فرونشست زمین، تهدید خاموش در هیاهوی خشکسالی و کرونا

300 دشت بحرانی کشور نشان از خطری جدی دارد که به شکل خزنده به شهرهای پرجمعیت نزدیک می‌شود. یکی از این شهرها، تهران است که فرونشست دشت ورامین این شهر 13 میلیون نفر را در آستانه خطری بزرگ قرار داده است. طی چهار دهه اخیر در کشور فشار بسیار زیادی به منابع آب زیرزمینی وارد شده و این منابع تخلیه شده‌اند. تخلیه منابع آب زیرزمینی باعث ایجاد یک نوع خشکسالی مصنوعی شده که فرونشست زمین در بسیاری از مناطق کشور را موجب شده است؛ فرونشست‌هایی که باعث وارد آمدن خسارات سنگینی خواهد شد و تنها ناشی از مدیریت نادرست منابع آبی است. این درحالی است که  بیش از 120 درصد میزان آبی که به زمین نفوذ می‌کند برداشت می‌شود و این امر باعث شده بیش از 300 دشت در ایران از جمله دشت ورامین با وضعیت بحرانی مواجه شوند؛ سالانه 152 میلیون متر مکعب فقط برداشت اضافی. پایین رفتن سطح آب‌های زیرزمینی کم شدن فشار محفظه‌ای را در پی دارد که باعث فرو نشست زمین می‌شود. تبعات آن نیز فروچاله‌هایی است که در مناطق شهری یا جاده‌ها می‌بینیم؛ فروچاله‌هایی که باعث از بین رفتن تأسیسات می‌شوند و خطوط انتقال آب، گاز، راه‌آهن، تونل‌ها و دکل‌های برق را نابود می‌کنند. دو سوم دشت‌های بزرگ کشور در وضعیت بحرانی هستند. سطح افت آب چاه‌ها در بسیاری از مناطق کشور 200 متر پایین رفته و مطالعات خاک شناسی نشان می‌دهند به ازای هــر 10 متر پایین رفــت آب، خـاک هم 3 تا 10 سانتی متر نشست می‌کند. این را دکتر هدایت فهمی پژوهشگر منابع آب می‌گوید. به گفته این پژوهشگر در بسیاری از دشت‌های کشور به خصوص استان‌های مرکزی و شرقی کشور زمین تا 40 سانتیمتر هم نشست کرده و اطراف تهران نیز بیش از 35 سانتی متر فرو رفته است: متأسفانه تغذیه آب‌های زیرزمینی کمتر از برداشت است و بزودی بحران بزرگی کشور را فراخواهد گرفت و عامل انسانی دلیل این فاجعه است. ما به طور متوسط هر دو کیلومتر به دو کیلومتر زمین را سوراخ کرده‌ایم و آب سفره زیرزمینی را مصرف کرده‌ایم. البته خشکسالی هم تأثیر‌گذار است و باعث کاهش 10 درصدی نفوذ آب می‌شود. تعداد دشت‌های بحرانی کشور در سال 52 محدود بود اما امروز تعداد دشت‌های بحرانی در کشور به بیش از 300 دشت رسیده است. با این وضعیت تعداد دشت‌های بحرانی در آینده بیشتر هم خواهد شد.


 
برای این فاجعه چه باید کرد؟ 


راه حــل پیشگیری از فرونشست زمین چیــست و چطور می‌توانیم دشت‌های بحران زده کشور به خصوص دشت بزرگ ورامین یا تهران را نجات داد؟ هدایت فهمی تنها راه جلوگیری از اضافه برداشت و نشست زمین را انقلاب در بخش کشاورزی، تغییر الگوی کشت و جایگزین کردن بعضی از مشاغل می‌داند: دولت وظیفه دارد با تغییر کشاورزی در این مناطق بحرانی مشاغلی مانند بوم گردی یا صنایع دستی یا کشــت گلخانه‌ای را حمایت کند. بایــد گیاهانی پرورش دهیم که آبیــاری کم ولی ارزش اقتصادی بالایی دارند. آرمان ملی


فرونشست گسترده دشت‌های تهران را تهدید می‌کند

زمین آرام آرام فرو می‌رود

یوسف حیدری *


اگر تا دیروز نگران زلزله 5/6 ریشتری احتمالی تهران بودیم با ادامه برداشت بی‌رویه آب های زیرزمینی و فرونشست زمین باید نگران زلزله 5 ریشتری حتمی باشیم. فرونشست زمین در اطراف تهران مثل یک بمب ساعتی شهر را تهدید می‌کند
این را هوشنگ جزی مدیرکل دفتر آبخیزداری و حفاظت خاک سازمان جنگل‌ها می‌گوید. همچنانکه 300 دشت بحرانی کشور که هر روز نشست می‌کنند، یک بمب بی‌صداست. فرونشست دشت ورامین که روزگاری آب‌های زیرزمینی آن منبع بزرگ و بی‌پایانی بود، این روزها با کاهش سطح آب به پایین‌ترین حد خود رسیده است.
بررسی‌ها نشان می‌دهند بیش از 120 درصد میزان آبی که به زمین نفوذ می‌کند برداشت می‌شود و این امر باعث شده بیش از 300 دشت در ایران از جمله دشت ورامین با وضعیت بحرانی مواجه شوند؛ سالانه 152 میلیون متر مکعب فقط برداشت اضافی. پایین رفتن سطح آب‌های زیرزمینی کم شدن فشار محفظه‌ای را در پی دارد که باعث فرو نشست زمین می‌شود. تبعات آن نیز فروچاله‌هایی است که در مناطق شهری یا جاده‌ها می‌بینیم؛ فروچاله‌هایی که باعث از بین رفتن تأسیسات می‌شوند و خطوط انتقال آب، گاز، راه‌آهن، تونل‌ها و دکل‌های برق را نابود می‌کنند. هوشنگ جزی با تشریح وضعیت بحرانی دشت‌ها می‌گوید: وقتی می‌گوییم بحران، یعنی دیگر آب زیرزمینی در این دشت‌ها وجود ندارد. در حال حاضر سالانه نزدیک به 11 میلیارد متر مکعب بیلان منفی آب‌های زیرزمینی داریم. آب‌های زیرزمینی باعث می‌شوند خاک زنده بماند اما امروز با از بین رفتن آب، خاک نشست می‌کند.
مدیرکل دفتر آبخیزداری و حفاظت خاک سازمان جنگل‌ها فرونشست زمین در دشت‌های ایران را به طور متوسط 30 سانت عنوان می‌کند و می‌گوید: این وضعیت باعث از بین رفتن کامل خاک شده و نه خاک و نه سفره زیرزمینی دیگر زنده نمی‌شود: با فرونشست دیگر امکان تغذیه آب‌های زیرزمینی وجود ندارد و پایداری زمین هم از بین می‌رود. از دست رفتن زمین یعنی از دست رفتن امنیت غذایی، از بین رفتن تولید و افزایش مهاجرت و تبعات منفی اجتماعی و اقتصادی. همه اینها به‌دلیل نبود مدیریت صحیح منابع آبی در کشور است.
دو سوم دشت‌های بزرگ کشور در وضعیت بحرانی هستند. سطح افت آب چاه‌ها در بسیاری از مناطق کشور 200 متر پایین رفته و مطالعات خاک شناسی نشان می‌دهند به ازای هر 10 متر پایین رفت آب، خاک هم 3 تا 10 سانتی متر نشست می‌کند. این را دکتر هدایت فهمی پژوهشگر منابع آب می‌گوید. به گفته این پژوهشگر در بسیاری از دشت‌های کشور بخصوص استان‌های مرکزی و شرقی کشور زمین تا 40 سانتیمتر هم نشست کرده و اطراف تهران نیز بیش از 35 سانتی متر فرو رفته است: متأسفانه تغذیه آب های زیرزمینی کمتر از برداشت است و بزودی بحران بزرگی کشور را فراخواهد گرفت و عامل انسانی دلیل این فاجعه است. ما به طور متوسط هر دو کیلومتر به دو کیلومتر زمین را سوراخ کرده‌ایم و آب سفره زیرزمینی را مصرف کرده‌ایم. البته خشکسالی هم تأثیر‌گذار است و باعث کاهش 10 درصدی نفوذ آب می‌شود. تعداد دشت‌های بحرانی کشور در سال 52 محدود بود اما امروز تعداد دشت‌های بحرانی در کشور به بیش از 300 دشت رسیده است. با این وضعیت تعداد دشت‌های بحرانی در آینده بیشتر هم خواهد شد.
دکتر رضا مکنون استاد دانشگاه امیرکبیر و پژوهشگر آب و محیط زیست هم لزوم تهیه نقشه فرونشست زمین در کشور را حیاتی می‌داند و معتقد است با تهیه این نقشه نباید اجازه ساخت و ساز را در دشت‌هایی که سفره‌های آب زیرزمینی در آنها از بین رفته بدهیم: امروز برای زلزله، نقشه گسل‌ها را داریم و اجازه ساخت و ساز یا برج روی این گسل‌ها داده نمی‌شود و همین طور جاهایی که در مسیر سیلاب قرار دارند. اما نقشه‌ای برای فرونشست نداریم و همچنان اجازه ساخت را در دشت‌های رسوبی و جاهایی که آب‌های زیرزمینی به طور وحشتناکی برداشت شده‌ می‌دهیم. نتیجه آن هم نشست ساختمان و فروچاله‌هایی است که اتفاق می‌افتد و می‌تواند فاجعه بزرگی را رقم بزند. نمونه این فاجعه چندی قبل در میامی امریکا اتفاق افتاد و یک برج 12 طبقه به‌دلیل نشست زمین و ساحل مرطوبی فرو ریخت. تعداد زیادی هم در این حادثه کشته شدند. بعد از این حادثه فرماندار ایالتی دستور داد وضعیت پی ساختمان‌های بالای 5 طبقه بررسی و بازنگری شود. در تهران هم جاهایی که زمین فرو نشست کرده مشخص هستند. به طور مثال اطراف بزرگراه آزادگان. به‌دلیل برداشت‌های بی‌رویه آب‌های زیرزمینی، سطح آب در این منطقه بیش از 50 متر پایین رفته. حفره‌های زیرزمینی و خلل و فُرج خاک در جای خود باقی مانده‌اند اما وقتی آب نیست سنگ و خاک استحکامی ندارند و فرو می‌ریزند. آب در زیر زمین پیوند دهنده خاک و سنگ است.
برای این فاجعه چه باید کرد؟ راه حل پیشگیری از فرونشست زمین چیست و چطور می‌توانیم دشت‌های بحران زده کشور بخصوص دشت بزرگ ورامین یا تهران را نجات داد؟ دکتر هدایت فهمی تنها راه جلوگیری از اضافه برداشت و نشست زمین را انقلاب در بخش کشاورزی، تغییر الگوی کشت و جایگزین کردن بعضی از مشاغل می‌داند: دولت وظیفه دارد با تغییر کشاورزی در این مناطق بحرانی مشاغلی مانند بوم گردی یا صنایع دستی یا کشت گلخانه‌ای را حمایت کند. باید گیاهانی پرورش دهیم که آبیاری کم ولی ارزش اقتصادی بالایی دارند.
 
دکتر رضا مکنون هم با اشاره به وزن سنگینی که در شهرهای بزرگی مثل تهران به زمین تحمیل می‌شود، می‌گوید: در دشت‌های اطراف تهران نباید اجازه ساخت و ساز داده شود و کاربری این مناطق و نوع کشاورزی آن باید تغییر کند. متأسفانه در شهرهای بزرگ کشور بار سنگینی به زمین تحمیل کرده‌ایم. بزرگترین بلای امروز حجم سنگین تهران است که به زمین تحمیل کرده‌ایم. هر سال هم اعلام می‌کنند فلان مقدار باید ساختمان جدید ساخته شود. سال‌هاست در کشور آلمان شهر بالای 300 هزار نفر احداث نمی‌کنند و با بزرگراه شهرهای مختلف را به هم ارتباط می‌دهند. آنها معتقدند نباید وزن سنگینی به زمین وارد کرد.
هوشنگ جزی با اشاره به اینکه در کشور روی منابع آب‌های زیرزمینی سرمایه‌گذاری نکرده‌ایم ، می‌گوید: متأسفانه انتقال آب بین حوضه‌ای راه حل غلطی است که برای حل مشکل کمبود آب زیرزمینی و فرسایش خاک انجام می‌شود. با این کار حوضه‌های آبخیز را تخریب می‌کنیم. توان مسدود کردن چاه‌های غیر مجاز را نداریم و اصولاً در کشور روی منابع آب‌های زیرزمینی سرمایه‌گذاری نکرده‌ایم. فقط سد‌سازی را به‌عنوان یک الگو برای مدیریت آب به کار می‌بریم و باعث قطع منابع آب می‌شویم. نمونه آن هم وضعیت این روزهای خوزستان است. برای حل این مشکل قانون کم نداریم اما چیزی که باید تغییر کند ذهنیت ما از مدیریت حوضه‌های آبخیز در کشور است. امروز همه تلاش ما مدیریت آب در کشور است و کسی به خاک فکر نمی‌کند. چیزی که آب را نگه می‌دارد خاک است و تصور می‌کنیم اگر قانون بگذاریم کسی آب برداشت نکند، می‌توانیم آب را مدیریت کنیم. نظام برنامه‌ریزی کشور به جای تمرکز بر آب باید به مدیریت جامع حوضه‌های آبخیز بپردازد. دولت فرانسه کشورش را به 6 حوضه آبخیز تقسیم کرده است و برای هر حوضه کمیته مدیریتی که بخش خصوصی و مردم رکن اساسی آن هستند تشکیل داده و این کمیته به خوبی توانسته بر آب و خاک مدیریت کند.
دشت‌های کشور که روزگاری آب‌های زیرزمین و قنات‌های پرآب  این دشت‌ها زبانزد بودند درحال فرو رفتن است. فقط در تهران 4 هزار چاه عمیق آب‌های زیرزمینی را بیرون می‌کشند و زمین زیر پای ما را سست می‌کنند.ایران. * گزارش نویس

زاگرس به سوگ‌ 4 فرزند دیگر خود نشست

جانسوختگان تنگه هایقر

*زهرا کشوری


زاگرس باز هم به سوگ نشست؛ این بار در تنگه هایقر فیروزآباد فارس. آتش و باد همدست شدند و خانواده‌ای عشایری را داغدار چهار عزیزشان کردند. زنی سوگوار پدر جانبازش، همسرش، پسر نخبه‌اش و برادرزاده‌اش شد. این بار آتش در زاگرس دو پدر و دو پسر را همراه با بلوط‌ها، بنه‌ها، کبک‌ها و کیکم‌ها، تیهوها و مارها سوزاند تا یکبار دیگر و به فاصله یک سال دوباره محیط زیست ایران به سوگ زاگرس‌بانان بنشیند. ناصر بهزادی (پدر)، حامد بهزادی (پسر) و رضا بهزادی (برادرزاده همسر ناصر) و جهانبخش‌ ناصری(پدر همسر ناصر) برای اطفا به کمک هایقر رفتند اما آتش آنها را به دام انداخت و از زاگرس گرفت. سال گذشته نیز زاگرس به عزای هشت زاگرس‌‌بانش‌ نشست تا شهدای بلوط‌‌بان ایران به ۱۲ نفر برسد هرچند نام و نشانی در بنیاد شهید ندارند. ۳۵ کیلومتری جنوب فیروزآباد می‌شود تنگه هایقر. آتشی که در چند روز گذشته به جان هایقر افتاد و جان چهار مردش‌ را گرفت یکبار توسط نیروهای منابع طبیعی و مردمی خاموش می‌شود اما باد دوباره در گوش آتش می‌وزد و شعله‌های سوزان را آنقدر گسترش می‌دهد که شب هایقر را به آتش می‌کشاند. نیروهای مردمی تقاضای بالگرد می‌کنند بالگردها می‌رسند اما برای خانواده بهزادی حکم نوش داروی بعد از مرگ سهراب را دارند. بهمن ایزدی فعال کهنه‌کار محیط‌ زیست فارس در گفت‌و‌گو با ایران می‌گوید: نیروهای مردمی قبل از نیروهای منابع طبیعی رسیدند و بخش زیادی از آتش را خاموش کردند.
او می‌گوید: وقتی نیروهای منابع طبیعی رسیدند به ما گفتند آتش در دیگر مناطق هایقر در حال سوختن طبیعت است و اینجا خطری درختان را تهدید نمی‌کند. ما به منطقه‌ مورد نظر منابع طبیعی رفتیم خبری از آتش نبود اما در دره چند نقطه گرفتار آتش بود. آتش را لکه‌گیری کردیم. باد آرام بود و به‌نظر می‌رسید هایقر می‌رود تا نفس بکشد اما این آرامش قبل از طوفان بود. باد شروع به چرخیدن می‌کند و آتش رقص مرگ می‌گیرد.  دود روستای چهار قاش را دوره می‌کند. ایزدی می‌گوید: خانواده ناصری قبل از سوختن با دود خفه شده بودند چون لباس هایشان را درآورده و جلوی دهانشان گرفته بودند. و زنی در سوگ چهار مردش برای همیشه در هایقر گریه می‌کند و بالگردها که مثل همیشه دیر رسیدند هرگز نمی‌توانند آبی به آتش دل او بیفشانند. ایزدی می‌گوید: بالگرد حتی یک آب معدنی با خود نداشت.  صمد‌نژاد، مدیرکل منابع طبیعی فارس در گفت‌و‌گو با ایران درباره چرایی دیر رسیدن بالگردها می‌گوید: ما آنجا جاده دسترسی داشتیم و نیازی به بالگرد نبود. فیلم‌های منتشر شده نشان از گسترش آتش در مناطق صعب العبور تنگه می‌دهد که کمتر جاده دسترسی به آنها ختم می‌شود.
فعالان هم از نزدیک شدن آتش‌سوزی به چاه‌های گاز خبر می‌دهند. باد آتش را از منطقه‌ای به منطقه‌ دیگر می‌برد و شعله‌ها را روستا به روستا به تن زاگرس می‌زند. در زمان نوشتن این گزارش صمد‌نژاد از اطفای حریق آتش خبر می‌دهد و می‌گوید: نیروها در حال پیمایش منطقه هستند. ایران. *خبرنگار

سیل آوج و الموت 8 قربانی و مفقودی داشت

خسارت‌های جانی و مالی سیل تابستانه از شمال تا جنوب ایران

کوروس سلیمانی - زهره افشار*


بارندگی‌های اوایل هفته باعث وقوع سیل در استان قزوین شد.این حادثه در دو منطقه آوج و الموت شرقی باعث تلفات جانی و خسارت‌های مادی شد.
 
قدرت‌الله مهدیخانی مدیرکل مدیریت بحران استان قزوین در تشریح این سیل به خبرنگار ایران گفت: در منطقه الموت شرقی و با توجه به بارش‌های شدید باران جاده ۴ روستای ایلان، طاله، چوسر، وناش بالا و پایین به‌طور صددرصد تخریب گردیده و به هیچ عنوان قابل تردد نمی‌باشد و بازسازی و مرمت این محدوده احتمالاً یک هفته زمان خواهد برد و از مردم تقاضا داریم از تردد در این مسیرها پرهیز کنند. در همین ارتباط و با توجه به کمبود امکانات در استان، از فرماندهی سپاه صاحب الامر(عج) استان قزوین درخواست شد امکانات و ماشین‌آلات خود را جهت کمک به‌مدت یک هفته در اختیار راهداری و حمل‌ونقل جاده‌ای قرار بدهند تا در کمترین زمان ممکن جاده‌ها و پل‌ها ترمیم شوند. وی در ارتباط با قطع برق، آب و گاز در این روستاها اظهار داشت: زیرساخت‌های چندین روستا نیز از بین رفته بود که هم اکنون مشکلات بر طرف شده و تنها آب روستای گازرخان دچار مشکل است که توسط تانکر آبرسانی می‌شود و بزودی مشکل این روستا نیز برطرف خواهد شد.
مهدیخانی درباره میزان خسارت وارده گفت: هنوز به طور دقیق مشخص نیست اما طبق برآوردهای اولیه حدود ۱۵۰ میلیارد تومان خسارت در پی داشته است.
 
دو فوتی و یک مفقودی در سیل الموت شرقی
احمد محمدی بخشدار الموت شرقی نیز در تشریح سیل در این منطقه به خبرنگار ایران گفت: بر اثر بارش باران شدید در ساعت ۲۲ و ۳۰ دقیقه دوشنبه شب و در پی آن وقوع سیلی مهیب جاده دسترسی به ۵ روستا تخریب شد که با تلاش عوامل راهداری راه سه روستا ترمیم شد اما جاده دسترسی روستاهای ایلان و آتان رود همچنان مسدود است و تلاش‌ها برای بازگشایی این دو روستا نیز ادامه دارد.
در این اتفاق روستاهای کوشکدشت، یارفی، آتان رود، زوارک، هرانک، کافر کش، مدان، لامان، شترخان، زراباد، اندج، کندانسر، ملاکلایه و صائین کلایه درگیر این سیل بوده‌اند و متأسفانه خسارات متعددی به این روستاها نیز وارد آمده است. وی با بیان اینکه حجم خسارت بسیار بالاست، بیان کرد: جدای از خسارت به بسیاری از واحدهای مسکونی، دو واحد پرورش ماهی، کندوهای زنبور و بسیاری از مزارع شالی همجوار رودخانه تخریب شده و سیل سه دستگاه پراید، مینی‌بوس و نیسان را هم با خود برده است. البته هنوز امکان تردد در برخی روستاها وجود ندارد و به‌محض به‌وجود آمدن این امکان، گروه‌های ارزیاب به مناطق و روستاهای سیل زده اعزام خواهند شد تا ارزیابی دقیق خسارت صورت گیرد. بخشدار الموت شرقی درباره تلفات جانی این حادثه گفت: این اتفاق دو کشته و یک مفقودی داشته است که در یک اتفاق غم انگیز یک مرد به همراه دختر هشت ساله‌اش که درون یک پراید بودند گرفتار سیل شدند که جسد پدر پیدا شده اما از دختر متوفی هیچ اثری پیدا نشده است. محمدی در ادامه افزود: هم اکنون آب و برق آتان رود قطع می‌باشد و متخصصان در حال مرمت نقاط آسیب دیده هستند. یک دستگاه بیل مکانیکی به همراه ۹۰ نفر از پرسنل بسیج سازندگی به محل حادثه در روستاهای آسیب دیده آمده و مشغول لایروبی منازل مسکونی هستند. تمامی نهادهای مسئول، فرمانداری، مدیریت بحران استان، راهداری استان، ادارات آب، برق و گاز، بنیاد مسکن، هلال احمر و بسیج شهرستان قزوین و شهر معلم کلایه به‌علاوه صدا و سیمای مرکز قزوین، شوراها و دهیاران روستاهای آسیب دیده و اهالی این روستاها همگی پای کار هستند تا ان‌شاءالله این معضل هر چه زودتر برطرف و زندگی به روال عادی خود در مناطق بحران زده بازگردد.
 
۴ کشته و ۱ مفقودی در سیل آوج
در همین ارتباط نصرت‌الله علیرضایی فرماندار آوج که از ظهر دیروز در حال همراهی اسماعیل نجار معاون وزیر و رئیس سازمان مدیریت بحران کشور و فرخزاد معاون عمرانی استاندار قزوین از مناطق سیل زده آوج بود به خبرنگار ایران گفت: در ساعت ۵:۳۰ دقیقه عصر یکشنبه تا ساعت ۶:۱۰ دقیقه به‌مدت حدود ۴۰ دقیقه بارندگی شدیدی صورت گرفت که در همین زمان ۳۶/۶ میلیمتر حجم بارندگی در همین بازه زمانی بود که بر اساس گزارش سازمان هواشناسی این ۴۰ دقیقه بارش بیشتر از کل فصل بهار که ۳۵ میلیمتر بود بارندگی داشتیم. همین مسأله باعث به وجود آمدن سیل مهیبی در بخش مرکزی شهرستان آوج و روستاهای منطقه آبگرم شد. از روستاهای درگیر سیل بخش آوج می‌توانیم به شهیدآباد، وروق، چوبینه، آوج، محور آوج- شهیدآباد و روستاهای ساغران سفلی، یمق، توآباد، چاه برف، مصرآباد و ارتش آباد در بخش آبگرم اشاره کنیم.
در این سیل به بسیاری از زیرساخت‌های روستایی، باغ‌ها و خودروها آسیب جدی وارد شد. در حدود ۱۵ خودرو اعم از سواری، موتورسیکلت، تراکتور و مینی بوس را سیل با خود برد.در پی این اتفاق اعضای ستاد مدیریت بحران جهت امداد و نجات به منطقه گسیل شدند. وی درباره تلفات جانی این حادثه اظهار داشت: در روستای وروق یک خانم ۴۷ ساله، یک دختر ۲۰ ساله، یک پسر ۱۰ ساله و یک بچه ۶ ماهه داخل خودرو بودند که خودرو در مسیر رودخانه و باغ‌ها قرار داشته است، با توجه به سیل باز شدن درب ماشین موجب می‌شود کودک ۶ ماه مفقود و بقیه سرنشینان فوت کنند. یک مرد ۶۰ ساله نیز جزو مفقودین بود که جسد این فرد نیز پیدا شد اما جست‌و‌جو برای پیدا کردن کودک ۶ ماهه با کمک سگ‌های زنده یاب هلال‌احمر که به منطقه اعزام شده‌اند همچنان ادامه دارد.
 
خسارت میلیاردی سیل در مازندران
بارش‌های تابستانه در استان مازندران هم سیل به راه انداخت و موجب خسارت به بخش کشاورزی و زیرساخت‌های عمرانی این استان شد. فریبا گودرزی کارشناس پیش‌بینی هواشناسی به ایران گفت: در 24 ساعت سه‌شنبه تا چهارشنبه در بلده مازندران 19 میلیمتر بارش رگباری آمده که میزان آن برای این فصل زیاد است و موحب سیلابی شدن رودخانه‌ها شده است.در این مدت همچنین در سردشت بشاگرد هرمزگان و بستان قزوین شاهد بارش 12میلیمتر باران بوده‌ایم. وی افزود: شب گذشته همچنان در ارتفاعات استان‌های مازندران، سمنان، البرز، تهران و جنوب گلستان بارش‌های سیلابی داشتیم که برای آنها هشدار سطح نارنجی صادر شده بود. به گفته وی امروز پنجشنبه از شدت بارش‌ها کاسته شده و احتمال بارش‌های خفیف‌تر تابستانی در استان‌های آذربایجان غربی، آذربایجان شرقی، کردستان، لرستان، کهگیلویه و بویر احمد ،خراسان شمالی و غرب هرمزگان وجود دارد که برای آنها هشدار سطح زرد صادر شده است. اما امروز هموطنانمان در استان‌های شمال شرق و شرق بویژه زابل، سیستان و بلوچستان با پدیده گردوخاک درگیر هستند و انتظار می‌رود دید افقی در جاده‌های مواصلاتی بشدت کاهش یابد. روز چهارشنبه بلده و اردبیل با 9 درجه سانتیگراد بالای صفر سردترین شهرهای کشور و اهواز و آبادان با 49 درجه گرم‌ترین شهرها بوده‌اند. گودرزی تصریح کرد از روز شنبه باید منتظر افزایش دما در سطح کشور باشیم. در همین حال علی اصغراحمدیمدیرکل مدیریت بحران استان مازندران به ایسنا گفت: سیل به ۹ شهر مازندران خسارت ۴۳۷ میلیارد تومانی وارد کرده است. به گفته وی در منطقه لفور به علت بارندگی شدید سیلاب به راه افتاده بود. همچنین در منطقه سوادکوه، انند دراسله و چرات طغیان رودخانه‌ها سیل را به همراه داشت. احمدی افزود: دیروز همچنین آب، برق وگاز در دو روستا با مشکلاتی روبه‌رو شده بود. مدیرکل مدیریت بحران مازندران با اشاره به آسیب‌های وارد شده به پل‌ها در مازندران، ادامه داد: برخی روستاها مانند خیرون در بابل با ادوات مشکل‌شان برطرف می‌شود و در برخی روستاها نیز به‌دلیل دیواره‌سازی حریم رودخانه‌ها نیازمند تأمین اعتبار است. مدیرکل مدیریت بحران مازندران درباره خسارت به واحد‌های مسکونی نیز گفت: در کل استان مازندران نزدیک به ۲۰ منزل مسکونی دچار آبگرفتگی و خسارت شدند.  احمدی با اشاره به اینکه نزدیک به ۱۳ میلیارد تومان خسارت در حوزه مسکن بوده است، گفت: افرادی که در بخش مسکن خسارت دیدند از طریق بخشداری و دهیاری اقدام و به بنیاد مسکن شهرستان‌های ذیربط مراجعه کنند و اطلاع دهند. ایران. *خبرنگار

اقليم خشن؛ از سيل تا آتش سوزي

 تغییر اقلیم در کشور ما و منطقه، همه معادلات فصول سال را برهم زده است، به‌نحوی که کشور ترکیه بزرگترین آتش سوزی در تاریخ خود را تجربه می‌کند و 21 استان این کشور را درگیر کرده است. در این میان کارشناسان سیاسی در این کشور، آتش سوزی بی‌سابقه را به گردن گروهک تروریستی pkk انداخته و کارشناسان محیط زیست معتقدند به دلیل تغییرات اقلیمی که شامل گرما و خشکسالی می‌شود این آتش سوزی عظیم رخ داده است. در کشور ما نیز شرایط چندان تفاوتی ندارد، در بخشی از کشور سیل ویرانگر، جان و مال مردم را با خود می‌برد و در بخشی دیگر خشکسالی و گرمای هوا باعث آتش سوزی در جنگل‌ها و مراتع می‌شود و بازهم شرایط مشابهی را برای مردم رقم می‌زند. اگر بگوییم در روزهایی که کشور با بحران خشکسالی روبه‌رو است، حداقل هشت نفر جانشان را بر اثر جاری شدن سیل و رگبارهای تابستانی و چهار نفر در آتش سوزی جنگل‌ها جانشان را از دست داده‌اند، این خبر در چند روز گذشته فقط یک پیام برای کشور ما دارد که بحران تغییرات اقلیمی، به زودی تبدیل به یک اَبر بحران می‌شود
 
رگبار تابستان و سیل در 10 استان 
در روزهای دوشنبــه و ســه‌شنبه، استان‌های آذربایجان شرقی، آذربایجان غـربی، تهران، زنجان، سمنان، قزوین، کردستان، کرمــان، مــازندران و هرمزگان درگیر سیل شدید شدند و آنطــور که سخنگوی جمعیت هلال احمر تاکید کرده 8 نفر در پی حوادث جوی جانشان را از دست دادند. محمد حسن قوسیان مقدم گفته است: در جریان این عملیات‌ها در مجموع به ۹۷۸ نفر امدادرسانی شد که از این تعداد ۸۵ نفر اسکان اضطراری داد شده و سه نفر نیز دچار صدمه شده بودند که به مراکز درمانی انتقال داده شدند. شش نفر در استان قزوین، یک نفر در استان آذربایجان غربی و یک نفر نیز در سوادکوه جان باخته‌اند و دو نفر نیز در قزوین (تا لحظه تنظیم این گزارش)‌ مفقود هستند که جست‌وجوها برای یافتن آنان همچنان ادامه دارد.
 4
نفر در آتش سوختند 
اما این تنها تلفات حوادث جوی در زمان مذکور نبوده و آتش سوزی در جنگل‌ها و مراتع تنگه هایقر، چهار نفر از اهالی روستای چهارقاش را به‌کام مرگ فرستاد. یک پدر، پسر و برادرزاده به نام‌های ناصر بهزادی (پدر)، حامد بهزادی (پسر)، رضا بهزادی (برادرزاده) و جهانبخش بهزادی (شوهرخواهر) در آتش سوزی تنگه هایقر جان باختند. البته یک نفر دیگر از خانواده بهزادی نیز بر اثر آتش سوزی تنگه هایقر مصدوم شده است. یکی از مصدومان آتش سوزی تنگه هایقر که دارای سوختگی بیش از 50 درصد بود به بیمارستان سوختگی شیراز منتقل شد و در نهایت تلاش پزشکی برای نجات جان وی موثر نبود و جان باخت. هم اکنون یکی دیگر از مصدومان این حادثه نیز در بیمارستان سوختگی شیراز بستری است. حسن آرگیو، فرماندار شهرستان فیروزآباد درباره آخرین وضعیت آتش سوزی تنگه هایقر توضیح داد: از روز دوشنبه حدود ساعت 15 چندین فقره آتش سوزی گسترده در ارتفاعات صعب العبور کوه‌های هایقر اتفاق افتاد و ما با تمام توان نیروهای امدادی، مردمی و سازمان‌ها را بسیج کردیم تا در منطقه حضور پیدا کنند و تا پاسی از همان روز در منطقه حاضر شدیم و آتش سوزی را کنترل کردیم. در حال حاضر هم آتش کاملا مهار شده است، ولی عملیات پایش و لکه گیری همچنان ادامه داد.
 
