر نظارت و پایش ستاد احیای دریاچه ارومیه ادامه داد: متاسفانه موضوعی که همیشه مغفول می ماند، بی توجهی بسیاری از مسوولان و حتی دلسوزان در خصوص اثرات مخرب خشک شدن دریاچه ارومیه و دیگر دریاچه ها، رودخانه ها و تالاب ها بر بهداشت روانی مردم است، چراکه همه این نعمات خداوندی به منظور ایجاد آرامش روحی و روان انسان ها آفریده شده است و نابودی آنها علاوه بر مشکلات جسمانی، عوارض روحی و روانی بسیاری دارد و باید به عنوان یک موضوع مهم مورد توجه قرار گیرد.

شریعت با اشاره به نتایج یک پیمایش توضیح داد: نتایج یک پیمایش آماری - که در ستاد احیای دریاچه ارومیه و با همکاری پلیس راه منطقه انجام شد - نشان داد پرآبی دریاچه ارومیه باعث کاهش بسیار تصادفات رانندگی در مسیر جاده حاشیه دریاچه ارومیه و حتی کاهش دعواهای خیابانی در شهر ارومیه شده و این روند هنگام خشک شدن دریاچه ارومیه به طور کامل برعکس شده بود. این موضوع نشان می دهد که آب یک ماده چند وجهی است که علاوه بر جنبه های اقتصادی، بهداشت و سلامت و... وجه بهداشت روانی هم دارد.

او به گستره توفان نمک دریاچه ارومیه اشاره کرد و گفت: توفان نمک دریاچه ارومیه علاوه بر تحت تاثیر قرار دادن استان های همجوار دریاچه، تا هزاران کیلومتر دورتر یعنی تا شمال شرق ایران را هم تحت تاثیر قرار می دهد و گستره آن به استان های تهران، قم، خراسان شمالی، خراسان رضوی و سمنان هم می رسد. در بهترین حالت حدود 6 میلیون نفر از جمعیت ساکن در حاشیه این دریاچه را مجبور به ترک منطقه خواهد کرد.این 6 میلیون به کجا مهاجرت خواهند کرد؟ هزاران میلیارد تومان باید صرف اسکان و زندگی این افراد در مناطق دیگر شود. آیا به این فکر کرده ایم که اگر دریاچه ارومیه احیا نشود و این جمعیت 6 میلیون نفری مجبور به مهاجرت به استان های دیگری شوند چه اتفاقی خواهد افتاد؟ آیا زیرساخت های لازم برای استقرار این جمعیت در دیگر استان ها وجود دارد؟ قطعا خیر!

این کارشناس آب با اشاره به تاثیر گرد و غبار نمک بر کشورهای همسایه تاکید کرد که این پدیده علاوه بر مناطقی در ایران، کشورهای همسایه را نیز تحت تاثیر قرار می دهد و با توجه به آسیب های ناشی از توفان نمک و راهکارهای جلوگیری از آن گفت: هر چه رطوبت دریاچه ارومیه بیشتر باشد، امکان خیزش گرد و غبار نمک از سطح آن کمتر خواهد بود. در صورت تداوم خشکی دریاچه و تغییر بافت بستر دریاچه، این ذرات نمکی با کمترین میزان باد هزاران کیلومتر از غرب تا شمال شرق کشور را در بر خواهند گرفت. به علاوه نشستن این گرد و غبار روی برگ درختان و گیاهان باعث نابودی آنها نیز می شود. مواد و املاح این گرد و غبار از نظر شیمیایی به گونه ای است که بر حیات گونه های جانوری منطقه هم اثرگذار است.

شریعت با تاکید بر اینکه نمی توان جلوی توفان نمک را گرفت، بلکه لازم است دریاچه ارومیه را از حالت بی آبی خارج کرد، به پیش بینی مرحوم پرفسور پرویز کردوانی - جغرافیدان و پدر کویرشناسی ایران- درباره عدم احیای دریاچه ارومیه اشاره و اظهار کرد: او معتقد بود که دریاچه ارومیه احیا نخواهد شد، چراکه از نظر مهندسی قابل انجام نیست و برای جلوگیری از تبعات خشک شدن دریاچه مانند خیزش گرد و غبار نمک باید روی کل دریاچه یک لایه خاک ریخت. در همان مقطع بنده معتقد بودم که سخنان پرفسور کردوانی درخصوص عدم احیای دریاچه ارومیه کاملا بجاست ولی از یک منظر دیگر. چالش اصلی عدم احیای دریاچه ارومیه عوامل غیرمهندسی و غیرتکنیکال هستند و عامل اصلی آن به طور قطع عدم باور، اعتقاد و همراهی همه دستگاه های حاکمیتی اعم از قوای سه گانه و نهادها و سازمان های مختلف همچنین تعارض منافع است که به آن بخشی نگری و ماموریت محوری بخش های مختلف را می توان اضافه کرد. به تعبیری دریاچه ارومیه به محلی برای منازعات حزبی و سیاسی و استانی تبدیل شد که امیدوارم هر چه سریع تر و با تغییر پارادایم و در یک محیط کاملا غیراحساسی و ملی به داد این دریاچه زیبا و حیاتی برسیم. 

