مرگ سالانه یک ‌میلیون کوسه در دنیا

زهرا سلیمانی: مدیر کل زیست‌ بوم‌های دریایی سازمان حفاظت محیط‌زیست گفت: ضعف یگان حفاظت دریایی باعث رشد روز افزون صید کوسه‌هایی شده که در معرض خطر انقراض‌اند، کوسه‌ها مثله می‌شوند و باله‌هایشان برای تولید نخ پزشکی و سوپ چینی‌ها از مرزهای دریایی خارج می‌شود. این در حالی است که بر اساس قانون صید کوسه ممنوع است، چرا که این ‌گونه در معرض خطر انقراض است و طبق مصوبه شورای عالی محیط‌زیست صید هر قطعه کوسه ۳۰‌میلیون تومان جریمه دارد. نظارت بر شکار و صید در این منطقه بر عهده گارد دریایی سازمان شیلات است. برابر قانون صید، حمل، خرید و فروش انواع کوسه ماهیان با هدف صید اصلی و ضمنی ممنوع است و متخلفان به مراجع قضائی معرفی می‌شوند.

کوسه نهنگ به عنوان بزرگ‌ترین ماهی جهان و از آرام‌ترین آبزیان دریایی است که از پلانکتون‌ها و ماهیان ریز تغذیه می‌کند. اغلب صید کوسه‌ها به دلیل استفاده از گوشت و باله آن انجام می‌شود به همین دلیل جمعیت این نوع آبزی به شدت کاهش یافته است. شایان ذکر است که 46 گونه کوسه در خلیج فارس و دریای عمان شناسایی شده که بیشترین میزان صید کوسه‌ها از بنادر دریای عمان گزارش شده است. باید دانست که نابودی زیست بوم دریایی سواحل جنوب کشور فقط به این میزان ختم نمی‌شود، بلکه برداشت بی‌رویه سنگ‌های زنده در سواحل صخره‌ای دریای عمان و خلیج فارس برای تجارت باعث شوری و به خطر افتادن زیست بوم دریایی شده است. سنگ زنده(لایوراک ها) مجموعه‌ای از حیات دریایی ریز و درشت است که با زندگی بر رو و درون آن، به سنگ زنده، زندگی می‌بخشد. در حالی که سواحل جنوب کشور با معضلات محیط‌زیستی متعدد مواجه است.

سوپ باله چینی با طعم کوسه ایرانی

مدیرکل زیست‌ بوم‌های دریایی سازمان حفاظت محیط‌زیست گفت: ضعف یگان حفاظت دریایی باعث رشد روزافزون صید کوسه‌هایی شده که در معرض خطر انقراض‌اند، کوسه‌ها مثله می‌شوند و باله‌هایشان برای تولید نخ پزشکی و سوپ چینی‌ها از مرزهای دریایی خارج می‌شود. داود میرشکار افزود: صیادانی در جنوب کشور به صید کوسه روی آورده‌اند و باله‌های این حیوان در معرض انقراض را می‌برند و به تولیدکنندگان محصولات پزشکی می‌فروشند. او تاکید کرد: سوپ باله چینی‌ها گران‌قیمت است و چینی‌ها پول مناسبی برای کوسه‌های ایرانی می‌دهند. کشتار کوسه‌ها در خلیج‌فارس تبدیل به یک معضل شده است، میرشکار در این باره گفت: تنها راه‌ حل آن این است که یگان سازمان شیلات و سازمان محیط‌زیست قوی شود. او بر اساس اخباری که از خرید شناورهایی برای یگان حفاظت دریایی شیلات می‌دهد، برای حل این معضل ناامید نیست و اظهار کرد: سازمان شیلات تلاش کرده است که تعدادی شناور برای یگان حفاظتش از وزارت دفاع خریداری کند و اعتبار 40‌میلیارد تومانی هم برای آن در نظر گرفته است. مدیر کل زیست‌بوم‌های دریایی سازمان حفاظت محیط‌زیست با بیان اینکه تامین شناورهای یگان حفاظت شیلات بر اساس تفاهمنامه‌ای که سازمان شیلات با وزارت دفاع امضا کرده است انجام می‌شود، افزود: این مساله موجب قدرت بیشتر حفاظت دریایی می‌شود. میرشکار افزود: صیادان غیرمجازی که کوسه‌ها را از دریای خلیج‌ فارس شکار می‌کنند، در همان زمان صید باله زنی کرده و اجسادشان را در دریا می‌ریزند، چرا که جریمه صید هر کوسه گریبانشان را نگیرد. او گفت: میان صیادانی که به ‌قصد شکار کوسه به دریا می‌روند و کسانی که صید ضمنی دارند اختلافاتی وجود دارد، به همین دلیل سازمان شیلات‌درصدد است که برای کاهش صید ضمنی آموزش‌هایی را به صیادان بدهد، حتی در صورت نیاز تجهیزاتی هم به این صیادان ارائه شود. مدیر کل زیست‌ بوم‌های دریایی سازمان حفاظت محیط‌زیست با بیان اینکه اعتبارات حوزه دریایی اندک است و با کندی تامین می‌شود، تاکید کرد: در حال حاضر به دلیل کاهش ذخایر دریایی، بسیاری از صیدها به‌صورت غیرمسئولانه در زیستگاه‌های مهم و در کنار آب سنگ‌های مرجانی صورت می‌گیرد و موجب کاهش ذخایر دریایی ما می‌شود. میرشکار تصریح می‌کند: ذخایر ما در دریا محدود شده به همین دلیل صید غیرمسئولانه به زیستگاه‌های حساس کشیده شده که مخاطرات فراوان برای کشور به دنبال دارد. به گفته این مقام مسئول، بسیاری از زیستگاه‌های دریایی به دلیل تغییر اقلیم در حال از دست رفتن هستند و به همین دلیل برای کنترل ذخیره‌های دریایی باید صید و صیادی کنترل شود. میرشکار ارائه یک برنامه جامع برای صیادی را لازم دانست و ابراز کرد: باید برای تامین معیشت صیادان فکر اساسی‌تری کنیم. او اظهارکرد: در برنامه‌ای که سازمان شیلات درباره پرورش ماهی در قفس در نظر گرفته است، فرصتی فراهم می‌شود که ذخایر دریایی تجدید شود. مدیر کل زیست‌ بوم‌های دریایی سازمان حفاظت محیط‌زیست، تولید بچه‌ ماهی در سازمان شیلات و رهاسازی این بچه‌‌ماهی‌ها در سطح دریا را هم راهی مناسب برای تجدید ذخایر دریایی برشمرد. میرشکار ورود آلاینده‌ها به دریا را از معضلات زیست‌محیطی جنوب کشور خواند و گفت: فاضلاب‌های شهری و صنعتی وارد خلیج‌فارس می‌شوند، وزارت صنایع قول داده است برای ساخت تصفیه‌خانه‌های صنعتی و مدیریت پسماندها و پساب‌ها که از شروط اصلی حفظ ذخایر ماهی‌ها است، وارد عمل شود. به گزارش فارس، او تاکید کرد: تنها با رعایت این مسائل می‌توانیم به صید و صیادی در خلیج‌ فارس ادامه دهیم تا هم معیشت صیادان تامین شود و هم به اکوسیستم آسیبی وارد نشود.

مرگ سالانه یک ‌میلیون کوسه

یک کارشناس محیط‌زیست با بررسی نارسایی‌های تهدید‌کننده محیط‌زیست در سواحل کشور به خبرنگار آرمان می‌گوید: آموزش جوامع صیادان عمده‌ترین روش تاثیرگذار برای جلوگیری از صید کوسه ماهیان در آب‌های خلیج فارس است. در تمام دنیا کوسه‌ها در معرض خطر هستند. اسماعیل کهرم می‌افزاید: کوسه‌ها در دنیا در معرض خطر هستند و خطرات تهدید‌کننده کوسه‌ها در خلیج فارس در مقایسه با خطرات تهدید‌کننده این حیوان در دنیا اندک است. به گفته او کوسه‌ها از لحاظ محیط‌زیستی در طبیعت همچون شیر، ببر و پلنگ از اهمیت بسزایی برخوردار هستند. این حیوان با خوردن ماهی‌ها باعث نظم در طبیعت می‌شود. این کارشناس محیط‌زیست می‌گوید: سالانه حدود یک‌میلیون کوسه در دنیا صید می‌شوند. این صید به ویژه در سواحل ژاپن از رونق فراوان برخوردار است. باید دانست که باله کوسه در آن کشور به سوپ‌های ژلاتینی گران قیمت تبدیل می‌شود. کهرم تاکید می‌کند: در سواحل خلیج فارس کوسه‌ها را در دریا رها نمی‌کنند، چون صیادان کوسه‌ها را به عنوان قاتلان ماهی‌ها می‌دانند. به این دلیل کوسه‌ها را به ساحل آورده بعد از مرگ آنها را به کود تبدیل می‌کنند. به گفته او در این شرایط کوسه به عنوان یک موجود ارزشمند تبدیل به کود یا غذا برای دام و طیور می‌شود. بنابراین وضعیت کوسه‌ها در خلیج فارس در مقایسه با فجایع محیط‌زیستی دنیا تهدید‌کننده این حیوان یک‌هزارم است. این کارشناس محیط‌زیست می‌افزاید: کوسه‌ها از لحاظ محیط‌زیستی برای طبیعت ارزشمند هستند. برای مثال در کشور استرالیا ماهیگیران کوسه‌های بزرگ را نابود کردند تا تعداد ماهی‌ها کاهش نیابد، اما غافل از اینکه هیچ‌تغییری در جمعیت ماهی‌ها انجام نشد، چون این کوسه‌های بزرگ نیستند که ماهی دریا را مصرف می‌کنند. به گفته او در طبیعت کوسه‌های متوسط قاتل ماهی‌ها هستند. با این تفاسیر باید تاکید کرد که با از بین بردن کوسه‌های بزرگ هرم غذایی نابود می‌شود، چون در زمین شیر، ببر، پلنگ و... و در دریا کوسه‌ها و نهنگ ناظر چرخه محیط‌زیست هستند.آرمان

ذخیره آب دریاچه مصرف شده است
۱۱ سالگی خشکی بختگان

خشکی بختگان وارد یازدهمین سال شده و امیدی به جاری شدن این دریاچه وجود ندارد. تمام ذخیره هیدرولیکی آب بختگان به پای کشاورزی ریخته شده و امروز فقط یک سطح خشک از آن باقی‌مانده است.
به گزارش مهر، بختگان وارد یازدهمین سال خشکی شده است، دریاچه ای که همواره یکی از سرمایه های زیست محیطی استان فارس به شمار می‌رفت. از روزی که فلامینگوها در باتلاق بختگان گیر افتادند و تعدادی بی شماری از آنان در سطح بی آب آن تلف شدند حالا ۱۱ سال می گذرد، ۱۱ سالی که بدون فعالیت تاثیرگذار متولیان امر هدر رفت و حالا کمتر کارشناسی با ادامه روند فعلی امیدی به احیای دریاچه دارد. کارشناسان می‌گویند طی سالها، ذخیره آب دریاچه مصرف شده و اکنون با بارندگی های فعلی و با حجم آبی که چاه های اطراف دریاچه مصرف می کنند امیدی به احیای مجدد آن نیست. کشاورزی، بختگان را شبیه رویای از دست رفته ای کرد که اکنون هیچکس از روزهای زنده بودن آن یاد نمی کند تا همگان معتقد باشند که این کشاورزی بود که در سایه عدم مدیریت مصرف آب و خشکسالی بختگان را سیاه بخت کرد. پژوهشگر، زمین شناس و عضو هیات علمی دانشگاه شیراز با اشاره به اینکه طشک و بختگان دو
دریاچه ای هستند که در زمان ترسالی که سطح آب بالا می آمد به یک دریاچه تبدیل می شدند، گفت: مساحت دریاچه بختگان ۷۴۰ کیلومتر مربع و مساحت دریاچه طشک ۴۱۶ کیلومتر مربع و در کل این دو دریاچه مساحت شان یک هزار و ۱۵۶ کیلومتر مربع است. پروفسور عزت الله رئیسی ادامه داد: مساحت حوزه آبگیر دریاچه ۳۱ هزار و ۹۴۲ کیلومتر مربع است که شامل ارسنجان، سیدان، فاروق، آسپاس، دهبید، قادرآباد و... است.
پدر هیدرولوژی آب‌های زیرزمینی در ایران ادامه داد: علت اینکه در سال‌های خشکسالی دریاچه با کمبود آب روبه رو است بهره برداری از حجم ذخیره هیدرولیکی در سالهای ترسالی است. وی بیان کرد: حجم ذخیره هیدرولیکی در تمام طول تاریخ فقط یک بار تشکیل می شود و در صورتیکه از آن استفاده شود دیگر توسط بارندگی جبران نمی شود از این رو باید گفت در ۵۰ سال گذشته اضافه برداشت در اطراف بختگان از حجم هیدرولیکی بوده به همین دلیل در سالهای خشکسالی با بحران آب روبه رو هستیم. رئیسی با اعلام اینکه میزان برداشت مجاز و غیرمجاز توسط چاه های پمپاژ در حوزه آبگیر دو دریاچه بختگان و طشک سه میلیارد متر مکعب است، ادامه داد: اگر چاه های غیر مجاز مسدود شود و میزان برداشت از چاه ها ۲۰درصد کاهش یاید به طور متوسط
می توان ۷۰۰ میلیون مترمکعب آب وارد دریاچه کرد. وی با اشاره به اینکه امسال یازدهمین سال است که دریاچه خشک شده به راهکارهایی برای احیای بختگان اشاره کرد و افزود: یکی از راه های اساسی نصب کنتور هوشمند بر روی چاه هاست که می توان برداشت را کاهش داد با این روش علاوه بر کاهش برداشت، میزان مصرف نیز کنترل می شود. پدر هیدرولوژی آب‌های زیرزمینی در ایران گفت: در حال حاضر ۶۰۰ هزار حلقه چاه در کشور وجود دارد که اگر هر سال ۲۰۰ هزار چاه به کنتور مجهز شود می توان طی سه سال تمام چاه ها را به کنتور مجهز کرد. وی ادامه داد: هزینه ای که برای تجهیز چاه ها به کنتور نیاز است نزدیک یه یک هزار و ۲۰۰ میلیارد تومان است که این رقم در مقایسه با اعتباری که برای یک کارخانه سیمان در نظر گرفته می شود ناچیز است. رئیسی با بیان اینکه باید هر چه سریعتر نسبت به تجهیز چاه ها به کنتور اقدام کرد، اظهار کرد: یکی از اولویتهای اساسی برای احیای دریاچه بختگان نصب کنتور بر روی چاه ها است زیرا با این روش می توان بر روی میزان برداشت آب مدیریت کرد. وی بیان کرد: یکی دیگر از موضوعات اساسی که باید مورد توجه قرار گیرد تغییر الگوی کشت است زیرا در حال حاضر با وجود خشکسالی‌های شدید شیوه کشت تغییر نکرده است.
وی گفت: در سالهای خشکسالی درصد زیرکشت منابع آب سطحی (چشمه، رودخانه و سد) با توجه به شدت خشکسالی کاهش می یابد، کاهش سطح زیرکشت یا کاهش حقابه آبهای سطحی و زیرزمینی در سالهای خشکسالی روشی کاملا علمی است و در کشورهای پیشرفته کاملا مورد استفاده قرار می گیرد در ایران نیز باید از این روش استفاده شود و مردم را برای استفاده از این روش آماده کرد. پدر هیدرولوژی آب های زیرزمینی ایران گفت: تجربه نشان داده چنانچه کاهش مصرف آب کشاورزی برای تمامی کشاورزان به صورت عادلانه انجام شود و مسئولان برای آن مصمم باشند این امر محقق می‌شود. وی بیان کرد: به طور مثال در سال گذشته یک هزار و ۵۰۰ چاه غیرمجاز در استان مسدود شد که علت موفقیت هم به پیگیری دستگاه‌های
ذی ربط مرتبط می شود.
براساس این گزارش، دریاچه بَختِگان‌، از دریاچه‌های ایران در استان فارس است. این دریاچه زیستگاه زمستانه پرندگانی است که از روسیه و دشتهای سیبری به ایران مهاجرت می‌کردند (مانند فلامینگو، درنا، کبوتر دریایی، آب‌چلیک، مرغابی، غاز و...) که همگی در حفظ بوم‌ساختار و محیط زیست نقش بسیار ارزنده‌ای داشتنند. دریاچه بختگان، باعث افزایش رطوبت هوا می‌شد و به علت بلند بودن ارتفاع کوه‌های پیرامون نی‌ریز، رطوبت حاصله در هوای همان منطقه باقی مانده و باعث ثمردهی درختان انجیر، بادام، رز و زیتون در کوه‌ها می‌شد که می‌توان به نوعی آن را آبیاری مصنوعی کوه‌ها نامید. ساختن سد درودزن سبب کاهش ورودی آب رودخانه کُر به دریاچه بختگان شده ‌بود. در نتیجه، ورودی آب به این دریاچه به سیلاب‌های منطقه (آباده طشک، خیر، نیریز، خرامه و ارسنجان) محدود شده‌ بود. سپس با احداث سد سیوند بر روی رود سیوند در تنگه بلاغی، سیلاب‌های رودخانه سیوند هم به رود کُر نرسید و در نتیجه به این دریاچه نیز آبی وارد نشد. به نظر کارشناسان، وجود سه سد در بالادست تالاب بختگان بر روی رودخانه کر که منبع اصلی تامین آب این دریاچه است، موجب خشک شدن این حوضه آبی شده ‌است. web site hit counterابتکار


احتمال خشک شدن دریای خزر
پرویزکردوانی


پدر علم کویرشناسی* ایران نسبت به خشک شدن دریای خزر در آینده هشدار داد و تاکید کرد: قسمت عمیق دریای خزر به ما تعلق دارد که اکنون تبدیل به جلگه شده است و در آینده احتمال خشک شدن آن وجود دارد این در حالی است که کشور روسیه از سال ۱۹۷۵ در حال استفاده از آب این دریاچه برای مصارف کشاورزی است.
به گزارش ایسنا، در همایش توسعه اقتصاد دریای ایران؛ چالش‌ها و راهکارها با بیان اینکه رتبه ایران به لحاظ جاذبه‌های گردشگری و طبیعت‌گردی در جهان دوم است، گفت: ایران به سبب قرار گرفتن در عرض ۳۰ جغرافیایی و وضعیت هوای پرفشار باید همچون دبی، صحرای آفریقا و ... بیابان بود اما کشوری استثنایی است و به برکت داشتن کوه و دریا به بیابان تبدیل نشده است. پدر علم کویرشناسی ایران ضمن اشاره به وجود انواع آب و هوا به غیر از استوایی در ایران، آب و هوای مرطوب خزری در خطه شمال را منحصر به فرد دانست و گفت: ترکمنستان به عنوان یکی از همسایگان ایران آب و هوای مرطوب دارد اما محصولاتی همچون برنج، چای، خربزه و هندوانه در آن به عمل نمی‌آید. وی به شرح وضعیت خلیج فارس پرداخت و گفت: خلیج فارس به ترتیب از ۱۲۰، ۶۰ و ۲۰ هزار سال پیش تاکنون سه بار خشک شده و علت این خشک شدن‌ها وقوع یخ‌بندان‌های شدید بوده است. با این حال امکان خشک شدن دوباره خلیج فارس دیگر وجود ندارد بلکه به علت گرم شدن زمین سطح آب آن روز به روز بالاتر می‌آید. خوشبختانه ما کنار اقیانوس نیستیم اما این روند گرم شدن زمین که آمریکا نیز به آن کمکی نکرده، جزایر ما را زیر آب فرو برده است و باغ‌ها را تحت تاثیر قرار می‌دهد. کردوانی در ادامه به امکان بالقوه کشاورزی با استفاده از آب‌های دریاچه خزر اشاره کرد و گفت: در حال حاضر می‌گویند وضعیت آب آن‌قدر بد است که باید کشت فراسرزمینی داشته باشیم. مسئولان اقدام به کشت محصولات کشاورزی از جمله گندم و جو در کشورهایی همچون برزیل، قزاقستان، غنا و اوکراین کرده‌اند. در حالی که این کار خیانت است. کشاورزان نیز آب را هدر می‌دهند و مهم‌ترین مقصر این موضوع وزارت جهاد کشاورزی است. وی در خصوص امکانات بالقوه خلیج فارس توضیح داد: خلیج فارس ۲۰۰۰ کیلومتر مرز مشترک با شهر دارد و بقیه این مرز می‌تواند تبدیل به کانال شده و به منظور پرورش میگو مورد استفاده قرار گیرد. این در حالی است که گوشت میگو ارزان‌تر از گوشت گاو و گوسفند به فروش می‌رود. پدر علم کویرشناسی ایران در ادامه گفت: اگر کف یک استخر را سیاه کنیم و کف آن جلبک سبز بریزیم در عرض ۱۰ تا ۱۷ روز مقدار بسیار زیادی جلبک به عمل می‌آید این در صورتی است که جلبک‌ها در معرض آفتاب و گرما باشند. این جلبک‌ها را می‌توان خشک کرد و از آن‌ها برای تغذیه گاوها استفاده کرد. هر یک مشت جلبک خشک شده معادل سه مشت و نیم یونجه و دارای ۷۰ درصد پروتئین است. کردوانی فقدان وجود مرتع در نواحی سواحل ایران را یک مشکل اساسی دیگر دانست و گفت: مرتع ما جنگل است. گاو شاخه را می‌شکند و کشاورز یا دامدار چوبش را می‌سوزاند. درخت‌های حرا و کندر در حال از بین رفتن هستند و این به خاطر نبود مرتع است. وی استفاده چندمنظوره از آب را ضروری دانست و گفت: اولویت اول ما باید جوانان باشند سپس باید از این آب برای پرورش ماهی‌ خاویار و کپور استفاده شود. بعد از این‌ها می‌توان از آب برای کشاورزی هم استفاده کرد. اگر در آب دریا تخم جلبک بریزیم می‌توانیم بعدا از جلبک‌ها بهره‌برداری و از آن‌ها به جای یونجه استفاده کنیم. در حال حاضر نیمی از مصرف یونجه ایران را ترکیه تامین می‌کند. این در حالی است که کشور ما خود می‌تواند صادر کننده باشد. کردوانی با بیان اینکه گرمسار و اصفهان و ... دیگر جای قنات نیست،اظهارکرد: اگر تا پنج شش سال دیگر به رفسنجان آب نرسانیم و آبیاری قطره‌ای انجام نشود دیگر پسته و انار رفسنجان وجود ندارد. وی در پایان بار دیگر سواحل و جزایر جنوب را دارای امکانات بالقوه فراوان توصیف کرد و گفت: سواحل و جزایر جنوب را باید به دست شیلات بسپارند تا از این آب‌ها برای پرورش ماهی نیز استفاده شود. web site hit counterابتکار

* پدر علم کویرشناسی - القاب قلابی  و بی مسما که مطبوعات ایرانی از خودشان ساخته و به محقق اهدا می کنند و گویا محقق  کم - کم باور  میکند ... نسبت پدر و یا مادری به رشته مورد قبول خود ؛ دارد.

خاک را سست کرده‌ایم

آرزو ضیایی

حرف از حفاظت از محیط ‌زیست که می‌زنیم کمتر به دنبال حفاظت از خاک هستیم. بی ‌توجهی ما به مساله خاک اکنون هزینه معنوی و مادی زیادی بر دستمان گذاشته و در ابعاد وسیع شاهد وقوع پدیده‌هایی مانند فرسایش و آلودگی خاک هستیم. شاهد رفتاری دوگانه افراد با خاک هستیم، از یک سو خاک را بی‌اهمیت می‌دانیم و بی‌توجه به چرخه طولانی تولید آن استفاده‌های غیرکارشناسانه از خاک می‌کنیم و از سوی دیگر گروه‌های خلافکاری خاک قاچاق می‌کنند و برای مثال تا مدت‌ها قاچاق خاک جزیره هرمز دغدغه مسئولان و سوژه رسانه‌های خبری شده بود. عبدالکریم حسین‌زاده، عضو فراکسیون محیط‌زیست مجلس در گفت‌وگو با آرمان با اشاره به لزوم وجود قانون خاک در کشور می‌گوید:از خاک استفاده‌های غیرکارشناسانه وبی‌رویه‌ای طی سال‌های اخیر شده که اکنون با نمودهای عینی سستی و آلودگی خاک شاهد اثرات آن هستیم. موضوعات زیست‌محیطی کشور سال‌ها در هاله‌ای از ابهام و بی‌توجهی قرار داشت و اکنون دیگر زمان بی‌توجهی به این مسائل به سر رسیده است. اکنون باید قانون جامع زیست‌محیطی داشته باشیم تا بتوانیم اثرات مضر و توجیه‌ناپذیر فعالیت‌های انسانی را بر محیط‌زیست کاهش دهیم.

اهمیت تصویب قانون خاک را در کشور چه می‌دانید و به نظرتان چرا تاکنون در ایران وجود نداشته است؟

در حوزه اکولوژیکی و اکوسیستمی موضوع خاک نیز مانند آب و سایر پدیده‌های اکوسیستمی است و باید قوانینی را به منظور پایداری خاک تصویب کرد. قوانین مربوط به خاک به نسبت نوع و شکل استفاده از خاک به صورت معدود در بخش‌هایی از آیین‌ نامه‌های داخلی وزارت ‌کشاورزی وجود دارند اما مفاد این آیین‌ نامه‌ها به صورت دقیق اجرا و رعایت نمی‌شوند. اما وجود قوانینی که بر اساس آنها و باتوجه به شرایط توپوگرافی و ساختاری زمین آن را مورد بهره‌برداری قرار دهیم، احساس می‌شود. درباره شدت و نوع استفاده از خاک باید یک قانون جامع وجود داشته باشد و در حال حاضر قوانین به صورت پراکنده هستند و جامعیت ندارند.

بحث‌هایی درباره فروش خاک جزیره هرمز وجود داشت، آیا مجلس فروش خاک هرمز را تایید می‌کند و اکنون چه اقداماتی برای جلوگیری از وقوع حوادث مشابه انجام می‌شود؟

نمایندگان مجلس درباره موضوع فروش خاک به ویژه فروش خاک جزیره هرمز معترض بودند. اما فروش خاک‌های با ارزش در بسیاری از شهرهای کشور وجود دارد و تشکل‌ها و گروه‌هایی این ثروت‌ ملی را غارت می‌ کنند و تا امروز برخورد قانونی قابل‌قبولی با این افراد نشده است. هرچند وجود این باندها هنوز توسط مسئولان ذیربط تایید نشده اما عدم تایید آن به معنای عدم وجود این مساله نیست.

بحث تامل‌برانگیز دیگر بحث خاک آلوده در کشور است. چه عواملی سبب آلودگی خاک می‌شوند و چگونه می‌توان از بروز آنها جلوگیری کرد؟

وجود خاک آلوده نباید طبیعی باشد اما هست و اکنون در حاشیه کلانشهرها که محل دفن زباله‌ها و نخاله‌های ساختمانی و شهری هستند ناخودآگاه این زباله‌ها سبب آلودگی خاک می‌شوند. تاکنون نتوانسته‌ایم میزان تولید پسماندها را کاهش دهیم و بیش از جمعیت شهرها زباله تولید می‌کنیم. علاوه براین نحوه دفن و معدوم‌سازی زباله‌های شهری نیز همچنان روشی قدیمی دارد و از راه‌هایی که آسیب کمتری به محیط‌زیست می‌زنند استفاده نمی‌کنیم. تمامی شهرهای کشور به چرخه بازیافت نپیوسته‌اند و در صورتی که وارد چرخه بازیافت زباله شوند اثرات قابل‌توجهی بر افزایش میزان پاکی خاک و محیط‌زیست می‌گذارند. در‌حال حاضر متاسفانه در شهرهای ساحلی، کناره دریاها و دریاچه‌ها زباله‌ها دریا و ساحل را آلوده کرده و در شهرهای غیرساحلی طبیعت پیرامون شهرها و محیط‌طبیعی را نابود می‌کنند. مساله بازیافت زباله در کشور به میزان کافی جدی نگرفته نمی‌شود. اگر از روش‌ها و الگوهای استاندارد بازیافت و معدوم‌سازی زباله استفاده کنیم در این صورت میزان مضرات آنها برای محیط‌زیست طبیعی کاهش پیدا می‌کند.

فرسایش خاک نیز یکی از مشکلات جدی زیست‌محیطی شده و یکی از مهم‌ترین دلایل آن مصرف بیش از اندازه گونه‌های گیاهی توسط دام و احشام و همچنین کشاورزی غیراصولی است. به اعتقاد شما به منظور کاهش معضل فرسایش خاک چه راه‌هایی وجود دارد؟

این موضوع به نحوه سرمایه‌گذاری در حوزه آبخیزداری کشور برمی‌گردد و در صورت مدیریت و سرمایه‌گذاری در این بخش می‌توان میزان فرسایش خاک را کاهش داد. علاوه براین باید بتوانیم موضوع استفاده دام‌ها و احشام از چراگاه‌ها و مراتع را سازماندهی دقیق و درست کنیم. در طول تاریخ دام‌ها از مراتع طبیعی برای تغذیه دام‌های خود استفاده می‌کردند اما شدت فرسایش خاک به میزان کنونی نبود. بنابراین استفاده دام از مراتع طبیعی نیازمند ساماندهی و برنامه‌ریزی دقیق است. باید بتوانیم نوع تغذیه دام‌ها را تغییر دهیم و از مواد طبیعی در محیط‌زیست استفاده کنیم. در این صورت کمک بزرگی به کاهش میزان فرسایش خاک در ایران کرده‌ایم. منتها نیازمند نظارت دقیق‌ و ساماندهی بیشتر سازمان‌های ذیربط به ویژه سازمان مراتع و جنگلبانی هستیم.