زنگ خطر تغییر اقلیم
در این میان محمد میرزایی قمی، رئیس مرکز ملی هوا و تغییر اقلیم سازمان حفاظت محیط زیست می‌گوید: وضعیت آب و هوایی ده‌ها سال حالت مشخص و پایداری به‌خود گرفته بود، اما طی سال‌های اخیر دچار تغییرات چشمگیر شده که افزایش امواج حرارتی و تغییرات الگوی بارندگی از آن جمله است. بدین‌ترتیب پدیده‌هایی نظیر خشکسالی، آتش‌سوزی و سیل را به‌دنبال داشته است. به‌گفته میرزایی، در چنین شرایطی رصد و مدیریت پیامدها و آسیب‌های تغییرات آب و هوایی می‌تواند تا حدودی این آسیب‌ها را کاهش دهد و از نابودی کامل ظرفیت‌های تولید جلوگیری کند. از این‌رو هم‌اکنون تغییر و اصلاح الگوی تولید محصولات کشاورزی به سمت محصولات با آب بری کمتر، اصلاح الگوی مصرف آب در بخش‌های مختلف به‌ویژه بخش کشاورزی، اصلاح الگوی مصرف مواد غذایی و محصولات کشاورزی به سمت مصرف بهینه و کاهش ضایعات، مدیریت و کنترل فرسایش خاک، ارتقای بهره‌وری منابع تولید، استفاده بیشتر از انرژی‌های غیرفسیلی، مدیریت احداث سازه‌های آبی، نه یک انتخاب بلکه یک ضرورت گریزناپذیر در مواجهه و مدیریت پیامدها و آسیب‌های تغییرات اقلیمی در کشور است. همچنین پرداختن به سطوح مختلف دانش، ادراک و عملکرد مردم نسبت به تغییرات اقلیمی، باید ابتدا در سطوح محلی و جایی انجام شود که تغییرات ویژه در آن قابل ‌محاسبه باشند تا مبنایی برای شکل‌گیری تصمیمات و سیاست‌ها در سطوح بالاتر ایجاد شود. آرمان ملی

تهران و کرج تا ۵۰ سال آینده خشک می‌شوند

ایران از نظر جغرافیایی یک کشور خشک و کم آب است و در سال‌های اخیردرگیر خشکسالی شده است، بعضی از این خشکسالی‌ها ریشه در تغییر اقلیم و گرم شدن کره زمین دارد. اما فقط عوامل طبیعی را نمیتوان دلیل خشک سالی‌ها دانست بلکه عوامل طبیعی هم در خشکی‌های ایران دخیل بوده اند، مدیریت غلط منابع آبی یا عوامل انسانی مانند صنعتی کردن شهر‌ها یا کشاورزی به هر قیمتی کشور را در شیب تند خشک سالی قرار داده است.پرویز کردوانی پدرکویرشناسی ایران در گفتگو با باشگاه خبرنگاران، در مورد علت اصلی شرایط فعلی کشور گفت:علت اصلی را گرم شدن کره زمین میدانم که این گرما از زمان آغاز به کار صنایع شروع شده است. کردوانی گفت: تغییر اقلیم یا گرم شدن کره زمین در دوران اول تا سوم اتفاق می‌افتد، اگر در نقطه‌ای بارندگی شود در نقطه‌ دیگر بارندگی کمتر می‌شود یا اگر در نقطه‌ای هوا سرد شود در نقطه‌ دیگرهوا گرم خواهد شد. وی با اشاره به باران‌های اخیر تهران و سیل‌های سایر شهر‌ها افزود: در گذشته اگر کسی می‌خواست
خانه کاهگلی خود را مرمت کند در این فصل برای این کار اقدام می‌کرد چون در طول تاریخ ما شاهد چنین باران‌هایی در شهر تهران نبوده ایم، اما اکنون در تهران شاهد بارندگی‌های شدید و پراکنده هستیم که اکثر این بارندگی‌ها مخرب و سیل آبی هستند و ریشه این اتفاقات گرم شدن کره زمین است.
>
همه خشک سالی‌ها مربوط به تغییرات اقلیمی نیست
پدر علم کویر شناسی ایران تصریح کرد: کم آبی مشکل جدیدی نیست و از گذشته گریبانگیر کشور ما بوده است، قبل از اصلاحات ارضی زمین‌های بایر زیادی در ایران وجود داشت و به علت نبود آب و روند طولانی پر شدن قنات‌ها اقدامی برای کشاورزی در همه مناطق کشور نشد. مثلا در یک منطقه آب قنات برای کشاورزی و شرب توسط بزرگان روستا تقسیم و مدیریت می‌شد یا در روستا‌های بالادست از آب رودخانه‌ها برای مصرف روستا‌های پایین دست کمتر استفاده می‌شد، هرمنطقه بر اساس آب موجود اقدام به کشاورزی می‌کرد مثلا در رفسنجان پسته را هر ۸۰ روز یک بار آبیاری می‌کردند.
>
ایران کشور فقیری در منابع آبی است
او با اشاره به نوع خشکسالی‌ها گفت: ۲ نوع خشکسالی داریم، نوع اول خشک سالی بارندگی و نوع دوم خشکسالی کم آبی
است، میزان آب هر کشور بستگی به میزان بارش آن کشور دارد که کشور ایران از نظر بارش و آب کشور فقیر است، درگذشته چمن کاری وجود نداشت، چمن اصلا قابلیت تصفیه هوا ندارد و متاسفانه بالاترین مصرف آب در بین گیاهان را دارد، یا در منازل جارو بود، اما بعد‌ها با اختراع شیلنگ، به جای جارو کردن اقدام به آب پاشی کردند، همین امر در صنایع و کشاورزی هم در ابعاد بزرگ‌تر اتفاق می‌افتد.کردوانی گفت: به بهانه خودکفایی و توسعه کشاورزی به هر قیمتی یک سری تکنولوژِی به ما دادند و نگفتند کم مصرف کنید بلکه گفتند تا می‌توانید برداشت کنید تا کمبود نداشته باشیم و در مقابل کشور‌های غربی غنی باشیم، ابتدا اقدام به واردات و توزیع پمپ آب در همه مناطق کشور کردند، که با ورود پمپ آب به مرور قنات‌ها جمع شدند و در هر منطقه اقدام به حفاری چاه با پمپ آب کردند، اما پس از گذشت مدتی و با خشکی چاه‌ها و بی‌آب شدن آن‌ها به مردم گفتند باید چاه‌های عمیق‌تری را حفر کنند و بدین شکل مردم شروع به حفاری چاه‌های عمیق کردند.این کارشناس افزود: ایران کشوری با بستر کشاورزی بود، اما با تقلید از کشور‌های خارجی برای پیشرفت، ایران را به کشوری صنعتی تبدیل کردند و اولویت مصرف آب را به ترتیب برای آب شرب، صنعت و کشاورزی قرار دادند، همچنین گفتند که تالاب‌ها محل تجمع پشه و مگس‌ها هستند و اختصاص آب به تالاب‌ها امری اشتباه است.وی با اشاره به اینکه شهر‌های صنعتی ما در مکان‌های درستی قرار ندارند، گفت: شهر‌هایی مانند اصفهان، گهر درود، گل گهر سیرجان، ماهشهر و... را با صرف هزینه‌های کلان، صنعتی کردند، مثلا اصفهان یک شهر خشک است، ولی اطراف آن را پر از شهرک‌های صنعتی کردند، پس از گذشت مدتی آب‌های سطحی و زیر زمینی این مناطق خشک شدند و به دلیل هزینه‌های فراوان برای صنعتی شدن این مناطق ناچار به هر کاری شدند تا آب را برای این صنایع تامین کنند، ابتدا اقدام به انتقال آب از سایر شهر‌های دیگربه شهر‌های صنعتی کردند مانند آب کارون که با انتقال آن به شهر‌های اصفهان و اطراف اکنون کارون خشک شده است و در ادامه به سراغ روستا‌ها رفتند تا با هرروشی آب روستا‌ها را بخرند یا به زور منتقل کنند و بعد طرح نکاشت را مطرح کردند که به معنای این است، کشاورزان آبی در کشاورزی مصرف نکنند.
>
سد کرج ۱۰ متر گل در کف دارد
این کارشناس محیط زیست گفت: با پیشرفت علم اقدام به ساخت سد و انتقال آب کردند، اما در کشور ایران مدیریتی برای سد وجود ندارد، باید هر ساله دریچه‌های پایینی سد هارا باز کنند تا گل و لای‌ها تخلیه شوند، در زمان قدیم حوض‌هایی در خانه‌ها وجود داشت که هر ساله تمیز و به اصطلاح شستشوی هیدرولیک می‌شدند، برای مثال سد کرج ظاهری پر آب دارد، اما در کف سد به عمق ۱۰ متر گل و لای وجود دارد، در زمان قدیم سد‌های ما کف‌های خاکی داشتند و توان نگه داشتن آب را در خود نداشتند، یعنی پس از گذشت مدتی آب سد فروکش می‌کرد.کردوانی با بیان اینکه هر شهری را که می‌خواهید بیچاره کنید آب آن منطقه را منتقل کنید ادامه داد: در سال‌های گذشته برای انتقال آب به قم، ۳۰۰ کیلومتر صخره را شکستند تا بتوانند لوله کشی کنند، همچنین اکنون تهران با ۵ سد، آبی ندارد و آب آن را از استان گیلان تامین می‌کنند که همین امر موجب بیابان زایی و خشکی مناطق شمالی کشور از جمله مرداب انزلی شده است، همچنین طی سال‌های قبل به علت نبود بارندگی تعداد ۷۳۴ مخزن آبی در تهران ساختند تا آب را با کارت ملی به مردم بفروشند، اما با آغاز بارندگی‌ها این طرح متوقف شد.کردوانی با اشاره به اینکه شهر‌های ایران یکی پس از دیگری در حال خشک شدن هستند گفت: اکنون که آب در حال تمام شدن است، تازه به فکر مصرف حجمی آن افتاده اند، در خوشبینانه‌ترین حالت تا ۵۰ سال آینده شهر‌های تهران، کرج، ورامین و اطراف کاملا خشک شده و اهالی این شهر‌ها برای بقا ناچار به مهاجرت می‌شوند. این کارشناس محیط زیست تصریح کرد: حال با ۳ تکنولوژی دیگر می‌خواهند مردم را مدتی سرگرم کنند، این تکنولوژی‌ها شامل باروری ابرها، استخراج آب‌های ژرف با ۲۵۰۰ متر حفاری در دل زمین و انتقال آب دریا‌ها به مراکز ایران است، که هیچکدام از این روش‌ها موثر نخواهند بود.در پایان پدر کویر شناسی ایران گفت: ایران از نظر اقلیمی کاملا شبیه آمریکا است، ولی آن‌ها با مدیریت مصرف درست کم آبی را ۵ سال به تاخیر انداختند، در شرایط فعلی تنها راه حل موجود کشور مدیریت صحیح مصرف آب است، که آن هم خشکی را فقط مدتی به تاخیر خواهد انداخت. آفتاب یزد

در حال از دست دادن تالاب مهار لو هستیم

تبدیل خانه فلامینگوها به مخزن فاضلاب

حمیرا حیدریان *

تالاب مهارلو در دشتی آبرفتی و کم ارتفاع قرار دارد که مقصد نهایی چند رودخانه است و اغلب سیل گیر است. این تالاب به‌خاطر دارا بودن شوری بسیار بالا، از دیرباز زیستگاه پرندگان بومی و مهاجر (انواع اردک، غاز، کاکایی، کیلار، آنقوت، تنجه، درنا، حوتکا، اگرت، فالوروپ و به طور ویژه فلامینگوها) بوده است. در کنار ارزش و اهمیت حفظ گوناگونی و ذخایر زیستی محیط‌های آبی، توجه روزافزون بهره‌برداران صنعت آبزی‌پروری به استفاده از آرتمیا، اهمیت حفاظت و مراقبت از این منبع طبیعی با ارزش افزایش پیدا کرده است. از سوی دیگر ورود بسیار پر حجم مواد آلاینده که عمدتاً از راه رودخانه خشک صورت می‌گیرد و منابع بی‌شماری مانند فاضلاب شهری و روستایی شیراز و اطراف، فاضلاب کارخانه‌های موجود در گذر رودخانه، طیف وسیعی از مواد آلوده کننده را به این دریاچه می‌آورد که با وارد شدن به زنجیره غذایی دریاچه از راه‌های مختلف در طبیعت پخش می شود که به معضل زیست محیطی نگران کننده ای در این استان تبدیل شده است.
مدیرکل محیط‌زیست استان فارس در گفت‌و‌گو با ایران با بیان اینکه تالاب مهارلو محل تخلیه تمام سیلاب‌ها و زهاب‌های دو رود خشک شیراز و چنار راهدار و آبراهه‌های نظرآباد و میان جنگل است، گفت: این تالاب عمدتاً دارای آب شور است که توسط سه رودخانه خشک، حمزه و سروستان و همچنین روان آب‌هاى کوه‌هاى مجاور تأمین می‌شود. به علاوه چشمه‌های بزرگ و دائمی دریاچه نظیر بارمیشور و آب پروران از منابع تأمین کننده آب تالاب مهارلو هستند که به ترتیب در منتهی الیه شمال غربی و در حاشیه شمالی آن واقع اند. آب این حوضه از چند رود، جویبار و چشمه موقت و دائمی و نیز تعدادی زهکش تأمین می‌شود.
حمید ظهرابی با اشاره به اینکه تالاب شور مهارلو با عمق متوسط 55 سانتیمتر محل تجمع آب های سطحی و زیر سطحی آبخیزی به وسعت 3 هزار و 954 کیلومتر مربع است، افزود: متأسفانه روان آب سطحی و پساب کشاورزی و خانگی شهرهای شیراز، صدرا و سوستان در این چاله تخلیه می‌شوند. همچنین تخلیه فاضلاب‌های شهری و صنعتی به رودخانه‌های وارده به تالاب، وجود روستاها، اراضی کشاورزی و صنایع کوچک پراکنده در حاشیه تالاب که سبب ورود فاضلاب‌های غیراستاندارد و تصفیه نشده به تالاب می‌شود، تخلیه و دفع زباله در حاشیه رودخانه‌ها و آبراهه‌های منتهی به تالاب، تخلیه زهاب‌های کشاورزی حاوی کود و سموم به حاشیه تالاب، ایجاد کنارگذر که با احداث آن روند قطعه قطعه شدن و از بین رفتن تالاب تسریع می‌شود که رعایت حریم و بستر دریاچه، چه از نظر طولی و چه از نظر ارتفاعی اهمیت زیادی دارد که این حریم را با توجه به قانون توزیع عادلانه آب و قوانین دیگر می‌توان اعمال کرد.
وی با بیان اینکه تکثیر سریع و پوشاندن سطح تالاب با جلبک‌ها به‌عنوان مانع نفوذ نور و اکسیژن به آب، مشخص نبودن مرز و حریم، وجود رسوبات و لجن فراوان در کف تالاب و رودخانه‌های منتهی به تالاب و فعالیت‌های زراعی ازجمله عواملی هستند که عملاً باعث شده‌اند تا تالاب بین المللی مهارلو به چنین وضعیتی که اکنون است دچار شود، اظهار داشت: پایین آمدن سطح آب کمک می‌کند که شرایط برای رشد یک جلبک یا همان کشند قرمز در دریاچه‌ها مهیا شود از این‌رو به‌دلیل کاهش آب شاهد قرمز شدن دریاچه مهارلو هستیم. کشندهای قرمز یکسری از جلبک ها هستند که نسبت به شوری مقاوم بوده و زمانی که شوری آب بالا رود این جلبک‌ها رشدشان بیشتر می‌شود. روند پایین آمدن آب و بالارفتن غلظت نمک در دریاچه مهارلو باعث شده شرایط برای زیست این جلبک فراهم شود که برای موجودات دریاچه مضر است. هنگامی که تراکم جلبک‌ها در سطح آب بالا رود به‌صورت لایه‌ای قرار می‌گیرند که مانع از تبادل هوا با آب و در نهایت کاهش اکسیژن می‌شود که در این شرایط سم‌هایی تولید می‌کند. رشد کشند قرمز در دریاچه مهارلو تأثیر منفی در حیات آرتمیا داشته زیرا وجود این جلبک‌ها در دریاچه آنقدر زیاد است که رنگ دریاچه به‌طور کامل تغییر یافته است. آرتمیا نقش بسیار مهمی در از بین بردن برخی ناخالصی‌های نمک و املاح آب و همچنین توجیه اقتصادی زیادی دارد.
این مسئول، ورود رودخانه‌های خشک و پل فسا به دریاچه مهارلو را عامل اصلی آلودگی دریاچه نسبت به فلزات سنگین عنوان کرد و بیان داشت: این رودخانه‌ها پذیرنده فاضلاب های صنعتی مخصوصاً شهرک بزرگ صنعتی شیراز و بیمارستانی و خانگی شهر شیراز، فاضلاب‌های صنعتی، زباله شهری، زباله فلزی کارگاه‌های در و پنجره سازی، تراشکاری و تعمیرات خودرو و تعمیرگاه‌های حاشیه رودخانه‌های مذکور است که موجب تولید زباله فلزی می‌شود.
 
ظهرابی به بررسی‌های انجام شده روی فاضلاب‌های تخلیه شده به رودخانه چنار راهدار اشاره و بیان کرد: نتایج به‌دست آمده از این تحقیقات نشان می‌دهد که انواع فاضلاب‌ها بخش اعظمی از ورودی تالاب را تشکیل می‌دهد که همین امر باعث شد تا در این ارتباط با پیگیری‌های مکرر پرونده‌های قضایی برای عاملین و مسببین آلودگی تشکیل و برخورد قضایی صورت گیرد.
 
مدیرکل محیط‌زیست استان فارس با اشاره به اینکه تبخیر زیاد دریاچه مهارلو نیز باعث می‌شود که در فصل خشک، غلظت فلزات سنگین افزایش یابد، خاطرنشان کرد: کودهای شیمیایی در کشتزارهای مجاور حوضه‌های آبریز و به علاوه حشره کش‌ها و آفت کش‌ها در کشتزارهای مجاور باعث افزایش ترکیبات آلاینده آلی و آرسنیک می‌شود. آلاینده‌های آلی مخصوصاً ترکیبات فنلی و انیلینی ناشی از ورود نفت خام یا نفت و فـرآورده هـای نفتـی سـوزانده نشده و همچنین شوینده‌ها و رنگ‌های صنعتی و آفت کش‌ها و سموم کشاورزی از دیگر آلوده کنندگان این تالاب هستند.
فنل به‌صورت طبیعی در نتیجه تجزیه جلبک‌ها و گیاهان وارد محیط می‌شود؛ اما حضور این ماده در آب‌های سطحی و رسوبات رودخانه پل فسا و خشک عمدتاً در نتیجه آلودگی ناشی از فاضلاب‌ها است که به طور گسترده در شهرک‌های صنعتی و مراکز تجاری جهت تولید تجاری انواع زیادی از رزین‌های فنلی، رزین‌های اپوکسی، چسب‌ها و پلی‌امیدها مورد استفاده قرار می‌گیرد. متأسفانه حضور این مواد در آب‌های سطحی و رسوبات رودخانه به‌دلیل پساب‌های کشاورزی و استفاده از برخی آفت‌کش‌ها و استفاده از شوینده‌ها در فاضلاب‌های خانگی و ضدعفونی کننده‌ها، پاک کننده‌ها، سیگار واگزوز وسایل نقلیه و کشاورزی و... مهم‌ترین منابع از بین برنده این تالاب ارزشمند هستند که در همین راستا تلاش شده است با تکمیل تصفیه خانه شماره دو توسط شرکت آبفای شیراز، در حال حاضر فاضلاب خام خانگی تصفیه شود تا مقداری از میزان آلایندگی این تالاب کاسته شود. همچنین تعدادی از صنایع آلاینده مجاور رودخانه نیز تعطیل و موظف به تغییر فرایند تولید و تکمیل و بهسازی تصفیه خانه شدند. شهرک صنعتی بزرگ شیراز نیز برنامه زمانبندی تکمیل فاز سه تصفیه خانه را ارائه کرده و در حال انجام امور است.
برداشت بی‌رویه نمک از مهارلو
وی با اشاره به اینکه با خشک شدن تالاب بهترین زمان برای دست‌اندازی فراهم می‌شود، تصریح کرد: یکی دیگر از انواع این دست اندازی‌ها، استحصال شدید نمک از آن است که بزرگ‌ترین استحصال کننده آن نیز مجتمع پتروشیمی شیراز است. حدود 6 معدن نمک آبی در تالاب مهارلو مستقر است که سه معدن آن فعال و سه معدن دیگر غیرفعال است.4 معدن دریاچه مهارلو فاقد مجوز محیط زیست است که از قدیمی‌ترین معادن این منطقه بوده و از این اداره کل مجوز ندارد، اما دو معدن دیگر دارای مجوز از این اداره است که یکی فعال و دیگری غیر فعال است.
وی با اشاره به مشکلات و اثرات زیست‌محیطی این معادن برای منطقه ادامه داد: شیوه استحصال نمک در این معادن باید مورد ارزیابی قرار گیرد، زیرا فعالیت معدنی در تالاب‌ها پیامد‌هایی نظیر تخریب زیستگاه، ناامنی و آلودگی به‌همراه دارد و علاوه بر تأثیر بر ارزش‌های بوم شناختی باعث تخریب منظر و از بین رفتن ارزش‌های زیبا شناختی و صدمه به کارکرد‌های پایدار و مناسبی مانند گردشگری و تفرج می‌شود.
ایجاد حوضچه‌های مصنوعی و در معرض تبخیر قرار دادن آب در محیط‌های کم آبی نظیر مهارلو هم از دیگر اثرات منفی برداشت نمک و املاح از این تالاب است. ایران . *خبرنگار

آیا تالار و تجن‌ هم مثل رودخانه چالوس خشک می شوند؟

تکرار تجربه تلخ خوزستان در مازندران

حنیف رضا گلزار*
 

نگاه مخالفین طرح‌های سدسازی و انتقال آب بین حوضه‌ای از مازندران برخلاف آنچه  عده‌ای تلاش دارند چنین جلوه بدهند، به‌هیچ عنوان نگاه صفر و یک نیست، چرا که وقتی زندگی مدرن امروزی را پذیرفتیم، نمی‌توانیم گزاره‌های شکل دهنده چنین مدلی از زندگی را با توسل به دیدگاه‌های صرفاً زیست محیطی به‌طور مطلق رد کنیم. سدسازی‌ها و مدیریت سازه محور آب هم از اجزای شکل دهنده زندگی مدرن امروزی هستند. اما پرسش اساسی مطرح ولی بی‌پاسخ در این بخش این است که حد و مرز یا نقطه پایان سدسازی در یک حوضه آبریز کجاست؟ به بیان دیگر، روی یک حوضه آبریز یا رودخانه که میانگین آورد درازمدت مشخصی دارد چه تعداد سد می‌توان احداث کرد و چه حجمی از آب جاری در یک حوضه را می‌توان یا مجاز هستیم به‌صورت سازه محور مهار یا به حوضه‌ای دیگر منتقل کنیم؟
در سال‌های گذشته همچون دیگر نقاط کشور با گسترش شتابناک مدیریت سازه محور آب در استان‌های شمالی و از جمله در مازندران نیز روبه‌رو بوده‌ایم. از ساخت سد شهدا روی سرشاخه‌های رودهای دوهزار و سه هزار تنکابن با هدف انتقال آب به استان‌های البرز و قزوین و تهران تا ساخت سدهای هراز و البرز، سجارود، چاشم، کسیلیان، فینسک، ظالمرود، چرگت، گلوگاه و... البته لازم به یادآوری نیست که به این لیست باید نام ابرپروژه شیرین‌سازی و انتقال آب دریاچه کاسپین به سمنان را نیز بیافزاییم. همچنین یادآوری این نکته ضروریست که بخشی از آب سدهای در دست مطالعه و اجرای چاشم، کسیلیان و فینسک بر اساس برنامه‌ریزی‌های انجام شده قرار است به خارج از حوضه، یعنی استان سمنان منتقل شود. بر این اساس می‌توان دریافت آنچه امروز در حوضه‌های آبریز مازندران در حال برنامه‌ریزی و اجراست، بدون هیچ کم و کاستی تکرار برنامه‌ریزی شده فاجعه آبی خوزستان در این استان شمالی کشور است. این پیش‌بینی بویژه درباره حوضه آبریز رودخانه‌های تجن و تِلار بسیار پیش‌بینی پذیر است چرا که تجربه ساخت سدهای پی‌در‌پی روی کارون، به شکلی هدفمند در حال اجرا روی رودخانه‌های تجن و تِلار درجایگاه پرآب‌ترین رودخانه‌های جاری در البرز شرقی است. جدای از سد 160 میلیون مترمکعبی شهید رجایی، ساخت سه سد دیگر به‌ نام‌های فینسک، چرگت و ظالمرود نیز روی سرشاخه‌های اصلی تجن برنامه‌ریزی شده و در دست اجراست. همچنین برنامه‌ریزی‌های وزارت نیرو بیانگر ساخت دو سد به‌ نام‌های کسیلیان و چاشم روی سرشاخه‌های رود تِلار با هدف انتقال آب آنها به استان همجوار سمنان است که بی‌گمان بهره‌برداری از این پنج سد می‌تواند تجربه کارون و خوزستان را در آبریزهای تجن و تِلار و استان مازندران تکرار نماید.
سد شهید رجایی به تنهایی 32 درصد آورد سالانه تجن در سال‌های با بارش نرمال را از دیدگاه کارشناسان وزارت نیرو مدیریت می‌کند. سدهای فینسک و ظالمرود نیز پس از ساخت نزدیک به 18 درصد باقی مانده از آورد سالانه تجن را در پشت خود انباشته خواهند کرد و البته از آنجایی که درباره گنجایش سد مخزنی چرگت تا امروز گزارشی منتشر نشده، نمی‌توان درباره پیامدهای این سد بر کاهش آورد تجن در پایین دست قضاوت کرد. اما آنچه  مشخص است این است که سه سد شهید رجایی، فینسک و ظالمرود در مجموع بیش از 50 درصد آورد سالانه تجن در سال‌های نرمال را در پشت دیوارهای بتنی خود انباشته و از جریان آن در تجن جلوگیری خواهند کرد.
ساخت و بهره‌برداری هرکدام از این سدها نظام هیدرولوژیک تجن را بشدت به هم ریخته و افزون بر این بخش‌های گسترده‌ای از پوشش گیاهی و خاک ارزشمند منطقه را نیز از بین می‌برد. براساس گزارش‌های منتشر شده، ساخت سد فینسک و ظالمرود به ترتیب موجب نابودی دست‌کم 40 و 71 هکتار و ساخت سد کسیلیان روی رودخانه تِلار به تنهایی موجب نابودی دست‌کم 800 هکتار از جنگل‌های متراکم و درجه یک هیرکانی کاسپیانی منطقه خواهد شد. اگرچه کارشناسان مستقل معتقدند حجم تخریب جنگل بواسطه ساخت این سدها فراتر از عددهای رسمی منتشر شده است. اما همه اینها که برشمرده شد، آثار و پیامدهای نهایی مدیریت سازه محور آب در مازندران و پافشاری وزارت نیرو و شرکت‌های پیمانکاری اقماری برای تکرار فاجعه خوزستان در مازندران نیست. هفته گذشته در سکوت خبری رسانه‌ها رودخانه چالوس به‌عنوان یکی از رودخانه‌های پر آب و مهم مازندران خشکید، چرا که براساس برنامه‌ریزی‌های وزارت نیرو بخشی از منابع آبی این رود برای گسترش کشاورزی و تبدیل زمین‌های دیم به کشت آبی، به حوضه آبریز رودخانه هراز در مرکز مازندران منتقل خواهد شد. از سوی دیگر گزارش‌های تأیید شده بیانگر برنامه‌ریزی وزارت نیرو برای انتقال احجام بزرگ آب از سرشاخه‌های هراز در مرکز مازندران به تهران است! به بیان دیگر در این چرخه پرهزینه و ویرانگر طراحی شده، آب به‌ نام کشاورزی از حوضه‌های غربی به مرکز مازندران منتقل و در برابر آن آب جاری در حوضه‌های مرکز مازندران برای شرب و صنعت به تهران منتقل خواهد شد!! بی‌گمان نام این اثر و پدیده ناشناخته هرچه باشد، مدیریت منابع آب نیست.
جدای از اینکه ساخت سدهای پی‌در‌پی روی یک حوضه آبریز و همچنین تمرکز بر اجرای طرح‌های انتقال آب بین حوضه‌ای از مازندران و البرز شمالی، تکرار تجربه شکست خورده آنچه در سال‌های گذشته بر خوزستان، کارون، کرخه و دز تحمیل شده می‌باشد، ساخت سد ظالمرود (سد شماره 2 تجن)، خود به تنهایی یادآور و آیینه تمام نمای پروژه شکست خورده سد گتوند نیز است. چرا که طبق گزارش‌های زمین شناسی عمومی و زمین شناسی مهندسی این طرح، در ساختگاه سد ظالمرود توده‌های گچی شناسایی شده که انحلال تدریجی این توده‌های گچ در مخزن این سد می‌تواند موجب افزایش غلظت یونها در آب ذخیره شده و جریان یافته در پایین دست سد شود. این امر افزون بر اینکه زیستگاه و محل تخم‌ریزی ماهیان را نابود می‌کند، بی‌شک روی خاک‌های کشاورزی آبیاری شده با این آب نیز آثار جبران‌ناپذیری خواهد داشت. البته اینکه انحلال تدریجی این توده‌های گچی موجب سستی و گسست دیواره سد خواهد شد نیز موضوعی است که کارشناسان این حوزه باید در خصوص آن اظهار نظر نمایند.
 