این کارشناس آب به بخشی از فعالیت های انجام شده در ستاد احیای دریاچه ارومیه اشاره و اظهار کرد: مهم ترین اقدامی که در تاریخ آب کشور بی سابقه بود و برای اولین بار با درایت چیت چیان - وزیر اسبق وزارت نیرو - و پیگیری ستاد اتفاق افتاد، موضوع الزام به رعایت دقیق حقابه محیط زیستی دریاچه ارومیه از طرف این وزارتخانه بود که تا آن مقطع به رغم وجود مصوبات قانونی به آن عمل نمی شد و همین موضوع تاثیر شگرفی در رهاسازی حقابه به دریاچه و آبگیری تالاب ها داشت ولی متاسفانه در اواخر دولت دوازدهم و تحت فشارهای سیاسی و همین طور تفکر استانی به طور ناقص انجام شد. از اقدامات دیگر می توان به مصوبه کارگروه نجات دریاچه ارومیه به جلوگیری از توسعه کشاورزی یا طرح های انتقال آب و تغییر الگوی کشت اشاره کرد که این فعالیت ها هم در دوره گذار دولت دوازدهم و شروع دولت سیزدهم رها شد و اعتبارات لازم برای انجام این فعالیت ها پرداخت نشد که امیدوارم در دوره جدید و در کارگروه فعلی مساله احیای دریاچه ارومیه دوباره به عنوان یک مساله ویژه در دستور کار قرار گیرد. 

او در ادامه اظهار کرد: به طور قطع هر کار جدیدی خالی از اشکال نیست و فعالیت های ستاد احیای دریاچه ارومیه کاستی هایی داشت ولی باید بپذیریم همین که بعد از مدت ها توانست مساله آب و محیط زیست را در صدر توجه قرار دهد و همه دستگاه های مرتبط را دور یک میز جمع کند، به عنوان یک دستاورد بزرگ باید مورد توجه قرار گیرد و صد البته در همان مدت فعالیت ستاد، به رغم همه مشکلات و تنگناها دریاچه به تثبیت رسید و همین که در حال حاضر با الگوبرداری و تجارب حاصله از این ستاد، ستاد احیای زاینده رود هم شکل گرفته نشان دهنده آن است که تجارب این مجموعه باید مورد توجه جدی قرار گیرد.

شریعت افزود: با توجه به چند وجهی بودن موضوع آب، اگر بتوانیم موضوعات مربوط به آب و محیط زیست را در یک محیط تعاملی و گفت وگومحور و استفاده از همه ظرفیت های ملی شامل دستگاه حاکمیتی، بخش خصوصی و ذی نفعان حل کنیم به طور قطع حل موضوعات دیگر کشور خیلی راحت تر خواهد بود.

او ضمن اظهار اشاره به اقدامات یکی، دو ماه اخیر دولت سیزدهم و پیگیری و ادامه عملیات اجرایی تعدادی از پروژه های ستاد احیای دریاچه ارومیه شامل انتقال پساب شهرهای ارومیه و تبریز به پیکره دریاچه و تکمیل پروژه سد و تونل انتقال آب زاب گفت: به طور قطع در کنار فعالیت های اجرایی و سازه ای، مهم ترین و اساسی ترین فعالیت ها برای احیای دریاچه ارومیه جلوگیری از توسعه کشاورزی بی رویه، کاهش مصرف آب در بخش کشاورزی با تغییر الگوی کشت با در نظر گرفتن معیشت کشاورزان و حمایت از آنان در بازه زمانی این تغییر و تضمین خرید محصولات از کشاورزان، جلوگیری از استقرار صنایع پر آب بر، احترام به حقابه زیست محیطی دریاچه و از همه مهم تر پیگیری و استقرار دقیق مدیریت واحد حوضه آبریز دریاچه ارومیه است. تغییر ساختار وزارت نیرو از مدیریت آب استانی به مدیریت حوضه های آبریز، توسعه متوازن و التزام به آمایش سرزمین - که مدت هاست مطرح است و بدان توجه نشده- هم باید به عنوان یک اصل مهم در دستور کار دولت سیزدهم قرار گیرد.  اعتماد