به اعتقاد شما به منظور کاهش فرسایش خاک چه اقداماتی می‌توان انجام داد؟ آیا به‌عنوان مثال، فرونشت‌های متعدد را نیز می‌توان به علت فرسایش خاک دانست؟

تمام مسائل چرخه طبیعی بر یکدیگر اثرگذار هستند و در مواردی این تاثیرگذاری نمود عینی دارد. مساله فرونشت زمین که اکنون در برخی سکونتگاه‌های شهری یا محیط‌زیستی با آن مواجه هستیم به علل مختلف رخ می‌دهند. یکی از عوامل و تاثیرگذار استفاده بیش از حد از آب‌های غیرسطحی و سفره‌های آب زیرزمینی است؛ مشکلی که به میزان قابل‌توجهی در ایران با آن مواجهیم. در سنوات گذشته نوع استفاده ما از سفره‌های آب زیرزمینی باعث سست شدن لایه‌‌های مختلف خاک در زمین شده و در نهایت شاهد فرونشست خاک هستیم. بنابراین به نظر می‌رسد به هر میزان افراد جامعه نسبت به طبعیت و محیط پیرامونی خود حساسیت و دقت بیشتری داشته باشند و در مورد میزان و نحوه مصرف آب نیز دقت و هوشیاری بیشتری به خرج دهند کمتر شاهد معضلاتی مانند فرونشست زمین خواهیم بود. اما موضوع مصرف بهینه آب هیچ‌گاه در کشور جدی گرفته نشده و برای آن هیچ‌گاه سامانه دقیقی وجود نداشته است. در طول قرن‌های متمادی پدیده آب، در میان ایرانیان مقدس بوده است و برای نحوه مصرف درست آن برنامه‌ریزی می‌کردند اما در دهه‌های گذشته استفاده از آب بیش از حد و بی‌رویه شده است. بی‌توجهی ما به مسائل زیست‌محیطی اکنون تاثیر خود را بر محیط پیرامونی ما گذاشته است. بنابراین اگر چرخه‌های آب و خشک شدن دریاچه‌های مختلف مانند ارومیه و... را بررسی کنید و به کاهش میزان آب سفره‌های آب‌ زیرزمینی بنگرید درمی‌یابید تمام این مسائل به معنای گسترش بحران آب در کشور هستند. به عنوان یک راهکار کلی واقعیت آن است که باید در حوزه محیط‌زیست یک برنامه راهبردی جامع داشته باشیم. قانون خاک، آلودگی و سستی خاک، پایین رفتن سطح آب‌های زیرزمینی نشان از آن دارد که مستقیما چرخه طبیعت بر پدیده‌های مختلف اثرگذاری داشته و در لحظه‌های خاص تاثیرگذاری خود را نشان می‌دهد. از جمله آنکه این موضوع بی‌ربط به موضوعات مختلف و میزان پایداری خاک در برابر سوانحی مانند زلزله نیست. علاوه بر قانون خاک نیازمند طرح جامع زیست‌محیطی هستیم که تمام حساسیت سنجیده شده را در آن پیش‌بینی کرده و نسبت به آن حساسیت‌ها، فرمول ها، قوانین و آیین‌نامه‌های خاص داشته باشیم. درنهایت بتوانیم از این به بعد پاسداری بیشتری از محیط طبیعی کشور انجام داده و سطح پایداری طبیعت و اکوسیستم را بالاتر ببریم تا پاسخگویی بیشتری به نیازهای نسل‌های آتی داشته باشیم.آرمان

دومین دریاچه شور دنیا آخرین نفس‌های خود را می‌کشد
نابودی دریاچه ارومیه به بهای رکورد تولید سیب درختی

پریسا هاشمی: باز هم شرایط دریاچه ارومیه به مرز هشدار رسیده و نگرانی‌ مردم منطقه را هم در پی داشته است. نماینده این خطه می‌گوید که دریاچه ارومیه آخرین نفس‌های خود را می‌کشد و کارشناسان معتقدند که با مرگ دریاچه ارومیه شاهد ریزگردهای نمک خواهیم بود که حتی تهران و اراک را هم درگیر مشکلاتی خواهد کرد. شاید به همین دلیل است که ۱۱۸ نماینده مجلس، سوال از رئیس جمهور درباره وضعیت دریاچه ارومیه را به هیئت رئیسه مجلس تقدیم کردند.
نجات دریاچه ارومیه در سطح و طراز اولویت‌های دولت یازدهم و دوازدهم قرار گرفته بود اما با وجود تشکیل ستاد احیای دریاچه ارومیه و اقداماتی در این زمینه باز هم نتوانست دومین دریاچه بزرگ آب شور دنیا را نجات دهد. حتی کمپین‌های نجات دریاچه ارومیه و امضاهایی که مردم جمع‌کردند هم کمکی به ادامه حیات این دریاچه نکرده و حالا نفس دریاچه ارومیه به شماره افتاده است. تمام دوستداران محیط‌زیست در دنیا نگران این دریاچه‌ هستند اما این نگرانی در کشور بیشتر از خارج از ایران است.
شاید این پرسش مطرح باشد که چرا ستاد احیای دریاچه ارومیه با وجود اختصاص بودجه‌ای قابل توجه نتوانست به قله موفقیت برسد و حالا مردم ایران زمین دوباره مجبورند برای نجات بخشی از کشورشان دست به دعا بردارند تا شاید نزولات آسمانی دریاچه ارومیه را نجات دهد. محمد درویش، عضو هیئت علمی موسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع کشور در گفتگو با آفتاب یزد به بررسی احیای این دریاچه توسط ستاد احیای دریاچه ارومیه پرداخته و با بیان این که وضعیت دریاچه ارومیه کاملا نگران‌کننده است، می‌گوید: آنچه که بر ابعاد نگرانی اضافه می‌کند این است که رفتار معیشتی مردم ساکن در اطراف دریاچه ارومیه هیچ‌نوع تغییری نکرده است. انتظاری که از ستاد احیای دریاچه ارومیه می‌رفت این بود که در طول این ۴سال رفتار معیشتی مردم حوزه دریاچه ارومیه را تغییر دهد، تا آنها بتوانند براساس وضعیت جدید، چیدمان توسعه جدیدی را بر حوزه دریاچه ارومیه حاکم کنند. این چیدمان باید متناسب با شرایط بوم‌شناختی، جغرافیایی و اقلیمی منطقه باشد.
وی با اشاره به این که ما شاهد هستیم که همچنان مدیریت کشاورزی حاکم بر حوزه دریاچه ارومیه به این افتخار می‌کند که تولید سیب این منطقه افزایش یافته‌ است، تاکید می‌کند: در حالی که میزان ریزش‌های آسمانی بیش از ۳۰درصد کم شده است، تولید سیب حوزه دریاچه ارومیه به یک میلیون و دویست هزار تن رسیده و رکورد شکسته است. این نگرانی ایجاد می‌کند که حتی مدیریت بخش کشاورزی (که باید برای دریاچه ارومیه ساعت‌ها کار کارشناسی انجام داده باشند) متوجه نیستند که محصول سیبی که به شدت آب‌بر است و دست‌کم یک پنجم آن به ضایعات تبدیل می‌شود و فروشی ندارد. بخشی از سیب‌های برداشت شده به فروش می‌رود اما قیمت آن حتی کفاف پرداخت حقوق کارگر باغ‌های سیب را هم نمی‌دهد. شیوه نگهداری سیب هم در ارومیه واقعا وحشتناک است. یعنی سیب را رها می‌کنند تا شرکت‌هایی بیایند و محصول را به صورت دپو شده بخرند. اگر یک بارندگی اتفاق بیفتد یا چند روز بیشتر بماند سیب هم می‌گندد و چیزی از آن نمی‌ماند.
درویش با اشاره به مسائلی که مطرح شد، می‌گوید: این‌هاست که نشان می‌دهد ما به شدت کم‌کاری کردیم و خودمان را درگیر سازه‌های فیزیکی کردیم تا دوباره از رودخانه زاب و ارس به دریاچه ارومیه آب انتقال دهیم. این دوپینگ و تزریق مرفین است اما ریشه درد همچنان وجود دارد. ریشه درد هم این است که این نوع کشاورزی به هیچ وجه متناسب با اکولوژیک منطقه نیست و علت‌العلل خشک شدن دریاچه ارومیه این است که ما در طول کمتر از
دو دهه اجازه دادیم که وسعت زمین‌های کشاورزی بیش از دو برابر افزایش پیدا کند و به ۱۸۰هزار هکتار برسد.
به گفته این عضو هیئت علمی موسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع کشور؛ هنر ستاد احیای دریاچه ارومیه این بود که با برنامه‌ریزی منسجم شرایطی را فراهم کند تا عرصه‌هایی که به غلط از حالت طبیعی به ویژه مرتعی به زمین‌های کشاورزی تبدیل شده‌اند دوباره به شرایط طبیعی‌ خودشان برگردند و ما شاهد استمرار کشاورزی‌های ناپایداری که برای کشاورز هم سودی ندارد یا شاهد صدور آب مجازی (آبی که برای محصولات کشاورزی مصرف می‌شود) نباشیم. چرا باید محصولاتی کاشته شود که مازاد نیاز اهالی منطقه است و مجبور باشند آن را صادر کنند؟ این حوزه که خودش آب ندارد و از حوزه‌های دیگر دریافت می‌کند، چگونه می‌خواهد همچنان با صادرات محصولات آب‌بر به حیات خودش ادامه دهد؟
وی به یکی از اقدامات موثر ستاد احیای دریاچه ارومیه اشاره کرده و می‌گوید: این ستاد وزارت نیرو را موظف کرد که حق‌آبه دریاچه را از سدها رهاسازی کند و از ۳.۱میلیارد متر مکعب حق‌آبه سالانه دریاچه ارومیه چیزی حدود ۲میلیارد متر مکعب رهاسازی شد و همچنین برخی از مسیرهای رودخانه‌های منتهی به دریاچه ارومیه را لایروبی کرد. آب زرینه‌رود (که مهم‌ترین رودخانه سرریز به دریاچه ارومیه‌ است) در مسیر دریاچه ناپدید می‌شد و کسی متوجه نبود که آب این رودخانه چه می‌شد. یعنی بعد از سد در میاندوآب در بستر رودخانه کشاورزی کرده بودند و رودخانه را عملا کشته‌اند. عین همین عمل برای ۱۰ رودخانه دیگر هم افتاده بود. این اتفاقات خوب بود که حریم رودخانه‌ها مشخص شود.
درویش، باز هم به انتظاراتی که می‌تواند در احیای دریاچه ارومیه بسیار موثر باشد اشاره کرده و می‌‌افزاید: انتظار ما این بود که چاه‌های غیرمجاز حوزه دریاچه ارومیه پلمب شود و معیشت‌های جایگزین در این حوزه تعریف شود تا وقتی از کشاورز می‌خواهیم که باغداری ناپایدار خودش را تعطیل کند بتواند معیشت پایدار دیگری داشته باشد. اما ما این نشانه‌ها را نمی‌بینیم.
وی با بیان این که تخصص‌های موجود در ستاد احیای ارومیه عمدتا تخصص‌های آب یا کشاورزی است، تاکید می‌کند: این همان دو حوزه است که مسبب نابودی دریاچه ارومیه شدند. برای احیای دریاچه ارومیه نیاز داریم که حوزه دریاچه ارومیه به قطب اقتصاد انرژی‌های نو تبدیل شود و ویژگی‌های تجاری و بازرگانی منطقه که همجوار با ۴ کشور همسایه است، تقویت شود. نیاز داریم به این که از ویژگی‌های طبیعی و بوم‌گردی‌های مسئولانه استفاده کنند. ولی این اتفاق نیفتاده است. تنوع زیستی دریاچه‌ ارومیه می‌تواند محفوظ شود که خود این تنوع زیستی باعث درآمد شود و به دامداری‌های پرخطر (سبب کاهش پوشش گیاهی منطقه و افزایش نرخ فرسایش شود) نیازی نباشد. هیچ کدام از این اتفاقات رخ نداده است. در حالی که حدود ۲هزارمیلیارد تومان در این ستاد هزینه شده که به زعم مسئولان محیط‌زیست، سهم سازمان محیط‌زیست کمتر از ۲درصد بوده است.
با توجه به همجواری این حوزه با ۴ کشور همسایه اگر این منطقه به عنوان منطقه آزاد اعلام شود، بسیاری در این منطقه سرمایه‌گذاری خواهند کرد. آیا این موضوع می‌تواند به نجات دریاچه ارومیه کمک کند؟ درویش در پاسخ به این سوال می‌گوید: ما چاره‌ای نداریم جز این که این حرکت را انجام دهیم. وقتی متوجه هستیم که نزدیک به ۳میلیارد متر مکعب در حوزه دریاچه ارومیه با کمبود آب روبه‌رو هستیم باید سراغ آن دسته از گزینه‌های معیشتی برویم که کمترین وابستگی را به آب و خاک داشته باشند. اگر این اتفاق نیفتد با بحران جدی‌تری روبه‌رو می‌شویم. دریاچه ارومیه مانند یک بیمار است که اگر جراحی نشود و حاضر نباشد خونی از بدنش برود، کل حیاتش را از دست می‌دهد. این جراحی‌ها دردناک است و خیلی‌ها به این شیوه معیشتی عادت کردند و مقاومت‌هایی (همانطور که الان این مقاومت‌ها وجود دارد) ممکن است رخ دهد. اما این هنر ستاد احیای دریاچه ارومیه است که می‌توانست با تقویت تشکل‌های مردم‌نهاد حلقه حدواسطی ایجاد کند که مردم و جامعه محلی را با خود همراه کند. اما این مسئله شگفت‌آور است که نه تنها در این راه قدم برنداشتند، بلکه اغلب مدیرانی که در حوزه دریاچه ارومیه هستند بر طبل کشاورزی ناپایدار می‌کوبند.آفتاب یزد

فوک‌های خزری در معرض انقراض

زهرا سلیمانی: هر از چند گاهی جسد فوک‌ها در کنار ساحل دریای خزر مشاهده می‌شود. بیشترین مشاهدات از فوک خزری در جزیره آشوراده، سواحل حیات وحش میانکاله، محدوده پارک کیانشهر و ساحل بندر انزلی است. این در حالی است که در استان گیلان اغلب جسد فوک‌ها مشاهده می‌شود. درضمن در جزیره آشوراده و کشورهای حاشیه شمالی دریای خزر فوک‌های زنده بیشتر مشاهده می‌شوند.

30 سال پیش جمعیت فوک‌های خزری یک‌میلیون تخمین‌زده می‌شد. هم اکنون به دلایل مختلف همچون صدور مجوز قانونی شکار از سوی کشور روسیه و گرفتاری فوک‌ها در تور ماهیگیران روزبه‌روز از جمعیت آنها کاسته می‌شود. از سوی دیگر به دلیل تخلیه فاضلاب در دریا از سوی کشور ما و دیگر کشورهای همسایه خزر روند آلودگی‌ها تشدید می‌شود. از دیگر عوامل تخریب زیست بوم دریای خزر می‌توان به دفن زباله‌های اتمی از سوی کشور روسیه اشاره کرد. همچنین کشور آذربایجان به دلیل فرسودگی سکوهای نفتی در آلودگی آب خزر نقش دارد. همین نارسایی‌ها در به خطر افتادن زیست بوم دریای شمال تاثیرگذار است.

افزایش تلفات فوک خزری در سواحل گیلان

نبود مدیریت صحیح دفع پساب‌های شهری، کشاورزی، صنعتی و همچنین آلودگی‌های نفتی نسل فوک خزر را همانند دیگر آبزیان در معرض تهدید قرار داده است. مسئول مرکز درمانی و تحقیقاتی فوک خزری با اعلام اینکه هفت لاشه فوک خزری در دو‌ماهه گذشته در سواحل ایرانی دریای خزر پیدا شده است، گفت: از میان این هفت لاشه چهار لاشه در استان گیلان کشف‌ شده‌اند که این مساله به عدم آگاهی ماهیگیران بومی این استان مربوط است. امیر صیاد شیرازی با یادآوری این نکته که مرکز درمانی و تحقیقاتی فوک خزری در سال‌های گذشته از مسئولان محیط‌زیست این استان خواسته بود که شرایط آموزش ماهیگیران گیلانی را فراهم کنند، افزود: ما با مخالفت مسئولان استانی مواجه شدیم و نتیجه این عدم آموزش را امروز در تلف شدن فوک‌ها می‌بینیم. او ادامه داد: عمده دلیل مرگ فوک‌های خزری در ایران گیر افتادن در تورهای ماهیگیری است و چهار لاشه فوک خزری که در دو ماه گذشته پیدا شدند، نیز به همین منوال و با ضرباتی که به سرشان وارد شده بود، مرده‌اند. همچنین در روزهای اخیر هم عضو مجمع نمایندگان استان گیلان ورود فاضلاب صنعتی و خانگی و افزایش آلودگی دریا و برداشت بی‌رویه منابع تغذیه‌ای را در کاهش جمعیت این گونه در معرض انقراض موثر دانست. منوچهر جمالی درباره انقراض نسل فوک خزر هشدار داد و گفت: افزایش آلودگی دریای خزر، ورود فاضلاب صنعتی و خانگی، آلودگی نفتی، سموم کشاورزی، برداشت و صید بی‌رویه منابع آبزیان مورد تغذیه فوک‌ها از جمله صید بی‌رویه ماهی کیلکا و کاهش ذخایر از جمله عوامل موثر در کاهش جمعیت فوک‌های خزر و سایر آبزیان است.

حفاظت از فوک‌ها با ارتقای دانش جوامع محلی

یک فعال محیط‌زیست درباره وضعیت فوک‌ها در دریای خزر به خبرنگار آرمان می‌گوید: در سال‌های اخیر حساسیت‌ها نسبت به محیط‌زیست و به‌طور ویژه گونه فوک خزری افزایش یافته است، تا جایی که در روزهای اخیر خبری مبنی بر اینکه دولت روسیه موظف شده تا پایان سال 2018 از کشتار فوک‌ها جلوگیری کند، منتشر شد. از سوی دیگر به‌دلیل برداشت‌های بی‌رویه هر پنج کشور حاشیه دریای خزر ذخایر این دریا در چهار دهه اخیر به شدت کاهش یافته است. برای مثال به دلیل فعالیت شناورها و صید، از میزان کیلکا به عنوان یکی از منابع تغذیه‌ای فوک‌ها کاسته شده است. بی‌شک وقتی منبع اصلی تغذیه‌ای از یک جانور گرفته می‌شود به سمت سایر آبزیان رفته و به‌دلیل اینکه کیلکا ماهیان سرشار از پروتئین هستند و سایر ماهی‌ها این مزیت را کمتر دارند، ماهی بیشتری باید صید کنند که به میزان آن آلودگی موجود در بدن ماهیان نیز به فوک‌ها منتقل می‌شود و جمعیت آن مورد تهدید قرار می‌گیرد. ماهان مهرو می‌افزاید:‌ یکی از راه‌های جلوگیری از کشتار فوک‌ها فعالیت‌های فرهنگی در جوامع روستایی و در بین صیادان برای ارتقای دانش آنها نسبت به فوک خزری و چگونگی برخورد اصولی با این جانور است. در این شرایط می‌توان از ظرفیت انجمن‌های مردم نهاد برای افزایش آگاهی جوامع محلی استفاده کرد. به گفته او فوک خزری تنها پستاندار دریای خزر است و این گونه در معرض خطر انقراض از ارزش ویژه‌ای در محیط‌زیست برخوردار است. این فعال محیط‌زیست تاکید می‌کند: برای اقدامات فرهنگی باید جوامع ماهیگیر را نسبت به حفاظت از فوک‌ها و منابع تغذیه‌ای آن آگاه کرد، چون صیادها بر این باورند که فوک‌ها ماهی‌ها را می‌خورند و به نوعی رقیب آنها محسوب می‌شوند. این در حالی است که فوک‌ها در تنظیم سلامت اکوسیستم نقش حیاتی دارند. به‌طور معمول فوک‌ها ماهی بیمار و غیر چالاک را شکار می‎‌کنند. مهرو درباره اقدامات انجام شده برای حفاظت از فوک‌ها می‌افزاید:‌ باید سازمان حفاظت محیط‌زیست برای فوک‌ها برنامه حفاظتی تعریف و طراحی کند. اگر از سوی این سازمان گشت دریایی نیز لحاظ شود، از مشکلات زیست بوم دریای خزر و گیر افتادن فوک‌ها در تورهای ماهیگیری کاسته می‌شود. برای مثال پناهگاه حیات وحش میانکاله و جزیره آشوراده در استان مازندران و گلستان و سواحل پارک ملی بوجاق تا عمق شش متری دریا و در امتداد خط ساحلی تا بندر انزلی در استان گیلان بیشترین نقاطی است که فوک خزری چه به صورت زنده یا جسد مشاهده می‌شود و بخش‌های زیادی از این اراضی تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط‌زیست است، اما تاکنون این سازمان گشت یگان حفاظت دریایی تشکیل نداده است. همچنین از راهکارهای اصلی برای جلوگیری از مرگ و میر فوک‌های جلوگیری از انتشار آلودگی و فاضلاب به دریای خزر است. او توجه به کلینیک امداد و نجات فوک خزری را از دیگر اقدامات برای حفاظت از این جانور می‌داند و می‌افزاید: در شمال ایران و در جزیره آشوراده یک مرکز توسط افراد داوطلب برای نجات فوک‌ها تحت عنوان مرکز امداد و نجات فوک خزری لنی هارت تشکیل شده و نیاز است در نقاطی که فوک‌ها مشاهده می‌شوند مراکز امداد تشکیل شود. با وجود کلینیک تخصصی و آموزش می‌توان با آگاهی‌رسانی به جوامع محلی حاشیه سواحل افراد را درباره چگونگی و حفاظت از فوک دریای خزر آگاه کرد. اگر افراد محلی حضور فوک‌های زنده را به سازمان حفاظت محیط‌زیست اطلاع دهند می‌توان از مرگ و میر آنها جلوگیری کرد و حتی در صورت مشاهده جسد فوک‌ها با اطلاع به موقع پیش از فاسد شدن جسد می‌توان با نمونه‌برداری دلایل مرگ و میر فوک‌ها را مطالعه کرد و تشخیص داد. این فعال محیط‌زیست می‌گوید: یکی از ویژگی‌های فوک این است که به‌دلیل بدن دوکی‌شکل هنگام خروج از دریا زیاد از ساحل فاصله نمی‌گیرد تا در صورت احساس خطر به دریا وارد شود؛ بنابراین ‌نباید به آن استرس وارد کرد. برای مثال چندی پیش یک فوک خزری در سواحل بندر انزلی زنده پیدا شد، اما به‌دلیل عدم آگاهی لازم توسط فرد کمک‌کننده با کشیدن دم به دریا هدایت شد که حیوان به‌دلیل وجود بیماری و استرس وارد شده از این اقدام از بین رفت.

آموزش ماهیگیران برای نگهداری از فوک دریایی

امروزه تنها گروهی که می‌توانند به ادامه حیات فوک‌ها در آب‌های خزر در ایران کمک کنند، ماهیگیران هستند. از سوی دیگر عمده‌ترین تهدید این پستاندار نشت نفت در دریای خزر است. بر اساس بررسی‌های انجام شده میزان آلاینده‌ها در این دریا هر سال بالاتر می‌رود و این آلودگی باعث ضعیف‌تر شدن سیستم ایمنی فوک خزری می‌شود.

ورود فاضلاب به دریای خزر

تاکنون ساماندهی فاضلاب‌های شهری مناطق دریایی شمال کشور به نتیجه نرسیده است. بسیاری از شهرهای دنیا به‌طور کامل در حاشیه دریا قرار داشته و برای جلوگیری از آلودگی دریا تدابیر و راهکارهای پیشگیرانه‌ای را اتخاذ کرده‌اند، اما ساماندهی فاضلاب‌های شهری مناطق دریایی شمال کشور تاکنون به نتیجه نرسیده است. باید دانست که ورود فاضلاب‌های صنعتی و خانگی به دریای خزر از مهم‌ترین عوامل موثر در انقراض نسل آبزیان به‌ویژه فوک است. از سوی دیگر همسایگی پنج کشور حاشیه دریاچه خزر هرگونه تصمیم‌گیری برای ساماندهی این دریاچه را با چالش مواجه کرده است. با بررسی اقدامات انجام شده باید گفت که همکاری و هماهنگی موثر میان کشورهای همسایه برای مدیریت آلودگی این دریا دیده نمی‌شود. به صورت جدی نیاز است وزارت امور خارجه با تدابیری دیپلماتیک و هوشمندانه معضل آلودگی دریای خزر را با همکاری کشورهای همسایه برطرف کند. این در حالی است که کنوانسیون حفاظت از محیط‌زیست دریای خزر با حضور نمایندگان محیط‌زیست پنج کشور حاشیه دریای خزر جلساتی را برگزار می‌کند، اما لازم است که این جلسات بیشتر شود و تمامی کشورها ملزم به منع صید بی‌رویه آبزیانی شوند که نسل آنها در خطر انقراض قرار دارد.

زیست‌بوم شمال کشور و خطرات زیست‌محیطی

این روزها طبیعت منحصر به فرد شمال کشور از شرایط مناسبی برخوردار نیست. این خطه در اثر آلودگی ناشی از منابع مختلف فعالیت‌های انسانی از جمله تخلیه مواد مضر، خطرناک، مواد زائد و سایر آلودگی‌های ناشی از منابع دریایی و منابع مستقر در خشکی، نگرانی کشورهای حاشیه این پهنه آبی را برانگیخت و این مساله موجب شد قوانین و مقررات هر کشور برای خزر به رسمیت شناخته شود و برنامه مشترکی نیز در قالب برنامه محیط‌زیست دریای خزر با حمایت سازمان‌های بین‌المللی شکل گیرد. حال در این شرایط، اینکه پنج کشور همسایه به چه میزان نسبت به تعهدات پایبند هستند نیازمند بررسی است.آرمان

نسل‌کشی پرندگان مهاجر

شکارمیلیونی پرندگان در شمال کشور مورد اعتراض فعالان محیط‌زیست قرار گرفته، اما اکنون چند سالی است که قتل عام پرندگان با روش‌های غیرقانونی در جنوب کشور نیز رواج یافته است.هرساله با فرارسیدن فصل حضور انبوه پرندگان مهاجر در کشور، نگرانی فعالان محیط‌‌زیست از کشتار این پرندگان در شمال کشور دوباره آغاز می‌شود. رسانه‌ها تلاش می‌کنند تصویر انبوه پرندگانی را به تصویر بکشند که در دامگاه‌ها گیر افتاده و جیغ جیغ هزاران هزارشان سکوت شب را می‌درد و لاشه رنگینشان بی‌جان در بازارهای روز به فروش می‌رود. با این همه اکنون چند سالی است که این فاجعه محیط‌زیستی منحصر به شمال کشور نیست و متخلفان در جنوب کشور از رقیبان خود در شمال پیشی گرفته‌اند.ماه گذشته یک کارشناس و فعال محیط‌زیست با اعلام اینکه کشتار پرندگان مهاجر در خوزستان به اوج خود رسیده گفت: از شهریور کشتار پرندگان مهاجر در استان خوزستان آغاز شده و روزانه لاشه صدها قطعه از انواع پرندگان مهاجر در بازار کیان اهواز در فاصله بسیار کمی از سازمان حفاظت از محیط‌زیست استان خوزستان به فروش می‌رسد.رضا نیک‌فلک تصریح کرد: در بین لاشه‌های پرندگان گونه‌های حمایت شده و در خطر انقراض جهانی مانند اردک مرمری، اردک بلوطی، اردک سرحنایی و... مشاهده می‌شود.این فعال محیط‌زیست اعلام کرد: این بازار از اوایل شهریور کار خود را شروع کرده است، اما با آغاز فصل پاییز و مساعدتر شدن شرایط آب و هوایی برای حضور پرتعداد انواع پرندگان مهاجر در تالاب‌ها و آبگیرهای استان خوزستان، کشتار پرندگان نیز به اوج خود رسیده است.به گفته او با اینکه بیش از دو ماه از صید پرندگان مهاجر می‌گذرد، اما هنوز هیچ‌گونه برخورد جدی با فروشندگان و صیادان از سوی سازمان حفاظت از محیط‌زیست صورت نگرفته که این امر بیانگر بی‌توجهی و ناکارآمدی مسئولان این سازمان است.نیک‌فلک هشدار داد: بی‌توجهی مسئولان حفاظت از محیط‌‌زیست استان خوزستان نسبت به نسل‌کشی پرندگان مهاجروکاستی‌های موجود در برخورد بامتخلفان سبب شده که امسال دامگاه‌‌های صید پرندگان با قدرت و تعداد بیشتری نسبت به سال‌‌های گذشته دست به کشتار بی‌رحمانه پرندگان مهاجر بزنند.به گفته او عملکرد ضعیف و نامناسب بخش محیط طبیعی اداره کل حفاظت از محیط‌‌زیست استان خوزستان ضربات جبران‌ناپذیری بر پیکر طبیعت نیمه‌جان خوزستان وارد کرده است.به گزارش مهر، این کارشناس محیط‌زیست با اعلام اینکه هیچ‌یک از تالاب‌های استان خوزستان پاسگاه محیط‌‌بانی فعال ندارند، تصریح کرد: تلاش‌‌های قابل تقدیر یگان حفاظت محیط‌‌زیست استان خوزستان در برخورد با محمیه‌داران و تخریب دامگاه‌های صیادی در سال گذشته موجب کاهش چشمگیر جمعیت پرندگان در بازار کیان اهواز شد. انتظار می‌رود که امسال هم برخورد جدی و به موقع را در دستور کار خود قرار داده و مانع از کشتار بیش از پیش پرندگان مهاجر شوند.

ورود پرندگان وحشی مهاجر به مناطق جنوبی

ماه گذشته فرمانده یگان حفاظت محیط‌زیست استان تهران از دستگیری پنج گروه شکارچی غیرمجاز وکشف هشت قبضه سلاح شکاری در گشت و پایش ماموران یگان حفاظت از مناطق جنوبی استان خبر داد.نقی میرزاکریمی گفت: با فرارسیدن فصل سرما و مهاجرت پرندگان وحشی به مناطق جنوبی استان درشهرستان‌‌های ری، رباط کریم، ملارد و ورامین با وجود رودخانه شور و تالاب‌ها وآبگیرهای فصلی موجود گشت و کنترل یگان حفاظت تشدید شده است.او با بیان اینکه درعملیات صورت گرفته توسط ماموران یگان حفاظت استان، پنج گروه شکارچی غیرمجاز دستگیر و هشت قبضه اسلحه شکاری کشف وضبط شده است،اظهارکرد: بر اساس اعلام سازمان دامپزشکی و دفتر صید و شکار سازمان حفاظت محیط‌زیست درسال جاری تاکنون پروانه شکار پرندگان وحشی آبزی وکنارآبزی به دلیل پیشگیری از آنفلوآنزای فوق حاد پرندگان صادر نشده است و تا اطلاع ثانوی هیچ‌گونه پروانه شکار پرندگان وحشی صادر نمی‌شود. به گزارش سایت اطلاع‌رسانی محیط‌زیست استان تهران، میرزاکریمی افزود: درپایش‌های صورت گرفته چند تور هوایی صیدپرندگان شکاری نصب‌شده روی رودخانه شور جمع‌آوری و با متخلفان برخورد قانونی شد.