تجربه سدسازی در خوزستان و سراسر ایران، تجربه موفقی نیست و در برابر تعداد و حجم مخازن ساخته شده کارنامه قابل دفاعی ندارد. همه سدهای کشور با هدف تأمین آب شرب، کشاورزی، صنعت، مهار سیلاب و البته در بعضی موارد تولید برق ساخته شده‌اند. نگاهی به تجربه و کارنامه سدسازی در خوزستان به ما می‌گوید که چرا در لیست این کارنامه نمره قبولی دیده نمی‌شود. از 50 میلیارد مترمکعب حجم کل مخازن سدهای در دست بهره‌برداری کشور بیش از 23 میلیارد مترمکعب آن در استان خوزستان ساخته و اجرا شده است. حال اگر اهداف سدسازی‌ها را بار دیگر مرور کنیم درخواهیم یافت که هیچ کدام از این اهداف در این پر سد‌ترین استان کشور محقق نشده چرا که در سال 1398 سیلاب‌های ویرانگر خوزستان را درنوردید و امروز در فاصله کمتر از 2 سال از آن سیل ویرانگر، تأمین آب شرب این استان نیز دچار مشکل است. وضعیت تأمین آب بخش کشاورزی و البته تولید برق آبی نیز نیاز به تحلیل و یادآوری ندارد.
فراموش نکنیم اگر استانی که 50 درصد مخازن سدهای کشور را در خود جای داده امروز نمی‌تواند آب شرب شهروندان خود را تأمین یا سیلاب‌های فصلی را مهار و آب کشاورزی پایدار را تأمین کند، هیچ تضمینی برای سایر استان‌ها و حوضه‌های آبریز از جمله مازندران نیز نمی‌توان متصور بود که با روی آوردن به سدسازی‌های گسترده و متوالی روی یک حوضه آبریز بتواند آینده آبی مطمئنی را برای شهروندان خود رقم بزند. ایران. * کارشناس محیط‌ زیست و عضو هیأت مدیره جمعیت دیده‌بان طبیعت

خشک شدن تالاب ها چگونه زندگی همه را متأثر می کند؟

وقتی حیات و معیشت به تالاب وابسته است

محمد معصومیان *

  تالاب‌های ایران مانند اثری تاریخی در حال تخریب هستند و دیگر امیدی به احیای این مرده نیست. این جملات محمدعلی یکتا نیک، فعال زیست‌ محیطی است که با درد به زبان می‌آورد. تصویر بستر خشک تالاب هامون یا مرگ گاومیش‌های تالاب هورالعظیم فرقی نمی‌کند. خشکسالی و سوءمدیریت منابع آبی دیگر به هیچ تالابی رحم نمی‌کند. حال بیش از 2800 تالاب که یکی از منابع طبیعی و سرمایه‌های محیط زیستی ایران هستند خوب نیست مانند حال همه مردمی که سال‌ها و شاید قرن‌ها از این تالاب‌ها به‌عنوان سرمایه‌ای طبیعی استفاده می‌کردند؛ مانند حال همه جانداران و چرخه‌های زیستی که در کنار این تالاب‌ها شکل گرفته بودند. اما آسیب رساندن به طبیعت برای انسان ارزان تمام نخواهد شد و خشک شدن این تالاب‌ها تبعات گسترده‌ای خواهد داشت.
ارزیابی‌های مختلف در این سال‌ها نشان داده تالاب‌های ایران هر روز شرایط وخیم‌تری را تجربه می‌کنند. در ایران سه میلیون هکتار تالاب وجود دارد که یک و نیم میلیون هکتار آن در کنوانسیون رامسر که یکی از قدیمی‌ترین معاهدات بین‌المللی محیط زیستی است، ثبت شده است. تالاب‌هایی که هزاران سال وجود داشته‌اند و از برکت وجود آنها تمدن و فرهنگ و اجتماعات انسانی شکل گرفته است. مردان زیادی در آن ماهیگیری می‌کردند و زنان زیادی در کنار آن صنایع دستی خلق می‌کردند. خشک شدن تالاب‌ها با خود فقر و تنگدستی به ارمغان خواهد آورد و مردم خسته از سفره‌های خالی هم به مهاجرت فکر خواهند کرد همان‌طور که در سال‌های اخیر شاهد مهاجرت‌های گسترده به‌سمت شهرهای بزرگ و گسترش حاشیه‌نشینی بوده‌ایم.
محیط‌های تالابی 18 برابر بیشتر از جنگل‌ها در اکوسیستم نقش و کارکرد دارند. یکتا نیک، از بین رفتن چرخه‌های مختلف زیستی و غذایی را یکی از تبعات از بین رفتن تالاب‌ها می‌داند. او معتقد است مردمی که در اطراف تالاب‌ها زندگی، کشاورزی یا دامداری دارند هم تحت تأثیر این خشک شدن روزگاری سخت را تجربه خواهند کرد. همان‌طور که در فقره اخیر در خوزستان شاهد بودیم مردمی که تنها معیشت‌شان دامداری بود در نبود آب هورالعظیم چه به روز دام‌هایشان آمد. این فعال زیست‌محیطی می‌گوید: محیط تالاب به شرایط اقلیمی تعادل می‌بخشد. این تالاب‌ها رطوبت نسبی هوا را حفظ می‌کنند و در کنترل طوفان، باد و سیلاب بسیار مهم هستند. نیزارها هم در این میان نقش مهمی در شکسته شدن شلاق باد یا جلوگیری از بروز سیلاب دارند.
کم شدن رطوبت نسبی که در پی از بین رفتن تالاب‌ها اتفاق می افتد به خشک‌تر شدن محیط دامن می‌زند و این چرخه همین‌طور تلفات بیشتری می‌گیرد. در تالاب‌های آب شور مانند بختگان و ارومیه بواسطه یون کلر که با تبخیر در جو آزاد می‌شود ابرها نابارور می‌شوند و این به دامنه خشکی محیط دامن می زند.
در این میان چه به روز حیواناتی می‌آید که زیست آنها در گرو پویایی تالاب‌هاست. شاید از خودتان بپرسید چه اهمیتی دارد که حیوانات چه می‌شوند وقتی انسان‌های زیادی درگیر گرفتاری‌های بسیار هستند. یکتا نیک معتقد است، همان‌طور که حیات گونه‌های وحشی شاخص سلامت طبیعت و محیط زیست و زندگی ما است حذفشان هم شاخص اضمحلال حیات است: اینطور نیست که ما فکر کنیم اگر یک گونه ماهی منقرض شد چه اتفاقی می‌افتد؟ باید گفت خیلی اتفاق بدی می‌افتد چون ده‌ها چرخه است که می‌شناسیم و بسیاری را نمی‌شناسیم و حذف این چرخه‌های غذایی زیستی باعث از هم گسیختگی نظم طبیعت می‌شود.
 
او با اشاره به نتایج تحقیقی توسط کارشناسان بین‌المللی می‌گوید: اگر دریاچه ارومیه خشک بشود بین 6 تا 20 میلیون نفر مهاجرت خواهند کرد و ریزگردها و رسوبات تجمیع شده در کف این دریاچه با نسیمی ملایم تا کیلومترها حرکت می‌کنند. این رسوبات با خود بیماری می‌آورند و مردمی که در نبود یکی از منابع مهم حیاتی خود فقیر خواهند شد مشکلات امنیتی جدیدی را ایجاد خواهند کرد. اما متأسفانه در کشور ما طبیعت با مرگ خود مهم می‌شود و ما می‌خواهیم مرده را زنده کنیم که فایده ندارد.
خشک شدن تالاب‌ها تنها به یک کشور آسیب نمی‌رساند و ریزگردهایی که از کف خشک تالاب‌ها برمی‌خیزند به مرزهای جغرافیایی اهمیتی نمی‌دهند.
اسماعیل کهرم فعال زیست‌ محیطی از تبعات فرامنطقه‌ای خشک شدن تالاب‌ها می‌گوید: ما تالاب هورالعظیم را داریم که با عراق مشترک است یا هامون را که با افغانستان، دریاچه ارومیه هم اگر خشک شود تبعات آن برای کشور ترکیه هم خواهد بود. کهرم با اشاره به کنوانسیون رامسر که در سال 52 ایجاد شد از همکاری بین‌المللی در زمینه حفظ تالاب‌ها در دنیا می‌گوید: کیست که نداند خشک شدن هر تالاب چه تأثیری برای کلیت چرخه حیات در زمین می‌گذارد. سالی 5 میلیون پرنده به تالاب‌ها می‌آیند و با خود خواص بسیاری می‌آورند که در نبود تالاب‌ها دیگر شاهد حضور آنها نخواهیم بود. وقتی پرندگان مهاجر وارد تالاب‌ها نشوند یا تالاب‌ها خصوصیات مهاجرپذیری خود را از دست دهند شاهد آن خواهیم بود که جمعیت موش‌ و مار و حشرات زیاد خواهد شد. در واقع باید گفت حضور این پرندگان جدا از زیبایی به نوعی تعادل اکولوژیک ایجاد می‌کند. چرخه‌های هزارتوی طبیعت که اگر حتی پیچی کوچک از آن برداشته شود نظم‌اش به‌هم خواهد خورد.
عبدالحسین میرمیران فعال زیستی نیز به تبعات انسانی خشک شدن تالاب‌ها اشاره می‌کند. او با اشاره به خشک شدن تالاب هورالعظیم و از بین رفتن معیشت مردم می‌گوید: مردمی که از راه تالاب معیشت خود را تأمین می‌کردند ضربه اقتصادی خوردند. تالاب‌ها معیشت بسیاری از مردم را از طریق گردشگری و اقتصاد خرد تأمین می‌کنند، جایی مانند تالاب انزلی که چند سالی هست دچار خشکی شده فکر کنید اگر کامل خشک بشود چه تعداد شغل از بین خواهد رفت. میرمیران مهم‌ترین عامل این وضعیت را سوء مدیریت حکمرانی آب می‌داند و دخالت‌های نابجا و دستکاری طبیعت را دلیل عمده خشکی تالاب‌های کشور. او در این باره می‌گوید: ما شاهد هستیم که تقریباً 95 درصد تالاب گاوخونی خشک شده است و تنها رطوبت ناچیزی روی کف آن باقی مانده است. متأسفانه بارگذاری‌های بیش از اندازه در بالا دست حوضه آبی زاینده رود، ایجاد صنایع آب بر یا سوءاستفاده افرادی که با آب زمین کشاورزی ایجاد کردند و ویلا‌سازی کردند حالا کار را به اینجا رسانده که تالاب گاوخونی در حال از بین رفتن باشد. حفر چاه‌های غیرقانونی و خالی کردن سفره‌های زیرزمینی در کنار مدیریت منطقه‌ای آب که باعث شد سال‌ها هر استانی بنا به سود خود برای یک سرمایه ملی تصمیم‌گیری کند دیگر دلایل افتادن به چاه عمیق و خشک شده است.
او ترسناک‌ترین اتفاقی که بعد از خشکی کامل گاوخونی توصیف می‌کند، پراکنده شدن ریزگردهای کف این تالاب است که آلوده به مواد صنعتی و سنگین است: این ریزگردها می‌توانند تا 500 کیلومتر جا به جا شوند و بیماری‌های عجیبی ایجاد کنند.
 
اگر تا حالا با خیال راحت پیش خود می‌گفتید در استان ما که تالاب خشکی وجود ندارد که بخواهد هوای مارا آلوده کند شاید با دانستن اینکه جا به جایی ریزگردها می‌تواند چه آثار مهلکی داشته باشد، متوجه عمق خطر خشک شدن یک تالاب بزرگ شده باشید. ایران. * گزارش نویس

 

مشکلات خشکسالی برای حیات‌وحش

حاکمیت خشکسالی و کاهش بارندگی‌ها طی سال آبی جاری باعث کاهش و خشک شدن منابع آب و علوفه در زیستگاه‌های حیات وحش شده است. گرچه در برخی مناطق استان‌های کشور برای حیات‌وحش علوفه توزیع‌ شده است اما رئیس اداره نظارت بر امور حیات‌وحش استان تهران می‌گوید: تاکنون در هیچ‌یک از مناطق چهارگانه استان تهران تعلیف دستی برای حیات وحش صورت نگرفته است. خشکسالی پدیده‌ای است که اثرات تدریجی روی طبیعت و حیات‌وحش می‌گذارد و با تضعیف و کاهش پوشش گیاهی در زیستگاه‌ها، حیات‌وحش را نشانه می‌گیرد. طی یک ماه گذشته گزارش‌هایی از کمبود علوفه و منابع آب در مناطق چهارگانه استان‌های مختلفی از جمله خراسان‌جنوبی، اصفهان و همدان و توزیع علوفه در برخی مناطق چهارگانه استان‌های خراسان‌شمالی، خوزستان و‌... منتشر شده است. کمبود علوفه و منابع آب در زیستگاه‌ها علاوه‌بر اینکه باعث تضعیف قوه بدنی حیات‌وحش و گاهی منجر به تلف‌شدن آن‌ها می‌شود، قدرت زادآوری حیات وحش را نیز کاهش می‌دهد


 
خروج حیات‌وحش از مناطق حفاظت‌شده


ادارات حفاظت محیط‌زیست برخی استان‌های کشور همچنین از خروج حیات وحش از مناطق حفاظت‌شده خبر و برخی دیگر نسبت به این مساله هشدار داده‌اند. خروج حیات وحش از مناطق حفاظت شده و زیستگاه‌های طبیعی علاوه‌بر مخاطراتی که برای آن‌ها و اکوسیستم در پی دارد باعث نزدیک شدن حیات وحش به حاشیه مناطق مسکونی، مزارع و باغات جوامع بومی و در نتیجه وارد شدن خساراتی به آن‌ها می‌شود. درحالی‌که بسیاری از ادارات حفاظت محیط‌زیست استان‌های کشور از ساخت و تامین آب آبشخور برای حیات‌وحش در مناطق چهارگانه خبر داده‌اند که این آبشخورها نیز می‌تواند مخاطراتی برای حیات وحش از جمله انتقال بیماری از طریق آبشخورهای مشترک میان حیات‌وحش و دام اهلی داشته باشد همچنین تجمع حیات‌وحش در اطراف آبشخورها می‌تواند تهدیدی برای شکار نیز محسوب شود. گرچه تعلیف دستی با نظر کارشناسی از برنامه‌های ادارات حفاظت محیط زیست استان‌های کشور است اما در برخی استان‌ها به‌ دلیل وسعت زیاد مناطق چهارگانه و پراکندگی زیستگاه‌های حیات‌وحش، تامین علوفه در تمامی این مناطق علاوه بر اینکه اقدامی دشوار و تا حدی ناممکن است، هزینه‌های اقتصادی زیادی را نیز به‌همراه دارد. شرایط خشکسالی و کاهش علوفه دام‌های اهلی را نیز تحت‌تاثیر قرار می‌دهد و در نتیجه فشار چرای دام به زیستگاه‌ حیات وحش نیز افزایش می‌یابد. محمد کرمی، رئیس اداره نظارت بر امور حیات وحش استان تهران می‌گوید: تاکنون در هیچ‌یک از مناطق چهارگانه استان تهران تعلیف دستی به حیات‌وحش صورت نگرفته و تنها در بحث آبرسانی به‌ویژه در منطقه حفاظت‌شده کویر و لایروبی و تامین آب آبشخورها در مناطق چهارگانه استان اقداماتی انجام شده است.


 
کمبود آب برای گونه‌های مختلف


او با اشاره به اینکه گونه‌هایی از جمله قوچ و میش، کل و بز و جبیر در منطقه حفاظت شده کویر در شهرستان ورامین زیست می‌کنند به کمبود منابع آب در این منطقه نیز اشاره و اظهار می‌کند: با توجه به اقلیم منطقه حفاظت شده کویر با کمبود منابع آب در این منطقه مواجه هستیم. از این رو آب از طریق تانکر به آبشخورها منتقل و در آن‌ها تخلیه می‌شود همچنین این آبشخورها به‌صورت مستمر مورد پایش قرار می‌گیرند تا در صورت نیاز پاکسازی یا مجدد آب شوند. کرمی در ادامه خاطرنشان می‌کند: سایر مناطق چهارگانه استان تهران به‌دلیل اینکه عمدتا در حوضه آبریز رشته کوه البرز قرار دارند تاکنون با مشکل جدی کمبود آب مواجه نشده‌اند. با این‌حال محیط‌بانان در این مناطق نیز به‌صورت مستمر نسبت به لایروبی، پاکسازی و تامین آب آبشخورها اقدام می‌کنند تا هم آبرسانی به حیات وحش به‌خوبی انجام شود و هم از انتقال بیماری‌هایی که ممکن است به‌واسطه کم‌آبی و آبشخورهای مشترک بین دام و حیات وحش اتفاق افتد، جلوگیری شود. با توجه به اینکه هنوز یک ماه و نیم از تابستان باقی مانده و براساس اعلام مرکز ملی خشکسالی و مدیریت بحران سازمان هواشناسی بارش‌های پاییزی امسال با تاخیر آغاز می‌شود، به‌نظر می‌رسد که لازم است اعتبارات کافی در جهت تامین آب آبشخور و علوفه برای حیات وحش اختصاص داده شود و دستگاه‌های مختلف از جمله نیروهای نظامی، انتظامی و استانداری‌ها با هماهنگی‌های لازم در این زمینه کمک کنند همچنین مشارکت جوامع بومی نیز در این زمینه از اهمیت زیاد برخوردار و لازم است دستگاه‌های متولی در برابر همیاری باغداران و مزرعه‌داران در امر حفاظت از حیات وحش، خسارات وارده به آنان را جبران کنند. آرمان ملی

 

آب را قربانی نفت کردند

اسماعیل کهرم *

زمانی‌که سد گتوند را می‌خواستند احداث کنند هرچه درباره گنبد نمکی هشدار دادیم، گفتند به آن نمی‌رسیم! در حالی که دریاچه سد گتوند وقتی شروع کرد به آبگیری، آنقدر وسیع شد که به گنبد نمکی رسید؛ گنبدی از نمک را تصور کنید که زیر زمین است، آب که می‌خورد حجم پیدا می‌کند و خاک را می‌شکافد و آب جذب می‌کند. پس از آن برای جلوگیری از ورود نمک در بزرگترین عملیات انتقال خاک رس، روی این گنبد نمکی را با رس پوشاندند تا به‌خیال خودشان شوری را متوقف کند ولی این خاک به عمق پنج متر ترک خورد و تمام نمک وارد آب شد. وزارت نفت برای حفاری چاه‌های آزمایشی قسمت‌هایی از تالاب هورالعظیم را خشک کرده و به پنج حوضه تبدیل کرده است تا از نفت هورالعظیم استفاده کند در حالی که در گذشته از آب آن استفاده می‌شد؛ زمانی با قایق در هورالعظیم می‌رفتیم سراسر تالاب گیاه بود و آب، پرنده، گاومیش و ماهی و کشور عراق در این تالاب برج‌هایی را برای راهنمایی کسانی که ممکن بود راه گم کنند، ساخته بود و از بالای این برج‌ها به ما می‌گفتند کدام منطقه مربوط به ایران است و کدام قسمت در عراق. ایرانی‌ها برای نفت، آب را قربانی کردند، هورالعظیم را به پنج حوضه تقسیم و از سد کرخه برای شالیکاری در ۷۰ هزار هکتار در دشت عباس استفاده کردند و آنچه از آب شالیکاری اضافه می‌ماند طرف شط العرب روانه می‌کردند و نمی‌گذاشتند آبی به هورالعظیم برگردد، در نتیجه هورالعظیم در ایران خشکید. در زمان جنگ ایران و عراق نیز صدام حسین قسمتی از این تالاب را در عراق خشک کرد زیرا ایرانی‌ها عملیات ایذایی انجام می‌دادند. کشت و صنعت نیشکر در هر هکتار ۳۵‌هزار متر مکعب آب مصرف می‌کند، از یک سو ساخت سدهای متعدد برای تولید انرژی برقابی، رژیم هیدرولوژیکی آب دشت‌های خوزستان را پس از هزاران سال برهم زده و از سوی دیگر طرح‌های انتقال آبی که حدود ۷.۸ میلیارد مترمکعب توسط سدهای بالادست خوزستان از زهره، دز، کارون و کرخه قرار است منتقل کند که همین چهار تا سد می‌توانست آب ۸۰ میلیون ایرانی را تأمین کند اما آن‌را نیز از خوزستان منحرف می‌کنند. ریشه این کارها قومیتی و ملیتی است و خوزستانی‌ها از این امر دلخورند که غیرایرانی به حساب بیایند. راه حل مشکلات آبی خوزستان سرمایه گذاری و احداث زیرساخت‌ها است. آب نیز مانند همه بخش‌ها نیاز به سرمایه گذاری دارد و وقتی سدسازی شد باید در کنار آن شبکه‌های آبیاری و خطوط آب کشیده شود و با لوله کشی آب را به خانه‌ها و مزارع مردم ببرند، باید زیرساخت‌ها را بسازیم و اگر از هم اکنون شروع کنیم دستکم تا پنج سال آینده می‌توان مشکل شرب خوزستان را حل کرد. چالش‌های بحران آب رفته رفته گریبان همه استان‌های کشور را خواهد گرفت، امروز این چالش در زاینده رود و هورالعظیم غوغا به پا کرده و فردا در جای دیگری سر باز می‌کند، از این رو بهتر است مسئولان با برنامه ریزی و تدبیر درست نسبت به رفع چالش‌های ناشی از کمبود آب اقدام کنند تا بتوان به طرح‌ها و سیاستگذاری‌های درست این چالش را نیز پشت سر گذاشت. آرمان ملی

* فعال محیط زیست

زخم کاری بر پیکر 4 میلیون هکتار جنگل در 60 سال

منیره چگینی : با بروز آتــش‌سوزی شدید در منطقه حفاظــت‌شده میانکاله که به باور علــی کلانـه، رئیس ذخیره‌گاه زیست‌کـره میانکاله عامل انسانی داشــت، بر تعداد آتش سوزی‌های پــردامنه در جنگل‌ها و مراتع کشور افزوده شد. جالب است بدانيد كه آتش سوزی‌های پردامنــه و وسیع در جنگل‌ها و مراتع کشور در حالی رخ می‌دهد کـه بر اساس آمارهاي جهاني بازسازي يك هكتار جنگل سوخته، هزينه‌اي در حدود ۳۰۰۰ يورو در بر دارد.

آمارهایی که از عرصه‌های جنگلی نابود شده بر اثر آتش هر سال منتشر می‌شود آمارهای هولناکی است مخصوصا اگر در ذهن داشته باشیم که کشورمان جزو کشورهای کم برخوردار از جنگل در جهان است.براساس این آمار سال۹۹. ۲۱هزار هکتار از عرصه‌های جنگلی کشور(طبیعی و دست کاشت) درگیر حریق شدند که بیشترین آتش سوزی‌ها نیز در سالی که گذشت در ناحیه رویشی زاگرس و خلیج عمانی به وقوع پیوسته است. آتش‌سوزي كه در كشور ما، مقدارش به‌طور ميانگين قريب به  15 هزار هكتار در هر سال است. اين مقدار براي كشور ما عدد بزرگي محسوب مي‌شود، زيرا تنها ۷ درصد از مساحت كشور را پوشش جنگلي تشكيل داده و ۹۳ درصد مابقي مساحت كشور خشك و نيمه خشك است و اين آتش‌سوزي‌ها به خشك شدن بيشتر كشور دامن مي‌زند و اين در حالي است كه ۴۰درصد از آب شيرين ايران تنها در محدوده زاگرس توليد مي‌شود! اينكه اين آتش‌سوزي‌ها معلول چه تغييراتي است و علت چه تغييراتي خواهند شد، بحثي است كه نياز به تحقيق و بررسي كارشناسانه دارد
 
آمارهایی که فاجعه است 
براساس گزارش مــرکز پژوهش‌های مجلــس به طور متوسط سالانه ۱۶هزار و ۷۲۷ هکتار جنگل و مرتع در آتش می‌سوزد و از آنجا که مساحت شهر ساری ۳۵۰۰هکتار است، می‌توان گفت که سالانه پنج برابر مساحت این شهر، جنگل در آتش می‌سوزد و از بین می‌رود. براساس این گزارش از سال۸۶ تا ۹۸، ۲۴هزارو ۵۵۵ فقره آتش سوزی در عرصه‌های طبیعی کشور رخ داده که ۱۳هزار و ۵۱۸ فقره آن در جنگل‌ها و ۱۱هزارو ۳۷ فقره آن در مراتع بوده که موجب نابودی ۱۰۷هزارو ۵۵۷ هکتار جنگل و ۱۱۰هزار و ۳۵۸ هکتار مراتع شده است. همچنین در ۱۳سال اخیر به طور متوسط در هر سال ۱۰۴۰فقره آتش سوزی در جنگل‌ها و نزدیک به ۴۸۹ فقره در مراتع اتفاق افتاده که به طور میانگین در هر سال ۸۲۷۳ هکتار از جنگل ها و نزدیک به ۸۴۹۰ هکتار از مراتع به واسطه شعله‌ور شدن آتش ازبین رفته است. حال بد نیست برای بررسی میزان خسارتی که به کشور ما وارد شده، صحبت‌های سخنگوی پویش ملی حیات را مرور کنیم که  معتقد است: از سال ۱۳۴۰ تاکنون مساحت جنگل‌های کشور از ۱۸ میلیون هکتار به ۱۴.۳ میلیون هکتار رسیده است. پدرام جدی سخنگوی پویش ملی حیات در ادامه می‌افزاید: در دو دهه اخیر ۳۰ هزار فقره آتش‌سوزی در جنگل‌های کشورمان داشته‌ایم و به طور میانگین هر سال حدود ۱۴ هزار هکتار از جنگل‌های کشور در معرض آتش‌سوزی قرار دارد. حدود ۹۰ درصد از آتش‌سوزی‌ها منشأ انسانی دارد و به ۲ بخش عمدی و غیرعمدی تقسیم می‌شود.
 
روز شمار نابودی جنگل‌ها در 150 روز
در این میان فقط  از 5 فروردین تا پایان تیر 1400، 43 مورد آتش سوزی بزرگ و پردامنه در جنگل‌ها و مراتع کشور رخ داده که اکثر آنها عامل انسانی داشته است.  با یک جست‌وجوی ساده در گوگل، تعداد آتش سوزی‌هایی که در جنگل‌ها و مراتع کشور با فراوانی حاشیه زاگرس، قابل مشاهد است. در31 تیر، آتش‌سوزی در جنگل‌های گالیکش در گلستان.  23 تیر، آتش‌سوزی در دو گسترهی حفاظت شده دیل و کوه خامی در استان کهگیلویه و بویراحمد،  19 تیر، ده‌ها هکتار از جنگل‌های گستره نارک گچساران در استان کهگیلویه و بویراحمد در آتش سوخت، 18 تیر آتش‌سوزی در مراتع و جنگل‌های شمال دامغان در استان سمنان 16 تیر، آتش بخشی از جنگل‌های نانه‌ویژ پاوه در استان کرمانشاه،  16 تیر بیش از 5 هکتار از کشتزارها و باغ‌های سقز و کلیایی در استان کرمانشاه در آتش سوخت، 14 تیر آتش‌سوزی در مراتع ارسنجان در استان فارس،  13 تیر آتش‌سوزی در جنگل‌های شهرستان مریوان در استان کردستان، 2 تیر، ارتفاعات پیرامون مردوشت و پاسارگاد در استان فارس در آتش سوخت، 8 تیر، 9 آتش‌سوزی در پناهگاه حیات وحش میانکاله در استان مازندران،8 تیر، آتش در جنگل دست کاشت عرب داغ کُلاله در استان گلستان، 6 تیر 5 آتش‌سوزی در دو هفته اخیر در مراتع شهرستان فاروج، 5  تیر- 10 هکتار از پوشش گیاهی بکر استان آذربایجان شرقی در آتش سوخت، 2 تیر، صد اصله درخت در روستای رشمه شهرستان گرمسار در استان سمنان بر اثر آتش سوزی، از بین رفت. 2 تیر، مراتع و جنگل‌های گستره‌ چالل، در بخش پاتاوه، شهرستان دنا در استان کهگیلویه و بویراحمد در آتش سوخت.  30  خرداد، مهار آتش‌سوزی در جنگل‌های منطقه سقزچی شهرستان نمین در استان اردبیل. 26 خرداد، 10 هزار هکتار از از اراضی منابع طبیعی استان فارس در آتش سوخت. 26 خرداد، آتش‌سوزی در جنگل‌های کوه حاتم در استان کهگیلویه و بویراحمد. 26  خرداد، 29 هکتار از پوشش گیاهی استان اصفهان در آتش سوخت. 20 خرداد، 15 هکتار از گندمزارهای و زمین‌های پیرامون امام‌زاده آق امام  آزادشهر، در استان گلستان در آتش سوخت. 20 خرداد، نابودی 1767 هکتاراز جنگل‌ها و مراتع استان کردستان بر اثر آتش‌سوزی از آغاز سال 1399 تاکنون. 20 خرداد، 20 هکتار از مراتع و کشتزارهای شهرستان مهران، در استان ایلام، در آتش سوخت. 19 خرداد، قدرت‌ا... مهدیخانی، مدیرکل مدیریت بحران استانداری قزوین گفت: 95 درصد آتش‌سوزی‌ها در مراتع قزوین ناشی از بی‌احتیاطی است. 15 خرداد، دو نمونه آتش‌سوزی در مراتع سمیرم و لنجان در استان اصفهان. این رویداد در 3 هکتار از مراتع ونک روی داد. همچنین آتش‌سوزی در 7 هکتار ار مراتع هاردنگ شهرستان لنجان روی داد. 14 خرداد، آتش‌سوزی دوباره در جنگل‌های سمیرم در استان اصفهان. 13 خرداد، بیش از سه هزار هکتار از بخش ایرانی تالاب هورالعظیم در آتش سوخت. 12 خرداد، 4 هکتار از ذخیرگاه جنگلی سمیرم در استان اصفهان در آتش سوخت. 10 خرداد، ده هکتار از گندمزارهای کلاله در استان گلستان در آتش سوخت. 9 خرداد، 50 هکتار از کشتزارهای شهرستان ایوان غرب، در گستره‌ دهستان چشمه سفید سراب، در استان ایلام، در آتش سوخت. 9 خرداد، آتش‌سوزی در باغات روستاهای اردستان در استان اصفهان به از میان رفتن پوشش گیاهی آن گستره انجامید. 9 خرداد، آتش جنگل و ارتفاعات پارک ملی بمو در استان فارس را درنوردید. 8 خرداد، 60 هکتار از مرتع‌های درخت‌دار سردشت در استان آذربایجان غربی در آتش سوخت.  8 خرداد- آتش‌سوزی در ارتفاعات ثلاث باباجانی در استان کرمانشاه. 25  اردیبهشت، آتش‌سوزی در جنگل‌های استان کهگیلویه و بویراحمد.  23 اردیبهشت، آتش گرفتن صد درخت نخل در روستای مگتوع (جاده اهواز خرمشهر، نزدیک ام الطمیر). 22 اردیبهشت، آتش‌سوزی در ارتفاعات دامنه جنوبی سیاه‌کوه در شهرستان دهلران، در استان ایلام. 18 اردیبهشت، کوه‌های منطقه باغ‌تاج بخش ارم در شرق شهرستان دشتستان، در استان بوشهر، از ساعت شش بامداد 18 اردیبهشت دچار آتش‌سوزی شد. 6 اردیبهشت، 10 هکتار از مراتع پارک ملی بمو در استان فارس در آتش سوخت. 4 اردیبهشت، آتش‌سوزی در هفت هکتار گندمزارهای شهرستان زرین دشت استان فارس. 28  فروردین، آتش‌سوزی در جنگل‌های کوه‌سیاه شهرستان چرام استان کهگیلویه  بویراحمد. 23 فروردین، آتش‌سوزی در ارتفاعات گاوکار قیر و کارزین استان فارس. 20  فروردین، آتش‌سوزی عمدی در جنگل‌های نومل گرگان. ساعت ۹ و نیم بامداد آدینه، آتش‌سوزی در دو نقطه از ارتفاعات جنگلی نومل گرگان توسط ماموران منابع طبیعی دیده شد.  12 فروردین، آتش‌سوزی درختچه‌های گز بندر ترکمن. 5 فروردین، هشت نمونه آتش‌سوزی تنها در 72 ساعت در عرصه‌های طبیعی تحت پوشش استان مازندران رخ داد. همزمان 5 فروردین، شش هزار متر مربع از عرصه‌های جنگلی گیلان در آتش سوخت.آرمان ملی

 

بمب ساعتی خاموش

بررسی پدیده فرونشست زمین و پیامدهای خشکسالی در گفت‌وگو با مهدی زارع

راضیه زرگری

مهم‌ترین نکته در مواجهه و کاهش پیامدهای پدیده‌هایی مثل فرونشست و خشکسالی، به اعتقاد مهدی زارع، استاد پژوهشگاه زلزله، داشتن نگاه کلان و جامع در حکمرانی است که بتواند همه دستگاه‌های دیربط را به سمت توسعه صحیح هدایت کند. کلان‌نگری در حکمرانی به نفع مردم امروز و آینده است، حتی اگر به ضرر برخی منافع امروزی باشد.