تالاب انزلی دیگر نفس ندارد

غزل لطفی

تالاب انزلی برای چندمین بار متوالی طعمه حریق شد. آتش سوزی هایی که عمدا عمدی و به قصد تصرف زمین های اطراف آن صورت می گیرد. این زمین ها که در گذشته زیر آب بوده اند، با کم شدن سطح آب الان در کنار تالاب هستند و به جهت الحاق به زمین های کشاورزی در مجاورت تالاب آتش زده می شوند و در واقع به قصد سودجویی تلاش برای آتش زدن این اراضی صورت می گیرد. در سه سال گذشته در همین منطقه و در همین فصل (8 شهریور 99، 8 شهریور 1400 و 10 شهریور 1401) آتش سوزی تکرار شده است. البته به جز آتش سوزی های دیگری که تالاب را در بر گرفته اند. آتش سوزی هایی که شاید به قصد تصرف زمین باشد اما آگاهانه یا ناآگانه، طبیعت و گونه های گیاهی و محل زندگی و مهاجرت بسیاری از پرندگان را از بین می برد و زیستگاه پرندگان و آبزیان ارزشمند استخوانی را در خطر نابودی قرار داده است.  تالاب انزلی این روزها از طرفی با انبوهی از فاضلاب خانگی و بعضا بیمارستانی و صنعتی و شیرابه های زباله مواجه است که حتی بسیاری از کارشناسان، ماهی ها و آبزیان آن را برای تغذیه مضر دانسته اند و از طرفی با رویش گیاهان مهاجمی مانند سنبل آبی که بیش از 6 هزار هکتار از پهنه تالاب انزلی را گرفته است نفس هایش به شماره افتاده اند. سنبل آبی گیاهی است که روزانه به 15 لیتر آب نیاز دارد و ریشه های عمیق آن اکسیژن آب را مصرف می کند و در کم شدن حجم آب تالاب بسیار تاثیرگذار است. از طرفی دیگر نیز پروژه هایی مانند ساخت کمربندی بندرانزلی یا موج شکن شاید برای تسهیل دسترسی و بهربرداری از تالاب مفید دانسته شده باشد اما ما شاهد خشک شدن بخشی از تالاب با این پروژ ه ها بودیم.  طرح های کارشناسی نشده هم مانند طرح بایوجمی که به بهانه نجات و احیای تالاب بین المللی انزلی و البته بدون تحقیق و بررسی دقیق به اجرا درآمده بود، آسیب های جدی را متوجه تالاب انزلی کرد. طبق این طرح قرار بود با ماده نانو دی اکسید تیتانیوم رسوبات تالاب جمع آوری شود اما پس از بررسی، آثاری از ماده سمی کلرید نقره نیز در این طرح یافت شد که در خرداد سال 1398 با دستور دادستان عمومی و انقلاب انزلی متوقف شد. تالاب انزلی که یکی از منحصر به فردترین زیستگاه های طبیعی ایران است، این روزها در مواجهه با انواع مخاطرات، دیگر نفس ندارد و اگر تدبیری برای آن اندیشیده نشود در برابر زخم هایی که متحمل شده است از پا در خواهد آمد.اعتماد

 