ایران در صدر کشتار پرندگان مهاجر

همچنین ماه گذشته عضو مجمع نمایندگان استان خوزستان نسبت به تهدید نسل پرندگان مهاجر در خوزستان از سوی شکارچیان غیرمجاز خلیجی هشدار داد. جواد کاظم‌نسب‌الباجی با هشدار نسبت به اینکه حیات پرندگان مهاجر از سوی شکارچیان غیرمجاز زیر سایه ضعف نظارت محیط‌زیست و کمبود نیروی محیط‌بان در شمال و جنوب کشور در حال تهدید است، تصریح کرد: چندین سال است شکارچیان غیرمجاز در خوزستان به انحای مختلف و شکل فجیعی مانند شکار بی‌رویه، دانه آغشته به سم، پهن کردن تورهای هوایی و دامگذاری‌های گسترده اقدام به کشتار پرندگان مهاجر در تالاب‌ها می‌کنند و شدت این معضل در خوزستان و فریدونکنار به‌گونه‌ای است که بر اساس بررسی‌های ملی و بین‌المللی در صدر کشورهای رکوردار کشتار پرندگان مهاجر در دنیا قرار گرفته‌ایم که این موضوع وجهه بین‌المللی ما را به شدت خدشه‌دار می‌کند.نماینده مردم اهواز، باوی، حمیدیه و کارون در مجلس‌ با بیان اینکه در میان پرندگان مهاجر گونه‌های در معرض انقراض وجود دارد که شکار بی‌رویه نسل آنها را در معرض خطر قرار می‌‌دهد، تصریح کرد: محیط‌زیست باید با برخورد جدی و قاطع و تشدید نظارت مانع از کشتار پرندگان مهاجر در خوزستان شود و برخورد قانونی مناسب با متخلفان صید و عرضه غیرمجاز پرندگان را در دستور کار قرار دهد. او یادآور شد: نیروهای محیط‌بان و سازمان حفاظت محیط‌زیست در فصل مهاجرت پرندگان باید به‌طور مداوم در حال آماده‌‌باش و گشت و کنترل باشند و مانع از کشتار بی‌رحمانه پرندگان مهاجر شوند.این نماینده مردم در مجلس دهم، با تاکید بر اینکه برخورد با شکارچیان غیرمجاز کشورهای حاشیه خلیج‌فارس باید در دستور کار محیط‌زیست قرار گیرد، تصریح کرد: در فصل مهاجرت پرندگان، شکارچیان غیرمجاز خلیجی با سفر به خوزستان اقدام به شکار وسیع پرندگان مهاجر می‌کنند. به گزارش خانه ملت، این نماینده مجلس با یادآوری اینکه کشتار پرندگان مهاجر تنها یکی از معضلات زیست‌‌محیطی خوزستان بوده و معضلات زیست‌‌محیطی زیادی خوزستان را تهدید می‌‌کند، گفت: فلرهای مشتعل گاز و گوگرد، پساب‌های نیشکر، انجام پروژه‌‌های نفتی در تالاب‌ها، ورود پساب و فاضلاب‌های کارخانه‌ها به کارون و ریزگردها شرایط بحرانی زیست‌محیطی را برای خوزستان رقم زده است.

ممنوعیت شکار پرندگان مهاجر وحشی تا اطلاع ثانوی

مهر امسال هم مدیرکل دفتر حفاظت و مدیریت شکار و صید سازمان حفاظت محیط‌زیست گفت که به منظور تامین سلامت عمومی و مقابله با شیوع احتمالی عامل بیماری آنفلوآنزای فوق حاد پرندگان، شکار پرندگان مهاجر وحشی تا اطلاع ثانوی در سراسر کشور ممنوع اعلام می‌شود.علی تیموری با اشاره به استعلام‌‌های صورت گرفته از دستگاه‌ها در مورد تنظیم دستورالعمل‌های شکار پرندگان وحشی در سال جاری ادامه داد: این اقدام با توجه به آغاز فصل مهاجرت پرندگان وحشی به کشور و مطابق برنامه‌‌ریزی‌های همه‌ساله سازمان حفاظت محیط‌زیست در آغاز فصل شکار این پرندگان صورت پذیرفته است.او افزود: در این چارچوب سازمان دامپزشکی با اشاره به اینکه ورود پرندگان مهاجر وحشی به کشور، تهدید شیوع ویروس بیماری آنفلوآنزای فوق حاد پرندگان را به همراه دارد و این امر می‌‌تواند سلامت و بهداشت شهروندان را به مخاطره افکند، به‌طور موکد درخواست ممنوعیت شکار این دسته از پرندگان را در سراسر کشور دارد.به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی محیط‌زیست، مدیرکل دفتر حفاظت و مدیریت شکار و صید سازمان حفاظت محیط‌زیست خاطرنشان کرد: بنابراین با توجه به تاکیدات این سازمان و به منظور تامین سلامت عمومی و مقابله با شیوع احتمالی عامل بیماری آنفلوآنزای فوق حاد پرندگان، شکار پرندگان مهاجر وحشی تا اطلاع ثانوی در سراسر کشور ممنوع اعلام می‌شود.

ورود دادستانی به پرونده نسل‌کشی پرندگان مهاجر

ماه گذشته هم معاون قضائی دادستان کل کشور گفت: پرونده جلوگیری از نسل‌کشی پرندگان مهاجر به ویژه در شمال کشور، در دادستانی کل کشور باز شده و امید داریم، با همکاری سازمان حفاظت محیط‌زیست و نهادهای ذیربط این معضل که سال‌هاست در نتیجه سودجویی متخلفان به وجود آمده به زودی و به صورت ریشه‌ای رفع شود.به گزارش تسنیم، محمدجواد حشمتی، در پاسخ به این پرسش که آیا نسل‌کشی پرندگان مهاجر در تالاب‌های جنوبی کشور هم در دستور کار دادستانی کل کشور قرار دارد یا خیر، افزود: با توجه به اینکه در شمال کشور شاهد وضعیت حادتری هستیم برخورد با نسل‌کشی پرندگان مهاجر در شمال کشور را در اولویت قرار داده‌ایم، اما از دادستان‌های تمامی استان‌‌های درگیر با این معضل خواهان ورود جدی به این مقوله شده‌ایم.آرمان

بررسی نسل‌کشی پرندگان مهاجر در استان مازندران

کشتار در شمال

صدرا محقق: عربستان و ایران دو کشور اصلی قتلگاه پرندگان مهاجر هستند. این را آمار مؤسسات جهانی نشان می‌دهد. پرندگانی که برای زمستان‌گذرانی از اروپا و روسیه و دیگر نقاط جهان راهی این کشورها می‌شوند، اما هر سال حدود چهار میلیون قطعه از آنها در این دو کشور کشتار شده و در بازارها به فروش می‌رسند. (بیش از 2.5 میلیون در عربستان و بیش از 1.1‌ میلیون در ایران). این آمار را محمدعلى الله‌قلی؛ کارشناس و فعال محیط زیست، به شرق می‌گوید. 
در استان مازندران سه منطقه فریدونکنار، ازباران و سرخرود اصلی‌ترین و شناخته‌شده‌ترین مناطق شکار این پرندگان هستند. تاکنون بارها درباره این موضوع در رسانه‌ها گزارش و خبر و مستند منتشر شده، اما هیچ اقدامی برای جلوگیری از این کشتار بزرگ ضدمحیط‌زیستی انجام نشده است. کارشناسان می‌گویند مانع اصلی در این مسیر حمایت مسئولان و نهادهای تصمیم‌گیر از شکارچیان و فروشندگان این پرندگان است. 
برای پیگیری جزئیات بیشتر این ماجرا به سراغ حسینعلی ابراهیمی‌کارنامی، مدیرکل محیط زیست استان مازندران، رفتم تا از او دلایل مقابله‌نکردن با این آسیب بزرگ به حیات‌وحش جهانی که موجب بدنامی ایران نیز شده و همچنین دلایل کم‌کاری سازمان حفاظت محیط زیست را جویا شوم. این مشروح پاسخ او به این سؤال است. 
متأسفانه مرسوم شده است که برخی از مسئولان و صاحب‌منصبان، موضوع شکار این پرندگان را به معیشت مردم محلی و سنت‌های قدیمی اهالی گره می‌زنند. این حرف‌های برخی از دوستان عوام‌فریبی است. برای اینکه فکری برای معیشت مردم نکرده‌اند. چون مسئولیت هم دارند، با عوام‌فریبی کشتار پرندگان را به معیشت مردم گره می‌زنند. این در حالی است که ما بارها گفته‌ایم هیچ مشکلی با روش‌های سنتی مانند صید به شیوه دوما که به شکلی گزینشی و در اندازه‌ای محدود اقدام به شکار پرندگانی مثل اردک‌ها می‌شود نداریم، اما مسئله اینجاست که این روش با روش‌های نوینی مثل کرس، گذر و دام‌های هوایی که در 15 سال اخیر رایج شده فرق دارد. در این روش‌ها هر نوع پرنده‌ای حتی پرنده‌های در معرض خطر انقراض را در تعداد بسیار بالا شکار می‌کنند. در این روش‌ها دست به کشتار وسیع پرندگان می‌زنند و به‌هیچ‌وجه مورد تأیید ما نیست. محیط زیست پیش از این طرحی به مقامات استان داد و مقامات هم پذیرفتند و قرار شد در یک شیب معتدل این روش‌ها حذف شود، اما متأسفانه یک عده از صاحب‌منصبان و متنفذان محلی از اینها حمایت می‌کنند. این در حالی است که هیچ نظارتی؛ چه به‌لحاظ بهداشتی و چه دامپزشکی بر نحوه صید و توزیع و انتقالشان وجود ندارد. در فریدونکنار یک بازار رهاشده به وجود آمده است که از نقاط دیگر کشور هم برای فروش پرندگان به آنجا می‌آیند. برای حل مشکل باید همه دستگاه‌ها کمک کنند؛ از مقامات قضائی تا فرمانداری و محیط زیست و دامپزشکی که این روش‌های مخرب را از بین ببریم، ما هم پیگیر خواهیم بود. ما در تمام استان داریم با متخلفان برخورد می‌کنیم، ولی اینجا مشکلی که پیش آمد و سابقه ماجرا که باید در زمان شروع کار با آن برخورد می‌شد، ولی متأسفانه نشد و این کار را تثبیت کرد. الان هر فعال این بازار در هر فصل چندده‌میلیون تومان درآمد دارد. کار آنها بسیاری از گونه‌های در معرض خطر انقراض را کاهش داده است؛ به شکلی که خیلی از گونه‌ها که قبلا در مازندران دیده می‌شدند الان اصلا دیده نمی‌شوند.
درهمین‌حال محمدعلى الله‌قلی؛ کارشناس و فعال محیط زیست که 10 سال است به صورت مشخص روی موضوع شکار پرندگان مهاجر در مازندران کار و تحقیق کرده است، در پاسخ به پرسش‌های شرق در همین زمینه این‌طور توضیح می‌دهد: گردش مالی این بازار آن‌قدر بالاست و آن‌قدر سود دارد که الان به دستور فرماندار و دادگستری فریدونکنار، کمربندی را به اسم تعمیرات بسته‌اند. در صورتی که یک نفر کارگر هم در این قسمت دیده نمی‌شود، چرا؟ به این دلیل که خلوت این صیادان به‌هم نخورد که مردم نروند و نبینند که چه قتل‌عامی در جریان است. هر صیاد 50 تا 150‌میلیون تومان در این فصل سود می‌کند، تعداد آنها البته زیر صد نفر هستند. متأسفانه سابقه این ماجرا هم به پروژه شکست‌خورده حفاظت از درنای سیبری برمی‌گردد. از سال‌ها پیش به دلیل مهاجرت درنای سیبری که مورد توجه مجامع بین‌المللی بود، در این مناطق در استان مازندران پروژه‌ای هم برای احیای این درنا با یک‌میلیون‌و 200 هزار دلار تعریف شد و ماجرای الان بخشی از تبعات آن پروژه است؛ پروژه‌ای که حتی بخشی از حامیان و مجریان آن بین‌المللی بودند. نتیجه کار آنها این بود که هم درنا منقرض شد و هم بودجه در مسیر نادرستی صرف شد. در قالب آن پروژه این بازار پذیرفته و جاافتاده شد، چون آنها به محلی‌ها گفتند که با هر پرنده‌ای خواستید هر کاری بکنید، فقط با درنا کاری نداشته باشید، آنها هم هر پرنده‌ای را خواستند شکار کردند، حتی همان درنا را! اینها انگیزه و رقابت عظیمی بین اهالی درست کرد، چون این بازار همان لحظه پول نقد پرندگان کشته شده را پرداخت می‌کند. الان این بازار به مرکزی برای سایر نقاط مانند گلستان، گیلان و... تبدیل شده است و هر صیادی هرجا پرنده‌ای شکار می‌کند، در بازار فریدونکنار برای فروش می‌گذارد. در حقیقت باتلاقی درست شده که در حال بلعیدن همه‌چیز است. حتی فرماندار و نماینده فریدونکنار در مجلس هم از این بازار و کار اهالی دفاع  و دائما به این قدیمی‌بودن ماجرا استناد می‌کنند. نماینده فریدونکنار گفته اینها مردم فقیری هستند که این تنها راه معیشتشان است. در صورتی که فقیربودن اهالی این مناطق واقعيت ندارد و این مردم وضع مالی خوبی دارند. از طرفی مگر محیط زیست مسئول فقر است؟ اگر مردم فقیر هستند برای آنها شغل درست دست‌وپا شود، نه‌اینکه حاصل کارشان ایران را به رکورددار کشتار پرندگان مهاجر در دنیا تبدیل کند. این آمار در پروژه بین‌المللی برد لایف اینترنشنال اعلام شده است. آنها یک کار مطالعاتی درباره دلایل کاهش پرندگان مهاجر را دنبال می‌کنند و مطالعاتی انجام شده که دریابند چرا در نیمه دوم سال تعداد پرندگان مهاجر در حال کاهش هستند. برای حفاظت از این پرندگان نزدیک 40 سال است در دنیا پروژه حفاظت تعریف شده، اما نتیجه کار این شده است که در شمال حفاظت می‌شوند و در جنوب کشتار می‌شوند. بخشی از تحقیق هم شامل ایران بود. در مازندران من با این پروژه همکاری کردم. نتایج کار که فقط با احتساب آمار رسمی اعلام‌شده از سوی سازمان محیط زیست است نشان می‌دهد با احتساب آمار مازندران، رتبه ما در کشتار پرندگان مهاجر رتبه دوم در جهان است. اگر آمار شکار در خوزستان هم به این اضافه شود، ما رتبه اول جهان هستیم. هم‌اکنون عربستان در رتبه اول است. الان روزانه دو تا سه هزار پرنده در بازار فریدونکنار به فروش می‌رسند. این دیگر اسمش شکار نیست، بلکه نسل‌کشی پرندگان مهاجر است. اینکه محیط زیست به مأموران خود می‌گوید تورهای هوایی را جمع کنند، عکس و خبرش هم منتشر می‌شود، صرفا یک کار نمادین و بی‌معناست، چون همان روز دوباره آن تور گذاشته می‌شود. سود شکار این پرندگان آن‌قدر بالاست که گذاشتن دوباره آن تور که کل قیمتش 200 هزار تومان است، با شکار و فروش اولین غاز تأمین می‌شود. بازار فریدونکنار آزاد و چسبیده به فرمانداری فریدونکنار است و کار خودش را می‌کند. اگر ممنوع است، چرا غازهای وحشی مورد حمایت جهانی در این بازارها فروخته می‌شوند؟ چرا پرنده حرام‌گوشت هم آنجا عرضه می‌شود. این چه فرقی با فروش مواد مخدر و نوشيدني‌هاي ممنوع دارد، مگر فرقی با هم دارند؟ شرق

تشنگی دریای‌خزر

نگین باقری: تا چندی پیش نگرانی‌ها پیرامون خشک‌شدن دریاچه ارومیه صدر اخبار محیط‌زیست را به خود اختصاص داده بود. اکنون این وضعیت شامل حال دریای‌خزر شده است و فعالان محیط‌زیست نسبت به آن هشدار می‌دهند. آن‌چنان که اعلام شده شمال دریای‌خزر طی ۷۵سال آینده خشک می‌شود؛ خشک‌شدنی که ناشی از دستکاری‌های انسانی است. این در شرایطی است که تغییرات اقلیمی نشان می‌دهد که حداقل در چند سال آینده خزر باید پرآب‌ تر شود.

دریای‌خزر پهنه‌ای آبی است که از جنوب به ایران، از شمال به روسیه، از غرب به روسیه و جمهوری آذربایجان و از شرق به جمهوری‌‌‌های ترکمنستان و قزاقستان محدود می‌‌‌شود. طول این دریا حدود ۱۰۳۰ تا ۱۲۰۰کیلومتر و عرض آن بین ۱۹۶ تا ۴۳۵کیلومتر است. قسمت شمالی این دریا بسیار کم‌‌عمق است، طوری که تنها نیم‌درصد آب دریا در یک‌چهارم شمالی دریا قرار دارد و عمق آن به‌طور میانگین کمتر از پنج‌متر است. حدود ۱۳۰رودخانه به این دریا می‌ریزند که اکثر آنها از شمال‌غربی به دریا می‌‌پیوندند. در مقاله علمی درج‌شده در نشریه Geophysical Research Letters آمده است: نتیجه تحقیقات کارشناسان آمریکایی، روسی و فرانسوی حاکی است که طی سال‌های 1996 تا 2015، سطح آب دریای‌خزر هر‌ساله هفت‌سانتیمتر کاهش یافته است. همچنین کارشناسان پیش‌بینی کرده‌‌اند سطح آب خزر به‌ویژه در بخش شمالی این دریا در مجاورت روسیه و قزاقستان باز هم کاهش خواهد یافت و در صورت تداوم گرمایش هوا با روند کنونی طی 75سال آینده این بخش از خزر خشک خواهد شد. علت اصلی کاهش سطح آب دریا خزر تبخیر برآمده از افزایش درجه حرارت هوای کره ‌زمین عنوان شده است. بر این اساس باید گفت حال‌وروز دریای‌خزر خوب نیست و سرنوشتی تلخ در انتظار آن است؛ دریایی که در گذشته بخشی از دریای تتیس بود و اقیانوس آرام را به اقیانوس اطلس متصل می‌‌کرد، اکنون در وضعیت بحرانی به سر می‌برد. تازه این پایان ماجرا نیست. دریای‌خزر گنجینه‌ای از طلای سیاه و گاز طبیعی است؛ دریایی که بیش از 10‌میلیون‌سال از عمرش می‌گذرد و در طول تاریخ خطر خشکسالی آن را تهدید کرده است. به‌تازگی روزنامه روسی کامسامولسکایا پراودا به‌نقل از کارشناسان ناسا، اتحاد جماهیر شوروی را در وضع پیش‌آمده برای دریای‌خزر مقصر دانست، چرا که در دوره شوروی سیاست بیابان‌‌زدایی در آسیای مرکزی با انتقال آب‌های دو رودخانه آمو و سیردریا برای استفاده در مزارع پیگیری می‌شد و این کار تعادل زیستی منطقه را برهم زد. این روزنامه نوشت: خزر، بهترین دریاچه جهان، درحال بخار‌شدن شدید است. بر اثر پدیده گرم‌شدن جهانی آب‌و‌هوای کره ‌زمین، دمای سطح آب خزر یک درجه سانتیگراد افزایش یافته است.

کاهش آب خزر، معادل 17دریاچه ارومیه

در 20سال گذشته 130سانتیمتر از تراز آب دریای‌خزر کاسته شده که معادل خشک‌شدن 17دریاچه ارومیه است. ایران نیز در این‌باره نگرانی خود را اعلام کرده است. از سال 74 تا سال 95 پسروی آب دریای‌خزر ادامه داشت، ولی در یک سال اخیر تراز آب ثابت مانده است. این اظهارنظر مرداد امسال توسط مدیر مرکز ملی مطالعات و تحقیقات دریای‌خزر انجام شد. به‌گفته داریوش یوسفی کبریا شناخت نوسانات دریای‌خزر و بهره گیری از آن برای توسعه پایدار در سواحل جنوبی و مدیریت یکپارچه این دریا در بعد ملی و منطقه‌ای برای کشورهای حاشیه آن ضروری است. پیش از این اظهارنظر، مرکز مطالعات و تحقیقات دریای‌خزر اعلام کرده بود که در 20سال اخیر حدود یک‌هزار و 760هکتار از آب‌های ساحلی این دریا به‌علت کاهش تراز آب خشک شده است. بر اساس گزارش این مرکز، در طول این مدت تراز آب دریای‌خزر سالانه دو تا 30سانتیمتر کاهش یافت و میزان کاسته‌شدن از تراز آب تنها در سال گذشته 12سانتیمتر بود. کارشناسان مرکز مطالعات و تحقیقات دریای‌خزر هشدار داده‌اند همان گونه که کاهش تراز آب برای ساحل‌نشینان این دریا تبعات اقتصادی و اجتماعی داشته است، بالاآمدن آب هم می‌تواند خطرساز شود.

شرایط بحرانی خلیج گرگان

بر هیچ‌کس پوشیده نیست که ایران با خطرات تغییر اقلیمی مواجه است؛خطراتی که محیط‌زیست را به مخاطره می‌اندازد و آمادگی لازم برای مقابله با آنها وجود ندارد. علاوه بر ایران کشورهای ساحلی جمهوری آذربایجان، فدراسیون روسیه، قزاقستان و ترکمنستان نیز به‌نوبه خود درگیر تبعات تغییر اقلیم هستند. به‌گفته مصطفی ارگون، دبیر اجرایی شبکه علم و فناوری کشورهای اسلامی، اگر سطح آب دریاها را صفر در نظر بگیریم، امروزه سطح آب دریای‌خزر منفی٢٨ است، درحالی ‌که در گذشته مثبت100 بوده است که علت آن می‌‌تواند تغییر اقلیم باشد. درواقع می‌توان گفت تغییرات اقلیمی موجب خشک‌شدن دریای‌خزر شده است و خشک‌شدن دریای‌خزر نیز روی خلیج گرگان اثر گذاشته است. تیر امسال معاون استاندار گلستان گفت که عقب‌رفتگی آب و پایین آمدن آب دریای‌خزر منجر به خشک‌شدن خلیج گرگان شده است. رضا مروتی ادامه داد: از سال 1384 سیر خلیج گرگان نزولی بوده و طی هفت تا هشت سال شاید شاهد روند نزول آب در خلیج گرگان باشیم. بنابراین اگر وضعیت خلیج گرگان تا هشت‌سال آینده به این شکل ادامه پیدا کند، به وضعیت سال1354 می‌رسد. اکنون خلیج گرگان در شرایط بحرانی قرار دارد و معاون استاندار گلستان نیز از آن پرده برداشته است. علاوه بر این، دریای‌خزر با مشکلات دیگری نیز دست‌وپنجه نرم می‌کند. افزایش تولید زباله در سواحل آن مشکلاتی را به بار آورده است که نیازمند فرهنگسازی است، آن‌چنان که ایران در سال 82 به‌همراه چهار کشور ساحلی دیگر متعهد شده است که در کاهش آلودگی دریای‌خزر تلاش کند. سالانه ۱۲۲‌هزار و ۳۵۰ تن آلودگی از کشورهای حاشیه دریای‌خزر به‌ویژه آلودگی ناشی از عملیات اکتشاف و استخراج نفت، محیط دریای‌خزر را آلوده می‌کند. از سوی دیگر، ماه گذشته حسن فاضل نشلی، باستان‌شناس، هم از عقب‌نشینی 20 کیلومتر دریای‌خزر خبر داد؛ مواردی که هر لحظه شرایط دریای‌خزر را بحرانی می‌کند. با وجود این، باید برای مقابله با تغییرات اقلیمی آمادگی داشت تا بتوان تا حدودی جلو تبعات آن را گرفت.

خشک‌ شدن دریای‌خزر با گرم‌ شدن زمین

پدر کویر‌شناسی ایران درباره خشک‌شدن دریای‌خزر در گفت‌و‌گو با آرمان می‌گوید: آب دریای‌خزر درحال کاهش است، چون قسمت شمالی کم عمق بوده و به دشت و جلگه تبدیل شده است. پرویز کردوانی می‌افزاید: دریای‌خزر همیشه نوسان داشته است. چندین سال آب آن بالا و چندین سال آب آن پایین می‌رفته است. او ادامه می‌هد: در سال1354 آب دریای‌خزر خیلی پایین رفته بود که بیشتر ضرر آن شامل حال روسیه شد. کردوانی بیان می‌کند: اتحاد جماهیر شوری باید در سال54 چندین کانال در چندین دره احداث می‌کرد که آب به دریای‌خزر بیاورد، اما چون هزینه آن زیاد بود، این کار را انجام نداد و جای آن از 125 بمب اتم در کوه‌ها و دره‌ها استفاده کرد تا آب به دریای‌خزر بیاورد. پدر کویر‌شناسی ایران می‌گوید: دوباره تاکید می‌کنم دریای‌خزر همیشه نوسان داشته است، ولی اوج نوسان که باعث خشکسالی آن شده، به گرم‌شدن کره زمین برمی‌گردد. او بیان می‌کند: منشأ دریای‌خزر اقیانوس نیست؛ کوه است. وقتی کره زمین گرم می‌شود به‌تبع برف هم کم می‌بارد و از آب در دریا خبری نیست. کردوانی اظهار می‌کند: ضرر خشک‌شدن آب دریای‌خزر بیشتر شامل حال کشورهای شمالی مانند روسیه و قزاقستان که عمق کمی دارند می‌شود، ولی چون بیشترین عمق دریای‌خزر برای ایران است، ما کمتر دچار تبعات خشکی دریای‌خزر می‌شویم. او خاطرنشان می‌کند: همچنین ترکمنستان هم ضرر می‌بیند، چون وقتی دریای‌خزر پرآب است، مقداری از آب این دریا از قسمت شرق ترکمنستان به خلیج قره‌بغاز می‌ریزد. پدر جغرافیای ایران بیان می‌کند: وقتی آب دریای‌خزر کم می‌شود ماهی خاویار بی‌‌‌خانمان می‌شود، چرا که ماهی‌ها در رودها تخم‌ریزی می‌کنند، چون محل زندگی ماهی خاویار خلیج گرگان است و خشکی دریای‌خزر در خلیج گرگان نمود پیدا می‌کند. در نتیجه نسل ماهی خاویار از بین می‌رود. او ادامه می‌‌دهد: روس‌ها باید از خشک‌شدن دریای‌خزر جلوگیری کنند. باید روسیه و قزاقستان از هر طریقی آب را به دریای‌خزر برگردانند. اکنون وضعیت به‌گونه‌ای است که کشتی‌ها از یک جایی به بعد نمی‌توانند از ایران به قزاقستان بروند، چون دریا خشک شده است. پدر جغرافیای ایران در مورد تبعات خشک‌شدن دریای‌خزر می‌گوید: با خشک‌شدن دریای‌خزر میانکاله، خلیج گرگان و تالاب انزلی خشک می‌شوند و اثرات بدی روی محیط‌زیست می‌گذارند.آرمان

فریدونکنار، همچنان قتلگاه پرندگان

زهرا سلیمانی: در سال‌های اخیر فریدونکنار دستخوش فجایع تلخ شکار و کشتار پرندگان مهاجر کمیاب و نایاب شده است. شکارچیان از این طریق به درآمدهای هنگفت دست می‌یابند. این وضعیت روزبه‌روز عرصه را برای محیط‌زیست کشور تنگ و تنگ‌تر می‌کند. این بازار مکاره برای افراد بی‌توجه به قانون، درآمدهای کلان به‌دنبال دارد، غافل از اینکه پرندگان مهاجر نایاب این خطه را باید مورد حمایت قرار داد، نه اینکه به قیمت‌های کلان فروخت یا در ماهی‌تابه سرخ کرد. در این میان یکی از متولیان مقابله با شکار غیرمجاز نهادهای قضائی هستند، گرچه متولی اصلی در این زمینه سازمان محیط‌ زیست است و در این مسیر نیروی انتظامی، فرمانداری و بخشداری نیز باید اقدامات لازم را انجام دهند. در این شرایط افرادی که از اوضاع و بازار فریدونکنار آگاهی دارند، خواستار برخورد جدی از سوی محیط‌زیست، دستگاه قضا و سایر مسئولان مربوطه هستند.

محیط ‌زیست متولی اصلی مقابله با شکار غیرقانونی پرندگان در فریدونکنار است. عضو مجمع نمایندگان استان مازندران گفت: هیچ نهادی ازجمله سازمان حفاظت محیط‌زیست به‌تنهایی توان مقابله با شکارچیان در فریدونکنار را ندارد و دستگاه قضا باید از این سازمان حمایت کند. عزت ا... یوسفیان‌ملا در واکنش به صید غیرقانونی پرندگان مهاجر در تالاب فریدونکنار تصریح کرد: صید سالانه پرندگان مهاجر به فریدونکنار تنها در تالاب انجام نمی‌شود، بلکه شکار حتی در میان شاخ و برگ درختان نیز صورت گرفته و در نقاط مختلفی دیده می‌شود؛ بنابراین ماموران محیط‌زیست نمی‌توانند به‌طور صد‌درصد با شکارهای غیرقانونی مقابله کنند. او با اشاره به اینکه حتی در حیاط خانه‌ها نیز شکار توسط مردم انجام می‌شود، افزود: این‌گونه پرندگان مهاجر به‌طور کلی از سیبری به منطقه مازندران مهاجرت می‌کنند، در شب و در ارتفاع پایین پرواز می‌کنند و به‌راحتی در دسترس شکارچی و صیاد قرار می‌گیرند. درضمن این پرندگان از سرعت پرواز اندک برخوردارند و به‌سهولت شکار می‌شوند. در این شرایط درنای سیبری، قوی فریادکش، قوی گنگ و قوی کوچک، عروس غاز، غاز پیشانی‌ سفید کوچک، غاز پازرد، اردک مرمری، ارک بلوطی، اردک سرسفید، بوتیمار بزرگ، آنقوت، طاووسک، پلیکان خاکستری، تنجه، اکراس، خودکای ابرو سفید، خروس کولی دم‌سفید و پاشلک بزرگ و انواع پرندگان شکاری و جغد‌ها ازجمله پرندگان مهاجر حمایت‌شده‌ای هستند که همگی شکار می‌شوند و به فروش می‌رسند. تاکنون اقدام بازدارنده‌ای که برای این قانون‌گریزی گسترده انجام شده، نصب پلاکاردی از طرف سازمان محیط‌زیست در بازار فروش پرندگان است که در آن نام و تصویر پرندگانی که شکار آنها غیرقانونی است، درج شده است.