گاه و بیگاه خبرها و تصاویری از ایجاد گودال‌های بزرگ، یا تخریب سازه‌ها بدون علت مشخص در سطح شهرهایی مثل تهران هستیم. یا آتش‌سوزی بخشی از منطقه‌ای طبیعی، جایی حتی دور از شهرها. در نگاه اول شاید علت این حوادث فاکتورهایی مانند گودبرداری غیراصولی یا خطای انسانی یا گرمای شدید هوا تشخیص داده شود. اما واکاوی دقیق‌تر ما را به یکی از پدیده‌های خاموش طبیعت می‌رساند:فرونشست زمین.

بمب ساعتیِ خاموش

سازمان زمین‌شناسی اعلام کرده که فرونشست زمین به بیخ گوش تهران رسیده است. فرونشست زمین را بمب ساعتی بی‌صدا می‌خوانند. پدیده‌ای تدریجی و نه ناگهانی، که علت اصلی‌اش استفاده بیش از حد از منابع آب‌های زیرزمینی است و می‌تواند موجب تخریب سازه‌ها شود و مقاومت آنها را در برابر زلزله کم کند.

فرونشست زمین روندی است که از دو دهه پیش توسط سازمان زمین‌شناسی رصد می‌شود. این را رضا شهبازی، مدیرکل دفتر بررسی مخاطرات زمین‌شناسی و زیست‌محیطی سازمان زمین‌شناسی ایران روز دوشنبه ۱۴ تیر عنوان کرده. او فرونشست را خطرناک‌ترین مخاطره طبیعی دانسته؛ زیرا قابل مشاهده نیست و زمانی متوجه این رخداد می‌شویم که دچار آن شده‌ایم.

این اولین‌باری نیست که درباره این پدیده و گسترش آن هشدار داده می‌شود. تیرماه سال گذشته نیز مسعود شفیعی، رئیس سازمان نقشه‌برداری ایران گفته بود بررسی اندازه‌گیری‌ها و داده‌های ۱۵سال اخیر نشان می‌دهد که ۴۴ محدوده پرخطر به لحاظ میزان فرونشست زمین در ایران شناسایی شده است.

استان‌های تهران و اصفهان، از جمله حادترین محدوده‌های کشور از نظر میزان فرونشست زمین هستند و مطابق ارزیابی‌های ۱۵سال اخیر این میزان در مناطقی مانند جنوب‌غربی پایتخت به سالی حدود ۳۰ سانتی‌متر می‌رسد.

علت اصلی فرونشست زمین این است که بیشتر از ظرفیت برداشت از آب‌های زیرزمینی، برداشت صورت گرفته است. مهدی زارع، زمین‌شناس و استاد پژوهشکده زلزله‌شناسی در گفت‌وگو با شهروند پدیده فرونشست زمین را به فشار بر سفره‌های آب زیرزمینی مرتبط می‌داند و توضیح می‌دهد: فشارهای بیش از حد باعث می‌شود سطح سفره پایین‌تر حد نرمال برود و بعد از سال‌ها لایه‌های زیرین آبرفت‌ها دچار نشست می‌شود و در سطح زمین که محل زندگی مردم یا محل کشاورزی و دامداری است، خودش را به صورت فرونشست نشان می‌دهد.

فرونشست پدیده‌ای نیست که به صورت ناگهانی اتفاق بیفتد. این پدیده تدریجی و آرام رخ می‌دهد. همان‌طور که زارع توضیح می‌دهد در بسیاری از مواقع حتی ممکن است مردم متوجه فرونشست زمین نشوند، مگر اینکه یک شاخص برای تشخیص وجود داشته باشد. مثلا یک چاه آب یا دکل برق یا خط ریل راه‌آهن زمانی که فرونشست اتفاق می‌افتد، دچار آسیب می‌شوند یا از آنجایی که بودند، تغییر موقعیت پیدا می‌کنند.

بحرانی که با تمرکز جمعیتی بیشتر شده

زارع تأکید می‌کند آن چیزی که به‌عنوان بحران در ایران به اسم فرونشست زمین در هفته‌های اخیر مطرح است، به تجمع بسیار زیاد جمعیت در مراکز استان‌ها برمی‌گردد. اتفاقی که رخ داده این است که تمرکز جمعیت با مسأله کمبود آب و کهنه‌بودن زیرساخت‌های تأمین آب برای مصارف گوناگون اعم از شرب، کشاورزی، صنعت و خدمات و، موجب شده که هم مصرف‌کننده آب بیشتر شود و هم شیوه مصرف آب بسیار بی‌رحمانه‌تر و با هدررفت بیشتر باشد.

امسال در کشور با خشکسالی جدی روبه‌رو هستیم؛ نمونه بسیار بی‌سابقه و غم‌انگیزش را این روزها در خوزستان شاهد هستیم. در سال‌جاری تا همین الان که تقریبا به نیمه تابستان نزدیک می‌شویم، میانگین بارش‌های کل کشور کمتر از 40سال اخیر بوده است.

زارع معتقد است این آمارها یعنی بحران آب امسال بسیار جدی‌تر از قبل است. همین بارش‌های اندک و خشک‌شدن سطح و لایه‌های زیرین زمین هم یکی دیگر از علت‌هایی است که باعث فرونشست زمین می‌شود.

این مدرس دانشگاه ادامه می‌دهد: پیامدهای فرونشست و استفاده بی‌رویه از آب‌های زیرزمینی ممکن است به اشکال دیگر هم خود را نشان بدهد. تخریب و حتی آتش‌سوزی یا نقص‌های فنی هم می‌تواند معلول فرونشست باشد که البته در نگاه اول شاید تشخیص داده نشود اما بررسی‌های عمیق‌تر حوادث در برخی موارد، کارشناسان را به فرونشست زمین می‌رساند.

شهریار و ورامین با خطر جدی قرونشست روبه ‌رو هستند

مطالعات سازمان زمین‌شناسی ایران نشان می‌دهد که برخی نقاط اطراف تهران سالیانه ۲۵سانتی‌متر فرونشست دارد، اما این فرونشست در تمام نقاط اطراف تهران یکدست نیست. بر اساس همین مطالعات، فرونشست زمین در حاشیه جنوب‌غرب تهران در ۱۰سال گذشته تقریبا دو تا سه برابر شده است.

اینکه در هفته‌های اخیر گفته می‌شود فرونشست زمین خطری است که تهران را در شرایط فعلی تهدید می‌کند، چقدر جدی و نگران‌کننده است؟ زارع در این رابطه توضیح می‌دهد: اخباری که اعلام شده اصلا دور از ذهن و بعید نیست. سنجش‌هایی که انجام شده، مخصوصا از سوی سازمان نقشه‌برداری نشان می‌دهد که این اتفاق در اطراف کلانشهر تهران رخ داده است. متأسفانه بیشترین میزان فرونشست در چند منطقه گزارش شده است که یکی از آنها اطراف تهران است.

شهریار در جنوب‌غربی تهران و ورامین در جنوب‌شرقی تهران از جمله مناطقی است که فرونشست زمین در آن رخ داده است. با توجه به اینکه حدود 20درصد جمعیت کل کشور در تهران و اطراف آن ساکن هستند، فرونشست یک تهدید جدی برای پایتخت تلقی می‌شود.

بزرگ‌ترین تمرکز جمعیتی ایران در فلاتی کاملا خشک

زارع تأکید می‌کند: همین پدیده بر زندگی مردم هم تأثیر می‌گذارد، البته این تأثیر مستقیم و قابل مشاهده نیست اما آسیب‌هایش به زیرساخت‌های ملی کشور ،خطوط انتقال انرژی مثل برق و آب و گاز وارد می‌شود. با این حال در استان تهران و البرز این پدیده بسیار مستقیم بر زندگی مردم تأثیر گذاشته است.

مردم تهران در گذشته نیز شاهد تصاویر هولناکی از فروریزش زمین در چند خیابان شهر بوده‌‌اند. آنها به چشم خود دیده‌اند که زمین دهان باز کرده و حفره‌ای عمیق در آن ایجاد شده و قربانی گرفته.

زارع در رابطه با تأثیرگذاری فرونشست زمین در دیگر استان‌ها نیز، توضیح می‌دهد: در شهرهای مشهد و سمنان و یزد و کرمان و تبریز و مخصوصا اصفهان شاهد این پدیده هستیم. در مرکز استان اصفهان، بزرگ‌ترین مرکز جمعیتی در داخل فلات ایران را داریم، فلاتی که کاملا خشک است.

او می‌گوید: بیش از 3ونیم میلیون جمعیت در اصفهان وشهرهای پیرامونش هستند که در زمینی کاملا خشک زندگی می‌کنند. یزد هم همین شرایط را دارد، با این تفاوت که جمعیت یزد تقریبا یک‌سوم اصفهان است.

مطالعات سازمان زمین‌شناسی نشان می‌دهد که فرونشست در همه دشت‌های ایران که دارای آب شیرین قابل برداشت هستند، وجود دارد؛ و می‌توان گفت دیگر دشتی در ایران وجود ندارد که از فرونشست به دور باشد.

بی‌پروایی در استفاده از منابع توسعه‌ای

پدیده فرونشست زمین چالش‌های متعددی ایجاد کرده است. یکی از تصمیم‌هایی که برای مقابله عنوان شده، انتقال آب است؛ زیرا در آن مناطق منابع آب دیگر وجود ندارد. از طرفی خشکسالی پیامدهای فرونشست را بیشتر کرده است. زارع مهم‌ترین عامل در بروز این پدیده را بی‌تدبیری انسان‌ها و بی‌پروایی در استفاده از منابع می‌داند.

او توضیح می‌دهد، اینکه گفته می‌شود ما سرزمین خشک هستیم، مربوط به دهه اخیر نیست. از دیرباز در تاریخ ایران از زمانی که تمدن در ایران بوده، مسأله آب مطرح بوده است. ایرانی‌ها مبدع تمدن آبی بودند. پس نیاز آب در ایران همیشه یک مسأله اصلی و حیاتی بوده است. بنابراین شناخت اینکه مسأله خشکسالی و پدیده فرونشست زمین یک روزی ممکن است ما را گرفتار کند، هرگز سخت و پیچیده نبوده است.

توسعه مشکل به گفته رازع، مربوط به 100سال اخیر است. زمانی که ماشین توسعه بدون توجه به منابع طبیعی به کار افتاد، با برنامه‎‌های توسعه بر نتیجه تمرکز کردیم و به تبعات آن توجه نکردیم. مثلا کارخانه فولاد یا دیگر کارخانجات صنعتی اساسا در مناطقی است که خشک هستند و مسئولان بعد از احداث کارخانه به فکر انتقال آب افتادند.

زارع می‌گوید وضعیت و هشدارهایی که امروز داده می‌شود، صرفا به دلیل بی‎‌تدبیری و عدم آینده‌نگری بوده و اگر ادامه پیدا کند، وضعیت بدتر هم می‌شود.

کارشناسان سازمان زمین‌شناسی پیش‌بینی کرده‌اند در شرایط خشکسالی که اکنون ایران با آن روبه‌روست، اگر منابع آب مدیریت نشود، استان‌های گیلان و مازندران که درگیری کمی با پدیده فرونشست دارند، آنها هم دچار این پدیده می‌شوند.

کلان‌نگری به نفع آینده است، حتی اگر به ضرر امروز باشد

چه راهکاری می‌توان برای پدیده فرونشست زمین داد؟ مهم‌ترین اقدام به اعتقاد مهدی زارع، داشتن یک نگاه کلان و جامع‌نگر است: هدایت جامع‌نگر می‌تواند هم به تأمین اشتغال فکر کند و هم به محیط توجه داشته باشد. این نگاه می‌تواند توسعه را صرفا برای برطرف‌کردن نیازهای امروز و فعلی نبیند. اگر این نگاه وجود داشته باشد، بکارگیری افراد متخصص و خردمند می‌تواند راهگشا باشد.

او توضیح می‌دهد: با تغییر نگاه در سطح کلان مثلا برای 25سال آینده توسعه ما تغییرشکل پیدا کند. با حساب اینکه سالی یک‌میلیون نفر به جمعیت ایران اضافه شود، تا 15سال آینده جمعیت کشور به 100میلیون می‌رسد. در این شرایط همه پدیده‌های منفی زمین‌شناسی و پیامدهایش بیشتر می‌شود.

مهم‌ترین نکته نگاه کلان و جامع است که بتواند همه دستگاه‌های ذیربط را از جمله سازمان محیط‌زیست، سازمان جنگل‌ها و دیگر ارگان‌ها را به سمت توسعه صحیح مدیریت کنند. کلان‌نگری در حکمرانی به نفع مردم امروز و آینده است، حتی اگر به ضرر برخی منافع امروزی باشد. شهروند

 

فرونشست تدریجی به‌خاطر برداشت بی‌رویه از چاه ها و سفره آب های زیرزمینی

زلزله خاموش دشت قزوین را می‌بلعد

کوروس سلیمانی: از فرونشست زمین به‌عنوان زلزله خاموش نام می‌برند. نابودی بی‌صدای بخش قابل زیست و زاد آور و زندگی بخش زمین؛ زلزله بی سروصدا اما فاجعه باری که سال‌هاست به‌دنبال خشکسالی، ویرانی‌ها را تکمیل می‌کند و دشت‌های ایران را در دهان تاریکی و نابودی قرار می‌دهد. دشت‌هایی که شهرها ، روستاها ، باغ‌ها و کشتزارها را در بر گرفته‌اند در خشکی غرق می‌شوند. دشت قزوین هم که از دیرباز جزو حاصلخیزترین دشت‌های کشور است از این بحران در امان نیست و پدیده فرونشست زمین این دشت را هم تهدید می‌کند.
یدالله ملکی مدیرعامل شرکت آب منطقه‌ای استان قزوین درباره فرونشست دشت قزوین به خبرنگار ایران گفت: مهم‌ترین عامل فرونشست زمین افت سطح آب‌های زیرزمینی است، زمانی که سطح آب‌های زیرزمینی کاهش پیدا کند و از لایه‌ها حذف شود فشار لایه‌های بالایی باعث می‌شود طبقات خاک فشرده شوند و فرونشست اتفاق بیفتد. دشت قزوین هم که از دهه ۴۰ شروع به بهره‌برداری شده از همان زمان سطح آب شروع به کاهش کرده و فرونشست در آن به‌وجود آمده منتهی هر سال متفاوت است. ضمن این که تبعات آن، همان سال خودش را نشان نمی‌دهد. به‌عنوان مثال امسال که با خشکسالی مواجهیم و افت سطح آب بیشتری را داریم تبعات آن را که همان فرونشست زمین است مشاهده نمی‌کنیم و در سال‌های بعد اثراتش مشخص می‌شود.
وی در ادامه اظهار داشت: عددهای مختلفی درباره فرونشست دشت قزوین مطرح می‌شود. هم در سازمان زمین شناسی کشور و هم سازمان آب منطقه‌ای شروع به مطالعه کردیم و گزارش آن در سال گذشته منتشر شد که کمترین آن ۲ سانتیمتر و بیشترین ۱۲ سانتیمتر در سال را نشان می‌دهد. در جاهایی که افت آب زیرزمینی بیشتر باشد میزان فرونشست زمین هم بیشتر خواهد بود. هم اکنون مناطق بوئین زهرا و ارداق بیشترین آمار فرونشست استان را دارند.
ملکی با بیان این که فرونشست دشت قزوین یک فاجعه است، گفت: یکی از تبعات نگران کننده این پدیده این است که زمین هنگامی که فرونشست کند دیگر قابل جبران و اصلاح نیست و حتی اگر در آنجا آب هم تزریق کنید دیگر‌ امکان ذخیره‌سازی وجود ندارد، به‌دلیل این که فضاهای خالی سطوح زیرین فشرده شده و از بین رفته و جایی برای ذخیره آب و در نتیجه احیای آن دشت وجود ندارد.
مدیرعامل شرکت آب منطقه‌ای استان قزوین با بیان این که فرونشست زمین تبعات دیگری هم در پی دارد، افزود: سرمایه گذاری‌های دیگر هم به‌خطر می‌افتند، سیلوها، کارخانه‌ها، ریل راه‌آهن، ساختمان‌ها و جاده‌ها نیز در معرض تهدید هستند.
هم اکنون در برخی مناطق بوئین زهرا لوله چاه ها بیرون زده و این تصور برای مردم پیش می‌آید که لوله‌ها چقدر بیرون کار گذاشته شده‌اند اما واقعیت این است که لوله ثابت است و این زمین است که فرونشست می‌کند و  باعث از بین رفتن آبخوان و سفره‌های آب زیرزمینی می‌شود.
این مقام مسئول در پاسخ به این سؤال که در شرایط بحرانی آیا نباید از بهره‌داری چاه‌های مجاز هم جلوگیری کرد، گفت: چه چاه مجاز و چه غیرمجاز فرقی برای ما نباید داشته باشد. اینجا مسأله اصلی برداشت بی‌رویه است. در حال حاضر ما جلوی استفاده از چاه‌های غیر مجاز را گرفته‌ایم و برداشت آنچنانی از آنها وجود ندارد و هم اکنون چاه‌های مجاز هستند که مشکل ساز شده و برداشت بی‌رویه دارند. در این ارتباط هم کنتورهای هوشمند نصب می‌کنیم که وظیفه‌اش کنترل برداشت در حد پروانه‌های مجاز است، البته این موضوع هم چالش بزرگی به وجود آورده به شکلی که وقتی کنتور هوشمندی آب را قطع می‌کند کشاورزان مدعی می‌شوند که ما ۳۰ یا ۴۰ سال است که از آب این چاه استفاده می‌کنیم و باغ و زمین کشاورزی ایجاد کرده‌ایم و حالا کنتور شما آب ما را قطع کرده است و این افراد را با هیچ دلیلی نمی‌توان توجیه کرد.
کاری برای نجات دشت قزوین نشده است
 
دکتر مریم شهبازی، عضو هیأت علمی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان درباره بحران خشکسالی و فرونشست در دشت قزوین به خبرنگار ایران گفت: کم آبی مقوله جدیدی برای کشور ایران با اقلیم خشک و نیمه خشک نبوده و نیست. در حقیقت کاهش قابل توجه سطح آب های زیرزمینی در کشور ما متأسفانه بیش از آنکه به اثرات تغییر اقلیم مربوط باشد به فعالیت های انسانی و برداشت‌های بی‌رویه از آن مربوط است. این کاهش میزان آبهای زیرزمینی به نوبه خود منجر به مشکلات و چالش های بزرگی چون فرونشست زمین شده است که می‌تواند امنیت آبی و غذایی در کشور را به خطر بیندازد. براساس گزارش‌های علمی اخیر، تأثیر کاهش در ذخایر آب زیرزمینی ایران با اضافه برداشت بیش از حد در 77 درصد از مساحت کشور، رشد شوری خاک در کل کشور و افزایش فرکانس و میزان فرونشست زمین را در دشت‌های ایران نمایان کرده است.
وی افزود: از دیرباز دشت قزوین به‌عنوان یکی از دشت‌های مطرح کشور جایگاه ویژه‌ای در تولید و کشاورزی دارد ولی بررسی شدت خشکسالی و ارتباط بین خشکسالی‌های اقلیمی و هیدرولوژیک، برمبنای داده‌های بارش و آب های زیرزمینی دشت قزوین و بررسی ارتباط آب های زیرزمینی و خشکسالی‌های اقلیمی نشان می‌دهد که تأثیر فعالیت های انسانی در کاهش آب های زیر زمینی این خطه بسیار چشمگیر بوده است. خشکسالی در آب های زیرزمینی با دو الی سه ماه تأخیر نسبت به خشکسالی‌های اقلیمی بروز می‌کند و به طور متوسط در هر سال 25 سانتیمتر سطح آب زیرزمینی افت داشته است.
متأسفانه استان قزوین یکی از 12 استان درگیر با بحران آب در سال‌جاری آبی ذکر شده و اگر وضعیت بارش‌ها مطابق مرکز اقلیم‌شناسی سازمان هواشناسی پیش برود، سال 1400 برای قزوین یکی از خشک‌ترین سال‌ها در پنجاه ساله اخیر خواهد بود. براساس گزارش اردیبهشت سال‌جاری سازمان هواشناسی ،میزان بارش‌ها در کل کشور 87.1 میلیمتر نسبت به میانگین دوره بلندمدت (20 تا 50 ساله) کاهش یافته است و استان قزوین با میانگین بارش بلندمدت 284 میلیمتر، 91.2 میلیمتر کاهش بارندگی دارد. ضمن کاهش بارش، افزایش دما نیز باعث کاهش ورودی آب به دشت قزوین می‌شود.
متأسفانه به‌دلیل برداشت بی‌رویه آب‌های زیرزمینی، در ۴۵ درصد دشت قزوین (از هشتگرد تا تاکستان) شاهد فرونشست زمین هستیم به طوری که هرساله ۲ تا ۱۷ سانتیمتر فرونشست گزارش شده است. در حالی که مسئولان شورای پیشگیری و عملیات پاسخ به بحران آب در سال‌جاری آبی، بخوبی این وضعیت بحرانی را رصد نموده‌اند، هنوز اقدام اجرایی خاصی برای مقابله با آن شروع نشده است.
وی درباره راهکارهای مقابله با خشکسالی گفت: تغذیه سفره‌های آب زیرزمینی از یک سو و جلوگیری از برداشت بی‌رویه و غیرمجاز از سوی دیگر راهکارهای اساسی برای مقابله با کم آبی و پدیده فرونشست زمین است. اعمال محدودیت در حفر چاه‌های جدید، محدودیت در حداکثر عمق حفر چاه از منابع آب زیرزمینی و نصب کنتور هوشمند راهکارهای مناسب برای کاهش عرضه و کنترل میزان مصرف آب چاه‌ها است. همچنین تغییر الگوی کشت مناسب براساس مدل‌های سازگار با کم آبی، کشت گیاهان جایگزین به جای محصولات با نیاز آبی بالا، اقدامات مناسب برای کاهش تبخیر از سطح خاک در کشت‌های آبی (مثل کشاورزی حفاظتی، مالچ و کلش، کودهای حفاظتی و...) و روش‌های استحصال آب باران از راهکارهای مناسب دیگر است. این راهکارها نیازمند هماهنگی بین سازمانی و عزم عمومی برای مقابله با اثرات خشکسالی و سازگاری با کم آبی است. ایران

 

امدادگران، با چشم های اشک آلود و دست های خالی شاهد سوختن بلوط ها هستند

نارک هنوز می سوزد

 

هنوز عرق تیم امداد و اطفای حریق از مهار آتش ارتفاعات حاتم و مرز استان خوزستان و کهگیلویه وبویراحمد، خشک نشده بود که آتش به جان نارک افتاد. حالا ۱۱ روز است که درختان بلوط و سایر گونه های گیاهی ارزشمند زاگرس، در آتش می سوزد و آن طور که فعالان محیط زیست گفته اند، تا امروز، حداقل ۴ هزار هکتار از جنگل های با ارزش زاگرس در این آتش سوزی گسترده از بین رفته است

اولین خبر، روز جمعه ۱۸ تیر منتشر شد؛ یک روز بعد از آغاز آتش سوزی. رییس اداره منابع طبیعی و آبخیزداری گچساران، از آتش سوزی گسترده در جنگل ها و مراتع ارتفاعات منطقه نارک این شهرستان خبر داد و گفت که آتش سوزی از ساعت ۲۳ شب پنجشنبه آغاز شده و برای اطفای آتش، درخواست کمک داد. سریع ترین پاسخ به این درخواست، اعزام دیرهنگام یک فروند بالگرد به منطقه بود. یک هفته بعد، روز ۲۴ تیر ماه، فرماندار گچساران اعلام کرد که درختان نارک، همچنان در آتش می سوزند. یکی از نیروهای امدادی و کوهنورد که برای کمک به اطفای حریق، به منطقه رفته بود، به چشم خود دیده بود که چطور هزاران درخت بلوط در آتش می سوخت و خاکستر می شد و هیچ کاری هم از دست های خالی همیاران محیط زیست و نیروهای امدادی برنمی آمد

اصلا خالی بودن دست صدها امدادگر و حامی محیط زیست بود که باعث شد آتش به سایر مناطق هم سرایت کند. سه روز بعد از آغاز آتش سوزی در نارک فرماندار گچساران از شروع آتش سوزی در ارتفاعات حفاظت شده خامی این شهرستان خبر داد و به خبرگزاری ایلنا گفت که آتش سوزی در این ارتفاعات هم مثل حادثهنارک از ساعات پایانی شب آغاز شده و خاموش کردن این آتش هم به دلیل وزش باد و صعب العبور بودن منطقه و همچنین گرمای طاقت فرسا در محل حادثه دشوار است

در حالی که به گفته اتابک، ارتفاعات خامی، منطقه حفاظت شده بوده و ممکن است وحوش منطقه هم گرفتار شعله های آتش شده باشند، این منطقه حفاظت شده، بیش از ۳۰ هزار هکتار وسعت دارد که زیستگاه گونه های کمیاب گیاهی و جانوری از جمله پلنگ، کل، بز و کبک و پوشش گیاهی غالب این منطقه، بلوط، بنه، ارژن، ول، کیکم و زالزالک است. ارتفاعات ۳ هزار متری خامی، ۱۰ قله بالای سه هزار متر ارتفاع دارد و یکی از کوه های رشته کوه زاگرس است. به گزارش ایلنا، از ابتدای سال جاری تاکنون، هفت فقره آتش سوزی در مناطق کوه خامی، دیل، کوه مشرف به تلخاب شرین، تپه های مشرف به کوی کارکنان و نارک در شهرستان گچساران رخ داده در حالی که در شهرستان گچساران، بیش از ۳۰۰ هزار هکتار مرتع و ۱۱۵ هزار هکتار جنگل وجود دارد. منطقه حفاظت شده خامی هم ۲۵ هزار و ۶۷۱ هکتار وسعت دارد و این منطقه کوهستانی در سال ۷۸ با هدف حمایت از جمعیت جانوری، به عنوان منطقه حفاظت شده مورد حفاظت قرار گرفت. این منطقه حفاظت شده، زیستگاه گونه های کمیاب گیاهی و جانوری از جمله پلنگ، کل، بز و کبک و پوشش غالب آن از بلوط، بنه، ارژن، کیکم و زالزالک است.

با وجود ارزش بی نظیر این مناطق، مسوولان و تیم های عملیاتی اطفای حریق، از کمبود امکانات مهار کردن آتش و تاخیر مسوولان در توجه به مناطق جنگلی و در معرض خطر آتش سوزی می گویند . سرهنگ محمد داور؛ فرمانده یگان حفاظت منابع طبیعی استان کهگیلویه وبویراحمد ۴ روز بعد از آغاز آتش سوزی در نارک، در اشاره به تاثیر کمبود امکانات اطفای حریق در مهار آتش سوزی اعلام کرد: نیروهای زیادی منتظر انتقال با بالگرد به ارتفاعات جهت کمک به اطفای حریق جنگل ها هستند در حالی که فقط یک بالگرد و آن هم متعلق به جمعیت هلال احمر وجود دارد

آنچنان که مسوولان استانی تایید کرده اند، کمبود امکانات اطفای حریق، یکی از دلایل وسعت گرفتن آتش در نارک و سرایت به خامی و مارین و ارتفاعات فتح و گناوه لری بوده چنانکه نه تنها همان اولین بالگرد هم، با تاخیر به منطقه اعزام شده، همیاران حامی محیط زیست، حتی آب کافی برای فرو نشاندن شعله های آتش در دسترس نداشتند و به گفته سرهنگ داور، تعدادی از نیروها به دلیل همین مشکلات و خستگی ناشی از نبود تجهیزات، در نیمه تلاش ها، منطقه در حال سوختن را ترک کرده اند

۴ روز بعد از وقوع این آتش سوزی، خبرگزاری ایسنا نوشت: تاخیر در اعزام بالگرد و مهار آتش سوزی در مناطقی از زاگرس در حالی است که ماه گذشته رضا بیانی؛ جانشین معاون امور جنگل سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور، از انتشار نقشه پیش بینی حریق در جنگل ها خبر داد و گفته بود که برخی نقاط منطقه زاگرس، در شرایط بحرانی به لحاظ ریسک بالای وقوع آتش هستند که ازجمله این مناطق می توان به بخشی از استان های کهگیلویه وبویراحمد، فارس به ویژه قسمت های جنوبی آن، کردستان، لرستان، ایلام به ویژه مناطق شمالی آن و منطقه کبیر کوه (که اولین موج گرمایی کشور عراق از این منطقه وارد استان ایلام می شود) اشاره کرد. هدف از تعیین نقاط بحرانی، تامین و در دسترس قرار دادن وسایل و امکانات جهت تسریع عملیات اطفای حریق در صورت بروز آتش سوزی است، البته تنها تعیین کردن نقاط بحرانی کفایت نمی کند و لازم است اقدامات دیگر نیز انجام شود تا براساس پیش بینی های صورت گرفته، امکانات لازم جهت اطفای حریق در این مناطق، پیش از وقوع حریق در دسترس باشد

طبق اولین برآورد از میزان خسارات در این مناطق جنگلی، به گفته آرش نیکخو؛ یک فعال محیط زیستی در استان کهگیلویه وبویراحمد، طی ۴ روز آتش سوزی در نارک بیش از ۴۰۰ هکتار از جنگل ها و مراتع استان سوخته و دچار آسیب شده است. در حالی که تا ۴ روز بعد از وقوع این حادثه و در مدتی که پوشش گیاهی زاگرس می سوخت و خاکستر می شد، هیچ مقام مسوولی به دلیل این آتش سوزی انبوه اشاره نکرده بود، این فعال محیط زیست، در توضیح علت وقوع این حادثه گفت: بیشتر مناطق استان کهگیلویه وبویراحمد جنگلی، کوهستانی و صعب العبور و به عنوان مرکز قاچاق زغال به سمت سایر استان هاست. علت تعداد زیاد آتش سوزی در جنگل ها و مراتع استان کهگیلویه وبویراحمد به خاطر قاچاق زغال و چوب است

حالا و بعد از ۱۰ روز از آغاز آتش سوزی در جنگل های نارک و خامی، فعالان محیط زیست می گویند که بیش از ۱۰۰ هزار درخت بلوط سوخته و بیش از ۴ هزار هکتار جنگل و مرتع، خاکستر شده است

این فعال محیط زیست تاکید کرد: طبق بررسی های صورت گرفته، آتش سوزی جنگل های نارک و خامی عمدی بوده، چراکه محل شروع آتش را پیدا و بررسی کرده ایم که عاملان آتش سوزی، بالا و پایین جاده ای را در منطقه نارنج آتش زدند و انتظار داریم مسوولان و متولیان امر، عاملان این آتش سوزی را شناسایی و طبق قانون با آنها برخورد کنند. از مسوولان کشوری و استانی از جمله استاندار و مجمع نمایندگان استان کهگیلویه وبویراحمد هم تقاضا داریم به صورت ویژه پیگیر اختصاص یک فروند بالگرد برای کمک به آتش سوزی جنگل های این استان که ۲۰درصد جنگل های زاگرس را دارد، باشند. در یک استان کوهستانی و سخت گذر و با این آمار بالای آتش سوزی جنگل ها، چرا نباید یک بالگرد آبپاش برای مهار این آتش سوزی ها داشته باشیم؟ 

چند روز قبل، خبرگزاری ایسنا، در یک مرور تقویمی، نوشت که در ۸ روز آغاز امسال، ۳۰ فقره آتش سوزی در استان های شمالی کشور رخ داد و ۲۱ فروردین هم، شعله های آتش به جان مراتع و جنگل های استان کهگیلویه وبویراحمد افتاد. از ابتدای سال جاری تاکنون، جنگل ها و مراتع استان های گیلان، کردستان، آذربایجان شرقی، زنجان، بوشهر، فارس، کهگیلویه و بویراحمد، هرمزگان، خوزستان و در شهرستان های گچساران، دنا، کهگیلویه، باشت، بویراحمد، دیل، چرام و بهمئی دچار حریق شده اند. سال گذشته نیز ۲۱ هزار هکتار از جنگل های کشور درگیر حریق بودند که از این میزان بیش از ۶۰۰ هکتار از جنگل ها و مراتع مناطق مختلف شهرستان گچساران در آتش سوزی ها دچار آسیب جدی شدند در حالی که بنا به اعلام سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری، بیش از ۹۰درصد آتش سوزی در جنگل های کشور ناشی از عوامل انسانی است.