آسیب شناسی حوادث طبیعی در سال جاری

سیلاب های 1401 ؛ تغییر اقلیم و اثر بر دنیای 2022

دکتر مهدی زارع

در ابتدای مرداد 1401 سیلاب های تابستان از استهبان و در دشت سیلابی رودخانه رودبال آغاز شد. به دلیل شرایط سخت جوی و سیلاب های ناگهانی در کل کشور 92 نفر کشته شدند. ویرانی همراه با فرو ریختن پل ها و شسته شدن خودروها بر اثر بارش بی سابقه در استان های سیستان و بلوچستان، کرمان، فارس، هرمزگان و سپس در استان های تهران، مازندران، اصفهان و... دلیل آسیب های جانی و مالی بود. زیرساخت های ضعیف، دسترسی به بسیاری از روستاها را قطع کرده و عملیات امدادی را پیچیده کرده است و تعداد زیادی خانه در جوامع دورافتاده آسیب دیده اند.  مدیران اجرایی بحران ضمن دنبال کردن هشدارهای قبلی هواشناسی، با عملیات عمدتا پاسخ به سانحه واکنش نشان دادند . میزان بارندگی حدود 350 میلیمتری در شهرهایی مانند میناب و کنارک بسیار بیشتر از میزان توان جذب خاک به ویژه پس از دوره ای طولانی خشکسالی بود.  استان های آسیب دیده، به ویژه سیستان و بلوچستان از جمله استان هایی هستند که بیشترین آسیب را از خشکسالی های متوالی در سال های اخیر دیده اند. پروژه های توسعه شهری در کرانه رودخانه ها و داخل به دشت های سیلابی طبیعی، به رغم هشدارهای دانشمندان ادامه داشته است.  تکرار سیلاب سراسری و تلفات در حد 100 نفر در ایران 40 ماه بعد از سیلاب های سراسری فروردین 1398 رخ داد. سوانح اقلیمی مکرر و شدید از شواهد تغییرات اقلیمی است. تغییرات اقلیمی خطری آشکار و فعلی برای سیاره ما ایجاد کرده است. وضعیت در خاورمیانه و ایران حتی بحرانی تر است، جایی که کمبود آب، خشکسالی و آتش سوزی جنگل ها، زمین های حاصلخیز را به بیابان تبدیل کرده است. پس از آنکه خشکسالی مزمن باعث درگیری بر سر حقوق آب در بخش های مختلف منطقه شده است؛ مناقشات بر سر حق آب نیز باعث درگیری میان روستاهای همجوار و کشورهای مجاور در بسیاری از کشورهای منطقه از جمله ترکیه، عراق، افغانستان و ایران شده است. این وضعیت مشکلات شدیدی را برای شهرنشینان و کشاورزان به وجود آورده است . بی آبی و خشکسالی بسیاری از مردم را مجبور کرده است که خانه و مزارع خود را رها کرده و به دنبال کار به تهران، مراکز استان ها و شهرهای بزرگ بروند. سوءمدیریت بحران توسط دولت های متوالی وضعیت را در بسیاری از مناطق بدتر کرده است.  جنگ داخلی سوریه قبل از تبدیل شدن به یک جنگ تمام عیار، در بخش هایی از این کشور به عنوان یک مناقشه بر سر دسترسی به منابع آب و نارضایتی کشاورزان حاشیه نشین در مجاورت شهرها آغاز شد. سفره های آب زیرزمینی حدود 260 هزار کیلومتر مربع (یعنی 16 درصد) از خاک ایران هستند . سامانه ملی پایش آب های زیرزمینی ایران در دهه پنجاه شمسی راه اندازی شد و 647 سفره از 758 سفره شناسایی شده در سال 1395 را پوشش داد. مجموعه داده موجود اندازه گیری و تخمینی آب زیرزمینی چاه های مجاز و غیرمجاز را پوشش می دهد. چاه های غیرمجاز نقش مهمی در آب های زیرزمینی ایران ایفا می کنند، زیرا حدود 450 هزار از کل حدود 950 هزار حلقه چاه در ایران اکنون فعال در کشور را تشکیل می دهند. اطلاعات دقیق در مورد ویژگی های آبخوان (به عنوان مثال، نوع آبخوان) به اکتشافات ژئوفیزیکی گسترده و پرهزینه نیاز دارد. 