زیاده‌خواهی شکارچیان

در فریدونکنار شکارچیان بدون ابا از هیچ‌دستگاه مسئول به فعالیتشان ادامه می‌دهند. در این شرایط برخی از نمایندگان مجلس و مسئولان بومی موضوع معیشت را مطرح می‌کنند. این درحالی است که مدیرکل دفتر تنوع زیستی و حیات‌وحش سازمان محیط‌زیست بر این باور است که افراد در قالب کلمه معیشت به‌دنبال برآورده کردن زیاده‌خواهی خود هستند؛ معیشت به‌معنی همان صید سنتی است، نه اینکه افراد متخلف پرنده را گرفته و از بین ببرند؛ این اقدام معیشت نیست، بلکه زیاده‌خواهی است. مجید خرازیان مقدم می‌گوید: به نظر شما صید ماهی به قیمت 20‌میلیون تومان برای امرار معاش است؟ بر اساس قوانین تخلف دامگاهداران فریدونکنار کاملا آشکار است و به نظر می‌رسد سازمان حفاظت محیط‌زیست باید در مقابل این قانون‌گریزی اقدامات بازدارنده انجام دهد. دامگاهداران فریدونکنار در هشت سال دولت‌های نهم و دهم رها شدند، اما رویکرد دولت‌های یازدهم و دوازدهم مقابله با این شکار بی‌رویه است. با بررسی وضعیت شکار پرندگان در این منطقه باید گفت که رعایت‌نکردن قوانین محیط‌زیستی، قدرتمندنبودن اهرم قانون از نظر تحکم در حکمی که صادر می‌کند و به اجرا درنمی‌آید، ضعف در تناسب جزا، جرم و میزان نامعقول و بسیار ناچیز جریمه درنظرگرفته‌شده برای شکار و کشتار هر گونه ارزشمند ازجمله مسائلی است که در رواج‌یافتن پدیده شکار نقش دارد. در اصل کاهش شکار و صید انواع پرندگان نیازمند برنامه جامع ساماندهی است. از سوی دیگر باید با سازماندهی بازار و دامگاه‌های صید در فریدونکنار از شکار بی‌رویه پرندگان مهاجر جلوگیری کرد.

ایران، رتبه دوم در نابودی پرندگان

طبق بند الف ماده ۱۳ قانون شکار و صید شکار جانوران وحشی کمیاب و در معرض خطر انقراض به‌‌ویژه در مناطق حفاظت‌شده‌ همچون تالاب بین‌المللی فریدون‌کنار، این کار مجازات حبس و جزای نقدی دارد، اما به‌دلیل فقدان ضمانت اجرایی دسترسی به جسد پرندگان مهاجر، کمیاب و حفاظت‌شده به‌‌سادگی در بازارهای غیرقانونی این منطقه امکانپذیر است و همواره شاهد کشف شمار قابل‌توجهی پرندگان صیدشده در این بازار هستیم. به‌گزارش تسنیم، محمدعلی ا...قلی، کارشناس حیات وحش، با اشاره به آمار یک موسسه مطالعاتی اروپایی درباره کاهش نسل پرندگان مهاجر در جهان گفت: بر اساس آمارى که هنوز رسما منتشر نشده است، در آمار کلى انواع پرندگان وحشى کاهش 450میلیونى فقط در شمال و شمال غرب اروپا طی دو دهه اخیر ثبت شده است. در ادامه مطالعات در همین زمینه ایران در رتبه دوم جهانی کشتار و نابودى پرندگان در امتداد رویه به‌ظاهر معمول صید و شکار و آلودگى و تخریب زیستگاه طبیعى در کشور قرار دارد. این رتبه‌‌بندی با توجه به شکار صورت‌گرفته در فریدونکنار، ازبازان و سرخ‌رود است و اگر آمار کشتار پرندگان مهاجر در خوزستان به آن افزوده شود، بی‌شک ایرانی رتبه نخست را در کشتار پرندگان جهان داراست. برآورد‌ها نشان می‌دهد بازار پرنده‌فروشان فریدونکنار در شش ماه گردش مالی شش‌میلیارد تومانی دارد. در ضمن همه روزه حدود 300 تا 400پرنده سربریده در بازار لنگرود عرضه می‌شد.

شکار پرندگان نایاب فریدونکنار

یک دامپزشک و فعال حقوق حیوانات درباره وضعیت شکار پرندگان در فریدونکنار به آرمان می‌گوید: در گذشته روزهای شکار برای علاقه‌مندان روزهای پنجشنبه و جمعه بود، اما هم‌اکنون سازمان محیط‌زیست روزهای شکار را دوشنبه و جمعه تعیین کرده است. از سوی دیگر مساله شیوع آنفلوآنزا در میان پرندگان از شدت شکار در منطقه کاسته است. آرمین نهاوندی می‌افزاید:‌ هم اکنون به دلیل اقدامات انجام‌شده از سوی دامپزشکی و سازمان محیط‌زیست از شدت شکار در منطقه کاسته شده است، اما نمی‌توان جلو شکار در منطقه را به‌صورت کامل گرفت. به‌گفته او بخش قابل‌توجهی از افراد ساکن در مناطق شمالی کشور از طریق شکار به امرار معاش می‌پردازند و به این دلیل نمی‌توان جلو شکار را گرفت. برای‌مثال در گیلان میزان شکار اندک است، هر چند در مازندران شکار بیش از حد معمول انجام می‌شود. حتی چندی قبل هم شاهد شکار عقاب در منطقه فریدونکنار بودیم. این فعال حقوق حیوانات می‌افزاید:‌ اغلب شکارچیان این خطه قبل از مشاهده حیوان شکار می‌کنند و این مساله محیط‌زیست استان و کشور را با چالش‌های فراوان روبه‌رو می‌کند. نهادندی در پاسخ به این سوال که برای مقابله با شکار در این منطقه تاکنون چه اقداماتی انجام شده است، می‌گوید:‌ در واقع نمی‌توان اقدام مناسبی در این زمینه انجام داد. برای‌مثال جنس ماده پرنده‌ای همچون قرقاول به زاد و ولد می‌پردازند و جنس نر آن وقتی تعدادشان بیش از حد طبیعی باشد، یکدیگر را از بین می‌برند؛ طبیعتا شکار در این شرایط مشکلی را ایجاد نمی‌کند، اما در میان برخی از پرندگان شاهد گونه‌های در حال انقراض هستیم. در این وضعیت افراد بدون کسب اطلاعات مناسب به شکار می‌پردازند. نهاوندی می‌افزاید: برای مثال اردک مازندرانی یکی از زیباترین و نایاب‌ترین اردک‌های دنیاست، اما چندی قبل شاهد شکار این پرنده بودیم. به گفته او برای ارتقای فرهنگ شکار در کشور باید رسانه‌ها به‌ویژه رسانه ملی با پخش تیزرهای محیط‌زیستی در زمینه فرهنگسازی اقدامات مناسب انجام دهند؛ هرچند در کشور ما مسائل بهداشتی و محیط‌زیستی در اولویت‌های نخست مسئولان قرار ندارد. این دامپزشک با بیان اینکه در بازارهای شمال کشور روزانه سر تعداد قابل‌توجهی پرنده معامله می‌شود، تاکید می‌کند: زیاده‌خواهی در زمینه شکار هیچ‌وقت تمامی ندارد. در این شرایط هرکس به‌فکر منافع خود است. اغلب افراد در شهرهای شمالی کشور بیکار هستند و شکار برای آنها یک شغل پردرآمد محسوب می‌شود. به‌گفته او اغلب آنها برای گذران امور زندگی شکار می‌کنند. در استان‌های شمالی کشور با ایجاد اشتغال از میزان شکار نیز کاسته می‌شوند. این دامپزشک تاکید می‌کند: شکارچیان به سه‌دسته تقسیم می‌شوند، برخی از افراد برای تفریح شکار می‌کنند. دسته دیگر برای کسب معیشت، اما دسته دیگر از شکارچیان به‌دنبال شکارهای گران برای کسب منافع هستند. با این تفاسیر هر دسته از شکارچیان بر اساس هدف خود اقدام به شکار می‌کنند. در این میان شکار افراد در دسته سوم برای محیط‌زیست خسارت‌های فراوان به‌دنبال دارد. اغلب این افراد به‌شکل افسارگسیخته شکار می‌کنند تا بتوانند به منافع خود دست یابند. او درباره میزان زنده‌گیری این نوع شکار پرندگان و قاچاق آنها به خارج از کشور می‌گوید:‌ اطلاعات جامعی در این زمینه در اختیار نیست.آرمان

کمتر از ۵۰قلاده یوزپلنگ در ایران وجود دارد  

یوزپلنگ آسیایی یا یوزپلنگ ایرانی یا تیزپای آسیایی یک زیرگونه به ‌شدت در معرض خطر انقراض از یوزپلنگ است که اکنون تنها چندده قلاده از آن در ایران یافت می‌شود. از سال 1390 که پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی شروع شد، تعداد این گونه از 33 قلاده به 75 قلاده رسیده و این نشان‌دهنده تاثیر این پروژه بوده است. این جانور در مناطق بیابانی در سطح منطقه زندگی می‌کرد و سال‌هاست نسل آن در معرض نابودی کلی قرار دارد. نتایج جدیدترین تحقیقات نشان می‌دهد که بین ۷۰ تا ۱۰۰ یوزپلنگ در مناطق حاشیه کویر مرکزی از جمله خارتوران، نایبندان، دره‌انجیر و میاندشت وجود دارد. این تخمین نتیجه نقشه‌برداری زمینی توسط بیش از ۱۲۰۰۰دوربین دید در شب است که در مکان‌های مختلف کار گذاشته شده بود. ایران از دهه ۱۹۷۰ به‌عنوان تنها زیستگاه یوزپلنگ‌های آسیایی (ایرانی) شناخته شده ‌است. یوزپلنگ ایرانی تنها نژاد این جانور است که یال دارد.

روش آمارگیری از یوز در ایران

یوزپلنگ حیوانی به‌شدت مخفی‌کار و فراری از انسان است، به‌راحتی خود را در طبیعت استتار می‌‌کند و گستره زیستگاهش بسیار وسیع است. همه این عوامل دست‌به‌دست هم می‌دهند تا آمارگیری از این‌گونه بسیار مشکل شود. بهترین روش آمارگیری از یوز در ایران را استفاده از دوربین تله‌ای می‌دانند. دوربین‌های تله‌ای نوعی از دوربین‌های اتوماتیک هستند که با عبور حیوان از جلو چشمی دوربین، فاصله‌ای ۱۵متری را عکس می‌گیرند. در واقع این دوربین‌ها حضور حیوان را هم به‌واسطه تغییر شدت نور دریافتی در لحظه عبور درمی‌یابند و هم از روی درجه حرارت بدن حیوان. ابتدا گذرگاه‌های یوز را از روی ردپای حیوان مشخص کرده، سپس دوربین‌‌های تله‌ای در آنجا کار گذاشته می‌شود. خال‌‌های روی بدن یوز، مانند اثر انگشت انسان، منحصر به ‌فرد است؛ بنابراین از روی عکس‌ها، تعداد یوزها را در آن فاصله مشخص کرده و با انجام کارهای آماری جمعیت یوز آن ناحیه را تخمین می‌زنند. کار آماری انجام‌شده بر اساس تعداد یوزهای ثبت‌شده در زیستگاه‌‌های استان یزد برآورد هشت تا ۱۲ یوز در این ایستگاه‌ها را نشان می‌‌دهد و می‌‌توان با حدود اطمینان ۹۵٪ از حضور ۹ تا ۱۸ یوز در این منطقه سخن گفت. برآوردهای پیشین جمعیت ۳۳ تا ۴۸ یوزپلنگ را برای استان یزد تخمین می‌‌زد. جمعیت کل یوزپلنگ ایرانی نیز در برآوردهای قبلی در سال ۱۳۷۶، تعداد ۵۰ تا ۱۰۰، در سال ۱۳۸۳ جمعیت ۵۰ تا ۶۰، و در سال ۱۳۸۷ تعداد ۷۰ تا ۱۰۰ یوزپلنگ ایرانی تخمین زده شده بود. پروژه برآورد جمعیت یوزپلنگ ایرانی در استان یزد از دی ۱۳۹۰ تا فروردین ۱۳۹۱ به همت پروژه حافظت از یوزپلنگ ایرانی، انجمن یوزپلنگ ایرانی و انجمن پنترا انجام شده و طی آن جمعا ۱۰۰ دستگاه دوربین تله‌ای در زیستگاه‌های بافق، دره انجیر، آریز و سیاه‌ کوه در این استان کار گذاشته شد و برای رسیدن به نتایج نهایی باید کار در زیستگاه‌‌های میاندشت، عباس‌آباد، نایبندان، راور، خارتوران و پارک ملی کویر نیز انجام شده و مجموع نتایج گردآوری شود.

یوزپلنگ ایرانی محکوم به نابودی است

ماه جاری رئیس سازمان محیط ‌زیست کشور با اشاره به وضعیت یوزپلنگ ایرانی عنوان کرد: باید بپذیریم یوزپلنگ ایرانی نیز مثل بسیاری از گونه‌‌های ایرانی ازبین‌رفته محکوم به نابودی است. به‌گزارش ایسنا، عیسی کلانتری افزود: تعداد یوزپلنگ‌های ایران از ۱۱۲ قلاده به ۴۷ قلاده رسیده است، چون این حیوانات گرسنه هستند و پوشش گیاهی مناسبی وجود ندارد تا امکان رشد حیواناتی که یوزپلنگ‌های موجود از آنها تغذیه می‌‌کنند، فراهم شود.

حفاظت از یوزپلنگ ایرانی مدیریت ویژه می‌خواهد

ماه گذشته مدیر پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی با اشاره به اینکه جمعیت یوز ایرانی زیر ۵۰ قلاده برآورد می‌شود، گفت: طی سه ماه اخیر ۱۹ یوزپلنگ در میاندشت، جنوب شاهرود، توران، نایبندان و دره انجیر شناسایی شده است که از این تعداد سه قلاده ماده بودند. هومن جوکار در مورد آخرین وضعیت دلبر و کوشکی یوزپلنگ‌‌های حفاظت‌شده در پارک پردیسان بیان کرد: تلاش بسیاری برای جفتگیری طبیعی دلبر و کوشکی صورت گرفت. از سال گذشته مطمئن شدیم که جفت گیری طبیعی این دو یوزپلنگ ممکن نیست و باید به‌دلیل سن و سال کوشکی کار دیگری انجام دهیم. به‌گزارش ایسنا، او با اشاره به اینکه در برخی مناطق دوربین نداریم و نمی‌‌توانیم آمار این مناطق را اعلام کنیم، گفت: برآورد می‌‌کنیم که تعداد یوزهای کشور زیر ۵۰ قلاده باشد. همزمان معاون محیط طبیعی اداره کل حفاظت محیط‌زیست یزد با بیان اینکه یوزپلنگ ایرانی از نظر جمعیتی در معرض انقراض قرار دارد، گفت: برای حفاظت و تقویت این گونه، نیازمند مدیریت ویژه و متمرکز هستیم. حسن اکبری افزود: به‌رغم تلاش‌‌های بسیار سازمان حفاظت محیط‌زیست برای بهبود جمعیت این گونه، ممکن است برای نجات یوزپلنگ نیاز به استفاده از روش‌‌های جدیدتر و یا حتی تکثیر در شرایط نیمه‌طبیعی باشیم. او اظهار کرد: همچنین دستگاه‌‌هایی چون راه و شهرسازی و سازمان صنعت، معدن و تجارت باید استانداردهای لازم زیست‌محیطی را در طبیعت رعایت کنند تا آسیبی به گونه‌‌های حیات وحش وارد نشود. معاون محیط طبیعی اداره کل حفاظت محیط‌زیست یزد اضافه کرد: در دهه 80، هفت قلاده یوز پلنگ ایرانی در این استان به‌علت تصادفات جاده‌ای از بین رفتند. او گفت: باید بپذیریم وضعیت یوزپلنگ ایرانی وضعیتی خاص است و وجود جمعیت 40 تا 70 قلاده از این گونه در کشور بسیار اندک است. بنابراین باید از آن حفاظت و برای ابقای آن تلاش کرد. اکبری با بیان اینکه آمار دقیقی از این گونه در استان نداریم، خاطرنشان کرد: در آخرین بررسی که توسط دوربین‌های تصویربرداری در استان صورت گرفت، تنها چهار قلاده در زیستگاه‌های شهرستان‌های اردکان و بهاباد مشاهده شد که برای تخمین آمار دقیق این گونه نیاز به دوربین تصویربرداری بیشتری است. او افزود: رفت‌و‌آمد انسان‌ها، ایجاد جاده‌های متعدد و تخریب‌های معدنی در زیستگاه‌های حیات وحش موجب نابودی تعدادی از گونه‌‌های جانوری از جمله یوزپلنگ شده است. معاون محیط طبیعی اداره کل حفاظت محیط‌زیست یزد اظهار کرد: از اوایل سال 80 تلاش‌های خوبی برای نجات جمعیت یوزپلنگ شد، اما این گونه به‌دلیل قلمرو وسیعش با انواع خطرات روبه‌روست و انسان هم به‌دلیل معدنکاری موجب ناامن‌شدن عرصه‌‌های زیستگاهی برای این گونه شده است. به‌گزارش ایرنا، اکبری اضافه کرد: در دنیا وقتی جمعیت گونه‌ای از حد زیستمند مثلا حدود 200 فرد کمتر برسد، گفته می‌شود گونه از نظر ژنتیکی در معرض خطر جدی انقراض است که یوزپلنگ سال‌هاست در این وضعیت قرار دارد.آرمان

یکی از شریان‌های مهم رودخانه کارون در خطر است
دز در انبوهی از زباله‌

سومین رودخانه پر آب کشور است و یکی از شریان‌های مهم رودخانه کارون بزرگ در استان خوزستان. نقش اساسی و مهمی در پویایی اکوسیستم و محیط زیست ایفا می‌کند و به واسطه‌اش بیش از پنج میلیون تن انواع محصولات زراعی و باغی در شمال استان خوزستان تولید می‌شود. سرشاخه‌هایش اکنون تامین کننده اصلی آب مصرفی شرب، صنعت و کشاورزی در 7 شهر است، از خوانسار، گلپایگان، خمین، محلات، نیم ور و سلفچگان گرفته تا قم که اصلی‌ترین مصرف‌کننده آن است. این رودخانه با آبی سرد و زلال علاوه بر پتانسیل گردشگری، زیستگاه انواع آبزیان بومی و منحصر بفرد است. از گوزن زرد ایرانی، سمندر امپراطور تا لاکپشت فراتی که در خطر انقراض قرار دارند. دزفولی‌ها به خوبی می‌شناسندش. چند وقتی است که نفسش به شماره افتاده و جلبک‌ها، خزه‌ها و انبوه زباله‌ها جای جوش و خروشش را گرفته است. حیات رودخانه دز که به گفته فتاح وزیر وقت نیرو یکی از بهترین آبهای دنیا خوانده شده بود، در معرض تهدید قرار دارد.
تنها یک رود در ایران یعنی رود کارون به مقصد می‌رسد این جمله را عیسی کلانتری، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست دو روز پیش بیان کرده است. جملاتی ناامیدکننده که چیزی جز حقیقت نیستند. رودخانه‌های ایران یک به یک در معرض نابودی هستند و فاضلاب‌ها، زهاب‌ها و پسماندهای شهری، کشاورزی و صنعتی بلای جانشان. کارون اگرچه تنها رودخانه‌ زنده در ایران است اما دیر زمانی نخواهد گذشت که حیات آن نیز بیش از امروز در معرض تهدید قرار گیرد. رودخانه دز سرچشمه حیات کارون است. رودخانه‌ای که حالا هم سطح آبش کاهش چشمگیری داشته و هم با آلودگی دست و پنجه نرم می‌کند. رودخانه دز از به هم پیوستن ریز آبه‌ها و سرشاخه‌های متعددی تشکیل شده و از دو اقلیم کوهستانی زاگرس و جلگه‌ای خوزستان عبور می‌کند. در بندر قیر به رودخانه کارون می‌پیوندد و در مسیر عبور در حوزه آبخیر و آبریز خود، زیستگاه‌های متنوع با غنای زیستی ارزشمندی را تحت تاثیر قرار می‌دهد. جنگل‌های زاگرس، دریاچه دز، منطقه شکار ممنوع قلعه شاداب، منطقه حفاظت شده چهل پا، جنگ‌های زاویه‌ها و عباس آباد، جنگل‌ پارک ملی دز، منطقه حفاظت شده دز از جمله زیستگاه‌هایی هستند که از وجود این رود بهره‌ می‌برند. ورود آلاینده‌ها و فاضلاب‌های شهری روستایی و صنعتی، ورود پسماندها گردشگران، صید غیر قانونی، تصرفات حریم و بستر رودخانه از جمله عوامل تهدید کننده این رودخانه مهم ایران است.
آخرین تصاویر از این رودخانه حکایت از آن دارد که علیرغم مدت زمان زیاد آلودگی آب‌های این رودخانه، همچنان این مشکل گریبان گیر آن است. 23 آبان سال گذشته فرهاد قلی‌نژاد، رئیس اداره محیط زیست دزفول درباره آلودگی آبهای دز گفته است: طبق تحقیق انجام شده رودخانه دز تا محدوده هفت تپه آلودگی ندارد و استانداردهای شاخص آلودگی نشان می‌دهد رودخانه دز از نظر وضعیت آلودگی زیست محیطی در وضعیت تقریبا خوبی است اما عوامل تهدید کننده ای در محدوده شهر دزفول وجود دارد که اگر به طور جدی مورد توجه قرار نگیرند برای این رودخانه خطرآفرین خواهند بود. وی فاضلاب مناطق مسکونی چون زیباشهر، بخشی از شهر دزفول و شهر چم گلک را از عمده منابع آلوده کننده رودخانه دز دانسته و گفته است: با تلاش صورت گرفته فاضلاب بیمارستانی مدیریت شده و به رودخانه دز ریخته نمی‌شود و در حال حاضر بیمارستان‌های دزفول مجهز به سیستم تصفیه فاضلاب است. گرچه به گفته او خوشبختانه هیچ گونه فاضلاب صنعتی در محدوده شهر دزفول و بالادست رودخانه دز تا رودخانه سزار و کوه‌های زاگرس به دریاچه دز وارد نمی‌شود ولی بخش عمده‌ای از فاضلاب صنعتی از میانرود، هفت تپه و صنایع نیشکر، همچنین زهکش‌های کشاورزی در مناطق پائین دست وارد رودخانه دز می‌شوند ضمن اینکه محل اتصال رودخانه دز به کارون نیز با افزایش EC آب همراه است. قلی‌نژاد با اشاره به اینکه 40 درصد از فاضلاب شهر دزفول وارد تصفیه خانه می‌شود، از ‌آماده شدن مطالعاتی ساماندهی فاضلاب زیباشهر خبر داده تا به شبکه فاضلاب شهر دزفول متصل شود. اتفاقی که تا به امروز خبری از آن نبوده است.
قلی‌نژاد در آخرین اظهار نظرهای خود در تیرماه امسال گفته است: در حال حاضر همچنان فاضلاب دو منطقه در رودخانه دز تخلیه می‌شود. یکی از این مناطق، کوی زیباشهر در شهر دزفول است که فاضلاب آن به دلیل نبود شبکه فاضلاب در این منطقه به رودخانه دز وارد می‌شود. با پیگیری‌هایی که انجام شد، مصوب شد که شرکت آب و فاضلاب نسبت به انتقال فاضلاب زیباشهر به شبکه فاضلاب دزفول اقدام کند که این مصوبه در حال پیگیری اداری است و تاکنون عملی نشده است. رئیس اداره حفاظت محیط زیست دزفول با بیان این‌که فاضلاب شهرچم گلک نیز وارد رودخانه دز می‌شود، گفته است:‌ با پیگیری‌هایی که انجام شد، شهرداری دزفول در این بخش اقدام کرد و در حال حاضر ورودی‌های فاضلاب چم گلک به یک خروجی ختم و در نهایت به یک حوضچه هدایت می‌شود و از ورود فاضلاب به طور مستقیم به رودخانه دز جلوگیری شده است اما همچنان هنگام بارندگی و سیلاب، فاضلاب این منطقه به رودخانه دز وارد می‌شود. وی با تاکید بر ضرورت ساماندهی فاضلاب و تصفیه‌خانه‌های شهری بیان کرده: در این زمینه در شورای حفاظت کیفی رودخانه دز و شورای حفاظت کیفی رودخانه کارون مصوب شده است که شبکه‌ها و تصفیه‌خانه‌های فاضلاب احداث شوند ولی هنوز اقدام اجرایی در این زمینه انجام نشده است.
حالا بعد از گذشت 3 ماه از این بیانات همچنان این رودخانه درگیر چالش‌های زیست محیطی است و اگر چاره‌ای برای آن اندیشه نشود بیش از پیش محیط زیست ایران با چالش روبه‌رو خواهد شد و با اعمال سیاست‌های نادرست آبی بیش از دیروز کشور با ورشکستگی‌های آبی مواجه شود. web site hit counterابتکار

گزارش از وضعیت بیست و پنجمین دریاچه بزرگ دنیا

دریاچه ارومیه و 70 درصد خشکی

مطهره واعظی‌پور*

دریاچه ارومیه این روزها به نقطه‌ای صورتی تبدیل شده که دور تا دور آن را نمک گرفته است. خبرها حاکی از آن است که تنها 30 درصد دریاچه ارومیه باقی مانده و 70 درصد آن در سال‌های گذشته خشک شده است. خشکی دریاچه ارومیه دلایل زیادی داشته که از جمله آنها تغییر اقلیم، سدسازی، ندادن حق آب دریاچه و تغییر الگوی کشاورزی از مهم‌ترین دلایل خشک شدن دریاچه ارومیه به شمار می‌روند.

پرویز آراسته، مدیرکل حفاظت محیط زیست آذربایجان غربی در گفت‌وگو با فرهیختگان گفت: دریاچه ارومیه تحت تاثیر خشکسالی جهانی قرار گرفته است. تغییرات اقلیم جهانی گازهای گلخانه‌ای باعث گرم شدن کره زمین شده و دریاچه ارومیه هم در این بین تحت تاثیر قرار گرفته است.

وی ادامه داد: کاهش بارندگی از جمله دلایلی است که باعث خشک شدن دریاچه ارومیه شده است، متوسط بارندگی از سال گذشته تاکنون 25درصد کاهش داشته و همین موضوع باعث شده دریاچه ارومیه خشک شود.

آراسته افزود: بیش از 10 سال زمان لازم است تا با اجرای طرح‌های دریاچه ارومیه بتوانیم آن را احیا کنیم و به شرایط ایده‌آل نزدیک شویم. البته این روزها وضعیت کشاورزی هم تاثیر زیادی بر خشک شدن دریاچه ارومیه داشته است که انتظار داریم وزارت جهاد کشاورزی به این موضوع ورود کند تا وضعیت دریاچه ارومیه رو به بهبود برود.

مدیر کل حفاظت محیط زیست آذربایجان غربی تاکید کرد: وزارت جهاد کشاورزی باید در مورد تغییر الگوی کشت ورود کرده و با این موضوع برخورد کند. ارومیه باید به سمت نوعی کشاورزی برود که آب زیادی نیاز ندارد. اگر قرار باشد هر کشاورزی هر محصولی را که اراده می‌کند کشت کند و هر میزان آب نیاز دارد، برداشت کند، آن زمان نه‌تنها طرح‌های ما تاثیر نخواهد داشت، بلکه دریاچه ارومیه زودتر از آنچه که فکرش را می‌کنید، خشک می‌شود.

آراسته معتقد است: حق آب دریاچه ارومیه باید داده شود. اینکه کشاورزان از حق آب ارومیه برای محصولاتشان استفاده می‌کنند، درست نیست و وزارت جهاد کشاورزی باید روی این موضوع هم نظارت داشته باشد. به هر حال دریاچه ارومیه یک میراث ملی است و همه باید از آن حفاظت کنند.

 استفاده ناصحیح از آب در کشاورزی دریاچه ارومیه را خشک کرد

سعید گنجعلی، فعال محیط‌زیست در گفت‌وگو با فرهیختگان گفت: ارومیه حالش خوب نیست و این موضوع را همه می‌دانند. همه سال‌هاست که خشک شدن ارومیه را به تماشا نشسته‌اند، اما هیچ‌کس به این فکر نیفتاد که چرا ارومیه روزبه‌روز خشک‌تر می‌شود.

وی افزود: ستاد احیای دریاچه ارومیه مدت‌هاست که طرح‌های زیادی را برای احیای این دریاچه انجام می‌دهد؛ طرح‌هایی که از آن جمله می‌توان به نصب کنتور روی چاه‌های کشاورزی، لایروبی کانال‌ها، انتقال آب از سدها و... اشاره کرد. اما چرا دریاچه ارومیه همچنان به سمت خشک شدن می‌رود؟ اول اینکه اقدامات و برنامه‌هایی که برای دریاچه ارومیه برنامه‌ریزی شده بود، کامل اجرایی نشد، دوم اینکه از سال 94 به بعد هیچ پولی برای این ستاد پرداخت نشده است و این مساله باعث شد که تمامی طرح‌ها متوقف شود.

گنجعلی ادامه داد: مشکلی که هیچ‌کس به آن توجه نکرده، کشاورزی است. هیچ مسئولی به وضعیت کشاورزی و برداشت آب کشاورزان نظارت ندارد و همین موضوع باعث شده که دریاچه ارومیه خشک شود. تغییر الگوی محصول کشاورزان ارومیه اولین دلیلی است که می‌توان به آن استناد کرد. کشاورزان این منطقه مدت‌هاست که به سمت کاشت چغندرقند، پیاز و گوجه‌فرنگی رفته‌اند؛ محصولاتی که آب زیادی لازم دارد، در صورتی که باید محصولاتی را که به آب کمتری احتیاج دارند، کشت کنند. متاسفانه شنیده‌ایم که در آذربایجان شرقی بیشتر کشاورزان به سمت کاشت هندوانه رفته‌اند؛ میوه‌ای که آب زیادی لازم دارد. وی گفت: وقتی کشاورزان به راحتی نوع محصول خود را تغییر می‌دهند و در کنار آن هر اندازه که نیاز دارند از آب‌های زیرزمینی که منابع تجدید‌ناپذیر هستند، برداشت می‌کنند، این موضوع باعث می‌شود هر میزان آب هم به دریاچه ارومیه رها کنند، باز هم دریاچه ارومیه خشک شود.

این فعال محیط ‌زیست تاکید کرد: شیوه سنتی آبیاری کشاورزان مشکل بعدی است که باعث خشک شدن دریاچه ارومیه شده است. امروزه تمام کشورهای دنیا به سمت آبیاری قطره‌ای رفته‌اند، اما در کشور ما با وجود وضعیت بحرانی آب هنوز هم از شیوه‌های سنتی که باعث هدررفت آب می‌شود، استفاده می‌کنند.