بنا به همین گزارش، دفعات وقوع آتش سوزی در جنگل های زاگرس، نشانه بی توجهی مسوولان به پیش بینی ها و هشدارهاست، چراکه اوایل امسال، رضا بیانی؛ جانشین معاون امور جنگل سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور ضمن اعلام انتشار نقشه پیش بینی حریق در جنگل ها گفته بود که برخی نقاط منطقه زاگرس در شرایط بحرانی به لحاظ ریسک بالای وقوع آتش هستند که ازجمله این مناطق می توان به بخشی از استان های کهگیلویه وبویراحمد، فارس و کردستان اشاره کرد. کندی سرعت در اطفای حریق مناطق جنگلی هم ناشی از بی توجهی به ضرورت تامین تجهیزات کافی برای مهار کردن هر چه سریع تر آتش است و البته مهم تر از همه اینها؛ حتی مهم تر از تامین تجهیزات کافی و حتی توجه به نقشه پیش بینی حریق در جنگل ها، این است که دستگاه های مسوول برای پیشگیری از آتش سوزی جنگل ها و برای اطفای آتش سوزی در پوشش های ارزشمند گیاهی کشور، با یکدیگر هماهنگی و همکاری کافی داشته باشند که ظاهرا چنین نیست و شاید این علت، حتی بیش از کمبود حجم و کمیت تجهیزات می تواند در اوج گرفتن شعله های آتش در دل جنگل های ایران اثرگذار باشد

در گزارش ایسنا اشاره شده که جنگل های زاگرس به عنوان رویشگاه درختان بلوط، یک منطقه استراتژیک برای کشور است و معیشت حدود ۱.۵ میلیون نفر از مردم ساکن در این مناطق وابسته به جنگل های زاگرس است. جنگل های زاگرس یکی از مهم ترین رویشگاه های جنگلی کشور هستند و بیش از ۸۰درصد عشایر کشور و بیش از ۵۰درصد دام کشور در این منطقه حضور دارند و ۴۰درصد آب کشور از آن منطقه تامین می شود. جنگل های زاگرس ۱۱ استان کشور را دربر گرفته و از استان آذربایجان غربی آغاز می شود و تا فیروزآباد فارس امتداد دارد. جنگل های زاگرس ۶ میلیون هکتار وسعت دارد که این میزان جنگل در حدود ۳۰ میلیون هکتار از مساحت کشور پراکنده است و تیپ جنگل ها نیز بلوط است؛ گونه مقاوم و خشکی پسندی که قدمتی بیش از ۵۵۰۰ سال دارد. در کشوری که تنها ۷درصد از مساحت کل آن را پوشش جنگلی تشکیل داده و ۹۳درصد مابقی آن خشک و نیمه خشک و پوشش گیاهی آن بسیار کم است، هر یک درختی که در زاگرس از دست می دهیم، کشور را به سمت بیابانی شدن سوق می دهد. شدت و حدت و وسعت آتش سوزی ها طی سال های اخیر در جنگل ها و مراتع زاگرس نسبت به گذشته افزایش پیدا کرده در حالی که هر بذر بلوط، هفت تا هشت سال زمان می برد تا حدود ۷۰ سانتی متر رشد کند. احیای جنگل ها امکان پذیر است اما بسیاری از تخریب هایی که در جنگل ها ایجاد شده زمان زیادی برای ترمیم نیاز دارد چراکه این مشکلات در کوتاه مدت ایجاد نشده که در کوتاه مدت نیز از بین برود. نمی توان به راحتی گفت احیای جنگل های زاگرس چقدر زمان می برد، چراکه از بین رفتن درختی ۲۰۰ یا ۳۰۰ ساله نیاز به همان میزان زمان برای احیا دارد. براساس اعلام سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری بیش از ۹۰درصد آتش سوزی ها در جنگل ها و مراتع کشور ناشی از عوامل انسانی است. کارشناسان معتقدند که این عوامل چه سهوی و چه عمدی باید ریشه یابی شوند تا با اتخاذ برنامه ای جامع بتوان از وقوع این آتش سوزی ها پیشگیری کرد. همچنین مهار آتش در ساعات اولیه آغاز آتش سوزی بسیار مهم است و اگر در همان لحظات اولیه آتش کنترل شود و وسعت پیدا نکند می توان حریق را مهار کرد اما متاسفانه در آتش سوزی جنگل ها طی سال های اخیر شاهد تاخیر در اطفای به موقع حریق به دلایل متعددی بوده ایم که از جمله آنها می توان به کمبود امکانات و تجهیزات اطفای حریق، نیروهای اطفای حریق و تاخیر در اعزام بالگرد به مناطق صعب العبور اشاره کرد. گرچه طی ماه های گذشته سازمان های متولی از ارسال تجهیزات اطفای حریق به مناطق زاگرس نشین و آمادگی اعزام بالگرد به این مناطق در صورت وقوع آتش سوزی خبر داده اند اما طی یک ماه گذشته شاهد کمبود امکانات لازم و بالگرد به حد کافی برای اطفای حریق و نبود هماهنگی کافی بین دستگاه های مختلف بوده ایم اعتماد

فرو‌نشست زمین؛ پیامدها و راهکارها

درباره علت فرونشست زمین همواره نظریات مختلفی وجود دارد. کارشناسان زمین‌شناسی درباره علل آن به موضوعاتی نظیر برداشت بی‌رویه از آب‌های زیرزمینی، ویژگی‌های مهندسی رسوبات و حرکت آرام زمین اشاره دارند. در کشور ما مبحث فرونشست یکی از مخاطرات حال‌حاضر است که عمدتا در اثر استفاده بیش از حد از منابع آبی اتفاق افتاده است. مطالعات سازمان زمین‌شناسی ایران نشان می‌دهد برخی نقاط اطراف تهران سالیانه ۲۵ سانتی‌متر فرونشست دارد، اما این فرو‌نشست در تمام نقاط تهران یکدست نیست. بر اساس همین مطالعات، فرونشست زمین در حاشیه جنوب غرب تهران در ۱۰ سال گذشته تقریبا دو تا سه برابر شده است. در همین راستا تصاویر ماهواره‌ای موسسه تحقیقاتی اینتل لب نیز از این پدیده با عنوان بمب ساعتی بی‌صدا یاد کرده و آن را تهدیدی برای ۱۳ میلیون نفر جمعیت ساکن در این مناطق دانسته است. رئیس سازمان نقشه‌‌برداری کشور نیز عنوان کرده است که از ۳۱ استان کشور ۲۹ استان در خطر پدیده فرونشست زمین قرار دارند و لازم است مسئولان تصمیمات قاطع در این زمینه بگیرند. نظر به اهمیت این بحث، ایرنا با سید‌عبدالرضا سعادت، مدیر کل اداره نقشه‌برداری زمینی به گفت‌و‌گو نشسته است که مشروح آن را در ذیل می‌خوانید:


 
فرونشست و علل آن


سعادت با اشاره به اثرات فرونشست زمین و علل آن اظهار کرد:  پدیده فرونشست موضوع جدیدی نیست؛ بلکه از سال‌ها پیش مطرح بوده است. سازمان نقشه‌برداری دهه ۸۰ برای نخستین‌بار به این موضوع اشاره کرده بود. در رابطه با فرونشست باید گفت، علل مختلفی دارد اما عمده آن به برداشت بیش از حد آب‌های زیرزمینی برمی‌گردد. مطالعات و کارهای مختلف سازمان نقشه‌برداری و انطباق‌سازی‌هایی که این سازمان انجام داده، نشان می‌دهد اکثر جاهایی که فرونشست داریم با برداشت بی‌رویه آب‌های زیرزمینی مواجه هستیم. بنابراین برداشت بی‌رویه آب از یک‌سو و از سوی‌دیگر خشکسالی، کم‌آبی، ریزش باران و مشکلات مربوط به مدیریت همگی در به‌وجود آمدن و تشدید پدیده‌هایی مثل فرونشست نقش داشته و دارند. به‌طوری‌که در بعضی شهرها مثل تهران شاهد هستیم که وسعت و در برخی مناطق عمق فرونشست‌ها در حال افزایش است و از سویی گسترش این پدیده به سمت شهرها و شریان‌‌های حیاتی می‌تواند خطرات و آسیب‌‌هایی را به همراه داشته باشد.


 
مرگ آبخوان‌‌ها


سعادت درباره مهمترین اثرات و پیامدهای فرونشست گفت: موضوعی که برای فرونشست اتفاق می‌افتد این است که با مرگ آبخوان‌ها مواجه هستیم. فرونشست باعث از بین رفتن خاک حاصلخیر می‌شود و مواردی از این نوع مضراتی وارد می‌کند. وی افزود: مناطقی که فرونشست در آنها اتفاق می‌افتد، بیشتر نزدیک به شهرها است و این امر ممکن است استحکام سازه‌ها را از بین ببرد؛ به عبارتی سبب می‌شود مقاومت سازه‌ها در برابر زلزله‌ها کاهش پیدا کند. از دیگر پیامدهای فرونشست کاهش شیب زمین به عمق ۵ سانتی‌متر است که همین امر خطوط ریلی را که نیاز به مسیری هموار دارند، با مشکل رو‌به‌رو می‌کند. از طرفی از هم گسسته شدن لوله‌های آب و گاز و انفجار ناشی از این گسستگی‌ها خود زمینه‌ساز مشکلاتی برای جامعه شهری می‌شود. وی گفت: از طرفی وقتی آبخوان‌ها خشک می‌شوند، کشاورزی هم دچار مشکل می‌شود و مسائل زیست‌محیطی به وجود می‌آید که این موارد همه به هم وابسته هستند.


 
راهکار چیست؟


سعادت در خصوص راهکارهای لازم برای کاهش فرونشست‌ها‌، توضیح داد: بحث فرونشست بحث برداشت آب است. باید این مساله مدیریت شود. برگشت به این راحتی امکان‌پذیر نیست. بنابراین بهترین راه مدیریت و کنترل مصرف آب است. سعادت گفت: در این زمینه فرهنگ‌سازی می‌تواند بسیار موثر باشد. مردم باید آگاه شوند که در آینده ممکن است برای نسل آتی مشکلاتی ایجاد شود. هرچند سازمان نقشه برداری هشدارهایی می‌دهد، اما ما باز همچنان می‌بینیم که این مشکل به طور اصولی حل نشده است. هرچند در بحث مدیریت بحران، مسئولین اقداماتی انجام می‌دهند، اما باز به نظر می‌رسد که باید در این باره بیشتر کار شود. اصلاح الگوی کاشت و سایر مواردی از این دست می‌تواند کمک کند که این روند یعنی فرونشست زمین تا حدودی کاهش پیدا کند آرمان ملی.

آتش‌سوزی جنگل‌های اطراف گچساران وارد پنجمین روز خود شد

همچنان آتش، همچنان زاگرس

چندسالی است که با شروع فصل گرما مناطق کوهستانی جنوب در رشته کوه زاگرس جولانگاه شعله‌های آتشی است که هم گونه‌های گیاهی و جتنوری منطقه را به آتش‌ می‌کشد و هم نیروهای مردمی، تشکل‌های مردم‌نهاد حافظ ‌محیط‌زیست و ماموران دولتی حفاظت از محیط‌زیست را خسته و فرسوده‌ می‌کند وگاه برخی از آنان در شعله‌های این آتش وحشی نیز جان‌ می‌سپارند. هنوز حماسه البرز زارعی جوان حافظ ‌محیط‌زیست گچسارانی از یاد نرفته است.
 
در روزهای گذشته نیز مناطقی از جنگل‌های کوه نارک گچساران در استان کهگیلویه وبویراحمد گرفتار آتش شد و علی‌رغم حضور فعالان ‌محیط‌زیست و تشکل‌های مردم‌نهاد و تلاش‌ بی‌وقفه آنان، همچنان درخت‌های بلوط و زالزاک این منطقه گرفتار آتش‌اند.
امید سجادیان دبیر تشکل‌های استان و نهضت سبز زاگرس در گفت‌وگو با همدلی در این ارتباط گفت:عدم برنامه‌ریزی بلندمدت سازمان‌های متولی از جمله ‌محیط‌زیست، منابع طبیعی، مدیریت بحران، فرمانداری‌ها برای کنترل آتش‌سوزی‌ها و نبود تجهیزات کافی باعث مخرب شدن آتش‌سوزی‌ها شده است.
سجادیان افزود:سازمان‌های متولی باید مکان‌های آتش‌سوزی با ریسک بالا را شناسایی و عوامل ‌آتش‌سوزی‌ها را با همراه تاریخچه، میزان تخریب، یکسری پارامترها و داده‌های کاربردی را تعیین کند و براساس این داده‌ها و عوامل یک برنامه جامع مدیریت حریق را تببین تا براساس این پروتکل در ‌آتش‌سوزی‌ها عمل کنند.
دبیر تشکل‌های ‌محیط‌زیست و منابع طبیعی کهگیلویه و بویراحمد گفت:‌آتش‌سوزی جنگل‌های منطقه نارک گچساران به دلیل عدم حضور به موقع نیروهای متولی و بسیج نیروها در ساعات اولیه، فرصت طلائی اطفای حریق از بین رفته و ‌آتش ‌به سایر نقاط گسترش یافت. همچنین نبود بالگرد برای اعزام نیرو در مناطق صعب‌العبور کار را سخت و باعث شد آتش به منطقه حفاظت شده خومی برسد.
امید سجادیان درباره نبود مدیریت نیروها در منطقه ‌آتش‌سوزی گفت:با توجه به ‌این‌که بعد از گسترده شدن ‌آتش‌سوزی دستگاه‌های متنوعی در آتش حضور پیدا می‌کنند، مدیریت و فرماندهی واحدی برای کنترل، نقطه‌یابی، موقعیت‌یابی و هلی بورن دقیق نیروها در مناطق  به شکل موثری وجو‌د نداشته و نتوانستیم به خوبی از تجارب سالیان گذشته استفاده کنیم.
 
یک فعال ‌محیط‌زیستی دیگر که خود در منطقه حضور دارد نیز درباره دشواری‌های موجود در روند خاموش‌سازی جنگل‌های زاگرس به خبرنگار همدلی توضیحاتی ارائه داد. آرش نیکخو در این باره گفت:بخشی از کوه خومی به همراه کوه دیل جزو مناطق حفاظت شده در استان کهگیلویه و بویراحمد‌ است. تاکنون حدود ۷۰نیروی مردمی، منابع طبیعی، ‌محیط‌زیست از سراسر استان در منطقه حضور پیدا کردند، ولی گرمای بالای هوا، نبود امکانات کافی و نیروی پشتیبانی کافی باعث کند شدن روند کنترل آتش شده است. متاسفانه در یکی دو روز اول ‌آتش‌سوزی اطلاع‌رسانی و امداد جمعی برای اطفای حریق شکل نگرفت و بعد از آن تمامی تلاش‌ها فقط سرعت تخریب را کندتر کرده است.
نیکخو که خود در منطقه ‌آتش‌سوزی حضور دارد، افزود:فعالان مردمی و برخی نیروهای داوطلب از عدم اطلاع‌رسانی به موقع ‌آتش‌سوزی گلایه داشتند و معتقدند هر دقیقه دیرتر آگاه شدن، اطفای حریق را سخت و سخت‌تر خواهد کرد. همچنین برخی نیروهای منابع طبیعی به علت عدم نقطه‌یابی مناسب برای فرود بالگرد، در جاهایی پیاده شدند که مسافت برای رسیدن به خط آتش را دوبرابر و نیروها را خسته کرده بود.
 
این فعال ‌محیط‌زیست ادامه داد:از دیگر مشکلاتی که وجود دارد نبود بالگرد مختص سازمان ‌محیط‌زیست و منابع طبیعی بسیاری از مشکلات ما مانند کوهنوردی تا رسیدن به خط آتش، خستگی ناشی از پیاده‌روی در کوهستان در هوای گرم و عدم حضور به موقع را حل خواهد کرد که در نتیجه میزان شدت آتش و کاهش تخریبات را موجب می‌شود. چون بالگرد از سازمان‌ها و ادارات دیگر قرض گرفته می‌شود، هماهنگی و بروکراسی اداری زمان‌بری نیاز است و در طول این مدت آتش به سایر مناطق رسیده و از کنترل خارج می‌شود.
آرش نیکخو ادامه داد:‌آتش‌سوزی جنگل‌های نارک گچساران چهارمین روز خود را پشت سر و وارد پنجمین روز شد. آتشی که از مناطق تحت پوشش منابع طبیعی در نارک گچساران آغاز شد، پیشروی و به منطقه حفاظت شده کوه خومی رسید. خط آتش در خومی به حدود ده کیلومتر و ارتفاع آتش تا پنج متر می‌رسید. نیروهای منابع طبیعی در مقابل دمای هوا و وزش باد نتوانستند مقاومت کنند و هر لحظه مجبور به فرار به دیگر مناطق و ایجاد آتش‌بر می‌شدند. نبود پشتیبانی در تامین آب آشامیدنی و نیروی پشتیبانی باعث شد تا توان نیروها تحلیل رود.
این فعال ‌محیط‌زیست ادامه داد:عدم آموزش نیروهای داوطلب هر لحظه ممکن است هزینه‌های ‌محیط‌زیستی آتش را به هزینه جانی تبدیل کند. در همین ‌آتش‌سوزی متاسفانه یک عدد دستگاه دمنده منفجر شد و با خوش‌شانسی تمام خسارت جدی به بار نیاورد، ولی باعث سوختگی سطحی یکی دو تن از داوطلبان اعزامی از سوی بسیج شد.
 
تا امروز 20تیرماه شهرستان گچساران هم به لحاظ تعداد و هم به لحاظ وسعت یکی از مناطق عمده ‌آتش‌سوزی در زاگرس بوده است که نیاز است مدیران گچساران تجدید نظر ویژه‌ای به این موضوع داشته باشند. پیش از این ‌آتش‌سوزی در دو ماه گذشته، منطقه حیاتی و حفاظت شده دیل که جایگاه صدها گونه جانوری از جمله کل و بز، انواع درنده و خزنده از جمله افعی‌ها‌ است، به شکل وسیعی به مدت یک هفته سوخت و تخریبات زیادی به بار آورد. همچنین بخش دیگری از کوه خومی دوماه قبل در آتش سوخت و صعب‌العبور بودن به عنوان دلیل اصلی حجم تخریبات بیان شد.
نیکخو که خود دست‌اندرکار آموزش نیروهای داوطلب مردمی نیز هست در این باره گفت:آموزش و تجهیز مردم محلی و همکاری با دهیاری‌ها به شکل قابل ملاحظه‌ای تعداد و وسعت ‌آتش‌سوزی‌ها را کاهش داده است که البته در تمامی مناطق استان به یک اندازه نبوده و همچنان تلاش‌ها در جهت فرهنگ‌سازی ادامه دارد که نیاز به همکاری جدی آموزش و پرورش را می‌طلبد . همدلی 

سراب آب در هورالعظیم

زهره افشار
خبرنگار


مخزن شماره یک هورالعظیم روبه خشکی است ودیگر کرخه، نهری بیش نیست. اگر آبی از سد به هورالعظیم نرسد باید منتظر فاجعه زیست محیطی در منطقه باشیم. این بخشی از صحبت‌هایقاسم ساعدی نماینده مردم هویزه و دشت آزادگان است که پس از بازدید روز دوشنبه خود از سد کرخه و هورالعظیم به شدت  از وضعیت این تالاب اظهار نگرانی می‌کند.
 
وی به ایران می‌گوید در این بازدید مشخص شد طی هفته گذشته به‌دلیل روند گرمای بالای 50 درجه و تبخیر زیاد بازهم حجم مخزن شماره یک در شمال هورالعظیم کاهش یافته و به حد 40 درصد رسیده است. حجم مخازن دیگر نیز مناسب نیست، هیچ کدام از مخازن حجم آبگیری‌شان به بالای 80 درصد نمی‌رسد. از سوی دیگر به‌دلیل اینکه آبی به هورالعظیم وارد نمی‌شود آب راکت شده و از فاصله چند کیلومتری هم بوی تعفن به مشام می‌رسد. عضو کمیسیون انرژی مجلس می‌گوید در حال حاضر 60 روستای منطقه که آب شرب آنها از پمپاژ و تصفیه آب کرخه تأمین می‌شد دچار تنش آبی شده‌اند. شاخه نیسان رودخانه کرخه کاملاً خشک است و می‌توان در کف رودخانه پیاده‌روی کرد.
این روستاها در حال حاضر بوسیله تانکر آبرسانی می‌شوند و اگر بزودی آبی از سد کرخه رها‌سازی نشود برای آب شرب دشت آزادگان و هویزه با مشکل مواجه می‌شویم. وی تأکید می‌کند خشکسالی به جای خود، اما عدم مدیریت آب در خوزستان از سوی سازمان آب و برق و وزارت نیرو این مشکل را دو چندان کرده است. وی می‌افزاید: چرا در سه ماه گذشته باید اینقدر آب از سدها رها‌سازی شود که به تخریب اراضی پایین دست بینجامد و حالا آبی برای رهاسازی نباشد. ساعدی خاطرنشان می‌کند: نمایندگان خوزستان مصرانه حقابه هورالعظیم را پیگیری خواهند کرد.ایران 

نارک خاموش نشده، خامی شعله ور شد

شعله‌های آتش بر فراز زاگرس، داغ البرز را تازه کرد

شیما جهانبخش
خبرنگار
 

سال گذشته البرز زارعی در آتش‌سوزی کوه دیل جان خود را از دست داد. بعد از این حادثه نگاه‌ها به سمت فراهم کردن امکانات برای محافظت از منابع طبیعی استان کهگیلویه و بویر احمد معطوف شد و یکی از 16 پایگاه اطفای حریق کشور در منطقه فیروزآباد شهرستان بویراحمد راه‌اندازی شد. پایگاهی با کمترین امکانات تا ثابت کند مرگ البرز آتش زاگرس را خاموش نمی‌کند.
امسال هم باز آتش به‌ جان مراتع و جنگل‌های ارتفاعات کوه نارک گچساران افتاده و بخش زیادی از جنگل‌ها و مراتع این منطقه را به خاکستر تبدیل کرده است. به فاصله کوتاهی قبل از این آتش‌سوزی 7 فقره آتش‌سوزی در مناطق کوه خامی، دیل، کوه مشرف به تلخاب شرین، تپه‌های مشرف به کوی کارکنان و نارک در شهرستان گچساران رخ داده است.
کوه نارک چهار روز سوخت و دیروز مسئولان منطقه‌ای اعلام کردند که آتش تقریباً خاموش شده است اما بلافاصله اعلام شد آتش‌ دیگری در ارتفاعات کوه خامی شروع شده است.

مهار آتش‌سوزی جنگل‌های نارک گچساران
مجید نظری، رئیس اداره منابع طبیعی و آبخیزداری گچساران از مهار بخش عمده‌ای از آتش در جنگل‌ها و مراتع ارتفاعاتنارک این شهرستان خبر داد و اظهار داشت: با تلاش‌های انجام شده و کمک نیروهای مردمی، بسیج، محیط‌ زیست و منابع طبیعی با وجود صعب العبور بودن منطقه آتش در بخش‌های زیادی کنترل شده اما هنوز این آتش‌سوزی مهار نشده است. گزارش رسیده که یک مورد آتش‌سوزی دیگر در ارتفاعات کوه خامی شروع شده است.
رئیس اداره منابع طبیعی شهرستان گچساران با تأکید بر اینکه شیب تند و سخت گذر بودن منطقه کار مهار و خاموش کردن آتش را بسیار سخت کرده است، ادامه داد: با پیگیری‌های استانداری 4 دستگاه بالگرد و آب پاش در اختیار ستاد مدیریت بحران استان قرار گرفته و با کمک این بالگردها ۳۵۰ نفر از نیروهای امدادی برای خاموش کردن آتش به کوه‌های نارک گچساران اعزام شده‌اند. البته شرایط ارتفاعات به گونه‌ای است که نمی‌توان از بالگردها برای آب پاشی استفاده کرد و فقط نیروی انسانی آن هم در شرایط سخت می‌تواند از پیشروی شعله‌های آتش جلوگیری کند.

نگران منطقه حفاظت شده خامی هستیم
نظری دمای بالای 50 درجه و وزش باد را از دیگر موانع پیش روی نیروهای اطفای حریق عنوان کرد و گفت: با‌وجود طاقت فرسا بودن عملیات اطفا تمام نیروهای تیپ ۴۸فتح، منابع طبیعی و محیط‌ زیست استان تا مهار کامل آتش‌سوزی حضور دارند. درست است که آتش در ارتفاعات نارک در بخش‌های زیادی مهار شده اما نگران منطقه حفاظت شده خامی هستیم. آتش این منطقه را در برگرفته و حدود 300 نیروی انسانی هم اکنون در این منطقه مشغول خاموش کردن آتش هستند.
وی در خصوص علت و برآورد اولیه از میزان خسارات وارده آتش‌سوزی در ارتفاعات نارک و خامی گچساران یادآور شد: هنوز علت این آتش‌سوزی‌ها معلوم نیست و میزان خسارات وارده نیز پس از مهار آتش مشخص می‌شود.

اعزام نیروهای امدادی تازه نفس برای مهار کامل آتش
حسین کلانتری، استاندار کهگیلویه و بویراحمد در گفت‌و‌گو با ایران عامل اصلی آتش‌سوزی جنگل‌های استان را انسانی دانست و اظهارداشت: با تلاش و همت نیروهای اطفای حریق آتش‌سوزی در 2 جبهه مهار شده است.
در روزهای اخیر هم طی 2 مرحله موفق به خاموش کردن کامل شعله‌های آتش شده بودیم اما متأسفانه وزش بادهای شدید، این شعله‌ها را دوباره روشن کرد. کلانتری از اعزام یک فروند بالگرد ارتش به ارتفاعات نارک گچساران به‌همراه نیروهای امدادی تازه نفس خبرداد و یادآورشد: از آنجایی که برای خاموش کردن شعله‌های آتش در ارتفاعات نارک گچساران و ارتفاعات خامی حتماً باید از بالگرد استفاده شود 3 فروند بالگرد در اختیار ستاد مدیریت بحران قرار گرفته است. همچنین مجوز پرواز ۲ فروند بالگرد شرکت نفت گچساران را از وزارت نفت گرفته‌ایم تا به کمک نیروهای امدادرسان بروند. استاندار کهگیلویه و بویراحمد با تأکید بر اینکه در آتش‌سوزی اخیر به وحوش آسیبی نرسیده است، افزود: از آنجایی که فاصله آتش‌سوزی تا محل زندگی وحوش زیاد است خوشبختانه آسیبی به وحوش نرسیده اما بخش زیادی از پوشش گیاهی ارزشمند منطقه از بین رفته است.