رصدخانه خشکسالی اروپا (EDO) که زیر نظر کمیسیون اروپا فعالیت می کند، در گزارشی که در ماه آگوست/ مرداد سال جاری 2022/ 1401ش منتشر کرد، اعلام کرد 47 درصد از اروپا در شرایط هشدار قرار دارد، زیرا رطوبت در خاک خشک می شود و 17 درصد از پوشش گیاهی منطقه تحت اثر بحران کم آبی قرار گرفته است. این رصدخانه می گوید 47 درصد از قاره سبز در شرایط هشدار با کمبود شدید رطوبت خاک قرار دارد. سطح آب رودخانه ها پایین آمده، تولید برق و محصولات کشاورزی تحت اثر قرار گرفته است. اروپا با بدترین خشکسالی در حداقل 500 سال اخیر مواجه است، چنانکه حدودا دوسوم این قاره در حالت هشدار قرار دارد و این امر سبب محدودیت حرکت کشتی های باری در رودخانه ها و از آن طریق کاهش حمل و نقل داخلی، کاهش تولید برق و کاهش برخی محصولات کشاورزی شده است. مناطق وسیعی از قاره اروپا در تابستان سال جاری با گرمای بی سابقه ای مواجه بودند. این امر روند خشکسالی را تشدید کرد، سبب آتش سوزی جنگل ها در بسیاری از مناطق از جمله در یونان و فرانسه شد. نگرانی ها افزایش یافته است، چنانکه بسیاری از شهروندان و نهادها خواهان اقدامات موثرتر برای مقابله با تغییرات اقلیمی اند. شاخص خشکسالی رصدخانه از اندازه گیری بارش ها، درصد رطوبت خاک و کسر تابش خورشیدی جذب شده توسط گیاهان برای فتوسنتز به دست می آید. رصدخانه خشکسالی اروپا (EDO) اعلام کرد بارندگی در اواسط آگوست/ مرداد سال جاری 2022/1401ش ممکن است از ابعاد بحران کاسته باشد اما در برخی موارد، بارندگی با رعد و برق با خسارت هایی به برخی مناطق همراه بود. محصولات کشاورزی در فصل تابستان آسیب دیده اند، به طوری که در سال 2022 ذرت 16 درصد کمتر از میانگین پنج سال گذشته برداشت شده و محصولات سویا و آفتابگردان نیز به ترتیب 15 و 12 درصد کاهش یافته است. تولید برق از نیروگاه ها به دلیل کمبود آب که سامانه های خنک کننده را تغذیه می کند، ضربه خورده و سایر تولیدکنندگان برق نیز تحت اثر قرار گرفته اند. سطح پایین آب مانع از تردد کشتی ها برای مثال در امتداد رودخانه راین شده است و این امر بر حمل و نقل زغال سنگ و نفت نیز اثر گذاشته و به این ترتیب، در مجموع انرژی و تولید دانه های روغنی در اروپا تحت اثر خشکسالی قرار گرفته است.  کمیسیون اروپا در بیانیه ای اعلام کرد با این فرض که داده های کنونی موجود در پایان فصل تابستان هم تایید شوند، به نظر می رسد خشکسالی در تابستان 2022 بدترین خشکسالی در حداقل 500 سال گذشته باشد به نحوی که این پدیده حتی از سال 2018 نیز شدیدتر است. در آن سال، هوای خشک و گرم موجب کاهش 50 درصدی بازده محصولات کلیدی در اروپای مرکزی و شمالی شد، اما رطوبت مناسب هوا در جنوب اروپا با افزایش برداشت همراه بود. چهار سال بعد خشکسالی حتی از آن زمان هم شدت بیشتری دارد. شورای دولتی چین روز چهار شنبه 2 شهریور 1401 اعلام کرد یارانه 10 میلیارد یوانی (1.45 میلیارد دلار) را برای حمایت از کشاورزان برنج که شرایط خشکسالی را تجربه می کنند، تخصیص داده است. مقام های چین هشدار داده اند که تهدیدی شدید برداشت پاییز امسال مزارع این کشور را تحت اثر قرار خواهد داد. چین