گنجعلی تاکید کرد: اگر می‌خواهیم ارومیه احیا شود، باید به وضعیت کشاورزان به صورت جدی نظارت کنیم. کشاورزان در حال حاضر بیشترین آسیب را به دریاچه ارومیه وارد کرده‌اند. مسئولان به جای اجرای طرح‌های نصفه و نیمه به سمت نظارت بر کشاورزی و برداشت آب آنها روی بیاورند. *خبرنگار گروه اجتماعی . فرهیختگان

گزارش از آخرین وضعیت آلودگی شمال‌غربی‌ترین رود کشور

پساب خطرناک‌ترین نیروگاه اتمی جهان در ارس

*مطهره واعظی‌پور

بیش از چهار هزار ماهی در رود ارس به دلیل وجود سم یا عناصر سنگین مرده‌اند؛ موضوعی که باعث شد دادستان خداآفرین در این باره پرونده قضایی تشکیل دهد و دستورات لازم را درخصوص علت اتلاف ماهیان به اداره حفاظت محیط ‌زیست و اداره دامپزشکی این شهرستان صادر کند.

حسن حضرتی، دادستان خداآفرین در این باره گفت: تلفات به صورت یک‌باره بوده و از تاریخ هفتم شهریور سال جاری هیچ‌گونه تلفات دیگری مشاهده نشده است، به همین دلیل در این خصوص پرونده‌ای در دادسرای خداآفرین تشکیل شده و تحقیقات همچنان ادامه دارد و مقرر شد اداره دامپزشکی نمونه‌برداری لازم را انجام دهد و نتیجه قطعی را در اسرع وقت اعلام کند.

اما آنچه در مورد رود ارس نگران‌کننده شده، این است که کشور ارمنستان تمام پساب کارخانه‌ها و نیروگاه اتمی‌اش را به رود ارس می‌ریزد و همین موضوع باعث آلوده شدن آب و مرگ ماهی‌ها شده است. البته این خبر را اداره حفاظت محیط‌زیست و کیفیت منابع آب شرکت آب منطقه‌ای آذربایجان شرقی تکذیب کرده و معتقد است که آب ارس عناصر سنگین ندارد و دلیل مرگ ماهی پساب‌های ارمنستان نیست.

با وجود این، احمد بایبوردی، عضو هیات‌علمی مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی آذربایجان ‌شرقی در گفت‌وگو با فرهیختگان، گفت: سال 1395 جلسه‌ای در دفتر رئیس دانشگاه علوم پزشکی تبریز با حضور تمامی ارگان‌های مسئول رود ارس برگزار شد تا در مورد آلودگی این رود هر کدام از آنها گزارش‌های خود را اعلام کنند. همان سال، سازمان آب و فاضلاب در مطالعات دقیقی که انجام داده بود، اعلام کرد که در بدن ماهی‌ها عناصر سنگین دیده شده و در بررسی آب هم رسوبات عناصر سنگین دیده شده است.

وی ادامه داد: متاسفانه از همان سال کاری برای رود ارس انجام نشد و همچنان مشکل ارس روزبه‌روز بدتر شد. اگرچه سازمان آب و فاضلاب تبریز متولی ارس است، هیچ‌پاسخی درباره این موضوع ارائه نکرده.

بایبوردی افزود: در بررسی‌های انجام‌شده از ماهی‌های مرده و آب رود ارس به این نتیجه رسیده‌ایم که عفونت و بیماری در این آب وجود ندارد، یعنی سم یا عناصر فلزات سنگین باعث آلودگی و مرگ ماهی‌ها شده است.

عضو هیات‌علمی مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی آذربایجان ‌شرقی تاکید کرد: دستگاه‌های اندازه‌گیری سم در کشور ما قدیمی است، یعنی نمی‌تواند سم‌های جدید را شناسایی کند. به همین دلیل هرگز نمی‌توانیم متوجه شویم که آلودگی ارس از چه نوع سمی است.

بایبوردی با بیان اینکه کارخانه‌های ارمنستان تمام پساب خود را به درون ارس می‌ریزند و دلیل اصلی آلودگی ارس همین موضوع است، افزود: در تفاهمنامه‌ای که وزارت نیروی ایران و ارمنستان با هم امضا کرده‌اند، قرار شد که هیچ‌پسابی به ارس ریخته نشود و این موضوع تا ابتدای سال 2018 باید به پایان برسد، اما متاسفانه فعالیت ارمنستان نشان نمی‌دهد که برای این کار قدمی برداشته باشند. همچنین که شاهد هستیم ارمنستان با ریختن پساب کارخانه‌هایش باعث مرگ ماهی‌های ارس شده است.

وی تاکید کرد: موضوع دیگری که در مورد ارمنستان وجود دارد، این است که کارخانه قدیمی نیروگاه اتمی ارمنستان هم می‌تواند یکی از دلایل آلودگی ارس باشد. آنچه در این بین اهمیت دارد، این است که کشور ارمنستان باید برای پساب کارخانه‌ها و نیروگاه اتمی‌اش فکری بکند و آن را به ارس نریزد، چراکه تمام خسارت پساب آنها به کشور ما وارد می‌شود.

 آب ارس مشکلی ندارد

همچنین فریدون آرمانفر، مدیر دفتر محیط‌زیست و کیفیت منابع آب شرکت آب منطقه‌ای آذربایجان شرقی در گفت‌وگو با فرهیختگان گفت: صحبت‌های زیادی در مورد دلیل مرگ ماهی‌ها اعلام شده است، اما باید بگوییم که نتایج بیش از یک دهه آنالیز ماهیانه آب رودخانه ارس در دو سوی مرز و در ایستگاه‌های 13گانه که با مشارکت اداره کل حفاظت محیط‌زیست استان و همراهی وزارت امور خارجه صورت می‌گیرد، نشان می‌دهد که پارامترهای کیفی به‌خصوص فلزات سنگین به آب وارد نشده است.

وی ادامه داد: بررسی‌ها نشان داده که استاندارد‌های ملی آب شرب در ارس وجود دارد. در سالیان اخیر به واسطه پیگیری به عمل آمده از سوی وزارت نیرو، سازمان حفاظت محیط‌زیست و وزارت امور خارجه و به‌تبع آن احداث سیستم باز چرخانی توسط طرف ارمنی، میزان تخلیه‌های اتفاقی پساب نیز به یک‌سوم سال‌های قبل تقلیل یافته است و این میزان نیز به دلیل ظرفیت بالای رقیق‌سازی رودخانه غالبا در رودخانه قابل ردیابی نبوده است.

آرمانفر با اشاره به چندین دوره نمونه‌برداری و آنالیز نسوج ماهیان سد خداآفرین از سوی اداره کل شیلات استان، اداره کل حفاظت محیط‌زیست، اداره کل دامپزشکی و سازمان آب، افزود: وجود هرگونه فلز سنگین در آب‌ها رد می‌شود و اخباری که در این حوزه اعلام شده را تکذیب می‌کنیم.

مدیر دفتر محیط‌زیست و کیفیت منابع آب شرکت آب منطقه‌ای آذربایجان شرقی، گفت: علت مرگ‌ومیر اخیر ماهیان در پایین‌دست سد خداآفرین به دلیل تخلیه پساب‌های فرامرزی را رد می‌کنیم، چراکه کارشناسان اعلام کرده‌اند دلیل تلف شدن ماهیان در این بازه از رودخانه حکایت از دخالت عوامل فیزیکی چون استفاده از مواد انفجاری، انرژی ولتاژ قوی یا احتمالا تلاطم اتفاقی آب و افزایش کدورت در آن است؛ البته علت دقیق آن بعد از بررسی‌ها اعلام خواهد شد.

وی تاکید کرد: استناد به یک شیت آنالیز تاریخ گذشته بدون ذکر نام آزمایشگاه مرجع فاقد وجاهت علمی است. همچنین فلزات سنگین در غلظت حتی دو یا سه برابر حد استاندارد نیز سبب مسمومیت ناگهانی و مرگ‌ومیر آبزیان نمی‌شوند و تنها برخی از آنها در نسوج انباشت می‌شوند که این موضوع نیز در سوابق آنالیزهای ردیابی نشده است.

 آلودگی سابقه‌دار

اواخر سال 93 معاون سیاسی و امنیتی استاندار آذربایجان ‌شرقی از آلودگی آب رودخانه ارس بر اثر نشت پساب کارخانه مس کشور ارمنستان ابراز نگرانی کرده بود. در همان دوران هیات‌رئیسه فراکسیون محیط‌زیست مجلس نیز با اعلام این خبر مبنی‌بر آلوده شدن آب رودخانه مرزی ارس که در مرز کشورهای ایران، آذربایجان و ارمنستان جریان دارد، در مورد آثار ناشی از این آلودگی هشدار داده بود؛ صحبت از ورود پساب‌های صنعتی کارخانه‌های آلومینیوم و مس ارمنستان و نیز پساب حاوی رادیواکتیو نیروگاه اتمی متسامور ارمنستان به‌عنوان خطرناک‌ترین نیروگاه اتمی جهان بود.

این نیروگاه اتمی حتی از نیروگاه اتمی فوکوشیما نیز خطرناک‌تر اعلام شده بود، به‌طوری که ترکیه موضوع تعطیل کردن این نیروگاه را از مراجع بین‌المللی پیگیری می‌کند و بیشتر از هر کشوری نگران خطرات ناشی از نیروگاه متسامور است. قرار گرفتن این نیروگاه اتمی هسته‌ای در 16 کیلومتری مرز ترکیه و قرار گرفتن این نیروگاه در منطقه زلزله‌خیز، موجب واکنش مقامات ترکیه در این رابطه شده است، به‌طوری که ترک‌ها معتقدند این نیروگاه حتی در 40 سال پیش نیز بر اساس استانداردهای مدرن روز ساخته نشده است.

آلودگی آب رود ارس از سوی پساب‌های کارخانه‌های آلومینیوم و رادیواکتیو متسامور ارمنستان تقریبا سه سالی است که قرار است از سوی دولت پیگیری شود و به گفته سیدرضا موسوی، مدیرکل سابق اداره کل حفاظت محیط‌زیست استان اردبیل این موضوع در حوزه روابط بین‌الملل و دستگاه دیپلماسی است و باید در پیگیری این موضوع از ظرفیت وزارت خارجه استفاده شود و سازمان حفاظت محیط‌زیست به شکل مستقیم توانایی ورود به این موضوع را ندارد.

رود ارس، رودی بین مرز سه کشور است و از سه استان کشور نیز عبور می‌کند؛ رودخانه‌ای که آب شرب بیش از 350 هزار نفر از مردم استان اردبیل را تامین می‌کند و همچنین بخش قابل توجهی از کشاورزی شمال این استان وابسته به این رودخانه است. *خبرنگار. فرهیختگان

شبی برای مه ‌لقا ملاح

یک ریشه، هزار شاخه

مه‌ لقا ملاح، مادر محیط‌ زیست ایران، اولین سازمان مردم‌نهاد محیط‌زیستی را با نام جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط ‌زیست در سال 1373 پایه‌گذاری کرد اسماعیل کهرم می‌گوید: ملاح بر آموزش غیرمستقیم محیط‌زیستی تأکید داشت

اتوبوس گرفتند و رفتند استانداری مازندران، ساری، در اعتراض به طرح‌هایی که داشتند جنگل‌های مازندران را از بین می‌بردند. اتوبوسی نونوار با توشه راهی اندک که حرفشان را زیر پنجره اتاق استاندار فریاد بزنند. میکروفن‌ کار نکرد. یک نفر گفت برویم از فقیری که با میکروفن نوحه می‌خواند، قرض بگیریم. باطری را عوض کردند و سخنرانی شروع شد؛ ساعت‌ها. استاندار پنجره‌اش را باز نکرد. کمی بعد کسانی به بهانه ایجاد نظم سراغشان آمدند و پرسیدند سردسته‌تان کیست؟ سرگرداندند، مه‌لقا زیر باران تند مازندران در پتو و لحاف پیچیده‌شده‌ زیر طاقچه‌ای نشسته‌ بود؛ گفتند ایشان است. مرد نگاهی انداخت به او و گفت: بگو زودتر تمامش کنند. این خاطره را اسماعیل کهرم می‌گوید. از مه‌لقا ملاح، زنی که شبی از شب‌های بخارا مال او است.
ما چهار نفر بودیم که با کتاب و کتابخانه مرتبط بودیم. یکی از ما مه‌لقا ملاح بود. پیرزنی با موهایی مثل برف که به بزرگداشت خود نیامده اما نگاهش از پوستر سبزرنگ می‌گوید در سالن حضور دارد. نوش‌آفرین انصاری است که از این چهار نفر می‌گوید؛ خودش، پوری سلطانی، توران میرهادی و مه‌لقا ملاح. پیش از او علی دهباشی به روی سن رفته و می‌گوید: روزگار بر ما می‌گذرد و فقط عده‌ای هستند که با بودنشان نبودن‌های دیگران را معنا می‌بخشند. شب مه‌لقا ملاح است با حضور نوش‌آفرین انصاری، شیوا دولت‌آبادی، اسماعیل کهرم، رخشان بنی‌اعتماد و مجتبی میرطهماسب. قرار است در انتها فیلم همه درختان من به کارگردانی رخشان بنی‌اعتماد از زندگی مه‌لقا ملاح پخش شود.
شب‌های بخارا در باغی بزرگ با درختان کهن و باغبان پیری برگزار می‌شود که متعلق به خاندان افشار است. نقش درخت‌ها در حوض حیاط پشتی می‌افتد که در محاصره ساختمان‌های اطراف است؛ انگار یک جزیره سرسبز میان شهر شلوغ است. آنچه که ملاح عمری برای اصلاحش جنگیده، برای سرپا ماندن درختان، پاک شدن هوا، از بین نرفتن گونه‌های نادر گیاهی و جانوری و هر آنچه که با طبیعت و زندگی پیوند دارد. متولد ‌سال 1296 است، زنی 100ساله که بیش از 20‌سال است با تأسیس سازمان غیردولتی جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست، برای طبیعت تلاش می‌کند. ملاح فرزند خدیجه افضل وزیری است که خود فرزند بی‌بی خانم استرآبادی است. مادربزرگ یکی از نخستین مدارس دخترانه را در ایران راه‌انداخت و مادر در آن تدریس کرد. مه‌لقا گاهی به عکس‌ها نگاه می‌کند، به این دو زن تأثیرگذار، به مادرش در لباسی که طراحی کرد تا زنان آزادانه‌تر دست‌هایشان را حرکت دهند. در خیابان‌ها با مادرش راه می‌رفت و مردم به آنها سنگ می‌زدند. افضل خانم گفت: گریه نمی‌کنی‌ها، این کار مبارزه است. ملاح می‌گوید مادرش رنج زیادی تحمل کرد که یک روزی گفتم برای چه آن‌قدر تحمل کردی، نگاهی به من کرد و گفت برای این‌که تو توسری نخوری.
نو‌ش‌آفرین انصاری روزهایی را به یاد می‌آورد که ملاح در کتابخانه فعال بود: با او ‌سال 47 در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران آشنا شدم. من در کتابخانه اصلی بودم و او در موسسه روانشناسی. ملاح که در ایران فلسفه و علوم اجتماعی خوانده بود، برای دکترای جامعه‌شناسی به فرانسه رفت و همان‌جا یک دوره آموزش کتابداری هم دید.‌ سال 47 رئیس کتابخانه موسسه تحقیقات روانشناسی شد. انصاری می‌گوید او یک ایران‌دوست است و عاشق نسل جوان: نقش اجتماعی او در حرکت میان زنان و به ‌وجود آوردن حس فعالیت مدنی و حس وجدان درد از ما سه‌نفر بیشتر بود. من زنی این‌چنین متعهد و برانگیخته و فعال ندیده و نشناخته‌ام. ملاح پس از بازنشستگی فعالیت‌های محیط‌ زیستی‌اش را به ‌طور جدی آغاز می‌کند. انصاری هر بار لیمو‌ترش می‌بیند به یاد ملاح می‌افتد و این قصه‌ای است که به پنج تصویر او از ملاح برمی‌گردد: تصویر او در خانواده که عاشق همسر و فرزندان است و به تصمیمات و استقلال فکری‌شان احترام می‌گذارد، او از نظر انصاری تلفیقی از زن دانشمند و بانوی سنتی است. تصویر دوم کنجکاوی دایم او برای کشف اطلاعات است. زنی که از مقاله‌ها و کتاب‌هایی که خوانده دایم حرف می‌زند و سوال می‌کند. تصویر دیگر نگاه تلفیقی نسبت به گذشته و علم جدید است: چندین‌ سال آب‌مروارید و واریس را با کمک لیموترش به تأخیر انداخت. تصویر آخر تشکل است: باور بی‌چون و چرای او نسبت به قدرت زنان و مدیریت آنها در خانواده و جامعه و جهان: اوقاتش تلخ می‌شد وقتی می‌دید زنان خود را دست کم می‌گیرند. تصویر پنجم تصویر سبز او است، حس مسئولیت عمیق و به گفته انصاری دیوانه‌وار نسبت به محیط‌ زیست، زباله، اسراف، انقراض، جنگ و لاستیک: نخستین‌بار بحث مدیریت آب‌هایی که در خانه استفاده می‌کنیم را از ایشان شنیدم.
ملاح شاگردانی تربیت کرد؛ اما انصاری می‌گوید من در دنیای ملاح یک شاگرد رد‌شده هستم.‌ سال 1377 است و قرار است جایزه ترویج علم را به ملاح بدهند، هتلی در کیش، رو به خلیج‌فارس و صدای امواج به گوش می‌رسد اما انصاری صدای ملاح را به یاد می‌آورد و قصه‌هایی که برای او تعریف کرد: در آخر یک بسته دستمال سفید در شکل مربع‌های نسبتا کوچک به من هدیه کردند، این طور شد که این صحبت کوتاه را اینگونه نام نهادم: بانوی بذرهای سفید.
روح خاک را ماند
سالن پر شده است، اتاق پشت آن را صندلی چیده‌اند و مردم از تلویزیون‌ها برنامه را نگاه می‌کنند. در سالن اصلی بعضی روی پله‌ها نشسته‌اند و بعضی هنوز از سرپا ایستادن خسته نشده‌اند. شیوا دولت‌آبادی روی سن می‌آید و از نشانه‌های اثربخشی ملاح می‌گوید: من ستایشگر راه دور ایشان بودم. 25‌سال قبل در جلسه‌‌ای دیدم خانومی لیوان چای خود را آورده، گفتم از لیوان یک‌بار مصرف استفاده کنید و گفت من شاگرد مه‌لقا ملاح هستم، لیوانم را همراه خودم می‌آورم. دخترم از اعضای جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط ‌زیست بود و هر بار داستان‌های قشنگی از دوراندیشی ایشان و نگرانی‌اش از تراکم جمعیت و خودرو و تمرکز‌یافتگی کلانشهرها می‌گفت، زمانی که کمتر کسی با نگرانی از این مسائل حرف می‌زد.
مه‌لقا ملاح را بعدا در فیلم می‌بینیم که روی مبل‌های سبزرنگ خانه‌اش نشسته، پشت به پنجره‌های چوبی و می‌گوید: مادر جان، تهران یک چاله است که کوه‌های عظیم دور تا دور آن را گرفته. تنها راه آن شهریار است که از قدیم بادهایش به سمت تهران معروف بود؛ الان آن قسمت را ببین که تمام کارخانه است.
دولت‌آبادی نامی به ملاح می‌دهد: انسان توسعه‌یافته. چهره‌ای که الگووار می‌درخشد، او و میرهادی اثرشان ماندگار است به‌خصوص به‌عنوان الگوی یک زن در اجتماع. انسانی که فراتر از روزمرگی می‌اندیشد و می‌خواهد به زندگی معنا ببخشد. حرمت خویش و دیگران را حفظ می‌کند، انسانی فراتر از خود: نگاه خانم ملاح معطوف به آینده بشر بر کره خاکی است. یکی دیگر از واژگانی که با به خاطرآوردن آنها به یاد ملاح می‌افتم، توانایی مراقبت است. کسی که اول از خودش می‌تواند مراقبت کند یعنی سالم زندگی کند و خوب فکر کند و همچنین مراقب و نگران دیگران باشد. هیچ چیز به اندازه هوا و خاک برایمان ضروری نیست و یکی از کسانی که با وسعت دیدش به این مسأله توجه می‌کند، ملاح است. او سهم خودش را 30‌سال قبل با همراه داشتن لیوان شخصی و کیسه پارچه‌ای شروع می‌کند. زنی که هیچ‌گاه دستپاچه و نگران موانع نیست و آهسته و پیوسته پیام و بذر خود را می‌کارد. دولت‌آبادی نگاهی به پوستر و عکس ملاح می‌کند، در خطوط چهره ملاح هم جویبار پیداست و هم ریشه درختانی که او می‌خواهد نجاتشان دهد و لبخندی که در آن امیدواری پیداست. شعری از خواهرش پروین دولت‌آبادی می‌خواند:
گفتمش چنان خاکم جوهر حیات زن/ سرفرازی صد باغ ریشه می‌زند در من
جز به خاک کو جایی تا کنند مأوایی / جز زمین کجا پاید استواری پایی
امن خاک را مانم جایگاه روییدن/ پای سود ره‌یابان سینه‌سای کوبیدن
باد و آب و آتش را همچو خاک مأوایم/ سرنهاده هستی سر جان والایم
کم مبین تنم، این تن روح خاک را ماند/ بذر زندگی را جان زن برافشاند
راست قامتی چون سرو، سرفشانده تا افلاک/ دل نهاده‌ای بر عشق در سجود همچون تاک
من زنم زمینم خاک، با فروتنی خویید/ اسم اعظمم خوانند عشق جاودان مادر

اسماعیل کهرم می‌آید، با خنده همیشگی‌اش که شوخ‌طبعی از آن پیداست، می‌گوید: من مادرم را می‌خواهم، مادر ملاح. کهرم از 21‌سال قبل می‌گوید که به دلیل بیماری پدرش به ایران برگشت و اتفاقی در جلسه‌ ان‌جی‌اوهای محیط‌ زیستی شرکت کرد: پر از ایده‌های محیط زیستی بودم. ملاح را در آن جلسه دید، زنی که مردم به او احترام می‌گذاشتند و علاقه نشان می‌دادند: اواخر جلسه گفتم دفترت کجاست؟ من می‌خواهم همکاری کنم. گفت خانه دو بازنشسته است. این آغاز همکاری دو‌جانبه بود. خیلی از کسانی که با او همکاری می‌کنند دستمال‌های گلدوز‌ي‌شده‌اش را دارند. من هم یک‌بار می‌خواستم دستمال‌کاغذی استفاده کنم که دو سه دستمال گلدوزی به من داد. متخصصان آموزش‌وپرورش می‌گویند آموزش باید غیرمستقیم باشد. امروز این مسأله جا افتاده است و مدارس طبیعت برای کودکان راه افتاده. ملاح با طبع لطیف و چهره زیبایش و آن دستمال گلدوزی‌شده به امثال من آموزش غیرمستقیم می‌داد. از کنفرانسی صحبت می‌کند که تاپنج‌ونیم صبح ادامه داشت و ملاح خستگی‌ناپذیر در آن حضور داشت یا زمانی که می‌خواست درباره دریای مازندران به کنفرانسی خارج از ایران برود، از ملاح مشورت گرفت: می‌خواستم یک ربع با او صحبت کنم اما 45دقیقه درباره این موضوع حرف زد و من دیدم چقدر اطلاعات دارد. او قلب و روحش دنبال این مسأله بود و خستگی برایش معنا نداشت. شخصیت‌هایی مثل او الگو هستند، به‌خصوص برای کسانی که فکر می‌کنند در این مملکت دیگر به چیزی امیدی نیست: اما این ایران است که چنین شخصیت‌هایی را می‌سازد، شخصیت‌هایی بی‌نظیر که با تمام مشکلاتی که وجود دارد، فعالیت می‌کنند. بعد از این‌که ملاح را دیدم، برای دوست انگلیسی‌ام نوشتم این‌جا در ایران زندگی بعد از 80 سالگی آغاز می‌شود. ما صد ‌سال اول زندگی ملاح را دیدیم و لذت بردیم. خدا برای صد‌ سال بعد به او توانایی بدهد.
میرطهماسب تهیه‌کننده فیلم همه درختان من می‌گوید كه قرار بود این پروژه جدی‌تر باشد اما به‌ دلیل نبودن حمایت آن‌طور که می‌خواستیم، نشد: اما اهمیت این فیلم خود مه‌لقا ملاح است.
مادر همه درختان
ملاح می‌گوید: در این کشور درخت‌ها را حریصانه نابود و روزی یک هکتار به کویرها اضافه می‌کنیم. مثل تپه‌های عباس‌آباد. این روزها فریاد بی‌آبی مملکت بلند شده. این حرف‌ها را ملاح‌ سال 92 گفته است. در فیلم همه درختان من که اسفند آن‌سال با تصویر برفی در خیابان‌های تهران شروع می‌شود، ملاح از زمانی می‌گوید که به 26‌هزار خانوار خانه به خانه درباره زباله آموزش دادند. با کمک 33دانش‌آموز در پروژه‌ای که 3ماه طول کشید: من پیرزن قوزقوزی، تا آخرین لحظه حیات معتقدم که باید خدمت کنیم. این از کانال آموزش است، آموزش این‌که من کی هستم و از کجا آمدم. طبیعت من را آدم کرده. طبیعت مورد احترام است. یکی از کارهای جمعیت قسمت اعظمش درختکاری است. اسفندماه می‌رویم سر وقت درخت. امسال 150 تا در تپه عباس‌آباد درخت کاشتیم.
560 مدیر مدرس را در 4‌سال آموزش دادند: اما بعد دولت عوض شد و نگذاشتند کار کنیم. او جزوه‌هایی برای آموزش محیط‌زیست به آن مدیران و دانش‌آموزان را دارد. دختر جوانی از یکی از شعبه‌های جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط‌زیست در ارومیه می‌آید. می‌گوید یادتان هست که گفته بودید قدیم کاری می‌کردند که در سمنان حتی یک قطره آب هم هدر نرود. آمده‌ام آن ماجرا را تعریف کنید.
با ویلچر به برنامه کانون شهروندی درباره محیط‌زیست می‌رود و می‌گوید: چه باید کرد؟ برای چه کسی نامه بنویسیم؟ بر بلندی کدام کوه فریاد بزنیم؟ راه حل هست اما مدیریت نیست. همراه شو عزیز کین درد مشترک هرگز جداجدا درمان نمی‌شود.
فیلم در روزهای برفی، تصاویری از آلودگی تهران و گم‌شدن برج میلاد در هوای آلوده می‌دهد. مدارس تعطیل شده‌اند. ملاح می‌گوید آلودگی تهران نخواهد رفت: برای هر تشریفاتی درخت بکارید. وقتی حسین مرحوم شد ما در دو پارک درخت کاشتیم. حسین همسرم و رفیقم بود. از ‌سال 1356 گفتند تهران ظرفیت 4‌میلیون نفر جمعیت را ندارد. این شهر امروز 17‌میلیون جمعیت ساکن و 3‌میلیون جمعیت متحرک دارد و پیرزنی اینجاست که 22‌سال است ناله می‌کند و سرش را در هر سوراخی می‌برد و ناله می‌کند...
ملاح رو‌به‌روی زنی از فعالان محیط‌زیست صحبت می‌کند. زن می‌گوید شما خیلی کارها کرده‌اید و جلوی تخریب برخی جنگل‌ها را گرفته‌اید در همه استان‌ها شعبه دارید. ملاح می‌گوید همه استان‌ها نه، 16شهرستان و استان. و می‌گوید دلم می‌خواهد گلویم را جر بدهم. می‌رود دنبال ذره‌بین و دنبال آلبوم‌ها. خاطراتی از سال‌ها تلاش و فریاد برای محیط‌زیست.
آلبوم‌ها را پیدا می‌کنند. عکس راهپیمایی‌ها به طرف سازمان ترافیک، درختکاری‌ها در کویر ساوه، کنفرانس‌ها و نشست‌ها... نمونه‌ای از شعارها و برگه‌هایی که دستشان می‌گرفتند بالا می‌گیرد و با ذره‌بین می‌خواند.
ملاح می‌گوید خستگی خوب است، آدم تا خسته نشود از استراحت لذت نمی‌برد. با همین خستگی خودش را برای روز هوای پاک به بالای برج میلاد می‌رساند. پیچیده در پتو، روی ویلچر. به سر بچه‌هایی که آمده‌اند دست می‌کشد، به آنها یاد می‌دهد که شعار دهند و حق‌شان را بخواهند. می‌گوید: بگویید ما هوای پاک می‌خواهیم. بچه‌ها یکصدا فریاد می‌زنند. نوبت به کاشتن یک نهال رسیده است. می‌نشیند روی زمین چاله را بررسی می‌کند که مناسب نهال باشد. سر جایش می‌گذارد: بچه‌ها را صدا کنید که بیایند و کاشتن نهال را یاد بگیرند. بچه‌ها دورند. روی ریشه‌ها خاک می‌ریزد و آب. می‌گوید بچه‌ها باید نجات دهند.
فعالان یکی از ان‌جی‌اوها با ماشین‌های اسباب‌بازی، تصویر بزرگی از کوه دماوند ساخته‌اند. در بام برج میلاد. ملاح بالای قله ایستاده است، با ویلچر، نگاه می‌کند. کمی روی صندلی تکان می‌خورد. می‌پرسند چیزی می‌خواهید. نمی‌گوید. تکان می‌خورد و خودش را پایین می‌آورد. سرش را می‌گذارد روی قله برف گرفته دماوند.
گاهی نگران است و گاهی شوخی می‌کند و هرگز از ناامیدی نمی‌گوید. فیلم به عید‌ سال 93 می‌رسد و عیددیدنی‌های خانه ملاح. زنانی که از ان‌جی‌اوهای مختلف می‌آیند و همه برای محیط‌زیست تلاش می‌کنند. یک نفر خاطره روزی را می‌گوید که ملاح به اداره محیط‌زیست رفته بود تا جمعیت را ثبت کند. زن در محیط‌زیست شاغل بود: گفت می‌خواهیم یک انجمن تشکیل دهیم کمکمان می‌کنید؟ نخستین ان‌جی‌اوی محیط‌زیستی ثبت شد، جایی که موسس آن امروز 100ساله است و هنوز نگران آلودگی محیط زیست.
او به شب بخارا نرسیده. دهباشی از دختر و خواهر ملاح می‌خواهد به نمایندگی از او رو به جمعیت بایستند. همه برایش دست می‌زنند.شهروند

تحلیل‌ یافته گروهی از دانشمندان درباره خشک‌ شدن دریای

خزر تا 75‌سال دیگر و بر اثر گرمایش زمین خزر

خزر، ایرانی می‌شود

گروهی بین‌المللی از دانشمندان پیش‌بینی کردند که بخش شمالی خزر خشک خواهد شد و بخش ایرانی دریا در جنوب گسترش خواهد یافت معاون دریایی سازمان محیط‌ زیست در گفت‌وگو با شهروند: درصورت افزایش ناگهانی دمای سطحی دریای خزر، شکوفایی جلبکی آبزیان آن را خواهد کشت  