بیش از 95 درصد از آتش‌سوزی‌های استان عوامل انسانی دارد
 
غلامحسین حکمتان، مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری کهگیلویه و بویراحمد هم به ایران گفت: بخش زیادی از این آتش‌سوزی مهار شده اما آتش‌سوزی دیگری در ارتفاعات خامی گچساران از ساعت ۱۹ روز شنبه (19تیر) آغاز شده و همچنان این منطقه در حال سوختن است.  وی ادامه داد: با دستور ویژه استاندار و هماهنگی با مرکز هلیکوپتر وزارت دفاع و رئیس سازمان جنگل‌های کشور بالگرد‌های آب پاش به یاری ما آمده‌اند اما گرمای هوا، وزش باد شدید و صعب العبور بودن منطقه باعث کندی کار شده است.
در حال حاضر نیروهای محیط‌ زیست، نیروهای مردمی و تشکل سبزگامان به کمک منابع طبیعی آمده‌اند. همچنین چند اکیپ از مرکز استان، یک اکیپ از شهرستان کهگیلویه و یک اکیپ از شهرستان باشت جهت کمک به اطفای حریق جنگل‌های نارک به منطقه اعزام شده‌اند و امیدوارم بزودی این آتش‌سوزی مهار شود.
مدیرکل منابع طبیعی استان کهگیلویه و بویراحمد با تأکید براینکه بیش از 95 درصد از آتش‌سوزی‌های استان عوامل انسانی دارد خاطرنشان کرد: 90 درصد از اراضی شهرستان گچساران را عرصه‌های ملی تشکیل می‌دهند که از این میزان نیز ۷۰ درصد مراتع و جنگل‌ها هستند، متأسفانه در فصول گرم سال گذشته بیش از ۶۰۰ هکتار از مراتع و جنگل‌های این شهرستان نیز طعمه حریق شد. امسال با توجه به کم بارشی و خشک شدن زودهنگام علفزارها در دامنه‌ کوه‌ها مردم باید توجه بیشتری به طبیعت داشته باشند و در این شرایط از برافروختن آتش بپرهیزند. ایران

تداوم سوختن جنگل‌ها درآتش ناهماهنگی‌ها
 

درپی وقوع آتش‌سوزی‌های گسترده‌ در مراتع و جنگل‌های مناطق زاگرس و تداوم چند روزه این آتش‌سوزی‌ها و سرایت آن‌ها به مناطق دیگر، یک عضو هیئت علمی موسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع کشور ضمن بیان اینکه سازمان‌های متولی حفاظت از منابع طبیعی ضعیف شده‌اند، گفت: تداوم چندین روزه آتش‌سوزی‌ها در مناطق صعب‌العبور نشان می‌دهد که هماهنگی کافی بین دستگاه‌ها در زمینه اطفای حریق به وجود نیامده است. به گزارش ایسنا، در سال‌ جاری بارها آتش به جان جنگل‌های زاگرس افتاده است. آتش‌سوزی در جنگل‌های نارک نیز که از ساعت ۲۳ پنجشنبه شب (۱۷ تیرماه) و آتش‌سوزی منطقه حفاظت شده خامی در شهرستان گچساران استان کهگیلویه و بویراحمد که از ساعت ۱۹ شنبه (۱۹ تیر) شروع شده، همچنان مهار نشده است. با وجود گذشت چند روز از وقوع این آتش‌سوزی گسترده، اعزام بالگرد به این منطقه افزایش یافت و محمد محمدی، مدیرکل مدیریت بحران استانداری کهگیلویه و بویراحمد گفت: یک بالگرد در حال انتقال نیروها به ارتفاعات نارک گچساران برای مهار آتش است و سه بالگرد دیگر از تهران، شیراز در حال اعزام به شهرستان گچساران استان کهگیلویه و بویراحمد جهت کمک به اطفای حریق جنگل‌های نارک هستند. احمد رحمانی با اشاره به تاخیر در مهار آتش‌سوزی‌های اخیر در جنگل‌ها و مراتع زاگرس گفت: به‌طور کلی مهار آتش‌سوزی‌های اخیر در مناطق زاگرس به‌دلیل اینکه در مناطق صعب‌العبوری قرار دارند و جاده دسترسی نیز به آن وجود ندارد با تاخیر مواجه می‌شود این درحالیست که برای مهار آتش‌سوزی در چنین مناطقی باید از تجهیزاتی مانند هلیکوپتر و هواپیماهای آب‌بر به حد کافی استفاده شود اما با توجه به کمبود امکانات در این زمینه داوطلبان و نیروهای سازمان‌های مردم نهاد مجبور هستند وسایل و امکانات از جمله بیل و کلنگ و آب را با شرایط دشواری با الاغ به نیروهای اطفای حریق برسانند. وی در ادامه تصریح کرد: متاسفانه در کشور ما به مسائل مربوط به منابع طبیعی و محیط زیست توجه کافی نمی‌شود. از این رو با وجود اینکه از امکانات و تجهیزات لازم برای مهار آتش‌سوزی در جنگل‌ها و مراتع و حفاظت از منابع طبیعی برخورداریم اما در شرایط بحران از آن‌ها محروم می‌مانیم. تاخیر در اعزام بالگرد و مهار آتش‌سوزی در مناطقی از زاگرس در حالیست که ماه گذشته رضا بیانی، جانشین معاون امور جنگل سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور از انتشار نقشه پیش‌بینی حریق در جنگل‌ها خبر داد و گفته بود که برخی از نقاط منطقه زاگرس در شرایط بحرانی به‌لحاظ ریسک بالای وقوع آتش هستند که ازجمله این مناطق می‌توان به بخشی از استان‌های کهگیلویه و بویراحمد، فارس به‌ویژه قسمت‌های جنوبی آن، کردستان، لرستان، ایلام به‌ویژه مناطق شمالی آن و منطقه کبیر کوه - که اولین موج گرمایی کشور عراق از این منطقه وارد استان ایلام می‌شود - اشاره کرد.
رحمانی ضمن بیان اینکه هدف از تعیین نقاط بحرانی تامین و در دسترس قرار دادن وسایل و امکانات جهت تسریع عملیات اطفای حریق در صورت بروز آتش‌سوزی است، تصریح کرد: تنها تعیین کردن نقاط بحرانی کفایت نمی‌کند و لازم است اقدامات لازم دیگر نیز در ادامه تعیین نقاط بحرانی انجام شود تا براساس ‌پیش‌بینی‌های صورت گرفته امکانات لازم جهت اطفای حریق در این مناطق از ‌پیش از وقوع حریق در دسترس باشد. به گفته این عضو هیئت علمی موسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع کشور، سازمان‌های متولی از جمله سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری و سازمان حفاظت محیط زیست طی سال‌های اخیر به‌لحاظ نیروهای انسانی، ‌امکانات و تجهیزات و مدیریتی ضعیف شده‌اند و نتیجه آن می‌شود شرایطی که اکنون در جنگل‌ها و مراتع کشور شاهد آن هستیم. اکنون داوطلبان، نیروهای سازمان‌های مردم نهاد و برخی سازمان‌های دلسوز در تلاش برای اطفای حریق در جنگل‌ها و مراتع هستند اما کافی نیست. رحمانی با بیان اینکه سال گذشته نیز بر ضرورت افزایش همکاری بین دستگاه‌ها در جهت کمک به اطفای حریق در جنگل‌ها و مراتع کشور تاکید شد، گفت: تداوم چندین روزه آتش‌سوزی‌ها در مناطق زاگرسی نشان می‌دهد که هماهنگی‌های لازم بین دستگاه‌ها به وجود نیامده است و دستگاه‌ها در اعزام به‌موقع و به حد لازم بالگرد به مناطق صعب‌العبور به‌خوبی عمل نکرده‌اند این شرایط در حالیست که ستاد بحران باید در این زمینه‌ها تصمیم بگیرد. آیا این آتش‌سوزی‌ها در جنگل‌ها و مراتع کشور بحران نیست؟ آفتاب یزد

مشکلاتی که با صدقه رفع نمی شوند

رویکردهای احساسات گرایانه در حفاظت از محیط زیست

حمید حیدری

چه چیزی سبب شده که با این خیل عظیم اخبار نگران کننده محیط زیستی و حتی با آنکه جامعه نسبت به گذشته به اهمیت این موضوع پی برده است، وضعیت اکوسیستم های انسانی و طبیعی ما اینچنین آشفته و بحران زده باشد؟ باید اعتراف کنم که تکه های پازل پاسخ به این سوال سخت چند ماه پیش در ذهنم شکل گرفت. هنگامی که برای مصاحبه یک موقعیت شغلی مرتبط با رشته ام(محیط زیست) به جایی دعوت شدم. مصاحبه کننده در خصوص بازاریابی حفاظت پرسید. البته تا آن لحظه با این مفهوم آشنا نبودم و در نتیجه گزینه مطلوبی به حساب نیامدم و خب بقیه ماجرا چندان اهمیتی ندارد. ولی این واژه و جست وجوهای بعدی، ذهنم را به سمت مواردی سوق داد که پیش از این به صورت مجزا و جزیره ای به آن فکر کرده بودم.

ما در حال سپری کردن برهه خاصی از تاریخ جنبش محیط زیستی هستیم. شاید نزدیک ترین وضعیت به اکنون را بتوان در نگرش های پس از انتشارگزارش محدودیت رشد توسط باشگاه رم دید. در واقع نتایج گزارش محدودیت رشد، در آن زمان(۱۹۷۲) توانست بر بخش های قدرتمندی از جامعه اثرگذار باشد.  بخش هایی که تا آن لحظه محدودیتی برای بهره کشی از کره زمین نمی دیدند و تصور می کردند زمین تا ابد توانایی پاسخ به نیازهای انسان را دارد. در حال حاضر این مساله با قاطعیت رد شده ولی کماکان بحران های عظیمی پیش روی ماست ولی هنوز همگرایی و اجماع جهانی لازم برای حل آنها شکل نگرفته است. با این حال به لطف رشد رسانه های جمعی و اینترنت، شرایطی فراهم شده که  جوامع انسانی نسبت به فجایعی که در حال  رخ دادن است، آگاه تر شوند

ولی باید اعتراف کرد که پیچیدگی های پیرامون جنبش های زیست محیطی نسبت به دهه ۱۹۷۰ بیشتر شده است. برای مثال در دهه ۱۹۹۰ یادداشتی از یکی از اقتصاددانان اصلی بانک جهانی(لارنس سامرز) درز کرد که نشریه اکونومیست آن را با عنوان بگذار آنها زباله بخورند منتشر کرد. در این یادداشت، سامرز از صدور زباله و صنایع آلاینده  به کشورهای کمتر توسعه یافته دفاع کرده بود. تا به گمان خود با کاهش آلودگی در کشورهای توسعه یافته، رضایت جنبش های محیط زیستی این کشورها را جلب کند و در ضمن از هزینه های زیانبار بخش بهداشت و سلامت بکاهد

یکی از مواردی که بخش کوچکی از پشت پرده دخالت جریان های سودمحور در محیط زیست را عیان کرد یادداشت یکی از فعالان محیط زیستی بود که حدود دو سال در یادداشتی با نام مستعار جک توماس  افشا کرد که روابط پنهانی میان فعالان محیط زیست در برزیل و سرمایه گذاران تغییرکاربری جنگل های آمازون وجود دارد. همچنین جک توماس اذعان کرد که مقامات بلندپایه نهادهای بین المللی در بیشتر موارد سعی دارند حقایق فجایع محیط زیستی را از مردم مخفی کنند. در نهایت یکی از بزرگ ترین نقدهایی که جک توماس به وضعیت جنبش های محیط زیستی دارد این است که این جنبش ها با انحراف از مسیر اصلی به مسائل فرعی و احساسی تمرکز کرده اند و به جای تاکید بر حل بحران هایی از قبیل تغییرات اقلیمی، انقراض گونه ها و... به اقدامات فردی و سانتی مانتالیستی بیشتر توجه دارند.

 بازی های پیچیده جریان های مخالف حفاظت محیط زیست تنها معطوف به این موارد نشده است. سال پیش یادداشتی توسط چند تن از اساتید مطرح بوم شناسی در استرالیا منتشر شد که به وضعیت سانسور علمی در فضای آکادمیک پرداخته بودند. به گفته این اساتید، بسیاری از دانشمندان محیط زیست نمی توانند مقالات خود را چاپ کنند چون حامیان مالی دانشگاه نمی خواهند اعتبارشان خدشه دار یا مضرات محیط زیستی پروژه های دولت آشکار شود. دانشگاه ها به محققان اجازه چاپ نمی دهند و محققان از ترس از دست دادن شغل شان این کار را نمی کنند. یکی از پژوهشگران اعتراف کرده که مشاور شرکت هایی بوده که به وضوح در حال تخریب محیط زیست هستند و این شخص سال ها با فریب اینکه می تواند موثر باشد با آنها همکاری داشته ولی اکنون دریافته سیستم به قدری معیوب  است که هیچ راه حلی برای اصلاح آن وجود ندارد. تجربه نگارنده در سال ها کار در بخش مهندسی مشاور و پروژه های ارزیابی اثرات محیط زیست موید این موضوع است که دیدگاه کارفرماهای دولتی و خصوصی به مطالعات محیط زیست ایراد ریشه ای دارد و اغلب آنها به این مطالعات به عنوان یک مانع قانونی و رفع تکلیف نگاه می کنند. با این حال باید به این مورد هم اشاره کرد که ساختار تدوین شده برای این مطالعات نیز منسوخ است و باید از سوی سازمان حفاظت محیط زیست بازبینی شود.

تلاش برای مصادره مفاهیم و استحاله آنها درکنش ها و روابط انسانی در طول تاریخ و جوامع همواره رخ داده و به نظر می رسد، امری است معمول و شاید در مواجهه با این استحاله ها بود که در میان جنبش محیط زیستی رهیافت های رادیکال تری مانند بوم شناسی ژرف شکل گرفتند. با این اوصاف شاید بتوان در مقابل رویکرد بوم شناسی ژرف که نگاهی به شدت اخلاقی به زمین و زیستمندان آن دارد این دیدگاه بازاری و کالایی به محیط زیست را قرارداد. دیدگاهی که در نهایت با بی ارزش یا کم ارزش نشان دادن خدمات اکوسیستم و طبیعت باعث بروز پدیده نگاه صدقه ای به محیط زیست می شود. در واقع آن چیزی که به نام بازاریابی حفاظت در حال ترویج است چیزی جز همین نگاه خیریه ای نیست. به احتمال زیاد عده ای بخواهند خرده بگیرند که این دیدگاهی افراطی است و بازاریابی حفاظت سعی دارد با جلب همکاری و تعامل با بخش های مختلف صنعت و سرمایه از طبیعت حفاظت کند.  ولی در برابر این استدلال پاسخی به درازای تاریخ پیش روی ماست: آیا تاکنون فقر و بی عدالتی از طریق صدقه و خیریه ریشه کن شده اند؟ پاسخ شفاف است: خیر!

این جریان سودمحور در تلاش است که ضمن رواج دیدگاه کالایی نسبت به طبیعت، سطح توقع افکار عمومی را از مبانی و اصول توسعه پایدار به کمپین های بی سرانجام کوتاه مدت کاهش دهد و با تشویق و ترویج فعالیت های فردی با کمک شبکه ای پیچیده از روش های رسانه ای و زمینه سازی بسط مسوولیت های کاذب (به طور مثال ایجاد حس گناه در شهروندان) در قبال بحران های خرد(درحالی که سعی می شود بحران بزرگ تر مخفی نگه داشته شود) جنبش های محیط زیستی را به حاشیه براند

در اینجا می رسیم به تیتری که برای این مطلب انتخاب شده است. احساسی گری درکجای این مساله قرار دارد؟ و اساسا چرا مهم است؟ بخش زیادی از جامعه به دلیل رشد اخبار محیط زیستی، حضور فعال خبرنگاران و فعالان رسانه ای محیط زیست و شبکه های اجتماعی در سال های اخیر با مسائل محیط زیست آشنا شده اند. ولی در میان انبوه هنرمندان حامی محیط زیست، سمن ها و کمپین ها و... همچنان جنگل های ما بیش از پیش آتش می گیرند، عرصه های طبیعی خشک وگونه ها منقرض می شوند.  این فرم معیوب که در این سال ها نتوانسته به یک گفتمان محیط زیستی واحد برسد ناشی از فضایی است که رویکرد احساسی به محیط زیست و طبیعت به وجود آورده. فضایی که از نخبه های فکری تهی شده و هر فردی با کمترین دانش می تواند جریان سازی کند و در نهایت با به حاشیه راندن مطالبات اصلی محیط زیست، موجب سردرگمی و ابتذال شود. شاید مخاطب با خود چنین فکر کند که در اینجا احساسات کوچک شمرده شده یا نفی می شود ولی چنین نیست؛ بلکه در واقع به دلیل اهمیت مساله محیط زیست همچنین عوامل پیچیده ای که در آن دخیل هستند(در حقیقت در اینجا ما با تداخل حداقل دو سیستم پیچیده انسانی و طبیعی مواجهیم)  همواره باید  به راهکارهای منطقی و همه جانبه توجه داشت و برای این مساله نیاز است که از حداکثر عقل و تجربه خود بهره ببریم.

این امر نباید سبب شود تصور به وجود بیاید که نگارنده با فعالیت های مردمی مخالف است. نادیده گرفتن جوامع محلی اشتباهی بزرگ است و در واقع یکی از دلایل تخریب عرصه های طبیعی در سال های ابتدایی انقلاب اسلامی نیز همین عدم توجه کافی به حقوق جوامع محلی در مدیریت مناطق حفاظت شده در پیش از انقلاب بود. اصرار بر شکل گیری گفتمان محیط زیستی نیز در راستای همین نیاز به  حضور فعال قشرهای مختلف در مطالبات محیط زیستی است و در واقع خلا وجود گفتمان است که باعث وضعیت آشفته کنونی شده  زیرا چارچوب یک گفتمان اصولی به گونه ای است که  نخبگان فکری، فعالان رسانه ای و مردم هرکدام در جایگاه و نقش خود حضور فعال و موثر دارند.

برای حسن ختام این یادداشت دلسردکننده لازم است، اضافه کنم که همیشه اینگونه نبوده که جریان های مخالف حفاظت محیط زیست توانسته باشند موجب انحراف افکارعمومی شوند. نشست ریو(۱۹۹۲) یکی از مثال های موفق تاریخی است. زیرا پیش از این نشست و با فضای ضد محیط زیستی که جورج  بوش پدر به وجود آورده بود، رسیدن به توافقی سازنده برای حفاظت از طبیعت بسیار دور از ذهن بود. ولی درست در همین زمان بود که دانشمندان علم زیست شناسی حفاظت، یافته های علمی خود در خصوص نشانه های کاهش تنوع زیستی را به دست رسانه ها رساندند و رسانه ها نیز با ایجاد حساسیت در افکارعمومی به شکل گیری اهداف نشست ریو کمک کردند. ایران

 

تلاش برای گذر از تنش آبی در جنوب شرقی کشور

تابستان سخت در 18 شهر سیستان و بلوچستان با میانگین بارندگی صفر

زهره توکلی
خبرنگار


تابستان فرارسید و استان سیستان و بلوچستان با کاهش بیش از 95 درصدی میانگین بارش‌ها، روزهای سختی را برای تأمین آب شرب و کشاورزی پیش  رو دارد. بر اساس پیش‌بینی‌ها در تابستان امسال بیش از 18شهر استان با تنش آبی روبه رو می‌شوند که مهم‌ترین آنها شهر زاهدان به‌عنوان مرکز استان است که همیشه جزو شهرهای دارای تنش آبی کشور بوده است. سراوان، سوران، مهرستان، نیک شهر، فنوج و... نیز از دیگر مناطقی هستند که تابستان با تنش آبی مواجه می‌شوند.علیرضا قاسمی مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب سیستان و بلوچستان در گفت‌و گو با ایران با اشاره به وضعیت بد بارش‌ها در این استان اظهار می‌دارد: متوسط شاخص بارندگی در استان سالانه 100میلیمتر است در صورتی که سال گذشته فقط 5میلیمتر بارندگی داشتیم، یعنی بیش از 95درصد کاهش نزولات جوی را داشته‌ایم و می‌توان گفت رقم آن نزدیک به صفر است.
وی می‌افزاید: 48درصد برداشت‌های آب برای شهرهای استان وابسته به منابع زیرزمینی است یعنی وقتی بارندگی نداریم به‌طور قطع بسیاری از چاه‌های استان دچار مشکل می‌شوند و تا حدی تنش آبی در شهرها و روستای استان پیش می‌آید.
قاسمی ادامه می‌دهد: 38درصد برداشت‌های آب نیز وابسته به آب‌های سطحی است که عمده آن به هیرمند و آب‌های مرزی برمی‌گردد و به‌دلیل تصمیماتی که سال گذشته در افغانستان گرفته شد، دچار مشکل هستیم و امیدواریم رفع شود.
تلاش برای گذر از تنش آبی تابستان امسال
وی می‌گوید: برای عبور از این تنش نیاز داشتیم که 200 حلقه چاه را لایروبی و کف شکنی و 50 حلقه چاه جدید را جایگزین کنیم که این اقدامات در حال انجام است.
قاسمی ادامه می‌دهد: در بسیاری از روستاهای استان بخصوص در حوزه جنوب استان که منابع آبی محلی و قنات داریم همچنین روستاهایی که هوتک دارند و مردم برای مصارف دامی و کشاورزی استفاده می‌کردند، این منابع آبی کاملاً خشک شده و پیش‌بینی می‌کنیم که در حوزه جنوب و شرق استان هم احتمالاً بسیاری از روستاها دچار تنش آبی شوند لذا با توجه به اینکه منبع آبی جایگزین ندارند، نیاز داریم بسیاری از اینها را به شیوه سیار، آبرسانی کنیم.
وی اضافه می‌کند: هم اکنون 930 روستا را به‌صورت سیار آبرسانی می‌کنیم که پیش‌بینی می‌شود این رقم امسال حتی به 2 برابر نیز برسد. درخواست داریم که در این بخش نیز توجه ویژه شود و اعتبارات آن تخصیص یابد. اعتبار پیش‌بینی شده برای آن نیز حدود 60میلیارد تومان است.
قاسمی می‌گوید: فقط در سال 97 و 98 سال پرآبی را در استان سیستان و بلوچستان داشتیم و بجز این 2سال تقریباً این استان به مدت 18 سال با خشکسالی روبه‌رو بوده به‌طوری که بیلان سفره‌های آبی طی 20سال گذشته منفی بوده است.وی در خصوص میزان بارندگی‌های احتمالی در استان طی سال 1400 نیز اظهار می‌دارد: پیش‌بینی شده که امسال نیز سال پربارشی برای کشور نباشد.
این مسئول معتقد است، بحران ناشی از خشکسالی باعث خسارت بسیار سنگین و جبران‌ناپذیری می‌شود و بسیاری از باغ‌ها و محصولات بخصوص در حوزه سیستان که خشکسالی طولانی مدت را داشته از بین رفته و دیگر احیا نشده است.
 
مصرف آب هر کولر گازی به اندازه 2 نفر است
قاسمی تصریح می‌کند: بیش از 150هزار کولر گازی در شهر زاهدان وجود دارد که هر کدام بر اساس سایز و... حدود300 تا 500 لیتر آب مصرف می‌کند یعنی هر کولر به اندازه 2 نفر آب مصرف می‌کند لذا به نوعی در تابستان یکدفعه به شهر زاهدان 300 هزار نفر اضافه می‌شود و ما را دچار مشکل آبرسانی می‌کند اما با طرح آب شیرین کن این شهر، افزایش ظرفیت را خواهیم داشت.
این مسئول اضافه می‌کند: 20هزار مترمکعب آب نیز بزودی از طریق خط انتقالی 60 کیلومتری زاهدان، افزایش ظرفیت ایجاد می‌شود که بیش از 80درصد نیز پیشرفت فیزیکی داشته است. اگر این نیز وارد مدار شود بخشی از تنش‌های آبی در زاهدان برطرف می‌شود.
وی در مورد روستاهای فاقد آب آشامیدنی نیز می‌گوید: تعدادی از روستاهای استان نیز تأسیسات آبرسانی ندارند و مردم به شیوه سنتی از آب چاه‌های محلی، قنات و چشمه استفاده می‌کنند که با همکاری حوزه بهداشت، برای بسیاری از این منابع مخزن گذاشته‌ایم. قرار است امسال با همکاری شرکت‌های دانش بنیان، آب شیرین کن و برای برخی دیگر دستگاه‌های تصفیه آب گذاشته و مخزن نصب کنیم که پیش‌بینی می‌شود حداقل 100 روستا را به این شیوه از آب آشامیدنی بهره‌مند کنیم.
وی اضافه می‌کند: حدود 2هزار و 550 روستا نیز فاقد تأسیسات آبرسانی هستند و جمعیت حدود 300 هزار نفری دارند که بخش اعظمی از این روستاها در قالب مجتمع‌های آبرسانی در حال اجرا، تأمین خواهند شد.این مسئول درباره استفاده روستا از هوتک نیز می‌گوید: هوتک‌ها، گودال‌های طبیعی در مجاورت روستاها هستند که از آب سطحی در مواقع بارندگی پر می‌شوند. هوتک‌ها مالکیت شخصی دارند و برای مصارف دام و کشاورزی استفاده می‌شوند ضمن اینکه  همه روستاهای فاقد شبکه مجاور هوتک‌ها، آبرسانی سیار می‌شوند.
 
پایان طرح آبرسانی به شهرهای شمالی استان در سال1400
مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب سیستان و بلوچستان با اشاره به 3 طرح آبرسانی بزرگ در حوزه شهری استان، می‌گوید: بزرگ‌ترین آنها، طرح آبرسانی به شهرهای منطقه سیستان است که این طرح 7شهر حوزه سیستان را در بر می‌گیرد و 85درصد پیشرفت فیزیکی دارد که تا پایان امسال به پایان می‌رسد.
وی تصریح می‌کند: در حوزه سیستان در سال99 برای طرح آبرسانی به شهرهای سیستان حدود 61 میلیارد تومان اختصاص یافت و تاکنون نیز بیش از 240میلیارد تومان برای این طرح هزینه شده است، البته امسال نیز 40 میلیارد تومان دیگر ردیف اعتبار دارد تا این طرح در سال 1400 به پایان برسد.
قاسمی، دیگر طرح آبرسانی استان را طرح انتقال آب بخش خاش عنوان می‌کند و می‌افزاید: مشکل کمبود اعتبار این طرح در لایحه بودجه سال 1400 اصلاح شده و تقریباً 406میلیارد تومان در سال 1400 برای آن اختصاص یافته است که اجرایی خواهد شد.
وی طرح سوم و آخرین طرح آبرسانی را مربوط به بخش کنارک از سد زیردان عنوان می‌کند و می‌گوید: این طرح حدود 20درصد پیشرفت فیزیکی داشته و پیش‌بینی می‌شود سال1401 به اتمام برسد. ایران

 

امروز، روز جهانی مبارزه با بیابان زایی است

جنگل های ایران، همچنان می سوزند و خاکستر می شوند

تلخ ترین خبر همزمان با روز جهانی مبارزه با بیابان زایی (۱۷ ژوئن) این است که جنگل های ایران، همچنان در آتش می سوزد و خاکستر می شود و زمین های سوخته بی بار و بر، فهرست بیابان های کشور  را  طویل تر می کند

در گرم ترین روزهای فصل بهار، اخبار استانی حکایت از آن دارد که جنگل های استان های خوزستان و کهگیلویه و بویر احمد و همدان و قزوین، هنوز در حال سوختن است و البته مسوولان استانی هم گفته اند که در بروز و تداوم این جنگل سوزی ها، عوامل انسانی نقش داشته اند که حالا هم، برخی متخلفان، شناسایی و به دستگاه قضایی معرفی شده اند.  دیروز و در سومین روز از آتش سوزی جنگل های کوه حاتم در شهرستان بهبهان، محمدتقی سجادی، مدیر کل جنگل های استان خوزستان به ایلنا گفت: از عصر دوشنبه و بعد از ثبت گزارش آتش سوزی در محدوده کوه حاتم در ارتفاعات شهرستان بهبهان در ارتفاعات بین خوزستان و کهگیلویه و بویراحمد، عوامل ما و هیات های کوهنوردی و همچنین سازمان های مردم نهاد دو استان، به حالت آماده باش درآمدند. با توجه به صعب العبور بودن محل وقوع حریق و در حالی که بیش از ۴ ساعت پیاده روی نیاز است که به محل حریق برسیم، نیروها به سمت محل حریق حرکت کردند و با وجود تاریکی هوا، از چند جبهه وارد شده و اقدامات اولیه را برای مهار، کنترل و جلوگیری از سرایت آتش به مناطقی که پوشش بالاتری داشت، انجام دادند. به دنبال هماهنگی دو استان و سازمان جنگل ها، درخواست بالگرد دادیم و روز سه شنبه، بخشی از نیروهای کمکی، با بالگرد به محل حادثه اعزام شدند. از روز سه شنبه، آتش سوزی در سمت خوزستان مهار شده ولی در نقاطی از شهرستان لنده در استان کهگیلویه و بویراحمد هنوز آتش سوزی به صورت پراکنده وجود دارد و امیدواریم تا پایان روز چهارشنبه این آتش سوزی ها نیز کنترل و مهار شود. همزمان نیز ۴ یا ۵ نفر از افرادی را که احتمال می دادیم در وقوع حریق نقش داشته اند، شناسایی و به حوزه قضایی کهگیلویه و بویراحمد اعلام کردیم. اقدامات حقوقی نیز در خصوص پیگیری این موضوع از طریق دادستانی انجام شد تا نسبت به دستگیری و برخورد قضایی با آنها اقدامات لازم صورت گیرد. سجادی در ادامه توضیحات خود، به برخی احتمالات و دلایل به عنوان علت وقوع حریق در جنگل های این منطقه اشاره کرد و گفت: از گذشته های دور در کوه حاتم کوره های تولید زغال و زغال سوزی وجود داشته و از همین رو ما اقدامات تشدیدی و کنترلی برای جلوگیری از تعرض به جنگل های بلوط اجرا کرده ایم. البته کوه های زاگرس در سمت خوزستان، پوشش کمتر و تنک تر و در سمت دامنه کهگیلویه و بویراحمد، پوشش گیاهی بیشتری دارد. بعضا در سنوات گذشته تخریب هایی در این مناطق برای تولید زغال ایجاد  شده و ما  آن را  کنترل کرده ایم.

در حالی که به گفته سجادی، ممکن است حداکثر ۲۰ هکتار از جنگل های در محدوده استان خوزستان در این آتش سوزی سوخته باشد، دیروز نماینده مردم بهبهان هم بر قصور و تخلف عوامل انسانی در بروز آتش سوزی لنده تاکید کرد و نماینده کهگیلویه و بهمئی هم در توضیح جزییات آتش سوزی جنگل های زاگرس گفت: متاسفانه آتش سوزی طبق معمول هرساله بخشی از استان کهگیلویه و بویراحمد را درمی نوردد. ما بارها فریاد زدیم و از مسوولان، متولیان و دست اندرکاران درخواست کردیم که چاره ای بیندیشند و فکری کنند و مانع از نابود شدن منابع ملی و ذخایر ارزشمند کشور شوند. نمی دانم چه اشخاصی باید پاسخگو باشند و در کشور پای کار حاضر شوند و از این فاجعه جلوگیری کنند. متولیان در استان دست شان خالی است و متاسفانه امکانات نیست. باید بالگرد باشد تا بتوانند این آتش را خاموش کنند و مردم با دست خالی کاری از دست شان برنمی آید. محمدعلی موحد در گفت وگو با ایلنا گفت: علت اصلی آتش سوزی مشخص نیست. ممکن است یک فرد مرتکب این کار شده باشد یا یک حرکت غیرمترقبه صورت گرفته باشد. درون کوه، دام، چوپان و عوامل مختلف وجود دارد و نمی توان با قاطعیت اظهارنظر کرد و کارشناسان باید بررسی کنند

در حالی که تاکنون و بعد از گذشت ۴ روز از تداوم آتش سوزی در جنگل های مرزی استان های خوزستان و کهگیلویه و بویراحمد، هیچ کدام از مسوولان استان کهگیلویه و بویراحمد حاضر به پاسخگویی در این باره نشده اند، ظرف روزهای گذشته، فرمانده یگان حفاظت سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور اعلام کرد که در دو ماه نخست امسال، حدود ۲۶۰ مورد حریق در مناطق زاگرسی و جنوب کشور اطفا شده که درصدی از دلایل وقوع این آتش سوزی ها در منابع طبیعی، کاهش بارش در فروردین و اردیبهشت سال جاری و شروع گرما اما بیشترین دلیل، عوامل انسانی بوده و به همین سبب، به استان هایی که در معرض آتش سوزی های جنگلی و مرتعی هستند، مجوز داده شده که به صورت فصلی دیدبان حریق بگیرند و از دستگاه قضایی هم طی مکاتباتی خواسته شده که برای متخلفان جنگل سوزی و منابع طبیعی، مجازات های بازدارنده تری لحاظ  شود.

خشکی زمین و فقر  معیشتی هم جنگل ها را به آتش می کشد

یک پژوهشگر آب، با اشاره به ارتباط خشکسالی و آتش سوزی ها گفت: خشکسالی ها اثرات منفی بسیاری بر مباحث اکولوژیکی، محیط های انسانی و حتی حیات وحش دارند. افزایش دما، کاهش کیفیت هوا، گسترش بیماری ها، افزایش نیاز آبی، گسترش فشار بر منابع آب، جنگ بر سر آب، کاهش کیفیت و تناژ محصولات کشاورزی، افزایش قیمت محصولات کشاورزی، مهاجرت حیات وحش و افزایش تعارض حیات وحش با مردم از جمله اثرات وقوع خشکسالی است. یکی از اثرات مهم خشکسالی، فراهم شدن امکان بروز آتش سوزی های گسترده در مراتع و جنگل هاست. کمبود بارش باعث کاهش رطوبت هوا و خشکیدگی خاک شده و کاهش رطوبت و خشک شدن پوشش گیاهی را در پی دارد. با توجه به اینکه خشکسالی ها عموما موجب افزایش دما نیز می شود، خطر افزایش تعداد و وسعت آتش سوزی ها محتمل خواهد بود. مصطفی فدایی فرد، در گفت وگو با ایلنا، با بیان اینکه خشکسالی که امسال همه کشور با آن دست به گریبان است، باعث شکنندگی وضعیت اکوسیستم ها، محیط زیست و منابع شده، تاکید کرد: امسال خشکسالی در همه رژیم های آب و هوایی کشور با شدت و ضعف روی داده است، اما برخی از مناطق کشور به علت اندک بودن متوسط بارش سالانه و گستردگی دامنه نوسانات بارندگی، از آسیب پذیری بیشتری برخوردارند. گسترش و استمرار خشکسالی ها در مناطق گسترده ای از کشور که از نظر اقلیمی، خشک هستند، خسارت بارتر است. در این مناطق که به طور طبیعی دارای محدودیت آب و پوشش گیاهی هستند، وقوع خشکسالی اثرات منفی بیشتری در پی دارد. با توجه به اینکه ایران پوشش جنگلی محدودی دارد، بحران آتش سوزی در کشور ما از اهمیت بالایی برخوردار است چراکه علاوه بر از بین رفتن پوشش گیاهی و جنگلی اندک موجود، به دلیل شرایط اقلیمی خشک، احیا و بازگشت مراتع و جنگل ها به حالت اولیه بسیار دشوار و زمان بر خواهد بود. در دهه های گذشته، آتش سوزی هایی که منشا آن عوامل انسانی بوده است، تهدیدی بزرگ برای جنگل ها محسوب می شود. بررسی عوامل آتش سوزی ها حاکی از آن است که برخی از آتش سوزی های مراتع و جنگل ها در سطوحی محدود، عمدی و هدف از آن استحصال زمین کشاورزی بوده. بنابراین با توجه به افزایش فشارهای اقتصادی شدید بر مردم همزمان با گسترش بیکاری، امکان وقوع این تخلفات محتمل خواهد بود که با توجه به فراهم بودن شرایط اقلیمی و رطوبتی، امکان گسترش ناخواسته آتش سوزی و غیر قابل کنترل شدن آن فراهم است. بنابراین، با توجه به تابستان داغ و کم آبی که پیش رو داریم، احتمال وقوع آتش سوزی در جنگل ها و  مراتع  افزایش خواهد  داشت. اعتماد

ای كاش فرياد درختان زاگرس شنيده می شد

منصور لاهوت، کنشگر محیط زیست: از ابتدای امسال ده‌ها بار آتش‌سوزی در دامنه‌های زاگرس توسط رسانه‌های محلی و به ندرت ملی منتشر شده و این موضوع به قدری درگیر دور باطل تکرار و بی‌توجهی شده که اکنون مردم کشور نسبت به این اتفاق تلخ و فاجعه بار دچار بی‌حسی شده‌‌اند. آتش‌سوزی‌های پی‌در پی و گسترده در زاگرس به عنوان یکی از ارزشمندترین جنگل‌های طبیعی جهان، اکوسیستم و طبیعت ارزشمند و بکر زاگرس را تا حد زیادی نابود کرده است. مثلا همین الان که شما مشغول خواندن این گزارش هستید، جنگل‌های کوه حاتم در مرز استان کهگیلویه و بویراحمد با استان خوزستان پس از چهار روز در حال سوختن هستند و تا لحظه تنظیم این گزارش مدیرکل مدیریت بحران استان کهگیلویه و بویراحمد اعلام کرده بود: هنوز بالگرد آب‌پاش به این منطقه نرسیده و قرار است تنها یک فروند به منطقه اعزام شود.