بیش از 95 درصد برنج، گندم و ذرت مصرفی خود را تولید می کند، اما کاهش برداشت می تواند به معنای افزایش تقاضا برای واردات در پرجمعیت ترین کشور جهان باشد و فشار بیشتری بر عرضه جهانی این محصولات وارد کند. هم اکنون به دلیل جنگ اوکراین تامین این اقلام در بازار جهانی با اختلال گسترده روبه رو شده است. در چین، خشکسالی فلج کننده که با موج گرمای بی سابقه تشدید هم شده، در نیمی از این کشور گسترش یافته است. اکنون فلات سرد تبت با کوهستان های غالبا پوشیده از برف هم درگیر موج گرما و خشکسالی شده است.نمودار مرکز ملی آب و هوای چین روز چهارشنبه 24 آگوست/ 2 شهریور نشان داد که بخش هایی از جنوب چین - از جمله فلات تبت - شرایط خشکسالی شدید تا فوق العاده را تجربه می کنند. منطقه ای که بدترین آسیب را دیده است یعنی حوضه رودخانه یانگ تسه که از ساحل شانگهای تا استان سیچوان در جنوب غربی چین امتداد دارد، خانه بیش از 370 میلیون نفر است و شامل چندین قطب تولیدی است. دومین اقتصاد بزرگ جهان تحت اثر امواج گرما، سیل ناگهانی و خشکسالی قرار گرفته است، پدیده هایی که دانشمندان می گویند به دلیل تغییرات اقلیمی در حال افزایش و شدیدتر شدن هستند. سازمان های دولتی چین و نهادهای امدادی با تانکرهای آب به روستاییان کمک می کنند. اولویت با تامین آب آشامیدنی است و برای مزارع تفتیده در گرما کاری نمی توان کرد. آبرسانی فعلا در مناطق روستایی سیچوان و چونگ کینگ یا مناطق دورافتاده کوهستانی متمرکز است که موج گرما و خشکسالی به منابع آب این منطقه به شدت آسیب رسانده است. مناطق جنوب شرقی چنین نیز از هفته اول شهریور با آتش سوزی های جنگلی هم دست به گریبان شده اند و موضوع تامین آب و مقابله با آتش سوزی به معضلی بزرگ بدل شده است. دمای بالای 45 درجه سانتیگراد باعث شده است که چندین استان چین قطع برق صنعتی را اعمال کنند تا برق مورد نیاز برای سامانه های سرمایشی شهرها فراهم شود. سطح آب در رودخانه یانگ تسه به شکلی بی سابقه پایین آمده و مولدهای برق-آبی نمی توانند با حداکثر ظرفیت شان فعالیت کنند. وزارت کشاورزی چین اعلام کرد که جنوب چین طولانی ترین دوره مداوم دماهای بالا را از زمان شروع ثبت داده های هواشناسی در بیش از 60 سال پیش تجربه کرده است. شدت، دامنه و مدت موج گرما می تواند وضعیت کنونی را به یکی از بدترین موج های ثبت شده گرما در تاریخ جهانی تبدیل کند.  فعالیت های انسانی که تغییرات اقلیمی را شدید می کنند، طبق تعریف، تاب آور نیستند، زیرا سیاره ای را که ما برای همه نیازهای مان به آن وابسته هستیم، تغییر می دهند. تغییرات اقلیمی یافتن راه حل های تاب آور برای مشکلات دیگر را نیز دشوارتر می کند. تغییر تنوع زیستی و شرایط اقلیمی بر منابع غذایی ما، افزایش سطح آب دریاها، نحوه طراحی شهرهای مان و موارد دیگر اثر می گذارد. بسیاری از چالش های تاب آوری هم بر اقلیم اثر می گذارند و هم تحت اثر آن قرار می گیرند: برای مثال، گرم شدن زمین و تغییر اقلیم رشد کافی غذا را دشوارتر می کند و از سوی دیگر جنگل هایی که برای تولید همین غذا از بین می روند، موجب شدید شدن غذا به تغییرات اقلیمی می انجامد. اعتماد