وحشت خشکسالی، مثل موجی تا دریای خزر پیش آمده. هر روز خبری درباره دریاچه شمالی ایران منتشر می‌شود؛ این‌که سرنوشت دریاچه ارومیه در انتظار خزر است، این‌که دریای شمال عقب‌نشینی کرده یا این‌که خزر روزی خشک خواهد شد. اخیرا یک گروه بین‌المللی از دانشمندان پیش‌بینی کردند که تا 75‌سال دیگر بخش شمالی خزر که قلمرو آبی روسیه و قزاقستان را در خود دارد، خشک خواهد شد و بخش ایرانی دریا در جنوب گسترش خواهد یافت؛ در این پیش‌بینی اعلام شد که دلیل، چیزی نیست جز پدیده گرم شدن جهانی آب‌وهوا. افزایش دما، تغییر در الگوی دما و بارش و کاهش تنوع گونه‌های گیاهی و افزایش طوفان‌های گردوغبار از تبعات تغییرات اقلیمی در خشکی است اما وقتی پای دریاها به میان می‌آید، اوضاع کمی پیچیده‌تر است؛ آن هم برای خزر که با بیشتر از 1200کیلومتر طول و 320کیلومتر پهنه، بزرگترین دریاچه کره زمین شناخته می‌شود و موقعیت حساسی دارد؛ با 50‌میلیارد بشکه نفت و 257تریلیون فوت مکعب گاز طبیعی.
دریای خزر سال‌هاست که در جدال با خطرات خشکی است. در دهه‌ 50 میلادی سطح خزر دچار افت عجیبی شد. 130رود به این دریاچه جاری می‌شود و آن زمان بررسی‌ها نشان می‌داد که این مسأله با سدسازی‌ها روی رود ولگا و دیگر رودها در مسیر خزر مرتبط است. از سوی دیگر، درحالی‌که سن خزر 10میلیون‌سال تخمین زده می‌شود، گفته شده که نوسانات از 12‌هزار ‌سال قبل آغاز شده؛ اما این‌جا صحبت از افزایش دماست.
گرما خزر را می‌کشد
اتفاق تازه از این قرار است: سطح آب خزر از ‌سال 1996 تا 2015 یک‌ونیم متر کمتر شده؛ رقمی یک‌متر بالاتر از سطح سال‌های دهه 1970 و البته پایین‌ترین سطح این پهنه آبی. پژوهش‌های تازه می‌گوید گرما خزر را می‌کشد.
بر پایه پژوهش گروهی از دانشمندان بین‌المللی که گزارش آن پیش از این در نشریه آمریکایی Geophysical Research Letters منتشر شده، علت اصلی کاهش سطح آب این دریا، تبخیر عنوان شده است؛ تبخیری برآمده از افزایش درجه حرارت هوای کره ‌زمین. این پژوهش ادعا می‌کند که داده‌های ماهواره‌های گراویتی رکووری و کلیمیت اکسپریمنت و چهار ایستگاه زمینی هم این واقعیت را اثبات می‌کند: سطح آب دریای خزر در آینده هم کاهش می‌یابد که در بخش روسیه و قزاقستان چشمگیر
خواهد بود.
موضوع به همین پژوهش ختم نشد و چندی پیش روزنامه روسی کامسامولسکایا پراودا هم روی این موضوع مانور داد: خزر بهترین دریاچه جهان درحال بخارشدن شدید است. بر اثر پدیده گرم شدن جهانی آب‌وهوای کره ‌زمین، دمای سطح آب خزر یک درجه سانتیگراد افزایش یافته است. این نشریه به نقل از کارشناسان ناسا اتحاد جماهیر شوروی را که در 1991 فروپاشیده، در وضع پیش آمده برای دریای خزر مقصر دانست؛ چرا که در دوره شوروی سیاست بیابان‌زدایی در آسیای مرکزی با انتقال آب‌های دو رودخانه آمو و سیردریا برای استفاده در مزارع پیگیری می‌شد و این کار تعادل زیستی منطقه را بر هم زد.
خزر به اندازه 17 دریاچه ارومیه خشکیده است
موضوع فقط در رسانه‌های خارجی مطرح نشده است. چندی پیش داریوش یوسفی کبریا، مدیر مرکز ملی مطالعات و تحقیقات دریای خزر در نشست بررسی تراز آب دریای خزر در بندر امیرآباد گفت: در20‌سال گذشته 130 سانتیمتر از تراز آب دریای خزر کاسته شده که معادل خشک شدن 17 دریاچه ارومیه است. به گفته او از‌ سال 74 تا‌ سال گذشته پسروی آب دریای خزر ادامه داشت، اما در یک‌سال اخیر تراز آب ثابت مانده است. البته همین مرکز پیش از این اعلام کرده بود که در 20‌سال اخیر حدود 1760 هکتار از آب‌های ساحلی این دریا به علت کاهش تراز آب، خشک شده است. در طول این مدت تراز آب دریای خزر سالانه 2تا 30سانتی‌متر کاهش یافت و میزان کاسته‌شدن از تراز آب تنها در سال گذشته 12 سانتی‌متر بود.
در کنار پیش‌بینی‌های اخیر که از خشکی خزر در بخش شمالی و پر شدن آب در بخش جنوبی می‌گوید، مرکز مطالعات و تحقیقات دریای خزر هم پیش‌بینی کرده است که تراز آبی این دریا تا ‌سال 2020 میلادی 42سانتی‌متر افزایش خواهد یافت.
از سوی دیگر، سرنوشت آرال خشکیده همیشه هشداری برای دریای خزر بوده است و در سال‌های اخیر دریاچه ارومیه هم مثالی شده برای نگهداری از دریای شمال؛ به‌خصوص که حالا طرح‌های انتقال آب هم مطرح شده و هنوز مخالفانی دارد. مثل انتقال آب خزر به سمنان که اکنون درحال پیگیری است. براساس تحقیقات، سدسازی و تبخیر زیاد آب پشت سدها در کنار اثر بالای تغییر اقلیم، می‌تواند حیات خز را
به خطر بیندازد.
به‌گفته مصطفی ارگون، دبیر اجرایی شبکه علم و فناوری کشورهای اسلامی، اگر سطح آب دریاها را صفر در نظر بگیریم امروزه سطح آب دریای خزر منفی 28 است، درحالی‌که در گذشته مثبت 100 بوده است که علت آن می‌تواند تغییر اقلیم باشد. سطح آب دریای خزر در گذشته بالاتر از تمام دریاها بوده است و آب آن وارد دریای سیاه، مرمره و اژه می‌شد، اما امروز برعکس شده است و سطح آب دریای خزر پایین‌تر از سطح آب تمام دریاها قرار دارد.
دریای خزر
 آسیب‌پذیر در مقابل گرمایش جهانی
درباره پیش‌بینی تازه، پروین فرشچی، معاون محیط‌ زیست دریايی سازمان حفاظت محیط‌ زیست به شهروند می‌گوید: من جزییاتی از اطلاعات علمی چنین پیش‌بینی‌ای دریافت نکرده‌ام و بنابراین به نظر می‌آید این پیش‌بینی حدس‌وگمانی براساس شرایط فعلی خزر باشد. آنها مدل‌هایی را درنظر گرفته‌اند، تبخیرسنجی کرده‌اند و با درنظر گرفتن کاهش سطح و پایین‌بودن عمق و داده‌های فعلی، گفته‌اند تا 75‌سال دیگر چنین اتفاقی می‌افتد. او با توضیح شرایط عمقی دریای خزر در نقاط مختلف می‌گوید: میانگین عمق خزر در بخش شمالی بین 13 تا 17متر است، بخش میانی 270 متر عمق دارد و در بخش‌های جنوبی که شمال ایران است، عمق خزر به 1025متر می‌رسد. تغییر اقلیم بر تمام نقاط کره زمین اثر می‌گذارد و دریای خزر هم از این آسیب مستثنا نیست به‌خصوص که این دریاچه بسته است و ورودی محدودی دارد و با وجود گرمایش تبخیرش بیشتر شده، تمامی این موارد خزر را حساس‌تر می‌کند.
بنابراین اگر سطح گرمایش آب بالا برود، چه اتفاقی می‌افتد؟ پاسخ معاون دریایی سازمان محیط ‌زیست این است: در صورت گرمایش دما شاهد شکوفایی جلبک‌ها و افزایش مرگ‌ومیر آبزیان خواهیم بود. شکوفایی جلبکی باعث می‌شود سطح آب پوشانده شود، اکسیژن به زیر آب نرسد و درنهایت مرگ‌ومیر بالا برود و با ادامه این روند تنوع گونه‌ای کم بشود.
به‌گفته فرشچی، این اتفاق‌ سال 2005 در خزر افتاده بود: اگرچه وسعت زیادی نداشت اما گرمایش ناگهانی سطح آب سبب شده بود در حدود 120 تا 170 کیلومتر مربع از سطح خزر با جلبک پوشانده شود. آن زمان برای این مشکل راهکاری نداشتیم. حالا هم نداریم. راهکارهای فیزیکی نظیر آنچه در خلیج‌فارس انجام شد، ممکن است اما اگر افزایش دما ناگهانی باشد، شکوفایی جلبکی اتفاق می‌افتد.
معاون دریایی سازمان محیط ‌زیست با بیان این موارد می‌گوید: با وجود گرمایش زمین ما که از عاملان به‌وجود آمدن این پدیده هستیم باید کاری کنیم که تبعات این پدیده برای ما و محیط‌ زیست ما کمتر شود. برای نمونه با کاهش تولید آلودگی و کاستن از فاضلاب‌های ورودی به دریاچه خزر می‌توان خطرهای پیش‌ روی آن را دور و دورتر کرد. مقابله با گرمایش زمین اما به تنهایی ممکن نیست، همه کشورهای منطقه باید برنامه منسجمی برای کاهش گازهای گلخانه‌ای در پیش بگیرند و خطر را دور کنند.
تغییر اقلیم با دریا چه می‌کند؟
اگرچه پیش‌بینی‌ها تا ‌سال 2020 افزایش 70 تا 80سانتی‌متری تراز آب خزر را نشان می‌دهد اما از ‌سال 2006 همچنان شاهد کاهش تراز آب خزر از 3 تا 5 سانتی‌متر هستیم. در نواحی جنوبی دریای خزر کاهش تراز آب تا حدود 18سانتی‌متر مشاهده شده که موجب کاهش عمق تالاب‌های ساحلی شده است. نظریه‌های مختلفی برای کاهش تراز مطرح شده و هر کدام از این نظریه‌ها هر بار نام خزر را بر سر زبان‌ها انداخته است.
بیشترین تأثیر تغییر اقلیم بر خزر در ایران در خلیج گرگان نمود پیدا کرده است. کاهش سطح آب دریای خزر که بزرگترین حوضه آبی داخل خشکی جهان است؛ خشکیدن بخشی از خلیج گرگان را به دنبال داشته؛ جایی که به همراه تالاب میانکاله و زاغمرز، به‌عنوان نخستین مجموعه تالاب بین‌المللی جهان در فهرست تالاب‌های کنوانسیون رامسر به ثبت رسیده است و اهمیت اقتصادی، اجتماعی و محیط‌ زیستی بالایی دارد. اکنون پنج کشور ساحلی ایران، جمهوری آذربایجان، فدراسیون روسیه، قزاقستان و ترکمنستان تحت‌تأثیر اثرات ناشی از تغییر اقلیم هستند و تغییرات آب و هوا در دریاها و اقیانوس‌ها برای آنها در کاهش تراز آب و افزایش درجه حرارت و شوری اتفاق می‌افتد. به گفته رئیس پژوهشگاه ملی اقیانوس‌شناسی و علوم جوی، تغییر تراز آب دریای خزر، تغییر مسیر جریانات دریایی،‌ گسترش بیابان‌زایی به‌ویژه در سواحل شرقی آن، افزایش فراوانی طوفان‌های دریایی، افزایش دمای سطح آب، کاهش تنوع گونه‌ای و بوم‌سازگان دریایی و ورود گونه‌های مهاجم ازجمله اثرات تغییر اقلیم بر دریای خزر هستند که خسارت زیادی برای بوم‌سازگان ساحلی، صیادی و سازه‌های دریایی به همراه دارند.شهروند

نگاه علم به چالش‌های پیش روی تغییر اقلیم

از مدیریت ناکارآمد منابع آبی تا نگرانی از بروز طوفان نمکی در ارومیه

محققان پژوهشکده علوم زمین با مطالعه بر روی دریاچه ارومیه دریافتند که این دریاچه در همه سال‌های ترسالی و خشکسالی توانسته به حیات خود ادامه دهد و مقصر اصلی وضعیت فعلی قبل از آنکه تغییرات اقلیم باشد، دستکاری‌های انسان و رشد بی‌رویه کشاورزی در حوضه آبریز این دریاچه است؛ از این رو آنها معتقدند بهترین راهکار علاج‌بخشی این دریاچه مدیریت منابع آب است.

نبض دریاچه ارومیه به شماره افتاده است، شمارش معکوس برای کوچک شدن آن از دهه 80 آغاز شده و این هشداری است که محققان پژوهشکده علوم زمین از سال‌ها قبل به مسؤولان گوشزد کرده‌اند. 

وضعیت این دریاچه امروزه تا جایی پیش رفته است که به کابوس خشک شدن بزرگترین دریاچه نمکی با وسعت 5600 کیلومتر مربع، نگرانی از طوفان نمکی نیز اضافه شده است و به گفته دکتر لک، دانشیار پژوهشکده علوم زمین و محقق دریاچه‌های شور، بهترین راهکار نجات این دریاچه مدیریت منابع آب است. وی معتقد است انتقال آب از جای دیگر به این دریاچه همانند آن است که خون گروه B را به فردی که دارای گروه خونی A است، تزریق شود که منجر به مرگ وی خواهد شد.

وی در عین حال تاکید می‌کند که نحوه برخورد با دریاچه ارومیه همانند برخورد با دریاچه‌های آب شیرین است و تا زمانی که مسائل مرتبط با آب‌های شور در راهکارهای احیای این دریاچه نادیده گرفته شود، قطعا راهکارهای ارائه شده در این زمینه با مشکلاتی مواجه خواهد شد. 

کاهش ورود آب شیرین و رسوب نمک در دریاچه

دکتر راضیه لک، دانشیار پژوهشکده علوم زمین و محقق دریاچه‌های شور در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا با تشریح وضعیت دریاچه ارومیه با بیان اینکه این دریاچه 20 سال قبل حدود 30 میلیارد متر مکعب آب داشته است، افزود: در دو دهه اخیر این دریاچه با افت شدید تراز آب مواجه شد و در حال حاضر حدود 2 میلیارد متر مکعب آب در این دریاچه هست.

وی به توصیف جنبه‌های زمین‌شناسی این دریاچه پرداخت و با اشاره به وضعیت بستر دریاچه ارومیه، یادآور شد: زمانی که دریاچه پر آب بود، در بستر آن یکسری رسوبات و یا گل‌هایی نهشته می‌شد که میزان نهشت سالانه این رسوبات حدود نیم میلیمتر برآورد شده است.

لک اضافه کرد: شرایط بحرانی کنونی این است که رسوبگذاری در بستر دریاچه ارومیه تبدیل به رسوبات نمکی شده است. این رسوبات نمکی از غلظت املاحی که در آب وجود دارد، تامین می‌شود؛ چون ورودی آب شیرین کم است و تبخیر زیاد آب دریاچه موجب شده تا غلظت املاح افزایش یابد.

به گفته این محقق حوضه دریاچه ارومیه، دریاچه ارومیه در گذشته 150 تا 250 گرم بر لیتر شوری داشته که این میزان در حال حاضر به بیش از 400 گرم بر لیتر رسیده است، بنابراین رسوبات نمکی در حالی که تبخیر صورت می‌گیرد، از املاح موجود در آب که به صورت محلول است، ترسیب می‌کند؛ از این رو از سالی نیم میلیمتر نمک به سالی 30 میلیمتر نمک در بستر دریاچه نشست می‌کند.

کم عمق شدن دریاچه معضلی بر معضلات این حوضه آبریز

دانشیار پژوهشکده علوم زمین، ترسیب (ته‌نشین) نمک در داخل دریاچه ارومیه را یکی از چالش‌های دریاچه نمک از جنبه‌های زمین‌شناسی نام برد و یادآور شد: بر اساس برآوردها در حال حاضر 5 میلیارد تن نمک در بستر دریاچه ترسیب شده است که این امر موجب کاهش عمق دریاچه شده است.

به گفته وی، این دریاچه از بالادست با کاهش تراز آب مواجه است که خوشبختانه با توجهی که دولت یازدهم به این حوضه داشت، از سال 92 به تدریج برنامه‌های تراز آب این دریاچه اعمال شد و وضع تراز آب تثبیت شد، ولی از سوی دیگر عمق این دریاچه به سمت کم شدن است.

لک، با تاکید بر ضرورت توجه به کم شدن عمق دریاچه، اظهار کرد: این تحقیقات در دستور کار سازمان زمین‌شناسی است و در مکان‌هایی از دریاچه از طریق سنجنده‌هایی، پارامترهای شیمیایی و فیزیکی در حال پایش است.

وی در عین حال با تاکید بر اینکه از دید زمین‌شناسی دریاچه ارومیه از حالت دریاچه خارج و تبدیل به پلایا (playa) شده است، گفت: پلایا جایی است که نمک ترسیب شده، کف آن گود نیست و کف آن نمکی شده است. در چنین شرایطی آبی که وارد پلایا می‌شود، سطح تبخیر بسیار بالا است و از آنجایی که عمق آن کم است، هدر رفت ناشی از تبخیر بالا است.

از دید زمین‌شناسی دریاچه ارومیه از حالت دریاچه خارج و به پلایا (playa) تبدیل شده است.

 چاره‌اندیشی برای دریاچه

مدیرکل دفتر برنامه‌ریزی و فناوری اطلاعات و بودجه سازمان زمین‌شناسی و اکتشافات‌معدنی کشور راهکار جلوگیری از روند افزایش رسوبگذاری نمک در دریاچه ارومیه را در متعادل کردن میزان شوری آب دانست و یادآور شد: اگر حق‌آبه دریاچه داده شود و آب شیرین وارد دریاچه شود و نسبت آب شیرین به آب شور در این دریاچه افزایش یابد، منجر به کاهش املاح خواهد شد.

راهکار جلوگیری از روند افزایش رسوبگذاری نمک در دریاچه ارومیه در متعادل کردن میزان شوری آب است.

وی در عین حال تاکید کرد: ولی مشکلی که وجود دارد، این است که آب شیرین بعد از عبور از مناطق دارای ترسیب کمتر نمک وارد بخش‌های شمالی‌تر دریاچه با ترسیب بیشتر نمک می‌شود و این آب اقدام به انحلال نمک می‌کند که در این صورت مجددا شوری را به حد اشباع شوری 350 گرم بر لیتر (35 درصد) می‌رساند و ادامه این روند حد شوری آب به فوق اشباع می‌رساند که منجر به ترسیب بیشتر نمک خواهد شد.

لک با تاکید بر ضرورت توجه به میزان حق‌آبه آب شیرین دریاچه نمک گفت: در غیر این صورت و ادامه این روند در مدت یک تا دو سال از دریاچه ارومیه تنها کویر بر جای خواهد ماند و در صورتی که ستاد احیای دریاچه ارومیه مسؤولیت دریاچه ارومیه را برعهده نمی‌گرفت و اگر فرآیند رساندن آب به دریاچه انجام نمی‌شد، امروز دریاچه در وضعیت نزدیک به کویر شدن قرار می‌گرفت و شبیه دریاچه آونز لیک آمریکا می‌شد.

به گفته این محقق از آنجایی که حق‌آبه دریاچه آونز لیک آمریکا رعایت نشده بود و آب ورودی به دریاچه به لس آنجلس کشیده شد، این دریاچه تبدیل به "پلایا" و بعد تبدیل به کویر نمکی شده است و در حال حاضر ریزگردهای این دریاچه مشکل اصلی مردم لس آنجلس شده است و هزینه‌های کنترل و مهار ریزگردها برای دریاچه‌ای که وسعت آن 3.5 درصد دریاچه ارومیه بوده است، حدود 900 میلیون دلار طی برنامه 3 ساله است.

این محقق خاطرنشان کرد: بر این اساس اگر آب را به این حوضه نرسانیم، بعدها با مشکل کنترل مهار ریزگردها مواجه خواهیم بود و از عهده پرداخت هزینه‌های مربوط به ریزگردهای نمکی وسعت زیاد دریاچه بر نخواهیم آمد.


سناریوهایی برای تعیین سرنوشت دریاچه ارومیه

دانشیار پژوهشکده علوم زمین به مطالعات انجام شده در خصوص این دریاچه اشاره کرد و گفت: در سال‌های 88 و 89 هشدارهایی به رییس وقت سازمان محیط زیست داده شد که اگر دریاچه ارومیه در این فاز احیا و حق آبه آن داده شود، نجات پیدا می‌کند، در غیر این صورت تقریبا نجات و برگشت آن به وضعیت قبل غیر ممکن خواهد شد؛‌ چراکه از حد آستانه‌ای عبور خواهد کرد.

وی حد آستانه‌ای این دریاچه را زمانی دانست که شوری آب این دریاچه 35 درصد یا 350 گرم بر لیتر بوده است و ادامه داد: حد آستانه دریاچه ارومیه در سال 88 و 89 در حد 25 درصد بوده است و در تابستان سال 89 وضعیت این دریاچه بحرانی شد، در حالی که توجه خاصی به این دریاچه نشد.

لک، با بیان اینکه این دریاچه از حد آستانه‌ای عبور کرده است، یادآور شد: برخی از وقایع و محیط‌های زمین‌شناسی زمانی که از حد آستانه‌ای عبور می‌کنند، در شرایط برگشت‌ناپذیر قرار می‌گیرند و دریاچه ارومیه در این شرایط قرار گرفته است.

وی اضافه کرد: بر این اساس ستاد احیای دریاچه ارومیه برنامه‌ای را دنبال می‌کند تا بتواند وضعیت دریاچه را تثبیت کند و سعی شود شرایط مناسب‌تری را برای دریاچه ایجاد کند.

نقش تغییرات اقلیم در سرنوشت دریاچه نمکی

دانشیار پژوهشکده علوم زمین با اشاره به مطالعات سازمان زمین‌شناسی در زمینه دریاچه ارومیه گفت: این مطالعات از سوی سازمان زمین‌شناسی در حالی از سال 2007 آغاز شد که باور بر این بود که اقلیم منجر به خشکی دریاچه ارومیه شده است.

وی اضافه کرد: با این داده‌ها سازمان زمین‌شناسی مطالعات دیرینه اقلیم انجام داد و در طی آن مغزه‌هایی را از وسط دریاچه برداشت کرد و نتایج مطالعات ما نشان داد که در 13 هزار سال محیط آن دریاچه‌ای بوده است و اولین خشکسالی آن مربوط به 3 هزار سال قبل بوده است.

لک یادآور شد: این نتایج نشان می‌دهد دریاچه ارومیه وضعیت دریاچه‌ای خودش را با شرایط بارش‌های کمتر و اقلیم گرم توانسته است متعادل کند و خشک نشود و اگر مقصر ایجاد وضعیت کنونی این دریاچه را تغییر اقلیم بدانیم، به وضعیت طبیعی اقلیمی و زیست محیطی جفا شده است.

وی تاکید کرد: از این رو باید بپذیریم که مدیریت ناکارآمد منابع آبی منجر به خشکی دریاچه ارومیه شده است. اقلیم در ایجاد وضعیت دریاچه نقش داشته، ولی تاثیر آن بسیار ناچیز بوده و باید جستجو شود که در کجاها مدیریت ناکارآمده بوده است.باید بپذیریم که مدیریت ناکارآمد منابع آبی منجر به خشکی دریاچه ارومیه شده است. اقلیم در ایجاد وضعیت دریاچه نقش داشته، ولی تاثیر آن بسیار ناچیز بوده و باید جستجو شود که در کجاها مدیریت ناکارآمده بوده است.

لک، توسعه بی‌رویه بخش کشاورزی و آبیاری سنتی را از دیگر عوامل ایجادکننده شرایط کنونی دریاچه ارومیه نام برد و یادآور شد: آبیاری سنتی موجب شد تا تمام منابع آب‌های زیر زمینی که خودشان از طریق چشمه‌هایی وارد دریاچه می‌شدند، به دلیل برداشت بی‌رویه در حوزه کشاورزی، سطحشان کاهش یابد و دیگر آب چشمه‌ها وارد دریاچه نشود.

وی با اشاره به وضعیت آب‌های سطحی تامین کننده آب دریاچه ارومیه، ادامه داد: با سدهایی که بر روی این رودها احداث شد و آب‌هایی که غلظت املاح آب دریاچه را متعادل می‌کرد، این آبها را از دسترس این دریاچه دور کردیم، چون آب شیرین برای بالادست نگهداشته شد و به تدریج آب دریاچه شور و شورتر شد.

به گفته وی، نقش انسان بر ایجاد وضعیت دریاچه ارومیه بیشتر از نقش تغییر اقلیم بوده است.

 

دلایل علمی نبودن انتقال آب به دریاچه ارومیه

لک با انتقاد از اینکه هر منطقه از کشور که دچار بی‌آبی می‌شود، به جای طرح مدیریت منابع آب موضوع انتقال آب مطرح می‌شود؛ انتقال آب از جایی به جای دیگر تنها مشکلات زیست محیطی را ایجاد می‌کند.هر منطقه از کشور که دچار بی‌آبی می‌شود، به جای طرح مدیریت منابع آب موضوع انتقال آب مطرح می‌شود، گفت: انتقال آب از جایی به جای دیگر تنها مشکلات زیست محیطی را ایجاد خواهد کرد؛ ‌چراکه آب هر منطقه برای همان منطقه است و هیچ جایی آب اضافه ندارد و هر آبی که در هر منطقه وجود دارد، اکوسیستم منطقه را نگه داشته و آن اکوسیستم به آن میزان آب نیاز دارد.

وی با تاکید بر اینکه انتقال آب از جایی به جای دیگر منجر به برهم خوردن نظم اکوسیستم خواهد شد، اظهار کرد: بر این اساس انتقال آب در دنیا منسوخ شده است.

لک با بیان اینکه دسترسی دریاچه ارومیه به آب‌های آزاد دور است، از این رو انتقال آب از این نواحی اقتصادی نیست، خاطر نشان کرد: انتقال آب از دریاچه‌ها به این دریاچه مردود است؛ چون هر دریاچه‌ای در حد خاصی آب دارد که این میزان آب کنترل شده است و مجاز نیستیم آب آن را به دریاچه دیگری منتقل کنیم.

این محقق سازمان زمین‌شناسی با اشاره به انتقال آب از دریای خزر به دریاچه ارومیه، یادآور شد: ترکیب آب دریای خزر و ترکیب ژئوشیمیایی آن با ترکیبات آب دریاچه ارومیه کاملا متفاوت است و اجرای این طرح مانند انتقال خون گروه B برای فردی با گروه خونی A است.

به گفته این محقق دریاچه ارومیه، ترکیب آب دریاچه ارومیه کلروئیدی است، آب دریای خزر حاوی مقادیر زیادی سولفات است و انتقال آب به دریاچه ارومیه با نمک‌های ترسیب شده اوضاع را بدتر خواهد کرد.

وی از اجرای مطالعاتی در زمینه انتقال آب دریاچههای وان ترکیه با آب شیرین و سوان با آب لب شور به دریاچه ارومیه خبر داد و خاطر نشان کرد: ما در این زمینه راهی به جز مدیریت منابع آب در حوضه نداریم که این امر در گرو کاهش میزان مصرف آب در بخش کشاورزی است.

به گفته مدیر کل دفتر طرح و برنامه سازمان زمین‌شناسی، کاهش 40 درصدی مصرف آب در بخش کشاورزی در مدت 10 سال از برنامه‌های مهم مدیریت منابع آب در حوضه دریای ارومیه نام برد.

 

دریاچه مهارلویی که خشک شد

دانشیار پژوهشکده علوم زمین به اجرای مطالعاتی در زمینه دریاچه مهارلو به عنوان یکی از دریاچه‌های شور کشور و مشابه دریاچه ارومیه اشاره کرد و گفت: این مطالعات در مدت 5 سال اجرایی شد و در این مدت خشک شدن و به گونه‌ای احیای آن و بعد مجددا خشک شدن آن را رصد کردم و زمانی که بر روی دریاچه ارومیه مطالعاتی را آغاز کردم تکرار تجربه و مطالعه‌ای بود که قبلا داشتم.

وی با ابراز تاسف از اینکه مطالعه در زمینه دریاچه‌های شور در ایران بسیار کم است، افزود: اکثر متخصصان ما در حوزه دریاچه‌های شور مطالعه نکرده‌اند، از این رو نحوه برخورد با دریاچه ارومیه همانند برخورد با دریاچه‌های آب شیرین است و تا زمانی که مسائل مرتبط با آب‌های شور در راهکارهای احیای این دریاچه نادیده گرفته شود، قطعا راهکارهای ارائه‌شده در این زمینه با مشکلاتی مواجه خواهد شد.

لک، با تاکید بر اینکه در میان دریاچه‌های کشور، دریاچه ارومیه در بدترین وضعیت قرار دارد، گفت: چراکه این دریاچه دارای حجم آب زیادی است و از آنجایی که این دریاچه دومین دریاچه آب شور دنیا است، از این رو سایر دریاچه‌های موجود در کشور قابل مقایسه با این دریاچه نیستند.

مدیرکل دفتر برنامه‌ریزی و فناوری اطلاعات و بودجه سازمان زمین‌شناسی و اکتشافات‌معدنی کشور وسعت دریاچه مهارلو را 360 کیلومتر مربع و وسعت دریاچه ارومیه را 5600 کیلومتر مربع دانست و ادامه داد: از این رو وقتی مشاهده می‌کنیم که دریاچه ارومیه به این وضعیت دچار شده، وضعیت سایر دریاچه‌های کشور قابل تصور است.

 

استفاده از ارزش‌های اقتصادی دریاچه ارومیه

دانشیار پژوهشکده علوم زمین با ابراز تاسف از وضعیت کنونی دریاچه ارومیه،‌ گفت: علی رغم اینکه این دریاچه به این وضعیت دچار شده، فرصتی در کنار این تهدید ایجاد شد و آن اقتصادی بودن املاح این دریاچه است.

وی با بیان اینکه املاح این دریاچه حاوی پتاس و منیزیم و سایر عناصر از قبیل لیتیم و برم است، اظهار کرد: می‌توان با استفاده از قوانین زیست‌محیطی و تجربیات جهانی از املاح اقتصادی دریاچه ارومیه استفاده کرد و از این طریق هزینه‌های احیای آن را تامین کرد.می‌توان با استفاده از قوانین زیست‌محیطی و تجربیات جهانی از این املاح اقتصادی دریاچه استفاده کرد و از این طریق هزینه‌های احیای آن را تامین کرد.