 این برای چندمین بار است که در 90 روز گذشته کوه‌ها و جنگل‌های این استان دچار حریق گسترده می‌شوند و بدون تردید اگر مردم بومی نبودند، حالا این جنگل‌ها و مراتع ارزشمند که افــزون بر ۲۰ درصد پوشش جنگلی زاگرس و حدود ۴۰ درصد گونه‌های دارویی کشور را در خود جای داده است، تبدیل به خاکستر محض شده‌ بودند. اگر بخواهیم در مورد آتش‌سوزی‌های سه ماه گذشته جنگل‌های زاگرس یک مقایسه نزدیک به واقعیت داشته باشیم، باید بگوییم که لازم است تصور کنید طی این مدت زمان تخت‌جمشید و پاسارگاد در آتش سوخته و چیزی جز خاکستر از آن باقی نمانده است. میزان ارزشمندی یک بنای تاریخی به قدمت آن و میراث فرهنگی کهنی است که به واسطه نمایندگی از یک مقطع زمانی تاریخی و رخدادهای آن دوره با خود حمل می‌کند و این خود به تنهایی بسیار ارزشمند است اما باید بگوییم که یک جنگل تاریخی مانند زاگرس نه تنها این شاخصه‌ها را داراست بلکه شاخصه‌های ارزشمند طبیعی و زیستی دیگری را نیز با خود حمل می‌کند که بسیاری از کارشناسان در اهمیت آن اجماع نظر دارند.

 بی‌تفاوتی رسانه‌ها به آتش جنگل‌ها 

در این میان چه چیزی باعث شده است که رسانه‌ها و افکارعمومی حاضرند هم اینک در برابر آتش‌سوزی فرضی در بنای پاسارگاد واکنش نشان دهند و حتی تا پای برکناری وزیر میراث فرهنگی و اقدامات پرهزینه‌تر پیش بروند اما در مورد آتش‌سوزی در جنگل‌های زاگرس بی‌تفاوت و خموده نظاره‌گر آن هستند و حتی کارشناسان و فعالان محیط‌زیست به یک استوری یا پست اینستاگرامی بسنده می‌کنند. آیا باید چشم امید از بهبود اوضاع جنگل‌های زاگرس بست؟ آیا باید رخت عزا به تن کرده و سکوت اختیار کنیم یا راه حلی برای این بی‌حسی عمیق نسبت به حجم عظیم از اخبار ناگوار در زیست بوم ایران که روزانه در حال انتشار هستند، وجود دارد؟ به نظر می‌رسد عمده علت این موضوع از عدم تطابق بودجه نهادهای متولی محیط‌زیست و منابع طبیعی با سطح انتظارات جامعه از این دستگاه‌ها سرچشمه می‌گیرد. طی دهه گذشته میزان حساسیت افکار عمومی نسبت به وقایع زیست‌محیطی و طبیعی چند ده برابر شده و برحسب آن درصد انتظارات مردم از مردم و مردم از حاکمیت برای بهبود شرایط طبیعی کشور افزایش یافته است در حالی‌که در نقطه مقابل، حاکمیت هیچ پاسخ روشن و واضحی به این سوال نمی‌دهد که آیا زیست‌طبیعی در کشور از اولویت درجه چندم برخوردار است؟ و این مساله در کنار شبه لوکس بودن مطالبات زیست محیطی در کشور ما باعث حذف ناخودآگاه این مباحث از فهرست مطالبات درجه اول اجتماعی مردم می‌شود و یک بی حسی عمیق در بین افکار عمومی که ناشی از ناامیدی از به ثمر رسیدن خواسته‌هایشان در قبال محیط زیستی پویا برای یک زندگی سالم‌ است، شکل می‌گیرد. حال شرح این ماجرا را با اتمسفر انتخابات زده حاکم بر رسانه‌های کشور در این ایام جمع ببندید تا مشخص شود که هیچ نهادی هرچند قدرتمند و تاثیرگذار قادر به خارج کردن جسد بی‌جان زاگرس از زیر آوار آتش بی‌توجهی نیست مگر اینکه این بی‌حسی موضعی در افکار عمومی از بین رود و نهادهای متولی پاسخگوی کاستی‌هایشان باشند.

 پول خرید امکانات را نداریم؟

یکی از دلایل افزایش آتش سوزی در جنگل‌های کشور تغییرات اقلیمی و افزایش دماست اما نبود امکانات مانند باد، آتش جنگل‌ها را شعله‌ورتر می‌کند. برای بسیاری از مردم محلی، معنی امکانات خاموش کردن آتش به بیل، سطل آب و شاخه درختان محدود می‌شود درحالی‌که آنها از دمنده و آتش کوب و بالگرد و هواپیمای آبپاش محروم هستند. سال گذشته و در پی آتش سوزی دامنه زاگرس و وقوع 1400 آتش سوزی در جنگل‌ها و مراتع کشور، عیسی کلانتری، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست گفت: مقرون به صرفه نیست که برای آتش سوزی سالانه کمتر از ۱۰هزار هکتار، میلیاردها دلار هزینه تجهیزات اطفای حریق کرد. این حرف ها در زمانی گفته شد که زاگرس به عنوان یکی از اصلی ترین رویشگاه های این سرزمین با حدود ۶میلیون هکتار وسعت گرفتار آتش سوزی شده بود و به گواه کارشناسان یک درخت ۵۰ساله بلوط به تنهایی ۲۰۰هزار دلار ارزش دارد.

 چرا قاتلین درختان آزاد هستند؟‌ 

همیشه به ما یاد داده‌‌اند که درختان موجودات زنده‌ای هستند و ارزش یک درخت از یک انسان کمتر نیست. در صورت قتل یک انسان، شخص قاتل قصاص می‌شود، اما چگونه است که با کشتن (سوزاندن) صدها درخت و گونه‌های گیاهی ارزشمند، افرادی که به عمد این کار را انجام می‌دهند، یا آزاد به حال خود رها می‌شوند یا مجازات محدودی در انتظارشان است؟‌ همان‌طور که روزگذشته مدیرکل جنگل‌های استان خوزستان از شناسایی ۵ نفر در رابطه با آتش‌سوزی جنگل‌های کوه حاتم خبر داد و گفت: این افراد را به حوزه قضائی استان کهگیلویه و بویراحمد معرفی کرده‌ایم تا نسبت به دستگیری و برخورد قضائی با آنها اقدامات لازم صورت گیرد. طبق ماده ۴۷ قانون حفاظت و بهره‌برداری از جنگل‌ها و مراتع هرکس در جنگل عمدا آتش‌سوزی ایجاد کند به حبس از ۳ تا ۱۰ سال محکوم خواهد شد و در صورتی که مرتکب، مأمور جنگلبانی باشد، به حداکثر مجازات مذکور محکوم می‌شود. براساس همین قانون و ماده ۴۵ آن آتش زدن نباتات در مزارع و باغات داخل یا مجاور جنگل بدون اجازه و نظارت مأموران جنگلبانی ممنوع است. متهم یا متهمان به حبس از ۲ ماه تا ۱ سال محکوم خواهد شد. براساس ماده ۴۶ هرکس مبادرت به کت زدن (کندن حلقه‌ای از پوست درخت با تبر) یا روشن کردن آتش در تنه درخت جنگلی کند به حبس از ۳ ماه تا یک سال محکوم خواهد شد. علاوه بر این موارد در قانون حفاظت و بهره‌برداری از جنگل‌ها و مراتع، به‌موجب ماده ۶۷۵ قانون مجازات اسلامی هرکس عمدا عمارت یا بنا یا کشتی یا هواپیما یا کارخانه یا انبار و به‌طور کلی هر محل مسکونی یا مستعد برای سکنی یا جنگل یا خرمن یا هر نوع محصول زراعی یا اشجار یا مزارع یا باغ‌های متعلق به دیگری را آتش بزند به حبس از ۲ تا ۵ سال محکوم می‌شود، اما این قوانین تا چه اندازه بازدارنده بوده که هر روز خبر آتش سوزی که بنا به اعلام مسئولان 98 درصد آنها عوامل انسانی دارند، باعث می‌شود ده‌ها هکتار از اراضی ارزشمند ایران و زاگرس خاکستر شود.آرمان ملی

 

گزارش اعتماد از نظرات موافقان و مخالفان پرورش تیلاپیا

این ماهی، اکوسیستم آبی کشور را منقرض خواهد کرد

فرناز حیدری

عضو هیات علمی پژوهشکده علوم محیطی دانشگاه شهید بهشتی با انتقاد از بی توجهی مسوولان نسبت به هشدارهای چندساله درباره خطر تکثیر گونه های آبزی غیربومی و از جمله تیلاپیا به عنوان یکی از خطرسازترین گونه های مهاجم برای تالاب ها، خواستار انجام ارزیابی ریسک اثرات پرورش تیلاپیا شد و تاکید کرد که در صورت تداوم بی توجهی ها، انقراض خاموش و گسترده در اکوسیستم آبی کشور، فراگیر و غیر قابل جبران خواهد بود

اصغر عبدلی که این هشدارها را در آخرین نشست موافقان و مخالفان تیلاپیا و همزمان با روز زمین پاک مطرح کرد، در ادامه صحبت های خود گفت: کشور ما به کنوانسیون تنوع زیستی پیوسته و مساله گونه های مهاجم یکی از تعاریفی است که در کنوانسیون تنوع زیستی به صورت برجسته به چشم می خورد. ما تعهدات بین المللی و قوانین ملی گوناگونی مانند قانون حفاظت از تالاب ها را در رابطه با گونه های مهاجم داریم که سازمان حفاظت محیط زیست را ملزم می کند تا در این زمینه حساس باشد. گونه های مهاجم الان در خیلی جاها اگر اولین عامل تهدیدکننده تنوع زیستی نباشند، دومین عامل هستند. مشکل این است که ما با جابه جایی لارو گونه های پرورشی از مزارع تکثیر به مراکز پرورش ماهی، مخازن سدها و تالاب ها عملا در حال پخش و گسترش ابعاد تهدیدات گونه های مهاجم هستیم. این کار سال ها و دهه هاست که انجام می شود از جمله اینکه سال ها قبل در همین دریاچه مصنوعی چیتگر، ماهی کپور پرورشی ریختند و الان میلیون ها ماهی غیربومی در همین دریاچه مصنوعی وجود دارد. همین بلا را بر سر بسیاری از تالاب ها و رودخانه ها آورده ایم و در خیلی از آب بندان ها، در تورهای صیادی باید بین هزاران گونه ماهی غیربومی بگردید تا بلکه یکی، دو گونه بومی پیدا کنید. پرورش دهندگان ماهی کپور می گویند که گونه غیربومی مهاجم به حدی زیاد است که اصلا تولید ندارند چون همه غذایی که در استخرهای پرورش می ریزند، صرف رشد گونه های غیربومی می شود. ماهیان غیربومی در تالاب های ما غالب شده اند. هزاران شغل به همین واسطه از بین رفته، صیادان زیادی بیکار شده اند. چطور قرار است که این ماهیان غیربومی را از بین ببریم؟ آیا راه حلی دارید؟ 

عضو هیات علمی پژوهشکده علوم محیطی دانشگاه شهید بهشتی در اشاره به نمونه های متعدد دیگر گفت: تیلاپیای زیلی در تالاب شادگان، ظرف ۳ سال بیش از ۴۰درصد را به خود اختصاص داد و الان صیادان آن را به اسم داعش می شناسند. صیادان شادگان معترضند و می گویند باید تیلاپیای زیلی را از بین برد چون همه چیز را نابود می کند. می گویند تیلاپیای زیلی از عراق آمده اما آیا برای آن راهکاری هست؟ ما حدود ۲۰ سال پیش هشدار دادیم که این گونه توانایی تبدیل شدن به گونه مهاجم را دارد. در نظر داشته باشید که گونه های مختلف تیلاپیا متفاوت هستند و میزان تهاجم آنها هم بسته به گونه های مختلف فرق می کند. میزان تهاجمی بودن تیلاپیای نیل حتی بیشتر هم هست چون برخلاف تیلاپیای زیلی تخم را در لانه نمی گذارد بلکه در دهان نگه می دارد. طبق اعلام رسمی سازمان حفاظت محیط زیست، تیلاپیای نیل از گونه های مهاجم و مضر برای تالاب هاست و ما در تلاش هستیم که جلوی ورود این گونه مهاجم را بگیریم. براساس مطالعات مختلفی که در دنیا انجام شده، تیلاپیا برای پرورش ماهی یک آفت محسوب می شود چنانچه استخرهای پرورش خامه ماهی را نابود کرده، به کپور ماهیان آسیب زده، کدورت و کیفیت آب را تغییر داده، بگذریم که رفتار تهاجمی آن روی گونه های بومی تا چه اندازه اثر منفی دارد

عبدلی افزود: ارزیابی اثرات زیست محیطی شاید در دهه ۷۰ یا ۸۰ میلادی مورد توجه بود اما الان باید ارزیابی ریسک انجام شود. ارزیابی ریسک باید در سطح ملی انجام شود، چرا که هیچ گونه مدیریتی بر توزیع و جابه جایی گونه های مختلف ماهیان غیربومی در کشور وجود ندارد. فاضلاب استخرهای پرورش ماهی تیلاپیا در یزد بدون هیچ گونه کنترلی وارد طبیعت می شود و این هم دلیل نگرانی است. باور دارم در اکوسیستم های آبی کشور با یک انقراض گسترده و خاموش مواجه هستیم. سوالم این است که آیا اکوسیستم های آبی ایران تحمل بیشتر گونه های غیربومی را دارد؟ ما با پرورش ماهی مخالف نیستیم و معتقدیم آبزی پروری پایدار و سازگار با محیط زیست باید در اولویت قرار گیرد چون شیلات فقط آبزی پروری نیست.

لزوم توجه و ارزیابی 

در ادامه این نشست، حمیدرضا رضایی، عضو هیات علمی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، به اهمیت حفاظت از تنوع زیستی اشاره کرده و گفت: از بین رفتن تنوع زیستی در جهان حاصل سه عامل اصلی است که عبارتند از: تخریب زیستگاه و تغییر کاربری آن، برداشت بی رویه از موجودات زنده و معرفی گونه های غیربومی و مهاجم. با توجه به اینکه حضور گونه های غیربومی می تواند باعث برهم زدن تعادل اکوسیستم و حتی انقراض گونه های بومی شود، لذا وظیفه ماست که به منظور حفظ تنوع زیستی ارزشمند کشورمان موضوعاتی نظیر تیلاپیا را با دقت بیشتر مورد توجه و ارزیابی قرار دهیم .تجارب حضور گونه های غیربومی در اکوسیستم های آبی کشورمان به اندازه ای تلخ بوده که ضرورت کنترل گونه های غیربومی دیگر را یادآور می شود. خطرات ناشی از این مساله باید پیش از ورود گونه ها به کشور بررسی شود و نمی توان یک نسخه را برای همه جا پیچید. سوال این است که آیا پروتکل ها و ضوابط برای ورود تیلاپیا به کشور رعایت شده و اگر نشده چه مسائل و راهکارهایی را باید در وهله کنونی مدنظر قرار داد

محمود حافظیه، معاون پژوهش و فناوری موسسه تحقیقات شیلات نیز در ادامه این نشست به بحث امنیت غذایی اشاره کرد و گفت: بدون تردید برای هر گونه وارداتی نیازمند توجه به مسائل حفاظت محیط زیست هستیم. یکی از بهترین غذاها آبزیان هستند. در حال حاضر ۱۴۰ کشور، پرورش تیلاپیا را در دستورکار دارند اما موضوع گونه های مهاجم هم هست که ضرورت توجه بیشتر و دقت را یادآوری می کند. در بحث تیلاپیا سازمان اجرایی، سازمان شیلات است و موسسه تحقیقات علوم شیلاتی که وابسته به سازمان آموزش، تحقیقات و ترویج وزارت جهاد کشاورزی است؛ کارهای تحقیقاتی در زمینه تکثیر، پرورش، تولید و ارزیابی های زیست محیطی را انجام داده و همین تحقیقات، سازمان حفاظت محیط زیست را قانع کرد که در ۴ استان کشور اقدام به صدور مجوز برای پرورش ماهی تیلاپیا کند. موسسه تحقیقات از ابتدا رویکرد زیست محیطی داشته و تولید تیلاپیا در محیط های بسته قابل کنترل را با تناژ بالا پیشنهاد کرده. مردم پیش از آنکه ما مصرف تیلاپیا را تبلیغ کنیم، گوشت و فیله آن را پسندیدند. در سنواتی که تیلاپیا وارد کشور شد، مردم با خرید ۱۵ تا ۲۰ هزار تن استقبال خود را نشان دادند. از طرف دیگر کشور ما با مساله کاهش منابع آبی و از دست دادن بخش عمده آب های زیرزمینی مواجه است؛ این شرایط ایجاب می کند که ماهی مصرفی متناسب و با رعایت بسته های محیطی معرفی شود. موسسه تحقیقات شیلات کشور در بحث امنیت غذایی، پرورش تیلاپیا را در محیط های بسته مدنظر قرار داد. باید توجه داشت که براساس آمار فائو، آینده آبزی پروری دنیا با ۷.۳ میلیون تن نخست به تیلاپیا، سپس میگو و گربه ماهی گره خورده لذا نگاه صرف زیست محیطی که هیچ کاری نکنیم و به محیط دست نزنیم، برای ما در سناریوی دیگری قرار می گیرد. دیدگاه ما این است که ضمن توجه به حفاظت محیط زیست می توان با مدیریت صحیح تر با رشد و توسعه آبزی پروری در جهان همگام شد

تیلاپیای نیل و ابهامات 

امید صدیقی، کارشناس اکولوژی ماهیان آب های داخلی سازمان حفاظت محیط زیست هم در ادامه این نشست، ضمن اشاره به مساله مهاجم بودن گونه تیلاپیای نیل گفت: کارشناسان شیلات می گویند که تیلاپیای موزامبیک را اتحادیه جهانی حفاظت جزو ۱۰۰ گونه مهاجم معرفی کرده اما این بدان معنا نیست که تنها گونه موزامبیک مهاجم است بلکه تیلاپیای نیل را هم باید گونه خیلی مهاجم تلقی کرد. در تالاب شادگان با وضعیت فاجعه باری از نظر گونه مهاجم مواجه هستیم و بیش از ۶۰درصد منطقه را تیلاپیای زیلی اشغال کرده. منابع مختلف علمی نشان می دهد تهدیدها و مخاطرات ناشی از تیلاپیای نیل دست کمی از تیلاپیای زیلی ندارد. ما بررسی طرح موسوم به پرورش تیلاپیا را از سال ۸۶ شروع و براساس مطالعاتی که انجام دادیم، با این پروژه مخالفت کردیم. جلسات زیادی در این زمینه داشتیم و درنهایت مشخص شد که تهدیدها و مخاطرات این گونه بیشتر از مزایای آن است. شرایط در کشور ما خیلی متفاوت است، زیستگاه های آبی ما بسیار شکننده هستند و فشارهای زیادی روی آنها وارد است و این در حالی است که ما متاسفانه هیچ کنترلی روی جابه جایی گونه ها نداریم. اکثر گونه های غیربومی آبزی که وارد کشور شد، تقریبا به همه محیط های آبی گسترش پیدا کرد و ما نتوانستیم جلوی آنها را بگیریم

راهکار مدیریت پرورش تیلاپیا

علیرضا قائدی، سرپرست مرکز تحقیقات آبزیان آب های شور داخلی موسسه تحقیقات شیلات در ادامه این نشست، در پاسخ به انتقادها گفت: من و همکارانم در موسسه تحقیقات شیلات و سازمان شیلات باور زیست محیطی داریم و معتقدیم که آبزی پروری باید با رعایت نکات زیست محیطی باشد و این طور نیست که بگوییم آبزی پروری را به هر قیمتی برای محیط زیست تایید می کنیم. مرکز تحقیقات شیلات توجه داشته که بحث پرورش این ماهی در استان های ساحلی مطرح نشود بلکه پیشنهاد پرورش در جاهایی مانند استان یزد بوده که آب شور غیرقابل شرب و غیرقابل کشاورزی دارند. تمام تحقیقات ما هم بر این متمرکز بوده که این ماهی به صورت گلخانه ای و در فضای بسته باقی بماند. الان هم تیلاپیا در کشور وارد شده و از نظر پرورشی هم اقتصادی است؛ پس به جای حذف این ماهی از بحث آبزی پروری باید یک چارچوب مدیریتی برای آن تعریف شود. انتظار ما در موسسه تحقیقات شیلات این است که محیط زیستی ها به جای انتقاد راه حل ارایه دهند تا اثرات زیست محیطی به حداقل برسد. منشاتیلاپیا در استان هایی مانند خوزستان برای ما مشخص نیست اما در مورد گونه هایی که موسسه تحقیقات شیلات پیشنهاد داده، اگر نگرانی هست ما به نوبه خود علاقه مند به دریافت راهکار هستیم

امید صدیقی، کارشناس اکولوژی ماهیان آب های داخلی سازمان حفاظت محیط زیست هم در پاسخ به ارایه راهکار توسط محیط زیستی ها گفت: از سال ها پیش در مورد راهکارها صحبت کرده ایم. هر گونه غیربومی باید ارزیابی ریسک شود و متاسفانه این اتفاق نیفتاد و فشار زیادی روی ما وارد شد که مجوزها صادر شود. قبول دارم که دوستان شیلات روی این موضوع کار کرده اند اما کار آنها بیشتر روی تکثیر و پرورش بوده و ارزیابی ریسکی که توسط پژوهش های معدود انجام شده، نشان می دهد که ریسک این گونه بالا است به خصوص در شرایط اقلیمی ایران این گونه می تواند به راحتی پیوند خورده و گسترش پیدا کند و به شدت هم به گونه های بومی ما به واسطه رقابت آسیب خواهد زد. در ظرف سال های گذشته شاهد بوده ایم که چه بلایی بر سر اکوسیستم های آبی آمده. مکاتبات و اسناد مختلف فقط مخالفت نبوده بلکه راهکار هم بوده لذا تا زمانی که شرایط مدیریت و کنترل وجود ندارد، بهتر است روی گونه های دیگر کار شود

نیما پورنگ، رییس بخش اکولوژی موسسه تحقیقات شیلات کشور نیز به پخش شدن تیلاپیا در ۱۵ استان کشور اشاره کرد و گفت: موسسه تحقیقات علوم شیلاتی بنابر تمامی اسناد و ادله همواره توصیه کرده که پرورش تیلاپیا در چارچوب شرایط کنترل شده و محیط گلخانه ای باشد. خواهش ما از هر دو سازمان اجرایی (شیلات و محیط زیست) این است که پاسخگوی سوالات مطرح شده در بخش اجرایی باشند، چون بدون این پاسخگویی ها نمی توان جمع بندی درستی داشت. ضوابط و خروجی ها باید توسط سازمان محیط زیست و شیلات دراختیار همه قرار داده شود تا بتوان ارزیابی درستی داشت. جلساتی مشابه این جلسه می تواند پایه ای برای رفع نواقص باشد. متاسفانه آیین نامه و ضوابط مشخصی برای کنترل و نظارت بر هر گونه انتقال بدون مجوز گونه های غیربومی در سطح کشور وجود ندارد، برای رسیدن به نتیجه در این زمینه نیازمند هم افزایی و مشارکت بین سازمان های مربوطه هستیم. باید پاسخ داده شود که اگر گونه ای به صورت غیربومی وارد کشور شد و تولید دردسر کرد، راهکار چیست و چگونه باید برخورد کرد. فقدان راهکار پایشی و فقدان برنامه پایشی جهت بررسی پراکنش گونه های غیربومی و مهاجم یک معضل جدی است که سازمان های اجرایی باید در این زمینه پاسخگو باشند. تا زمانی که متولیان اصلی این کار یعنی سازمان شیلات (به عنوان مسوول توسعه طرح تیلاپیا) و سازمان حفاظت محیط زیست (به عنوان مسوول نظارت بر طرح) پاسخگوی سوالات و ابهامات نباشند، نمی توان جمع بندی درستی داشت

به دنبال اظهارات مخالفان، محمود حافظیه، معاون پژوهش و فناوری موسسه تحقیقات شیلات، افزود: حضور ماهی تیلاپیا در خوزستان براساس مطالعات دانشگاه بصره و مطالعات پژوهشکده آبزی پروری آب های جنوب کشور قطعا از طریق عراق صورت گرفته که سازمان حفاظت محیط زیست مسوول آن است که البته هیچ نظارت و مدیریتی در این مورد نداشته است. معتقدم که ارزش غذایی ماهی تیلاپیا در مقایسه با گوشت قرمز بیشتر ولی در مقایسه با سالمون و ماهیان مناطق سردسیر کمتر است. موسسه تحقیقات علوم شیلاتی بر اساس خواست سازمان شیلات و مجوز سازمان حفاظت محیط زیست اقدام به وارد کردن ماهی تیلاپیای نیل به بافق یزد کرد و در این زمینه فقط وظیفه تحقیقاتی خود را به انجام رساند. در آن سال ها سازمان حفاظت محیط زیست از تحقیقات شیلات خواست تا مطالعات ارزیابی زیست محیطی را انجام دهد و اگر درخواست مطالعات ریسک را طلب می کرد، به طور قطع انجام می شد و امروز در حالی موضوع مطالعات ریسک مطرح می شود که ارتباطی با ۱۰ سال پیش ندارد.

امید صدیقی، کارشناس اکولوژی ماهیان آب های داخلی سازمان حفاظت محیط زیست هم افزود: باید به شرایط اکوسیستم های شکننده ای که داریم، توجه شود و لازم است که یک بار دیگر یک بازبینی جدی روی حوزه آبزی پروری داشته باشیم. متاسفانه در مورد همین گونه هایی که پرورش می دهیم، راندمان بسیار پایین است و این در حالی است که اکثر محیط های طبیعی را استفاده و به نوعی تخریب کردیم. به نظرم در آبزی پروری آن طورکه باید موفق نبوده و این بار هم باز به سراغ راحت ترین کار رفته ایم. انجام بازبینی را در شرایط کنونی یک ضرورت می دانم.