به مناسبت 9 شهریور؛ روز ملی حفاظت از یوزپلنگ آسیایی

کمتر از 40 یوزپلنگ در ایران باقی مانده است

  روز 9 شهریور ماه، روز ملی حفاظت از یوزپلنگ آسیایی است. طبق گزارشی که خبرگزاری ایسنا نوشته، یوزپلنگ آسیایی گونه ای در معرض انقراض است که اکنون فقط 40 فرد از این گونه در معرض انقراض در ایران باقی مانده با وجود آنکه در سال های اخیر با استفاده از روش های مختلفی از جمله حفاظت از زیستگاه ها و تکثیر در اسارت سعی در جلوگیری از انقراض این گونه با ارزش شده است، اما همچنان مهم ترین بلای جان یوزپلنگ آسیایی، خطرات و حوادثی همچون تصادفات جاده ای است . یوزپلنگ آسیایی که زمانی در گستره وسیعی از غرب این قاره از سوریه و عربستان تا هندوستان و ترکمنستان پراکنده بود، از 20 سال پیش جز در ایران منقرض شده و به همین دلیل امروز به یوز آسیایی، یوز ایرانی نیز گفته می شود. یوزپلنگ، یکی از واژه های اصیل ایرانی است که از ترکیب دو کلمه یوز و پلنگ تشکیل شده است. یوز از یوزیدن به معنای جستن، جهیدن و طلب کردن می آید و از این رو یوزپلنگ به معنای پلنگی است که به دنبال شکار خود گشته و آن را با جستن و دنبال کردن می گیرد. یوزپلنگ در زبان انگلیسی چیتا گفته می شود که ریشه سانسکریت داشته و از هندوستان آمده است. امروزه در سراسر دنیا این جانور را با نام انگلیسی آن می شناسند. یوزپلنگ از خانواده گربه سانان به شمار می آید و به دلیل داشتن دست و پای بلند، بدنی باریک و کشیده و سینه ای فراخ تا حدودی شبیه سگ تازی است، ولی برخلاف سگ سانان سر کوچک، گردن و پوزه کوتاه و گوش هایی کوچک و گرد دارد، بسیاری از مردم یوز را با پلنگ اشتباه می گیرند، اما تفاوت بارز این دو حیوان در شکل خال های شان است. در یوز، خال ها توپر و گرد است، در حالی که خال های پلنگ درشت و توخالی است. یوزپلنگ ها سریع ترین جانوران دونده روی خشکی و تیزروترین شکارچی جهان هستند که قادرند با سرعتی معادل 110 کیلومتر در ساعت بدوند.  به گفته مرتضی پورمیرزای؛ مدیرعامل انجمن یوزپلنگ ایرانی، براساس آخرین آمار مربوط به یوزهای بالغ و جدا از مادر، در سه سال اخیر تعداد این یوزها به 13 فرد می رسد و امکان دارد یوزهای بیشتری خارج از مناطق حفاظت شده و دید دوربین ها وجود داشته باشند.  پورمیرزای می گوید: براساس سرشماری سال 1400، جمعیت فعلی یوزها کمتر از 30 فرد و طبق آخرین مقاله علمی منتشر شده این عدد کمتر از 40 فرد اعلام شده است. در شرایطی که جمعیت یوز ایرانی در وضعیت مناسبی قرار ندارد، تکثیر در اسارت برای حفاظت از این گونه در معرض خطر انقراض در دستورکار قرار گرفت. کوشکی و دلبر، دو یوزپلنگ نر (کوشکی) و ماده (دلبر) خواهر و برادر بودند و برای تکثیر در اسارت در پارک ملی پردیسان نگهداری می شدند. در سال 96 علاوه بر کوشکی و دلبر، یک توله یوزپلنگ ماده که از دست قاچاقچیان نجات پیدا کرده بود، برای نگهداری به پارک پردیسان تحویل داده شد. این ماده یوز ایران نام گرفت و در سایت نگهداری تحقیقات یوزپلنگ آسیایی در پارک پردیسان کنار کوشکی و دلبر نگهداری می شود.ابتدای فروردین ماه 1400 فیروز - یوز نر 11 ساله منطقه توران - زنده گیری و برای جفت گیری با ایران - یوزپلنگ ماده - به محیط اسارت واقع در سایت توران منتقل شد. در شرایطی که یوزپلنگ ایرانی با خطر انقراض دست و پنجه نرم می کند و سازمان حفاظت محیط زیست با صرف هزینه های میلیاردی در تلاش برای تکثیر این گونه در اسارت است، جان یوزپلنگ ها در زیستگاه های شان با خطراتی مانند تصادف با خودروها در خطر است. آخرین نمونه این چالش، تصادف و تلف شدن توله یوز ماده در 14 مردادماه امسال در فاصله 15 کیلومتری خارج از منطقه حفاظت شده توران بود. این توله یوز در حالی بر اثر تصادف تلف شد که محور عباس آباد- میامی از سال ها پیش قتلگاه یوز ایرانی بوده و چندین تصادف را در چندین نقطه داغ این جاده شاهد بوده ایم. این موضوع لزوم ایمن سازی جاده ها را به تمامی دستگاه های متولی یادآور می شود. علاوه بر سازمان حفاظت محیط زیست دیگر دستگاه ها مانند وزارت راه و شهرسازی باید به این موضوع توجه ویژه ای داشته باشند. برای احداث جاده ها باید به مسائلی مانند زیستگاه های حیات وحش توجه و برای گذر آنان از جاده ها روگذر یا زیرگذرهای امنی را تعبیه کنند. فنس کشی و نورپردازی نیز از دیگر اقداماتی است که وزارت راه و شهرسازی لازم است هر چه سریع تر در دستور کار قرار دهد. برای حفظ یوز ایرانی به عنوان یک گونه در معرض خطر انقراض، نیازمند عزم ملی هستیم، چ&#