لک، با اشاره به محدودیت منابع اعتباری و کمبود منابع برای اجرای برنامه‌های ستاد احیای دریاچه ارومیه اظهار کرد: هر سال که ما از احیای دریاچه ارومیه عقب می‌مانیم، آسیبی که به این دریاچه وارد می‌شود، بیشتر  و بیشتر خواهد شد.

وی وضعیت مشابه دریاچه ارومیه را دریاچه گریت سالت لیک آمریکا دانست که در کتاب‌های علمی از این دو دریاچه با عنوان خواهر خوانده یاد شده است، خاطرنشان کرد: وضعیت فیزیکی، شیمیایی و جغرافیایی این دو دریاچه شبیه هم است؛ ولی امروزه دریاچه ارومیه در وضعیت بدتری قرار دارد.

لک اضافه کرد: در دریاچه "گریت سالت لیک" چندین دهه است که از املاح اقتصادی آن استفاده و 14 درصد منیزیم دنیا از طریق این دریاچه تامین می‌شود و سالانه 1.1 میلیارد دلار درآمد حاصل از محصولات تبخیری این دریاچه است.

وی ادامه داد: این در حالی است که پتانسیل موجود در دریاچه ارومیه به مراتب بیشتر از دریاچه نمک آمریکا است و با رویکردهای احساسی نباید از این پتانسیل عبور کرد و پیشنهادم این است که در خصوص املاح اقتصادی دریاچه جدی‌تر متمرکز شویم و با رعایت ملاحظات زیست‌محیطی و با مشارکت یک شرکت تحقیقاتی در کلاس بین‌المللی از منابع دریاچه برای احیای آن استفاده شود.

به گفته لک، این موضوع در دستور فعالیت‌های تحقیقاتی سازمان زمین‌شناسی قرار دارد که بخشی از نتایج آن منتشر شده و نتایج نهایی آن نیز منتشر خواهد شد.

 

غیر اقتصادی بودن برداشت نمک از دریاچه

وی برداشت نمک از بستر دریاچه را موجب افزایش عمق دریاچه دانست و ادامه داد: ولی موضوع استفاده از املاح اقتصادی صحبت از شورابه‌هایی بین منفذی است؛ به این معنا که شورابه‌هایی میان کریستال‌های نمک وجود دارد.

به گفته این محقق، استفاده از شورابه بین منفذی کریستال نمک کمکی به افزایش عمق نمک نخواهد شد و برداشت نمک از دریاچه‌ای به وسعت 5600 کیلومتر مربع و 5 میلیارد تن نمک غیر ممکن است و اگر زمانی به این برسیم که برداشت نمک داشته باشیم، باید بررسی شود که چگونه می‌توانیم بدون آسیب رساندن به این دریاچه اقدام به برداشت نمک کرد.

لک در این باره توضیح داد: در حال حاضر نمک این دریاچه به صورت کریستال است و ریزگردی تولید نمی‌کنند و اگر نمک را بشکنیم و کریستال‌های آن را به هم بریزیم، امکان شدت ریز گرد نمک را به دنبال دارد.

دانشیار پژوهشکده علوم زمین در پاسخ به این سوال که در حال حاضر نباید نگران طوفان نمک باشیم، گفت: این نگرانی وجود دارد، چون پهنه‌های نمکی گلی به دلیل خاصیت موئینگی در بخش‌هایی از دریاچه ارومیه تشکیل شده و سطوح نازک کریستال‌های پفی نمک را ایجاد کرده که بسیار شکننده هستند و با ورزش باد از زمین کنده می‌شوند.

وی با تاکید بر اینکه علاوه بر آن، این منطقه با ریزگردهای گلی در پهنه‌های گلی مواجه است، توضیح داد: پهنه‌های گلی جایی است که در گذشته آب دریاچه در آنجا جاری بوده، ولی منطقه شور نبوده و اکنون خشک شده و رسوبات گلی و رسی آن بر اثر وزش باد، ریزگرد تولید می‌کنند.

لک، دریاچه‌های خشک شده را یکی از منابع تولیدکننده ریزگرد در دنیا معرفی کرد و یادآور شد: وسعت این دریاچه بسیار زیاد است و خشک شدن آن منبع ریزگرد بزرگی را ایجاد خواهد کرد. گزارش آرمان به ایسنا

تبخیر آب دریای مازندران در پی تغییرات اقلیمی

 

بررسی‌های انجام گرفته از سوی محققان دانشگاه تگزاس بر روی دریای مازندران نشان می‌دهد که سطح آب بزرگترین دریاچه جهان از سال 1996 میلادی حدود 1.5 متر پایین‌تر آمده است.

به گزارش ایسنا و به نقل از دیلی‌میل، افزایش دمای هوا در پی وقوع تغییرات اقلیمی و کاهش سطح آب دریای مازندران، حیات چندین گونه منحصر بفرد را در معرض تهدید قرار داده است.

در بررسی‌های انجام‌گرفته مشخص شده است که در طول 20 سال گذشته سطح آب دریای مازندران به خاطر افزایش دما و تبخیر سطحی، همواره در حال کاهش بوده است.

نتایج نشان می دهد که آب دریای مازندران در حد فاصل سال‌های 1996 تا 2015 سالانه حدود هفت سانتی‌متر کاهش یافته است.

در حال حاضر ارتفاع آب دریای مازندران تنها یک متر نسبت به پایین‌ترین ارتفاع ثبت شده برای آن در سال 1970 بیشتر است و این یک زنگ خطر جدی محسوب می‌شود.

دریای مازندران در حال حاضر 371 هزار متر مربع وسعت دارد و در طول هزاران سال گذشته آب آن در حال کاهش بوده است؛ اما دلیل اصلی این کاهش در مطالعات پیشین به طور دقیق مشخص نشده بود.

در تحقیق دانشمندان دانشگاه تگزاس آمریکا مشخص شده است که مهم‌ترین علت کاهش سطح ارتفاع آب دریای مازندران افزایش دما بوده است.

دکتر "کلارک ویلسون"(Clark Wilson) استاد زمین‌شناسی دانشگاه تگزاس گفت: از دیدگاه زمین‌شناسان این منطقه یکی از بهترین مکان‌ها برای آن است که برای کل آب آن یک بودجه در نظر گرفته شود.

وی افزود: افزایش دمای زمین مهم‌ترین عامل در کاهش سطح آب دریای مازندران است.

این دریا در پنج کشور ایران، روسیه، جمهوری آذربایجان، ترکمنستان و قزاقستان ساحل دارد و علاوه بر داشتن ذخایر نفت و گاز، دارای گستردگی چشمگیر حیات وحش و هم‌چنین منبعی غنی برای ماهی‌گیری است.

محققان تاثیر سه عامل را بر روی دریای مازندران مورد بررسی قرار دادند که عبارتند از: وضعیت بارش، وضعیت رودهایی که به این دریا می‌ریزند و وضعیت دمای محیط.

تاثیر این سه عامل به صورت مجزا در فاصله سال‌های 1979 تا 2015 مورد ارزیابی قرار گرفت و مشخص شد که سطح آب دریای مازندران از سال 1979 تا 1996 سالانه 12 سانتی‌متر بالاتر رفته است، اما پس از آن تا سال 2015 ارتفاع آب 1.4 متر پایین‌تر آمده است و نیمی از این کاهش ارتفاع به خاطر تاثیر افزایش دما بوده است؛ هر چند تغییرات در وضعیت باد و میزان رطوبت نیز از عوامل موثر محسوب می‌شوند و در صورتی که روند افزایش دما در سال‌های آینده ادامه داشته باشد، این کاهش ارتفاع آب نیز ادامه خواهد یافت.

در صورت افزایش مداوم دما، تنها راه حفظ ارتفاع آب دریای مازندران افزایش بارش و افزایش میزان آب ورودی به آن است.

بیشترین تاثیر این کاهش ارتفاع در قسمت‌های شمالی و در محدوده کشور روسیه است که با ادامه این روند تا 75 سال آینده اثری از قسمت‌های شمالی این دریا باقی نخواهد ماند.

دریای مازندران و دریاچه آرال از بازماندگان دریای عظیم "تتیس" در 300 میلیون سال قبل در دوره زمین‌شناسی مزوزوئیک هستند.

90 درصد ماهی‌های خاویار جهان در دریای مازندران زندگی می‌کنند و اهمیت زیست‌محیطی این دریا بر هیچ کس پوشیده نیست.

محققان اعلام کرده‌اند در ادامه تحقیق خود به بررسی تغییرات دریای مازندران با استفاده از مدل‌های اقلیمی خواهند پرداخت. نتایج این تحقیق در مجله علمی Geophysical Research Letters منتشر شده است.ایسنا

آینده خشک ‌تر و گرم‌ تر برای ایران

شرایط بهینه برای سدسازی در کشور

معاون مرکز پژوهش‌های کاربردی سازمان زمین‌شناسی و اکتشافات معدنی، مقابله با ریزگردها را نیازمند روش‌های نوین دانست و گفت: چشم‌انداز کنونی، اُفق مرطوبی را برای کشور رقم نمی‌زند و شواهد نشان می‌دهد که ایران به سمت خشک‌تر شدن در حال حرکت است.

بر اساس اعلام محققان کشور در حال حاضر 130 هزار کیلومتر مربع اراضی با پتانسیل منشا گرد و غبار شناسایی شده است؛ ضمن آنکه تالاب‌های خشک شده و اراضی کشاورزی که به دلیل کم آبی با سوء مدیریت رها شده‌اند، اکنون به کانون‌های گرد و غبار در کشور تبدیل شده‌اند.

این امر موجب شده تا توفان‌های گرد و غبار که در گذشته تنها بخشی از کشور را دربر گرفته بود، امروزه کل کشور متاثر از این پدیده باشد؛ به گونه‌ای که به گفته دکتر شهبازی، مدیر فنی پروژه ملی ریزگرد و معاون مرکز پژوهش‌های کاربردی سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی به دلیل تقویت بادهای جنوبی و جنوب شرقی این پدیده تشدید شده است.

کانون‌های ریزگرد در کشور

دکتر رضا شهبازی، مسؤول پروژه مطالعات گرد و غبار سازمان زمین‌شناسی و اکتشافات معدنی کشور با اشاره به قطعی برق خوزستان به دلیل ریزگردها، گفت: این اولین تجربه کشور در این زمینه نبوده است؛ بلکه در سال 93 نیز این رخداد در آبدانان استان ایلام رخ داد که منجر به اختلال در سیستم برق‌رسانی و پیامدهای آن در زمینه آب‌رسانی در این شهرستان شد.

وی با بیان اینکه در همان سال از سوی سازمان زمین‌شناسی و اکتشاف معدنی گزارش‌های آن تهیه و اعلام شد، خاطر نشان کرد: واقعیت این است که توفان‌های بزرگ و اصلی که در این مناطق رخ می‌دهد، از فصول خشک و تابستان به سمت فصول مرطوب‌تر سال به‌ویژه در زمستان تغییر الگو داده‌اند؛ به گونه‌ای که شاهد این توفان‌ها در فصول مرطوب‌تر سال در جنوب غرب به‌ویژه در خوزستان هستیم.

شهبازی، با تاکید بر اینکه در مناطق مرکزی کشور شاهد این توفان‌های بزرگ هستیم، یادآور شد: عمده دلایل آن دخالت‌های انسان در زمینه مهار و کنترل آب‌ها و آب‌های سرریز بالا دست است. در طول سالیان گذشته این آب‌ها چرخه طبیعی خود را طی می‌کردند؛ علاوه بر آن ما امروزه شاهد تغییر الگوی اقلیم کلان و جا به جا شدن آنها هستیم.

این محقق با بیان این که از دیدگاه زمین شناسی جریان‌های جنوبی، جنوبی شرقی و جنوب غربی در حال تشدید شدن است، اظهار کرد: تشدید این جریان‌ها زمانی که با رطوبت همراه شود، بارندگی‌های سیل‌آسایی رخ می‌دهد و اگر شرایط خشک باشد، توفان‌های گرد و غبار را به همراه دارد؛ چراکه این جریان‌ها از پهنه‌های خشکی چون شبه جزیره عربستان، عراق، اردن و سوریه عبور کرده و به داخل کشور نفوذ می‌کنند.

وی مراتع تالابی و یا مراتع فصلی خشک شده را از جمله کانون‌های گردو غبار داخلی دانست که در گذشته آبگیری می‌شده، ولی در سال‌های اخیر خشک شده‌اند؛ ضمن آنکه پوشش سطحی آنها کم شده و این امر شرایطی را ایجاد کرده است که به طور مشخص توفان‌هایی ورای تصور و ورای آنچه که در آمارهای 50 تا 60 سال گذشته ثبت ‌شده است را شاهد باشیم.

معاون مرکز پژوهش‌های کاربردی سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی، دلیل این پدیده را تغییرات اقلیمی نام برد و یادآور شد: جریان‌های عمومی فرا مرزی هستند، ولی تغییرات ایجاد شده در کشور مانند خشک شدن اراضی موجب تشدید جریان‌های داخلی شده است، به گونه‌ای که شاهد نفوذ جریان‌های جنوبی به تهران و اصفهان و جریان‌های شمال شرقی تشدید شده به مناطقی چون بندر عباس هستیم.

وی نمونه بارز این وضعیت را جریان‌های جازموریان دانست که تا دو سال گذشته تاثیر خاصی در داخل کشور نداشت، بلکه عمدتا با حرکت به سمت شرق کشورهای پاکستان و هند را تحت تاثیر قرار می‌داد؛ ولی سال گذشته به دلیل یک جریان شمال شرقی تقویت شده، موجب تعطیل شدن فرودگاه بندر عباس شد.

شهبازی تاکید کرد: این فرودگاه در سال‌های گذشته به دلیل گرد و غبار تعطیل شده بود؛ ولی دلیل آن توده‌های گرد و غباری بوده است که از سمت امارات و یا صحرای ربع الخالی به ایران نفوذ کرده بود نه به دلیل جریان‌های جازموریان.

آینده خشک در انتظار ایران

شهبازی دخالت انسانی و تغییرات الگوهای اقلیمی را دو عاملی دانست که کشور را به سمت افق جدیدی هدایت می‌کند و گفت: این افق ممکن است برای برخی مناطق مانند شهرهای شمالی و جنوبی مرطوب‌تر شود، ولی به طور مشخص برای کل کشور یک افق مرطوب‌ نیست و در پهنه اصلی کشور چشم انداز خشک‌تر و گرم‌تری را رقم می‌زند که همراه با رخدادهای حدی است.

وی رخدادهای حدی را رخدادهای اقلیمی دانست و در این باره توضیح داد: پدیده‌های حدی یا ما را با خشکی‌های شدید و یا باران‌های سیل آسا مواجه می‌کند به گونه‌ای که بر اساس ایستگاه هواشناسی جم در بوشهر در یک روز به اندازه 3 سال بارندگی داشته است.

مدیر طرح ملی ریزگردها بادهای شدید و وارونگی‌های خیلی شدید، مداوم و پایدار در سامانه‌های شهری را از دیگر پیامدهای پدیده‌های حدی ذکر ‌کرد و یادآور شد: بر این اساس نه به طور قطعی، ولی چشم اندازی که بر اساس شواهد مشاهده می‌کنیم، نشان از تکرار و بسامد این پدیده‌ها و این رخدادها دارد.

راهکار اصلی مقابله و مواجهه با ریزگردها

شهبازی با تاکید بر اینکه در حوزه ریزگردها با دو موضوع مقابله و مواجهه روبرو هستیم، اظهار کرد: حوزه مقابله آنجایی است که سازوکارهایی را می‌اندیشیم و سازوکار اصلی ما در این حوزه کنترل و مهار ریزگردها و توفان‌های ماسه، مدیریت جامع حوضه آبخیزداری و منابع است.

وی با اشاره به وضعیت سدسازی در کشور خاطر نشان کرد: کشور به سدسازی نیاز دارد، ولی نه سدهایی که در اطراف آن جمعیت ساکنین را افزایش دهیم، همانند اتفاقی که در کرج رخ داده است. سدها برای جمعیت، در بازه زمانی و برای خدمات دهی مشخص شهری، کشاورزی و صنعتی ساخته شده‌اند و ما نیاز به سدهای کنترل شده داریم.

معاون مرکز پژوهش‌های کاربردی سازمان زمین‌شناسی و اکتشافات معدنی همچنین به روش‌های مهار ریزگرد در کشور اشاره کرد و گفت: در خصوص مدیریت منابع آب و مهار ریزگردها نباید بر یک روش تاکید شود و یک روش خاص به کناری گذاشته شود. به عنوان مثال برخی بر بوته و یا نهال کاری برای مهار ریزگرد در حالی تاکید دارند که در این مناطق کم آبی و خشکسالی حاکم است.

این محقق با بیان اینکه تاکید بر روش‌های تک‌محوری در کنترل ریزگردها ما را به چشم انداز خاصی رهنمون نمی‌کند، اضافه کرد: راهکار اصلی کشور در این زمینه توجه به مبانی آمایش سرزمینی است در کشورهای توسعه یافته جمعیت در پیکره اصلی و داخلی کشور متمرکز نشده است.

به گفته وی، در ایران تمرکز جمعیت در شهرهای بزرگ مانند تهران، اصفهان، کرج و مشهد است؛ ولی در منطقه چابهار جمعیت کمی ساکن هستند و در عین حال تلاش‌های زیادی برای توسعه بندر استراتژیک چابهار وجود دارد.

شهبازی با تاکید بر اینکه زمانی می‌توانیم در مهار ریزگردها موفق باشیم که بتوانیم در قالب برنامه بلند مدت همه روش‌ها را در کنار هم قرار و توسعه دهیم، ادامه داد: در برنامه‌های کوتاه مدت نیز باید به مسایلی چون چرخش آب‌ها، مدیریت منابع آب، پساب‌ها و هر روشی که بتوان از یک واحد حجم آب صرفه بیشتری را ببریم، توجه شود.

این محقق با تاکید بر ضرورت مالچ پاشی، گفت: هرگز فراموش نکنیم که مالچ پاشی و روش‌های مشابه برای تثبیت تپه‌های ماسه‌ای کاربرد دارد.

وی منشا پدیده گرد و غبار داخلی را عمدتا مناطق تخریب شده، اراضی کشاورزی رها شده و تالاب‌های خشک دانست و افزود: عمده کانون‌های ریزگرد داخلی مناطق بیابانی است؛ از این رو باید رویکرد متفاوتی در خصوص برنامه‌های توسعه‌ای این مناطق داشته باشیم؛ چراکه بیابان‌ها مناطقی نیستند که ما از آنها انتظار تولید کمیتی و یا تولید غذا در حجم را داشته باشیم، بلکه مناطق بیابانی مناطقی است که می‌توانیم از گیاهان آن مواد موثره دارویی استخراج کنیم ضمن آنکه بیشتر معادن کشور مانند نفت در مناطق خشک و بیابانی هستند.

وی تولید انرژی خورشیدی و بادی را از دیگر قابلیت‌های مناطق بیابانی کشور عنوان کرد و ادامه داد: اگر برنامه‌های توسعه‌ای به این صورت تعدیل شود، شاید بتواند چشم انداز بهتری را در مقابل ما قرار دهد.

شهبازی با اشاره به برنامه‌های کوتاه مدت خاطر نشان کرد: این راهکارها پاسخ مثبتی برای رفع چالش‌های زیست محیطی ما نخواهد بود، چراکه سطح مناطق درگیر کشور بسیار وسیع است. آرمان - به گزارش آرمان به نقل از ایسنا.

تاکنون افزايش دماِی ايران از متوسط جهاني

بالاتر بوده است تغيير اقليم در راه‌ است

گرم‌شدن کره‌زمين کم‌کم اثرات خود را در زندگي بسياري از مردم در مناطق و کشورهاي مختلف نشان مي‌دهد. اين آسيب اگرچه در برخي مناطق شديدتر است اما براي بررسي پيامدهاي اين پديده در کشورهاي مختلف نيز تحقيقات فراواني انجام شده است. آنچه درحال‌حاضر بيش‌از پيش به چشم مي‌آيد اين است که پيامدهاي تغيير اقليم در ايران هم شديد بوده به شکلي که سرعت افزايش دما در این کشور نسبت به ديگر کشورها سريع‌تر است. براي پي‌بردن به پيامدهاي اين پديده در ايران و روش مواجهه با آن مصاحبه‌اي با عليرضا مساح، دانشيار دانشگاه تهران و مسئول بخش آسيب‌پذيري و انطباق تغيير اقليم در گزارش سوم ايران به سازمان ملل داشتيم:

در طول چند دهه گذشته دماي کره زمين افزايش پيدا کرده، اين وضعيت درحال‌حاضر براي ايران چگونه است؟ 
دماي کره زمين در 40 سال گذشته، يعني از سال 1354 تاکنون حدود یک درجه افزايش پيدا کرده است، از آن سال براي ايران اين افزايش دما حدود 1,5 درجه سلسيوس بوده، به عبارتي تاکنون افزايش دماي ايران نسبت به افزايش دماي کره زمين بيشتر بوده؛ همچنين بايد توجه کنيم که افزايش دماي کمينه بيش از دو برابر افزايش دماي بيشينه بوده است. 
در رابطه با آينده شرايط به چه نحوي مي‌شود؟ 
براي اينکه پيش‌بيني کنيم دماي کره‌زمين در آينده به چه ميزان افزايش پيدا مي‌کند بايد دو مسئله را توضيح دهيم؛ يکي اينکه ما يک بحث پيش‌بيني هواشناسي داريم و يک بحث سناريو‌سازي تغيير اقليم. اگر بحث پيش‌بيني باشد احتمال اتفاق‌افتادن بالا خواهد بود و اين پيش‌بيني‌هاي هواشناسي حداکثر شرايط دما يا بارش را تا 10 روز آينده مشخص مي‌کنند. اما در بحث‌هاي مربوط به تغيير اقليم ما افق‌های بالاي 10 سال تا صد سال را مي‌بينيم و اين احتمال واقعي‌بودن پيش‌بيني‌ها را کاهش مي‌دهد که درواقع اسم اين کار را سناريو‌سازي مي‌گذاريم. 
چه سناريوهايي در رابطه با تغيير اقليم در آينده براي ايران و کره زمين وجود دارد؟ 
براي مشخص‌شدن ميزان دما و پيامدهاي آن براي کره‌زمين در آينده بايد ببينيم وضعيت انتشار گازهاي گلخانه‌اي در آينده چه مقدار است تا بتوانيم بر‌اساس ميزان گازهاي گلخانه‌اي، متغيرهاي اقليمي از جمله دما يا بارش را سناريو‌سازي کنيم. 
چهار سناريو براي ميزان انتشار گازهاي گلخانه‌اي در آينده وجود دارد که مي‌توان آنها را به سه دسته تقسيم کنيم؛ براي وضعيت ميزان گازهاي گلخانه‌اي در انتهاي قرن 21 يک سناريوی بدبينانه داريم، يک سناريوی خوشبينانه و يک سناريوی متوسط. الان ميزان گازهاي گلخانه موجود در جو کره زمين 410 قسمت در ميليون است. اين درحالي است که از 650 هزار سال پيش تا سال 1950 ميزان گاز دي‌اکسید‌کربن در جو معمولا بين250 تا 300 قسمت در ميليون در نوسان بوده و هي‌چوقت از 300 قسمت در ميليون بيشتر نمي‌شد. 
ولي از سال 1950 به بعد ميزان گازهاي گلخانه‌اي موجود در جو شروع به افزايش کرد و الان بر‌اساس آمار ماه پيش ميزان دي‌اکسيدکربن موجود در جو 410 قسمت در ميليون است. 
طبق سناريوهايي که گفتيد اين ميزان به چقدر مي‌رسد؟ 
از الان تا سال 2100، بر‌اساس سناريوی خوشبينانه ميزان گازهاي گلخانه‌اي به حدود 450 قسمت در ميليون، بر‌اساس سناريوی متوسط ميزان این گازها  به حدود 600 و بر‌اساس سناريوی بدبینانه هم که بر‌اساس آن کشورها ميزان انتشار خود را اصلا کاهش نمي‌دهند، ميزان گاز دي‌اکسيدکربن در جو تا سال 2100 به هزار و 250 قسمت در ميليون مي‌رسد. 
بر‌اساس سناريوی متوسط دماي ايران چقدر افزايش پيدا مي‌کند؟ 
تحقيقات آينده به سه دوره 20‌ساله تبديل شده است، 20 سال ابتدايي سال‌های 2016 تا 2035 ، 20 سال مياني سال‌هاي 2046 تا 2065 و 20 سال پاياني هم سال‌های 2081 تا 2100 است. بر‌اساس سناريوی متوسط در ميانگين دمای 20 سال ابتدايي دماي ايران حدود یک تا 1,5 درجه نسبت به ميانگين دماي سال 1985 تا سال 2006 افزايش پيدا مي‌کند؛ يعني اگر ما ميانگين دما را از سال 2016 تا 2045 بررسي کنيم، متوجه مي‌شويم که از ميانگين دما از سال‌هاي 1985 تا 2004، 1,5 درجه بيشتر است. براي 20 سال مياني قرن، اين ميزان سه تا چهار درجه است، براي 20 سال انتهايي قرن هم دماي کشور ما بين چهار تا پنج درجه سلسيوس افزايش پيدا مي‌کند که تبعات بسيار زيادي دارد. مثلا شما فرض کنيد دماي اهواز که 52 درجه است به 56 يا 57 درجه برسد که اثرات منفي بسيار نامطلوبي دارد. 
اين افزايش دما تا الان چه تأثيري بر ميزان بارندگي کشورمان و جهان داشته است؟ 
اگر 40 سال اخير را در نظر بگيريم ميزان بارندگي در کل زمين آن‌چنان تغييري نکرده و روند افزايشي يا کاهشي معني‌داري نداشته است. در ايران هم با اينکه دما افزايش پيدا کرده ميزان بارش سالانه در کشور ما تغيير آن‌چناني نداشته؛ درواقع در بعضي مناطق ميزان بارش کم شده اما اين ميزان در 40 سال اخير تغيير آن‌چناني نداشته است. مثلا در 40 سال اخير در غرب کشور بيشترين کاهش باران را داشتيم و ميزان بارش حدود 12 ميلي‌متر کاهش پيدا کرده ولي در کل در برخي مناطق مرکزي کشور هم بارندگي افزايش پيدا کرده (البته به مقدار کم حدود یک ميلي‌متر در 40 سال اخير)؛ پس به‌طور کلي تغيير اقليم بر بارش در ايران و جهان اثرات معني‌داري نداشته است. 
در آينده چطور، آيا اين روند تغييري مي‌کند؟ 
در آينده در مناطق استوايي و عرض‌هاي جغرافيايي بالا در هر دو نيم‌کره شمالي و جنوبي و قطب‌ها بارش‌ها افزايش پيدا مي‌کند ولي در مناطق با عرض‌هاي جغرافيايي متوسط (مانند ايران) بايد توجه داشت که در کل افزايش يا کاهش بارش‌ها تا 20 درصد خواهد بود. 
پس مي‌توانيم بگوييم تغيير اقليم تا الان تأثيري روي ميزان بارندگي ايران نداشته است ولي در آينده چنين اتفاقي مي‌افتد؟ 
بله، ولي بايد توجه کنيم که تغييرات بارش در ايران بيش از 10 درصد نخواهد بود، حتي در برخي مناطق هم افزايش بارش خواهيم داشت که حداکثر به پنج درصد مي‌رسد. پس به‌طور کلي ما انتظار داريم که يا ميزان بارندگي در ايران تغيير نکند يا اگر هم تغيير کرد، کاهش پنج تا 10 درصدي باشد. 
در اين صورت چرا برخي مي‌گويند برخي مناطق خشک مي‌شوند وقتي تغيير اقليم هيچ تأثيري روي ميزان بارندگي ندارد؟ 
پيامد اصلي تغيير اقليم همان افزايش دما‌ست، اين افزايش دما باعث افزايش ميزان تبخير و تعرق در ايران شده که اين منجر به کاهش ميزان روان‌آب‌هاي ايران مي‌شود، به گونه‌اي که حتي اگر پنج تا 10 درصد افزايش بارش نيز داشته باشيم باز هم ميزان روان‌آب‌هاي سطحي و زيرزميني ما کاهش پيدا مي‌کند. 
آيا ميزان دقيقي از کاهش منابع آبي ايران طبق سناريوهاي مختلف وجود دارد؟ 
براي اينکه به اين سؤال پاسخ دهيم بايد شبيه‌سازي‌هايي انجام شود. شبيه‌سازي‌هايي در اين رابطه انجام شده است اما به‌طور حدودي تا 20 سال آتي در برخي از مناطق غربي و جنوب‌غربي 15 تا 20 درصد هم کاهش روان‌آب خواهيم داشت.  وقایع اتفاقیه

وقتی آب به جان جنگل افتاد!