رسول قربانی، عضو هیات علمی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان هم افزود: تجربیات بیان شده در معرفی این گونه به اکوسیستم های آبی بیانگر وجود تهدیدات جدی است، لذا در مواجهه با گونه های غیربومی ابتدا باید ارزیابی ریسک در هر استان به تفکیک صورت گیرد تا در صورت موافقت محیط زیست، مجوز پرورش محدود و در شرایط ویژه صادر گردد. روش های هورمونی که به منظور تک جنس سازی این گونه تاکنون توسط موسسه تحقیقات علوم شیلاتی کشور انجام شده، به صورت صددرصدی موفقیت آمیز نبوده و حتی درصد کوچکی از خطا با توجه به ویژگی های این ماهی می تواند تبدیل به تهدید بزرگی شود. به نظر می رسد تنوع گونه های ماهیان بومی و پتانسیل پرورش این گونه ها در ایران به حدی باشد که نیازی به معرفی گونه جدید با این ریسک بالا نباشد؛ بنابراین پیشنهاد می شود به جای سرمایه گذاری بر این گونه ، مطالعه و سنجش پتانسیل پرورش گونه های بومی دارای ارزش اقتصادی، در دستور کار سازمان های متولی امر پرورش از جمله سازمان شیلات و موسسه تحقیقات علوم شیلاتی کشور قرار گیرد. همچنین به دلیل اهمیت موضوع و از آنجایی که قبلا گزارش ها و مطالعات مختلف، حضور گونه های مختلف تیلاپیا را در اکوسیستم های آبی ایران تایید کرده اند، مطالعه پراکنش، پایش منظم و دقیق جمعیت تیلاپیا در اکوسیستم های آبی، راهکارهای کنترلی و جلوگیری از توسعه آن به سایر اکوسیستم ها توصیه می شود. اعتماد

طرفداری یا مخالفت صددرصدی با تیلاپیا درست نیست

آریا وزیرزاده *

عمده آبزیان پرورشی ایران و حتی جهان، غیربومی هستند و صرفا غیربومی بودن یک گونه نمی تواند منشا تهدید محیط زیست یا حتی فرصت آبزی پروری باشد. کلیه کپورماهیان (کپور چینی و معمولی)، میگو (میگوی پرورشی ایران، گونه پاسفید Litopenaeus vannamei) و حتی قزل آلا همگی غیربومی هستند. تنها برخی گونه های ماهیان خاویاری پرورشی در ایران بومی هستند که میزان و وسعت تولید آنها قابل مقایسه با سایر گونه های پرورشی آبزی کشور نیست. از میان ماهیان خاویاری هم گونه سیبری یا سفید یا استرلیاد در ایران غیربومی است البته کپور معمولی در ایران به عنوان گونه بومی وجود دارد اما واریته ای که هم اکنون پرورش داده می شود، نژاد مجاری یا بعضا چینی است. تیلاپیاها ماهیانی با دامنه تحمل شوری زیاد (Euryhaline) هستند که می توانند خود را با طیف وسیعی از شوری سازگار کنند. یعنی امکان پرورش گونه های مختلف این ماهی از آب شیرین گرفته تا آب شور دریا وجود دارد. بعضی از گونه های تیلاپیا تحمل بیشتر و برخی دیگر به نسبت، قدرت تحمل کمتری دارند.یکی از مهم ترین چالش های تیلاپیاها مربوط به زمان جفت گیری و تخم گذاری آنها است که رفتارهای تهاجمی و رقابت شدید با گونه های بومی را از خود نشان می دهند که البته این ویژگی تهاجمی بودن در زمان جفت گیری بیشتر برای گونه هایی مطرح است که آشیان سازی می کنند در حالی که این مساله در مورد تیلاپیای نیل چندان مصداق ندارد. تیلاپیای نیل آشیان سازی نمی کند و تخم ها را در دهان نگهداری می کند. این گونه عمدتا گیاهخوار است ولی از سایر سطوح تغذیه ای از جمله دتریت خواری، حشره خواری و زئوپلانکتون خواری نیز استفاده می کند. براساس مطالعاتی که در امریکا انجام شده، رفتارهای تهاجمی و رقابت شدید با گونه های بومی است که باعث می شود برخی ماهیان بومی کاهش جمعیت داشته باشند.با توجه به رشد جمعیت جهان و از طرفی تمایل مردم برای مصرف غذاهای سالم که در راس آنها انواع آبزیان قرار دارد، توسعه آبزی پروری برای پاسخگویی به این تقاضای صحیح ضروری است و براساس گزارش های رسمی فائو تنها امید جهان برای تامین جمعیت رو به تزاید آبزی پروری است. نکته مهم دیگری که باید مدنظر داشت این است که برای داشتن صنعت آبزی پروری پایدار و مسوولانه لاجرم باید از گونه هایی استفاده کرد که آسیب کمتری به طبیعت وارد می کنند و این تنها از طریق پرورش گونه هایی امکان پذیر است که برای تغذیه مصنوعی آنها نیاز به جیره هایی سرشار از پودر ماهی نیست تا فشار کمتری به صید آبزیان از دریا برای تامین پودر ماهی وارد شود. امروزه پرورش گونه های گوشتخواری چون قزل آلا و سایر آزادماهیان با چالش بزرگی برای تامین پودر ماهی مواجه هستند، چرا که برای تولید هر کیلو ماهی پرورشی گوشتخوار گاهی تا ۳ کیلو ماهی دریایی برای تولید پودر ماهی صید می شود و به نظر این خطر بسیار بزرگ تری است که کارشناسان از آن غافل هستد. لذا در این شرایط پرورش ماهیانی که از سطوح غذایی پایین تر تغذیه می کنند همانند تیلاپیا که رشد سریع و کارایی تغذیه ای بالاتری دارند، اگرچه ممکن است خطرات زیست محیطی هم داشته باشد اما اثرات سودمندی نیز بر طبیعت به دلیل نیاز کمتر به استفاده از پودرماهی در جیره دارند. لذا به نظر می رسد طرفداری یا مخالفت صرف و صددرصدی با پرورش تیلاپیا چندان علمی و منطقی نباشد بلکه باید سازمان های متولی با حداکثر تلاش و با بهره گیری از توان کارشناسی موجود در کشور بتوانند سیستم های پرورشی با حداقل آسیب به طبیعت را پیشنهاد کنند.  یادمان باشد که در اکثر کشورهای همسایه ما گونه های مختلفی از تیلاپیاها پرورش داده می شوند و ورود ناخواسته آن همان طورکه در برخی منابع آبی گزارش شده، امکان پذیر است. لذا بهتر است به جای موافقت یا مخالفت صرف به فکر تولید این ماهی با رعایت پروتکل های محیط زیستی به منظور بهره برداری از پتانسیل آب های نامتعارف موجود در کشور بود. اعتماد. *( دانشیار بخش مهندسی منابع طبیعی و محیط زیست و معاون دانشکده کشاورزی دانشگاه شیراز)

 

دود یک واحد صنعتی تازه افتتاح شده در چشم دامداران

پساب سمی پتروشیمی مسجد سلیمان دام ها را تلف کرد

زهره افشار

به‌دنبال تلف شدن حدود 120 رأس دام سبک که از نهرهای آب آلوده به پساب پتروشیمی مسجدسلیمان سیراب شده بودند، اداره کل محیط‌ زیست این شهر صبح دیروز (شنبه) شکایت رسمی خود را به دادستانی مسجد سلیمان برد. پیش از عید نوروز نیز تعدادی دام سبک که آنها هم از آب آلوده به پسماندهای پتروشیمی مسجد سلیمان استفاده کرده بودند تلف شده بودند و حالا دامداران اطراف این پتروشیمی بیش از پیش نگران آلودگی نهرهای موجود و سلامت دام‌های خود هستند و خواستار پیگیری سریع و قاطعانه مسئولان هستند. نتایج آزمایش‌های اولیه وجود آمونیاک بالاتر از حد استاندارد را در پساب این پتروشیمی تأیید کرد و این مجتمع نیز ضمن قبول مشکل، پذیرفت خسارت دامداران را جبران کند.
 
نقص حوضچه تبخیر
 
مصطفی یوسفی رئیس اداره حفاظت محیط زیست مسجد سلیمان به ایران گفت: پتروشیمی مسجد سلیمان حدود یک ماه است که فعالیت رسمی خود را آغاز کرده است و متأسفانه در ماه های پایانی سال گذشته یعنی در زمان فعالیت آزمایشی آن هم ما گزارش‌هایی از تلفات چندین دام را از روستاهای اطراف پتروشیمی داشتیم که دامداران، آنها را از نهرهای منطقه سیراب کرده بودند. بررسی‌های ما در قبل از عید نشان داد که پسماند این پتروشیمی مدیریت نمی‌شود و ما هم مجبور شدیم پس از اخطارهای مکرر از آنها به جرم عدم مدیریت پسماند شکایت کنیم که در نهایت این مشکل اصلاح شد. اما بار دیگر در دو هفته گذشته گزارش‌هایی از تلفات تعدادی دام سبک به دستمان رسید و سریعاً اقدام به نمونه‌برداری از پساب خروجی پتروشیمی کردیم که مشخص شد پتروشیمی مسجد سلیمان پساب را بدون فرایند تصفیه وارد محیط زیست می‌کند که می‌تواند منجر به آلودگی آب و خاک شود. وی تأکید کرد: در ابتدا اخطاریه‌های لازم به پتروشیمی داده شد و وقتی تذکرات ماجدی گرفته نشد صبح دیروز (شنبه) شکواییه‌ای را تقدیم دادستانی مسجد سلیمان کردیم. به گفته وی، پتروشیمی‌ها اصولاً برای دفع پساب باید اقدام به ایجاد حوضچه تبخیر کنند که پتروشیمی مسجد سلیمان هنوز در مراحل اولیه ساخت این حوضچه است. یوسفی خاطرنشان کرد: البته بررسی علت تلف شدن دام‌ها وظیفه دامپزشکی است ولی آزمایش های اولیه ما وجود آمونیاک بیش از حد استاندارد را در پساب پتروشیمی مسجد سلیمان تأیید کرده است. دام‌ها هیچ بیماری نداشته‌اند دامپزشکی منتظر نتیجه آزمایش سم شناسی است در همین حال مصطفی کنار کوهی مدیر دامپزشکی خوزستان هم به ایران گفت: پس از مراجعه دامداری که می‌گفت 120 رأس دام سبک وی بر اثر نوشیدن آب آلوده تلف شده همکاران از دام‌های تلف شده نمونه‌برداری کردند و به آزمایشگاه مرجع سم شناسی دامپزشکی که در خراسان رضوی است فرستادند که نتیجه آزمایش معمولاً 20 روز طول می‌کشد. اما مشاهدات بالینی دامپزشکان اعزامی به منطقه وجود هرگونه بیماری را در این دام‌ها رد می‌کند و در مقابل مشاهدات بالینی تلف شدن دام بر اثر آمونیاک را تأیید می‌کند اما باید نتیجه قطعی را بعد از رسیدن آزمایش های سم شناسی تأیید کرد. وی خاطرنشان کرد: در یک ماه پیش نیز بیش از 50 رأس دام دچار همین وضعیت شدند که مدیر عامل پتروشیمی پذیرفت تلفات دام به‌دلیل مشکل این پتروشیمی بوده است.وی تصریح کرد: در چند ماه گذشته نیز ما تلف شدن چند رأس گاو را به‌دلیل مشکلات زیست محیطی و آلودگی آب داشتیم و باید با اینگونه مسائل برخورد جدی شود زیرا جدا از صدمات به دام‌ها تکرار موارد این چنینی می‌تواند تبعات غیرقابل جبران برای محیط‌ زیست خوزستان داشته باشد.
خسارت دامداران پرداخت می‌شود
از سوی دیگر روابط عمومی پتروشیمی مسجد سلیمان ضمن تأیید تلف شدن دام‌ها به‌دلیل وجود آمونیاک در پساب این پتروشیمی خاطرنشان کرد: کلیه خسارت وارده به دامداران منطقه تمام و کمال پرداخت می‌شود. در توضیح این روابط عمومی آمده است: البته قبل از محرز شدن وجود این مشکل، مدیرعامل پتروشیمی قول جبران خسارت دامداران را داده بودند. به گفته روابط عمومی پتروشیمی مسجد سلیمان، واحد تصفیه پساب مجتمع یکی از مجهزترین واحدهای تصفیه پساب صنایع است‌ که با استفاده از دانش، تکنولوژی و تجهیزات به روز در 3 بخش بهداشتی، روغنی و پروسسی احداث شده است.
علاوه بر این در خصوص مدیریت پساب، احداث واحد تصفیه تکمیلی RO به‌منظور بازیابی مجدد آب از پساب بوده که با هدف صرفه‌جویی در منابع آب و ساخت حوضچه تبخیری در آینده نزدیک جهت مدیریت نهایی دور ریزهای واحد تصفیه می‌باشد که در نهایت پتروشیمی مسجدسلیمان هیچ‌گونه دورریزی به محیط نخواهد داشت.
در شرایط فعلی با توجه به اینکه مجتمع در مرحله اولیه تولید اوره می‌باشد و هنوز به شرایط نرمال جهت تولید نرسیده این امکان وجود دارد که بندرت و در بعضی مواقع پساب ناشی از شست‌و‌شوی واحد و همچنین سرریز مخازن حاوی آمونیاک به پساب خروجی راه یابد که این امر در شرایط اولیه تولید در تمامی مجتمع‌های تولیدی کود اوره امری طبیعی می‌باشد.
در مورد تلف شدن دام‌ها با دستور مستقیم مدیرعامل پتروشیمی مسجد سلیمان اقدامات لازم انجام گرفته و در کمترین زمان ممکن خسارات وارده به دامداران جبران خواهد شد. ضمن اینکه شرکت جهت انجام طرح خوداظهاری با آزمایشگاه‌ معتمد محیط‌ زیست قرارداد منعقد نموده است که نتایج مستقیماً به اداره محیط‌ زیست ارسال می‌شود. ایران

 

در پی بحران خشکسالی و افزایش 4 درجه‌ای گرما

    437  شهرو روستای اصفهان تشنه مانده‌اند

حمیرا حیدریان
خبرنگار


با اوج گرفتن گرما و افزایش 2 الی 4درجه‌ای دمای هوا و خشکی چاه‌ها در حال حاضر 57 شهر و 380 روستای استان اصفهان از جمله نقاطی از کلانشهر اصفهان با کمبود آب روبه‌رو شده‌اند.
مدیر کل مدیریت بحران استانداری اصفهان در گفت‌و‌گو با ایران ضمن اعلام این خبر گفت: گرما و فاصله تصفیه خانه تا برخی خانه‌ها بویژه ساختمان‌های طبقاتی، به ناپایداری تأمین آب منجر شده است. در حال حاضر ۴.‌۳ متر مکعب در ثانیه کمبود آب برای آبرسانی به 57 شهر و 380 روستا در استان اصفهان وجود دارد.
گرمای هوا و خشکی چاه‌های متفرقه که پیش از این در زمان اوج مصرف آب برای تأمین کمبود آب تصفیه خانه وارد مدار می‌شدند، دلایل اصلی افت فشار آب در شرایط کنونی اصفهان است.
محمد شیشه فروش با اعلام اینکه در استان اصفهان با خشکسالی اکولوژیک، خشکسالی ژئومورفولوژیک و خشکسالی اقلیمی، هواشناسی و کشاورزی روبه‌رو هستیم، افزود: رودخانه زاینده رود خشک است، بیشتر چاه‌ها کم آب و بی‌آب شده و چشمه‌های اطراف آن خشک شده است و همین باعث شده با توجه به این شرایط ویژه، آبرسانی به‌صورت سیار و با تانکر به 310 روستای استان انجام شود، زیرا گرمای هوا نسبت به مدت مشابه چندسال گذشته دو درجه بیشتر شده که منجر به افزایش مصرف آب در بخش‌های مختلف نیز شده است.
وی با بیان اینکه بارش باران در شهرهایی همچون فریدونشهر، فریدن و سمیرم و... نسبت به بلندمدت تا ۴۵ درصد کاهش یافته است، اظهار داشت: در کل استان اصفهان بارش‌ها 40 درصد کاهش داشته، همچنین حجم ذخیره سدهای استان نیز نسبت به بلندمدت، 50 درصد کاهش یافته است. این شرایط منجر به افزایش کانون‌های گردوغبار و خیزش گردوغبار در شهرستان‌ها می‌شود. از ابتدای سال تاکنون نیز اصفهانی‌ها 21 روز هوای ناسالم را تنفس کرده‌اند.
مرگ 400 هزاردرخت کهنسال
مدیرکل مدیریت بحران استانداری اصفهان همچنین با تأکید بر اینکه پدیده فرونشست زمین نیز نتیجه برداشت آب از سفره‌های زیرزمینی در اثر خشکسالی است، اظهار داشت: خشکی زاینده‌رود، کاهش سطح آب‌های زیرزمینی و کاهش بارش‌ها اصفهان را با خشکسالی شدید روبه‌رو کرده که در اثر آن شاهد خشک شدن درختان در تابستان هستیم. شرایط کم آبی استان باعث شده 400 هزار درخت کهن و قدیمی، در معرض خشکی قرار گرفته و حدود 37 هزار هکتار از باغ‌های استان نیز در معرض تنش آبی باشند. در حال حاضر20 هزار هکتار از باغ‌ها به آبرسانی سیار نیاز دارد. همچنین خشکسالی، 44 هزار رأس از چهار گونه اصلی گونه‌های جانوری کمیاب را به خطر انداخته، چون در آن مناطق پوشش‌های علوفه‌ای از بین رفته و آب نیز در دسترس نیست، محیط‌ زیست برای این گونه‌های جانوری آبرسانی سیار انجام می‌دهد.
محمد شیشه فروش با اشاره به اینکه عشایر استان که حدود 60 هزار نفر در قالب12هزار خانوار در شش شهرستان در 400 نقطه مستقر هستند بیان کرد: 20 میلیون رأس دام عشایر، به آبرسانی نیاز دارند که آبرسانی سیار در این مناطق نیز انجام می‌شود.این مسئول با بیان اینکه بیش از 300 نقطه استان مواجه با بی‌آبی، کم آبی و قطع آب شده که تعداد زیادی از این نقاط در شهر اصفهان، شاهین شهر، نجف آباد و جندق است خاطرنشان کرد: برای کنترل و مدیریت این شرایط، ستاد مدیریت پایش و تنش آبی تشکیل شده است. براساس تصمیمات‌ این ستاد، هوشمندسازی خطوط انتقال، مانیتورینگ شبکه، توزیع عادلانه آب، راه‌اندازی دیسپاچینگ مرکزی و نظارت بر توزیع آب بر عهده آبفا گذاشته شد.
وی با تأکید بر اینکه حدود 100 هزار هکتار از اراضی حاصلخیز استان بویژه در شرق، زیر کشت نرفته و به کانون‌های گرد و غبار تبدیل شده است و ضروری است تا وزارت نیرو متناسب با نقشه راه زاینده‌رود، نسبت به احیای رودخانه و تأمین حقابه کشاورزان اقدام کند، اذعان کرد: مخاطرات زیست محیطی زیادی به‌دلیل خشکی رودخانه گریبانگیر استان اصفهان شده است. شاهد پاییز در بهار هستیم، چون درختان کهن به میزان کافی آبیاری نشده و دچار برگ‌ریزی شدند. تنها راهکار این است که وزارت نیرو کمبود آب در این مناطق را به طور جدی دنبال کند.وی به دستورالعمل صرفه‌جویی ۵۰ درصدی آب در ادارات، آبیاری شبانه فضای سبز با آب غیر شرب، استفاده از لوازم کاهنده مصرف آب، نصب سایه‌بان بر کولرها و تعیین مدیر انرژی در ادارات اشاره کرد و گفت: برای کاهش و مدیریت بحران، صنایع موظف شده‌اند، سیستم‌های بازچرخانی و تصفیه آب طراحی کنند و مصرف آب شرب‌شان را ۵۰ درصد کاهش دهند. شهرداری‌ها نیز برای آبیاری فضای سبز از آب غیرشرب استفاده و شبانه آبیاری خواهند کرد. بسته‌های تشویقی برای مشترکان کم مصرف در نظر گرفته خواهد شد.همچنین تیمی نیز تشکیل شده تا پایش کیفی منابع آب را انجام دهد.
هماهنگ شده تا زمان‌های قطعی آب به خانواده‌ها اعلام شود. تشکیل کمیته ویژه کنترل کم آبی در همه دستگاه‌ها نیز در دستور کار بوده و تانکرهای آبرسانی در مناطق مختلف پیش‌بینی شده است.
 
وزارت نیرو، نیروگاه احداث کند
مدیر کل مدیریت بحران استانداری گفت: اصفهان 62 ایستگاه پایش در منابع آبی دارد که کیفیت آن را اعلام کرده و تیم نظارت محیط‌ زیست و آبفا بر آن نظارت می‌کنند، کیفیت آب اصفهان به‌صورت شبانه روزی پایش می‌شود و کاملاً سالم است. موارد آلاینده منابع آبی شناسایی شده، اخطارهای لازم نیز به همه این واحدها داده شده است. متوسط سالانه افت سطح آبخانه‌ها یک متر شناسایی شده است، این افت ادامه نیز دارد که منجر به فرونشست در مکان‌های مختلف خواهد شد.محمد شیشه فروش تصریح کرد: 25 ایستگاه جی پی اس در مناطق مختلف نصب شده که میزان فرونشست سالانه را بررسی و گزارش می‌کند، بر این اساس میانگین نرخ سالانه فرونشست در دشت‌های استان اصفهان بین 15 تا 18 سانتی‌متر است که رقم بالایی محسوب می‌شود.
وی با بیان اینکه وزارت نیرو با احداث نیروگاه باید نسبت به تأمین آب و احیای زاینده رود و تالاب گاوخونی اقدام کند، بیان کرد: طی بررسی‌های انجام شده مردم اصفهان نسبت به سایر استان‌ها بالاترین میزان رعایت در الگوی مصرف آب، برق و گاز را داشته است. در حال حاضر وزارت نیرو موظف است احیای زاینده رود و تالاب گاوخونی را همانند دریاچه ارومیه دیده و نسبت به رفع بحران به‌وجود آمده اقدامات لازم را اجرایی کند.
وی با بیان اینکه اجرای طرح تعادل بخشی منابع آب، نصب کنتور هوشمند بر چاه‌ها، اجرای طرح الگوی کشت، اصلاح و تعدیل پروانه چاه‌ها از جمله اقداماتی است که باید برای کاهش سرعت فرونشست زمین انجام شود، عنوان کرد: در چند سال گذشته 7هزارو 275 حلقه چاه مسدود شده که اهمیت ویژه‌ای در جلوگیری از فرونشست زمین دارد. همچنین 800 پروانه چاه اصلاح و تعدیل شده و 2هزار و27 کنتور هوشمند بر چاه‌ها نصب شده است. الانه نیز حدود 500 ادوات حفاری غیرمجاز کشف و توقیف می‌شود. 57 گروه گشت و بازرسی نیز بر برداشت‌های غیرمجاز نظارت دارند. در سال‌جاری تاکنون 88 چاه غیرمجاز بسته شده، 314 قرارداد چاه تعدیل و 30 کنتور هوشمند بر چاه‌ها نصب شده است.
مدیرکل مدیریت بحران استانداری اصفهان با اشاره به اینکه از شهریور سال گذشته تمام این دستورالعمل‌ها ابلاغ و اقدامات خوبی نیز انجام شده است تأکید کرد: از جمله آن می‌توان به رفع نشتی و بازسازی 300 کیلومتر خط لوله توسط آبفا اشاره کرد، همچون برای 50 روستا آب تأمین شده است، اگر این اقدامات نبود شرایط استان بسیار وخیم‌تر از شرایط کنونی بود. ایران

 

دوره دست و دلبازی در مصرف آب در مازندران گذشت

سایه خشکسالی بر سرزمین باران

زهره افشار
خبرنگار

استان مازندران هم امسال مانند بیشتر استان های کشور با کمبود بارش نسبت به سال‌های گذشته مواجه شده است اما وضعیت خاص این استان به‌ لحاظ مصرف بالای آب برای کشت اصلی استان یعنی برنج موجب شده این استان نسبت به استان‌های دیگر آسیب پذیر‌تر باشد. معمولاً در استان مازندران کشاورزان به مصرف زیاد آب برای کشت برنج عادت کرده‌اند اما امسال شرایط به گونه‌ای بوده که شالیکاری در برخی بخش‌های استان مانند بهشهر، نکا و گلوگاه منع یا آب برای شالیزارها نوبت‌بندی شده است و مسئولان استان حتی برای تأمین آب شرب در تابستان مازندران ابراز نگرانی می‌کنند.
محمد ابراهیم یخکشی مدیر عامل آب منطقه‌ای مازندران به ایران گفت: در استان میزان بارش در 8 ماهه سال آبی با کاهش 30 درصدی نسبت به مدت مشابه سال قبل و 13درصدی نسبت به مدت مشابه در درازمدت همراه بوده است. البته نکته قابل تأمل این است که کشاورزی استان بر پایه برنج است و باید گفت میزان بارش از شروع ماه های کشاورزی استان(فروردین تا مرداد) تا کنون بیش از 41 درصد کاهش داشته است که باید حتماً در بخش کشاورزی برای آن برنامه‌ریزی شود. همچنین میزان بارش فصل زراعی استان نسبت به بلندمدت نیز با کاهش 21درصدی روبه‌رو بوده است.البته سال گذشته سال پربارشی بوده است. وی افزود: از سوی دیگر آورد آب رودخانه‌ها نیز از آغاز سال آبی جاری یعنی مهر ماه 99 تاکنون نسبت به مدت مشابه سال قبل 45 درصد و نسبت به بلند مدت 40 ساله 26 درصد کاهش یافته است و چیزی که برای کشاورزی استان ما خیلی مهم است این است که آورد آب رودخانه‌های مازندران در فصل کشاورزی آن با کاهش 60 درصدی مواجه شده است و این کاهش نسبت به بلندمدت 40 درصد بوده است. به گفته وی این آمار در حالی به ثبت رسیده که در مازندران اتکای برنج به منابع آب رودخانه‌ها 70 درصد و به مخازن و سدها 30 درصد است. نکته مهم دیگر این است که سدها و آب بندهای استان حدود 15 درصد آب های سطحی را مهار می‌کنند. وی نیاز استان به آب را 2.4 میلیارد مترمکعب اعلام کرد. وی گفت گرچه امسال کل ظرفیت 700 میلیون مترمکعبی سدها و آب بندها آبگیری شده بود اما به‌دلیل کم بارشی مجبور شدیم آب را برای کشاورزی زودتر رها‌سازی کنیم و در واقع در حال حاضر 52 میلیون مترمکعب آب کمتر نسبت به همین موقع در سال گذشته در سدها داریم. ازسوی دیگر سطح آبهای زیرزمینی هم 72 میلیون مترمکعب افت کرده است. یخکشی خاطرنشان کرد: این آمار و ارقام نشان دهنده خشکسالی در بیشتر بخش‌های استان است و ما برای عبور از تنش آبی هم در بخش کشاورزی و شرب علاوه بر کمک مردم نیاز به برنامه‌ریزی مدونی داریم. اولین کار ما اطلاع‌رسانی شفاف و صادقانه به مردم بویژه کشاورزان است که باید به وضعیت آبی استان آگاه باشند. اقدام دیگر ما تشکیل یک کمیته مدیریت توزیع آب با همکاری جهاد کشاورزی بوده است که در حال حاضر نوبت‌بندی آب کشاورزی در حال اجراست، البته جای نگرانی نیست و در حال مدیریت مصرف بویژه در نقاطی مانند بهشهر، نکا و گلوگاه و بخش‌هایی از شرق استان هستیم که سد کمتری داریم. مازندران در مجموع 10 سد در دست بهره‌برداری و 2 سد در دست ساخت دارد. وی همچنین از رایزنی با آبفای استان برای مدیریت مصرف آب شرب خبر داد و گفت: امسال در تابستان احتمال کمبود آب شرب در شهرهایی مانند بابل و بابلسر وجود دارد. وی از کشاورزان و مردم خواست صرفه‌جویی و مصرف به اندازه را جدی بگیرند. مدیر عامل آب منطقه‌ای مازندران همچنین حجم ظرفیت آب بندهای استان را 350 میلیون مترمکعب اعلام و از برنامه‌ریزی برای افزایش این ظرفیت به 500 میلیون مترمکعب خبرداد.
 
کشاورزان در مصرف آب دست و دلبازی نکنند
 
در همین حال فرهاد بابایی کارشناس کشاورزی در ساری هم به ایران گفت: بیشتر مردم تصور می‌کنند چون مازندران در کنار دریای خزر واقع شده هیچ گاه دچار خشکسالی نمی‌شود اما از نظر علمی در سال‌هایی که مانند امسال میانگین بارندگی از بلندمدت کمتر باشد به‌عنوان سال خشک در نظر گرفته می‌شود. این مسأله برای استان‌های پربارانی مانند گیلان و مازندران هم مصداق دارد. بابایی با تأکید بر اینکه مازندران در سال‌های خشک در فصل کشاورزی دچار کمبود آب می‌شود، افزود: بررسی‌ها نشان می‌دهد تنها بخش اندکی از آب های سطحی مازندران ذخیره می‌شود در واقع به‌دلیل مسافت کم بین کوهستان تا دریا فرصت زیادی هم برای ذخیره‌سازی آب وجود ندارد. از سوی دیگر معمولاً بارندگی‌ها با شدت بالا رخ می‌دهد و در نهایت این مسائل دست‌ به‌ دست هم می‌دهد تا مازندران در ماه‌های کشاورزی به آب نیاز پیدا کند و دچار بحران شود. البته شخصاً با سد‌سازی در مازندران به‌دلیل تخریب محیط زیست موافق نیستم اما به نظر من می‌توان با استفاده از طرح‌های تغذیه مصنوعی مانند آب بندها این مشکل را برطرف کرد. ایجاد، اصلاح و بهبود آب بندها می‌تواند آب را در سفره های زیرزمینی ذخیره کند تا در فصل زراعی از آن استفاده شود، از سوی دیگر باید در بخش کشاورزی مازندران با هدف مدیریت مصرف آب از سیستم‌های آبیاری مدرن بیشتر استفاده شود. وی تأکید کرد: واقعیت این است که چون کشاورزان مازندرانی کمتر با تنش آبی مواجه بوده‌اند شاید کمتر راه صرفه‌جویی آب کشاورزی را می‌دانند ولی امسال با این شرایط باید قبول کنند که در مصرف آب مانند همیشه دست و دلبازی نکنند.
ذوب ذخیره‌های برفی مازندران
بنابر اعلان هواشناسی مازندران، فروردین امسال با افزایش میانگین ۲.۶ درجه‌ای دما، گرم‌ترین فروردین ۵۴ سال گذشته استان بوده است. همین مسأله سبب شده که برف‌ها زودتر از همیشه آب شوند.
از سوی دیگر سیدمحمدرضا رضوی مدیرکل هواشناسی مازندران به ایرنا گفت: امسال در ارتفاعات گرمای شدیدی داشتیم که تقریباً بی‌سابقه بود و به همین دلیل برخی رودخانه‌ها را پرآب می‌بینیم اما در واقع سرعت ذوب شدن برف‌ها افزایش یافته و چون مناطق بالادست خیلی گرم شده و آب حاصل از ذوب شدن برف‌ها که باید آرام و طی مدتی طولانی‌تر وارد سفره‌های زیرزمینی شود یا به پایین‌دست بیاید، با سرعت بیشتری درحال انجام است.
وی شرایط آبی برای مازندران در میانه‌های تابستان را پرتنش پیش‌بینی می‌کند و می‌افزاید: مطمئناً اوضاع آبی برای مازندران در تابستان خوب نخواهد بود، چون دو ماه تا برداشت برنج مانده و علاوه بر نیاز آبی کشاورزان برای رشد شالی‌، پس از برداشت اقدام به کشت دوم خواهند کرد که نیاز آبی فراوانی دارد.
وی تصریح کرد: اواخر تیر و اوایل مرداد که گرم‌ترین روزهای سال است کشت اول درو می‌شود و پس از آن آب را برای کشت دوم بدون حفاظت در سطح پخش می‌کنند. این اقدام در گرم‌ترین روزهای سال سبب افزایش تبخیر آب می‌شود. در چنین شرایطی وقتی ذخایر برفی در ارتفاعات هم وجود نداشته باشد فشار بر منابع آبی پایین‌دست چند برابر می‌شود و خشکسالی را تشدید می‌کند.ایران

 

هشدار: کارون، زاینده رود نشود

هــر روز از عرض و عمق بلندترین رودخانه ایران کاسته می‌شود و خشکی رودخانه‌ کارون که آب شرب کلانشهر اهواز را تامین می‌کند، می‌تواند یک بحران زیست محیطی عظیم برای جنوب کشور به‌همراه داشته باشد. رودخانه‌ای که تا چند دهه محل تردد کشتی‌ بود، حالا کارش به جایــی رسیده که یک قایق ماهیگیری به زحمت از آن عبور می‌کند. امروزه تغییر اقلیم، خشکسالی و کاهش بارندگی از یک‌سو اکوسیستم این رودخانه را تحت تأثیر قرار داده و موجب شده است کــه آب کارون در پایین‌ترین سطح خود قرار گیرد و دخل و تصرف‌ و تخریب‌های انسانی از سوی دیگر، رودخانه کارون، این شریان حیاتی خوزستان را به انواع و اقسام مشکلات دچار می‌کند. بر اساس اظهار نظر مسئولان محیط زیستی، کارون توان خودپالایی و جذب آلاینده‌ها را از دست داده است.

 کاهش دبی کارون و مرگ آن   

چندی پیش محمد درویش رئیس گروه محیط‌ زیست در کرسی سلامت اجتماعی یونسکو و پژوهشگر محیط زیست، درباره وضعیت رودخانه کارون معتقد است که: میانگین بارش‌ها در حوضه کارون بزرگ در سال آبی جاری حدود ۴۰ تا ۴۴ درصد کاهش داشته و این مساله باعث کاهش دبی متوسط رودخانه کارون در مقایسه با میانگین درازمدت آن شده است. این فعال محیط زیست با بیان اینکه کارون همچنان پرآب‌ترین رودخانه ایران اســت، گــفت: در میــان ۹۳ رودخانه دائمی که در کشور وجود دارند، رودخانه کارون حتــی بــا عبور ۲۱۰ متر مکعب بر ثانیه هنوز پرآب‌ترین رودخانه ایران است. البته با بررسی حوضه کارون بزرگ و با فرض اینکه اگر هیچ سد و انتقال آبی اجرایی نمی‌شد، کارون باید در همین شرایط خشکسالی و کم‌بارشی، آبی حدود ۸۰۰ مترمکعب بر ثانیه را در مقطع اهواز از خود عبور می‌داد. درویش گفت: مجموع سدسازی‌ها، طرح‌های انتقال آب و بارگذاری‌های انجام‌شده در بالادست خوزستان در استان‌های چهارمحال و بختیاری و کهگیلویه و بویر احمد، باعث شده دبی کارون در مقطع اهواز به کمتر از یک‌چهارم شرایط طبیعی خود برسد. اگر این دبی، کمتر از ۱۵۰ متر مکعب بر ثانیه شود با فاجعه‌ای بزرگ مواجه خواهیم شد زیرا در شرایط مد، آب