آیا متولیان محیط زیست ایران دریافت خسارت ۳۰ میلیارد تومانی

را به حفظ جنگل‌های پیر هیرکانی ترجیح می‌دهند؟
 

گرچه به نظر می‌رسد که محیط زیست توانسته جای خود را در عملیات‌های عمرانی و پروژه‌های اقتصادی باز کند اما همچنان محیط زیست قربانی منافع اقتصادی است. 90 هکتار جنگل هیرکانی که بسیاری در پی ثبت آن به نام ایران در یونسکو هستند، به دنبال ادامه عملیات عمرانی ساخت مخزن سد شفارود در گیلان به تیغ اره‌های موتوری سپرده خواهند شد. اقدامی که در هفته اخیر عملیاتی شده و به قطع حدود ۳ هزار اصله درخت و نهال در مساحت حدود ۴هکتار انجامیده است.
سد شفارود حدود 21 سال است در پیچ و خم انتقادات توانسته به مرحله عملیاتی خود نزدیک شود. هرچند که اخبار ضد و نقیضی از میزان پیشرفت عملیات ساخت بدنه آن منتشر می‌شود. دی‌ماه سال ١٣٩٣ وب‌سایت آب منطقه‌ای گیلان و درگاه سد شفارود پیشرفت فیزیکی این طرح را ١٧ درصد اعلام کرده‌ بود اما امروز همان وب ساخت پیشرفت فیزیکی این سد را 5 درصد نشان می‌دهد و این در حالی است که نجفی، استاندار گیلان 26 تیرماه سال جاری گفته است: سد شفارود هم اکنون ۳۶ درصد پیشرفت کار دارد و ساخت آن با رعایت مسائل زیست محیطی شتاب خواهد گرفت. این آمارهای متناقض اما مسائل حاشیه این سد است. مشکلات اصلی این سد ابتدا به دلیل احداث آن، نداشتن ارزیابی زیست محیطی و قطع درختان هیرکانی باز می‌گردد.
سد شفارود برای چه احداث شد؟
سد شفارود در شش کیلومتری جنوب غربی رضوانشهر در فاصله ۶۵ کیلومتری رشت، روی رودخانه شفارود در حال ساخت است. متولیان ساخت این سد هدف از احداث آن را تامین آب شرب شهرستان‌های رضوانشهر و پره‌سر به میزان ۵.۷ میلیون مترمکعب در سال، تامین آب کشاورزی ۱۰ هزار و ۸۳۰ هکتار از زمین‌های منطقه به میزان ۹۸ میلیون مترمکعب در سال، تامین آب سالانه مورد نیاز صنعت به میزان ۱۲ میلیون مترمکعب و همچنین تولید انرژی برق‌آبی به میزان ۷۰ گیگاوات در سال عنوان کرده‌اند. هدفی که در طول این سال‌ها از زبان افراد متعدد تغییر کرده و به نظر می‌رسد مصارف کشاورزی از اهداف آن کنار گذاشته شده باشد. 21 فرودین سال گذشته حمید جلالوندی، مدیرکل دفتر ارزیابی اثرات زیست محیطی سازمان حفاظت محیط زیست با بیان اینکه از این سد برای توسعه کشاورزی استفاده نخواهد شد، گفته بود: نظر ما این بود که سد فقط برای تامین آب شرب باشد، اما برخی دستگاه‌ها معتقد بودند که در این صورت سد از نظر فنی و اقتصادی توجیه ندارد و به اهدافی که داشته نمی‌رسد.
با این حال حل مشکل آب شرب در شرایطی به عنوان یکی از اهداف ساخت این سد مطرح شده که شهر رشت به شهر باران معروف است و استان گیلان براساس آمارهای سازمان هواشناسی همیشه پربارش‌ترین استان کشور بوده است. دشت‌های وسیع و بی‌پایان شالیزاری و برنج‌کاری هم نشانه همین پربارشی است و همین باعث می‌شود این سوال در ذهن پدیدار شود که در چنین شرایطی چه نیازی به ساخت این سد وجود دارد؟ امیر عبدوس، مدیرکل سابق محیط زیست استان گیلان، در سال‌های ٨٩ تا ٩٢ که پیش از آن مدیرکل دفتر زیستگاه‌ها در معاونت محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست نیز بود در پاسخ به همین سوال، در گفت‌وگو با شرق این‌طور گفته بود: براساس گزارش ارزیابی زیست‌محیطی، وسعت تخریب جنگل برای این سد چیزی بیشتر از ٣٠٠ هکتار تخمین زده می‌شد، این در حالی است که این منطقه پرباران‌ترین خطه کشور است، از طرفی با نگاهی به پایین‌دست این سد، این سوال پیش می‌آید که امروزه که در دنیا نهضت تخریب سد‌ها جای نهضت ساخت سد را گرفته است چرا باید چنین سدی در کشور ما ساخته شود؟ چنین سدی با چنین هزینه و تخریب زیست‌محیطی بالایی باید حداقل در پایین‌دستش یک دشت خشک و بی‌آب و تشنه باشد، درحالی‌که در پایین‌دست این سد دشتی را داریم بسیار پرباران با سطح آب‌های زیرزمینی بالا که بیشتر مناطق آن هم زیر کشت رفته است و مصرف آب آن به‌دلیل کشاورزی و شیوه آبیاری بسیار سنتی که با صد سال پیش فرقی نمی‌کند هم بسیار بالاست.
چرا سد شفارود نباید ساخته شود؟
سد شفارود که براساس تاریخی که در وب سایت آب منطقه‌ای گیلان و درگاه سد شفارود به ثبت رسیده، قرار است تا پایان سال 97 به اتمام برسد و به گفته کاظم لطفی، مدیرعامل شرکت آب منطقه‌ای گیلان تا پایان سال ۹۸ آبگیری می‌شود، از سال 1375 تا کنون که 21 سال از زمان شروع آن می‌گذرد علیرغم آغاز عملیات عمرانی آن و قطع درختان هیرکانی به دلیل نداشتن ارزیابی زیست محیطی نیمه کاره مانده است. البته این پروژه در 2 ماه اخیر دوباره با موافقت کارگروه بررسی ارزیابی زیست محیطی این سد که متشکل از رئیس سازمان برنامه و بودجه، رئیس سازمان محیط زیست و معاون اجرایی رئیس جمهور بوده، دوباره از سر گرفته شده است. با وجود این اما چرا فعالان محیط زیست معتقد به این هستند که نباید این سد ساخته شود؟
فارغ از نگرانی‌ها از قطع 90 هکتار جنگل هیرکانی که ریه‌های باقی مانده ایران هستند که ارزش تاریخی نیز دارند، خالی شدن سفره‌های آب شیرین زیرزمینی و کاهش دبی آب چشمه‌های بالادست و نیز وجود گسل‌های فعال در منطقه شفارود و قرار گرفتن محور این سد، در محدوده بین دو گسل آستارا و شالم و خطر لغزش زمین به داخل دریاچه سد از دیگر پیامدهای آن است. همچنین علاوه بر تمام تخریب ها، این پاک‌تراشی و برداشت مصالح، در آینده فرورفتگی‌هایی در سطح زمین را با بیش از 150 متر ارتفاع باقی خواهد گذارد که ممکن است دچار رانش شده و مساحت آن روز به روز گسترده شود و به بیش از 5 هکتار برسد.
از ناامیدی تا موافقت
از زمانی که احداث سد شفارود گیلان در مجامع عمومی مطرح شد، انتقادات و مخالفت‌های فعالان و کارشناسان حوزه محیط زیست نیز در رابطه با ساخت آن بالا گرفت. آنها این سد را عامل تخریب صدها هکتار از جنگل‌های هیرکانی می‌دانند و وزارت نیرو آن را حلال مشکل آب منطقه. انتقادی که البته نه در زمان آغاز آن مورد توجه قرار گرفت و نه امروز که ۳هزار اصله درخت جنگلی هیرکانی در گیلان برای ساخت جاده جایگزین سد شفارود درروزهای اخیرقطع شده‌‌اند. اوایل تابستان سال 94 بود که ٧٠ انجمن محیط زیستی و تشکل دوستدار محیط زیست در اعتراض به ادامه ساخت سد شفارود بیانیه‌ای صادر کردند و سال‌ها بعد نیز مخالفت خود را برای منتفی کردن ساخت این سد ابراز داشتند اما بسیاری از آنها از ادامه راه بازماندند یا شاید از رسیدن به نتیجه ناامید شدند، تا آنجا که بهزاد انگورج، معاون امور جنگل‌های سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور مهر ماه سال 94 اعلام کرد که مخالفتش در این زمینه با همراهی با احداث کنندگان این سد همراه است.
او گفته بود: ما اظهار کرده‌ایم که این طرح باید ارزیابی زیست محیطی داشته باشد، به همین خاطر هم من از سال ۹۲ تا کنون هیچ پروانه قطع درختی دراین منطقه صادر نکرده‌ام تا آنکه دستور شفافی به ما داده شود. با این حال حرفای او بسیاری ناامیدکننده بود. او در آن زمان در پاسخ به این سوال که آیا سازمان جنگل‌ها با احداث این سد موافق است، گفته بود: دیگر بحث موافقت و مخالفت ما در مورد این سد مطرح نیست، زیرا ساخت این سد نزدیک به ۱۰ سال است که آغاز شده و فاینانس و موافقت‌های اولیه را نیز گرفته است. از‌‌ همان زمان هم درختانی که در مسیر کانال بوده، قطع شده‌اند و دیگر ماجرا به گونه‌ای نیست که الان بخواهیم مخالفتی را انجام دهیم، چرا که تخریب‌هایی نیز از‌‌ همان زمان انجام شده‌است و تنها حوضچه سد باقی مانده که مقامات کشوری باید در مورد آن تصمیم‌گیری کنند. با این حال، این سد علیرغم مخالفان بسیارش به دلیل وجود موافقان قدرتمندترش مجوز زیست محیطی دریافت کرد. مجوزی که خبر آن را محمدباقر، نوبخت معاون رئیس جمهوری 2 ماه پیش به رسانه‌ها اعلام کرد و نجفی، استاندار گیلان این مصوبه را ارمغان دولت تدبیر و امید برای مردم گیلان دانست و گفت: یکی از درخواست‌های اینجاب در سفر اخیر معاون اول رئیس جمهور به گیلان در شورای اداری حل و فصل مشکل زیست محیطی سد شفارود باتوجه به اعلام نظر مثبت کمیته سه نفره مامور از طرف دولت بود که خوشبختانه مشکل زیست محیطی سد شفارود در جلسه‌ هیات دولت برطرف شد.
حالا اما با دریافت مجوز فعالیت‌های عمرانی این سد قانونی خواهد بود و قطع درختان با جدیت بیشتری پیگیری خواهد شد همان طور که فاز نخست آن با قطع 3 هزار درخت کلید خورده است. اتفاقی که آگاهان بر این باورند که با هدف برداشت مصالح غنی منطقه جنگلی شفارود انجام شده است. با این حال باید دید که آیا سازمان حفاظت محیط زیست با ریاست جدید واکنشی به قطع درختان نشان خواهد داد یا مانند بهزاد انگورج، خسارت ۲۲ میلیارد تا ۳۰ میلیارد تومانی که از ساخت این سد دریافت می‌شود را به جلوگیری از قطع درختان پیر هیرکانی ترجیح می‌دهد یا خیر؟ web site hit counterابتکار

افزایش نگران ‌کننده قاچاق پرندگان

پرندگان شکاری پرندگانی هستند که غذای خود را از راه شکار کردن به هنگام پرواز به دست می‌‌آورند. آنها از حس بینایی خود برای پیدا کردن مهره‌داران کوچک و دیگر پرندگان در هوا بهره می‌‌گیرند. گرچه بسیاری از پرندگان از جانوران ریزتر از خود تغذیه می‌‌کنند، تنها بعضی تیره‌‌های آنان با نام شکاری خوانده می‌‌شوند. این پرندگان دارای چنگال و منقار قوی هستند تا بتوانند گوشت را از هم بدرند. از آنجا که آنها در بالای هرم غذایی قرار می‌‌گیرند، نگرانی‌‌های گوناگونی در زمینه حفاظت از بقایشان وجود دارند.

بازار قاچاق پرندگان داغ است

آبان سال 94 رئیس سابق سازمان محیط‌زیست با بیان اینکه شهر قم یکی از مراکز مهم قاچاق پرندگان است، گفت: افزایش قاچاق پرندگان از داخل کشور به کشورهای منطقه آمار نگران‌کننده‌ای دارد. معصومه ابتکار با تاکید بر اینکه دولت یازدهم دولت حامی محیط‌زیست است، اظهار کرد: کشور از لحاظ زیست‌محیطی از شمال و جنوب دچار کانون‌های بحران فراوان است. او با بیان اینکه محیط‌زیست در دولت یازدهم در کنار اولویت‌های اقتصادی کشور قرار دارد، گفت: مردم حق دارند از محیط سالم و زندگی شاد بهره‌مند باشند و مشکلات زیست‌محیطی خسارت غیرقابل جبرانی برای مردم دارد. رئیس سابق سازمان حفاظت محیط‌‌زیست کشور با اشاره به دغدغه‌های مقام معظم رهبری در مورد شرایط زیست‌محیطی کشور گفت: ایشان تعامل قوا و نظارت و نقش دقیق دستگاه قضا در جلوگیری از تخلفات را مهم‌ترین رکن حفاظت از محیط‌زیست عنوان کرده‌اند. او ادامه داد: جرم‌انگاری و تبیین ضوابط قضائی از مهم‌ترین برنامه‌های سازمان محیط‌زیست است. او گفت که بسیاری از مردم حتی در نقاط روستایی فرهنگ حفاظت از حیات وحش و محیط‌زیست را یاد گرفته و نسبت به آن تعصب خاصی پیدا کرده‌اند. ابتکار با بیان اینکه قاچاق حیات وحش به عنوان چهارمین نوع قاچاق در دنیا معرفی شده است، ادامه داد: قاچاق حیوانات با ارزش بعد از قاچاق اسلحه، انسان و مواد مخدر بیشترین نوع جرایم محسوب می‌شود. او با ابراز تاسف از اینکه بازار قاچاق پرندگان شکاری در کشور داغ است، اظهار کرد: برای حفاظت از زیست بوم کشور باید مقوله‌های آموزش، فرهنگسازی و اجرای قاطع و برخورد قضائی را به بهترین نحو به اجرا درآورد. ابتکار از گسترش قاچاق پرندگان باارزش در کشور انتقاد کرد و گفت: کشور ما مسیر ترانزیت قاچاق کشورهای همجوار نیز شده است و پرندگانی مانند بابالان و هزاره با قیمت چند صد میلیونی به کشورهای حوزه خلیج فارس قاچاق می‌شود. به گزارش مهر، او از کشف محموله‌های قاچاق پرندگان خبر داد و اظهار کرد: توانستیم به کمک نیروی انتظامی و قوه قضائیه شبکه بزرگ قاچاق پرندگان شکاری را شناسایی و منهدم کنیم.

حضور دلالان همزمان با فصل مهاجرت پرندگان

پرندگان یکی از قربانیان اصلی قاچاق حیوانات به شمار می‌‌روند و گروهی که در مناطق گرمسیری زندگی می‌‌کنند، به دلیل تنوع رنگ و جذابیت ظاهری در سر لیست گونه‌‌های قاچاق شده قرار دارند. این پرنده‌ها مسیرهای قاچاق حیات‌وحش را طی کرده و بین چندین قاره جابه‌جا می‌شوند تا انسان‌ها، حیوانی در منزل خود داشته باشند. بخشی از پرندگان محموله‌‌های قاچاق شده به دلیل شیوه بد حمل و نقل، در مسیر جان می‌‌بازند و هیچ‌‌گاه به مقصد نمی‌رسند. گروهی نیز به دلیل شرایط نامناسب نگهداری، مدت کوتاهی در قفس منازل دوام آورده و در نهایت تلف می‌‌شوند. سرنوشت پرندگان قاچاق شده بسیار غمبار است، اما برای این تخلف برنامه مناسبی نداریم. شهریور سال گذشته مدیرکل حفاظت محیط‌زیست استان بوشهر عنوان کرد که جریمه شکار یک بهله دلیجه به ۲۰‌میلیون تومان و پرندگان شکاری همچون شاهین، بحری و بالابان به ۶۰‌میلیون تومان افزایش یافت. حسین دلشب یکی از روش‌های شکار پرندگان به ویژه پرندگان گران‌قیمت را کوخه‌نشینی دانست و گفت: در این روش شکارچیان با ابزارآلات خاص اقدام به زنده‌گیری پرندگان با ارزش از جمله بهله، شاهین، بحری و بالابان و دیگر پرندگان می‌کنند که باید با مشارکت مردم نسبت به پیشگیری از شکار پرندگان اقدام شود. مدیرکل حفاظت محیط‌زیست استان بوشهر با بیان اینکه زیستگاه استان بوشهر زمینه مناسبی برای کوچ انواع پرندگان فراهم کرده است، تصریح کرد: حضور افراد سودجو و دلالان در این استان همزمان با فصل مهاجرت پرندگان جای تاسف دارد، چراکه خریدار این پرندگان شیوخ کشورهای حوزه خلیج‌فارس است. به گزارش تسنیم، دلشب با اشاره به اینکه قاچاق پرندگان یکی از معضلات است، افزود: با توجه به مرز ساحلی گسترده استان بوشهر و مبادی خروجی و اسکله‌های متعدد، همواره بوشهر یکی از گزینه‌های مسیر قاچاق پرندگان شکاری و ارزشمند بوده است.

قاچاق پرندگان شکاری خراسان‌شمالی به حاشیه خلیج‌فارس

مهر سال گذشته رئیس اداره محیط‌زیست شهرستان جاجرم گفت: یک نفر متخلف پرندگان شکاری اهالی استان‌های جنوبی کشور توسط ماموران یگان حفاظت محیط‌زیست جاجرم دستگیر شد. به گزارش از روابط عمومی اداره کل محیط‌زیست استان، حسین هراتی افزود: ماموران یگان حفاظت طی گشت و کنترل مناطق موفق به کشف یک کوخه مربوط به صیاد متخلف پرندگان شکاری شدند. در پی این عملیات یک نفر متخلف در داخل کوچه دستگیر شد. او افزود: از فرد دستگیر شده چهار بهله پرنده شکاری دلیجه، 12 کبوتر و قمری، سه گنجشک، چهار رشته تور پرنده گیری و سایر ادوات صید پرندگان شکاری کشف و ضبط شد. هراتی با بیان اینکه این سومین مورد دستگیری صیادان متخلف صید پرندگان شکاری در شهرستان‌های گرمه و جاجرم طی یک‌ماهه اخیر است، ادامه داد: برخی سودجویان با صید پرندگان شکاری، این پرندگان ارزشمند را به کشورهای حاشیه خلیج فارس قاچاق می‌کنند که این امر موجب خسارت به چرخه طبیعت می‌شود. پرندگان شکاری با کنترل جمعیت جوندگان سهم مهمی در کاهش خسارت وارده به کشاورزان ایفا می‌کنند.

قاچاق پرندگان شکاری، تهدید جدی

روز گذشته معاون فنی اداره کل حفاظت محیط‌زیست لرستان گفت: قاچاق پرندگان شکاری در لرستان از جمله شاهین، باز، بالابان، بحری و قوش به کشورهای عربی حوزه خلیج‌فارس، نسل آنان را در معرض تهدید جدی قرار داده است. نبی‌ا... قائدرحمتی بیان کرد: از نیمه دوم سال 92 تا پایان سال 95، هشت نفر متخلف صید پرندگان شکاری و شروع به صید برای سیر مراحل قانونی به مراجع قضائی معرفی شدند. او با اشاره به این مطلب که متخلفان درشهرستان‌های کوهدشت، الشتر و خرم‌آباد دستگیر شده‌اند، افزود: مبلغ ضرروزیان و وصولی حدود پانزده‌میلیون و 600‌هزار تومان بوده است. معاون فنی اداره کل حفاظت محیط‌زیست لرستان ادامه داد: قیمت این پرندگان شکاری در آن سوی آب‌های خلیج فارس و در کشورهای عربی از چند صد‌میلیون تومان تا چند‌میلیارد تومان تخمین زده می‌شود. قائدرحمتی افزود: پرندگان شکاری در راس یکی از هرم‌های غذایی چرخه طبیعت قرار دارند که بدون دخالت انسان جمعیت برخی از حشرات مضر و جوندگان را تنظیم و از ازدیاد غیرقابل کنترل آنها جلوگیری می‌کنند. او در مورد فصل صید و شکار این پرندگان گفت: فصل قاچاق پرندگان پس از برداشت محصولات کشاورزی آغاز می‌شود و در مهر و آبان به اوج خود می‌رسد. قائدرحمتی افزود: گروه‌های قاچاق پرندگان، به صورت شبکه‌ای فعالیت می‌کنند و با روش‌های خاص، پس از زنده‌گیری، نسبت به قاچاق این پرندگان منحصر به فرد و استثنایی به خارج از مرزها و به‌ ویژه کشورهای حوزه خلیج‌فارس اقدام می‌کنند. معاون فنی اداره‌کل حفاظت محیط‌زیست استان افزود: نگهداری پرندگان شکاری برای شکار یکی از علایق شیوخ عرب به شمار می‌رود و همسایه بودن آنها با ایران که زیستگاه این پرنده‌هاست، تجارت پرسودی برای قاچاقچیان و دلالان ایجاد کرده‌است. قائدرحمتی با اشاره به این مطلب که با توجه به توپوگرافی و گستردگی وسعت محیط طبیعی استان نمی‌توان از قاچاق و شکار پرندگان از سوی سودجویان جلوگیری کرد، افزود: اما اقداماتی در سطح ملی و منطقه‌ای انجام شده که می‌توان به افزایش جریمه و ضرر و زیان صید پرندگان شکاری اشاره کرد. او افزود: تشدید نظارت‌ها و افزایش تیم‌های گشت و کنترل، هماهنگی با قضات دادگستری و بیان حساسیت موضوع برای برخورد شدید با متخلفان وتشکیل شعبات ویژه محیط‌زیست وآموزش، فرهنگسازی و اشاعه فرهنگ زیست‌محیطی و اطلاع‌رسانی ازمهم‌ترین مواردی بوده که انجام شده است. به گزارش فارس، قائدرحمتی بیان کرد: بر اساس تبصره دو ماده ۱۳ قانون شکار و صید، هر شخصی که مبادرت به زنده گیری، شکار، خرید، فروش، حمل، نگهداری و قاچاق پرندگان شکاری از قبیل شاهین، بحری، بالابان و دلیجه کند، علاوه بر محکومیت به حداکثر مجازات حبس مقرر در این ماده به جزای نقدی از یک‌میلیون و ۸۰۰‌هزار تا بیست‌میلیون تومان محکوم خواهد شد.آرمان

به گفته کارشناسان، رفع آلودگی‌های زمين يك مركز زباله 100 سال طول می‌کشد

خروجی سد هراز فاضلاب خواهد بود

صدرا محقق:  جایی مانند مرکز تخلیه زباله آمل که در بالادست محل احداث سد هراز واقع شده است، برای پاک‌سازی کامل حداقل به صد سال زمان نیاز دارد. این بخشی از گفته‌های محمدجعفر طاهرزاده، عضو هیئت علمی دانشگاه بوراس سوئد و مسئول مرکز بازیافت منابع این دانشگاه در گفت‌وگو با شرق است. ساخت سد هراز در نزدیکی شهر آمل در استان مازندران که از سال 89 شروع شده، بر اساس آمار رسمی اعلام‌شده در وب‌سایت شرکت مدیریت منابع آب ایران، قرار است سالانه 20/645میلیون مترمکعب، آب قابل تنظیم سالانه داشته باشد؛ بااین‌حال، فاصله کمتر از پنج‌کیلومتری محل احداث آن با مرکز تخلیه زباله آمل که 35 سال است در آن زباله تخلیه می‌شود و همین الان هم بر اساس آمار شهرداری آمل، روزانه پذیرای 200 تا 250 تن زباله است، پروژه ساخت و تکمیل آن را با ابهام و پرسش‌های بزرگی همراه کرده است. به‌ویژه آنکه در صورت اتمام پروژه و آبگیری، این مرکز زباله در دریاچه سد غرق خواهد شد؛ موضوعی که به گفته پرفسور طاهرزاده، در صورت وقوع، خروجی آب سد هراز را تبدیل به فاضلاب خواهد کرد. 
این استاد ایرانی دانشگاه بوراس سوئد، در پاسخ به سؤال شرق مبنی ‌بر اینکه مسئولان گفته‌اند برای ساخت سد هراز که دریاچه آن به این محل می‌رسد، این مرکز را تعطیل کرده و زباله آن تخلیه می‌شود. آیا با تخلیه زباله از این محل، مشکل این آلودگی حل می‌شود و می‌توان امیدوار بود که آب سد را آلوده نکند؟، این‌طور پاسخ داد: با توجه به اینکه زباله دپوشده در این مرکز به صورت مخلوط است و بارندگی هم در این منطقه زیاد اتفاق می‌افتد، این منطقه با دو مشکل مواجه است؛ اول اینکه ترکیبات آلی که باعث بالارفتن COD آب (COD مخفف Chemical Oxygen Demand، یکی از مهم‌ترین شاخص‌های سنجش آلودگی فاضلاب است. آلودگی ناشی از مواد خارجی که وارد آب شده و به صورت معلق یا محلول باعث آلودگی آن و تولید فاضلاب می‌شوند) شده و عملا آب را تبدیل به فاضلاب می‌کند و دوم اینکه ترکیبات فلزات سنگین که سمی هم هستند، وارد آب می‌شوند. بر همین اساس، عملا در صورت آبگیری و راه‌اندازی این سد، خروجی آن فاضلاب خواهد بود نه آب شرب.او دراین‌باره افزود: در این محل‌های دفن زباله مواد آلی به‌تدریج تجزیه و به گاز تبدیل می‌شوند؛ منتها این پروسه و روند طولانی است و حدود صد سال بعد از بستن یک مرکز تخلیه زباله آغاز می‌شود که البته این مرکز زباله خاص در مازندران هنوز باز و فعال است و این یعنی هنوز تجزیه در این محل ادامه دارد. ولی مواد غیرآلی مانند فلزات سنگین آنجا باقی می‌مانند و تنها راه، تخلیه این مواد است و این کار هم پرهزینه است.طاهرزاده همچنین در پاسخ به سؤالی در رابطه با اینکه اگر در هر صورت سازندگان سد برای ساخت آن اصرار کنند و راهی جز آن نباشد، آیا راه‌حلی برای این مشکل و پاک‌کردن اثر آلودگی این مرکز زباله برای اینکه روی آب دریاچه سد تأثیر نگذارد وجود دارد؟ اگر پاسخ مثبت است این راه‌حل چیست؟ نیز این‌طور توضیح داد: در دنیا تنها راه بستن این محل‌ها و روی‌آوردن به روش‌های نوین، امحای زباله است. در کشورهایی مثل سوئد، آلمان، اتریش و هلند دفن زباله دقیقا صفر شده است. ولی مراکز تخلیه زباله قدیمی هم هستند که اطراف و روی آنها بسته و پوشانده شده و به صورت آرام‌آرام کار تخليه در آنها انجام می‌شود. در پرسشی دیگر از این عضو هیئت علمی دانشگاه بوراس سوئد پرسیدم در جایی مانند این محل، تا چه مدت اثرات آلایندگی زباله‌ها و شیرابه زباله‌ها در خاک و زمین منطقه باقی می‌ماند؟ و این پاسخ او به پرسشم بود: اگر همین امروز هم این مرکز بسته شود، آلودگی ناشی از این زباله‌ها و شیرابه آنها تا صد سال هم در زمین‌های آن منطقه باقی می‌ماند و واقعیت این است که ساخت سد نزدیک مرکز تخلیه زباله، باعث فاجعه برای آب رودخانه هراز می‌شود؛ چون همان‌طور که گفتم، در این صورت خروجی آب سد به‌جای آب، فاضلاب خواهد بود.به‌جز این، چند روز پیش نیز حسینعلی ابراهیمی‌کارنامی، مدیرکل محیط‌ زیست استان مازندران، در گفت‌وگویی با شرق در رابطه با ساخت این سد در کنار مرکز زباله، این‌طور گفته بود: طبق توافقات، قرار بود دو سال پیش از آبگیری، مشکل زباله کاملا پاک‌سازی شود و
تا امروز هیچ اتفاقی نیفتاده است. درصورتی‌که طبق اعلام خود مسئولان، این سد قرار است در سال ٩٨ یا ٩٩ افتتاح و آبگیری شود؛ یعنی الان زمان رسیدگی به تعهداتشان است. ٣٥ سال است که روزانه ٢٠٠ تا ٢٥٠ تُن زباله در این محل دفن می‌شود. اصلا آیا شدنی است که در شش ماه این حجم زباله را پاک‌سازی کرد؟ آن ‌همه شیرابه نفوذکرده در زمین را آیا اساسا می‌شود پاک‌سازی کرد؟ حتی اگر بخواهند این کار را از همین امروز هم بکنند، با چه روش و مکانیسمی قرار است این کار انجام شود؟ این مسائل است که ما را به‌شدت نگران می‌کند. وظیفه من این است که بررسی و اعلام نگرانی کنم. من حتما در چنین مواقعی موضع‌گیری خواهم کرد و حتما هشدارهای لازم را خواهم داد. ما می‌گوییم اتفاق و خطر بزرگی ممکن است رخ دهد، بیایید
دست‌ به‌ دست هم بدهیم و این مشکل را حل کنیم. اگر به این مشکل رسیدگی نشود و طبق قانون اگر به تعهداتی که در قالب ارزیابی زیست‌محیطی دادند عمل نکنند، حتما پیگیر می‌شویم؛ چون حیات مردم نباید قربانی کشمکش بی‌خود بین دستگاه‌ها شود. به خدا سرطان در حال کشتن مردم است.با وجود این‌گونه نظرات تخصصی، اما مدیران استانی و محلی همچنان بر ساخت این سد اصرار دارند و مشغول سخنرانی و مصاحبه و تلاش برای جذب بودجه‌های بیشتر برای نهایی‌کردن این سد هستند؛ سدی که بر اساس اعلام یک‌ هزار ‌میلیارد تومان بودجه ساخت آن خواهد بود. همین چند روز پیش و در اولین روزهای شهریورماه بود که جعفر رسولی، فرماندار ویژه آمل، در واکنش به مخالفت و اعتراض مدیرکل محیط‌زیست با ساخت این سد در جلسه شورای اداری شهرستان آمل این‌طور گفته بود: کلنگ سد هراز در سال 89 با درنظرگرفتن تمام جوانب زیست‌محیطی و با حضور معاون‌اول رئیس‌جمهور و وزیر وقت نیرو به زمین زده شد. چطور یکی از مدیران استانی حرفی نسنجیده و نپخته مطرح می‌کند که این سد بارها از سوی دکتر جهانگیری، معاون‌اول رئیس‌جمهور و وزیر نیرو و معاونان ایشان مورد بازدید قرار گرفت و با پیگیری‌های استاندار مازندران و نماینده مردم آمل در مجلس و تخصیص اعتبارات از سوی دولت تدبیر و امید خواستار تسریع در احداث سد هستند. وی همچنین گفته بود: مدیرکل محیط ‌زیست مازندران چطور به‌ خودش اجازه می‌دهد که برای شهر آمل و پنج شهر دیگر مازندران که از آب سد به عنوان آب آشامیدنی استفاده می‌کنند چنین حرفی را بزند. آقای مدیر به ‌جای حرف‌های نسنجیده‌زدن به مشکلات زیست‌محیطی مازندران برسد که زباله، آلودگی رودخانه و وجود کشتارگاه‌های غیربهداشتی بلای جان مردم مازندران شده است.علاوه‌براین خردادماه امسال نیز محمدابراهیم یخکشی، مدیرعامل شرکت آب منطقه‌ای مازندران، در اظهارنظری اعتبار مورد نیاز برای تکمیل پروژه سد مخزنی هراز را دو‌هزار‌میلیارد ریال اعلام کرد. او گفته بود: برای تکمیل پروژه سد مخزنی هراز حدود ۲۰۰‌ میلیارد تومان اعتبار نیاز بوده و هم‌زمان دو پروژه جابه‌جایی جاده جایگزین و ساخت سد در حال ساخت است و برنامه تحویل سد هراز از سوی پیمانکار این مجموعه تا پایان سال ۹۷ اعلام شد و ما تلاش می‌کنیم که این مهم انجام شود. مدیرعامل شرکت آب منطقه‌ای مازندران با اشاره به اینکه ساخت سد هراز پیشرفت خوبی داشته است، ادامه داد: سد هراز تاکنون ۳۰ درصد و جاده جایگزین ۱۰ درصد پیشرفت داشته‌اند.حال با توجه به تجربه بسیار پرهزینه و بحران‌زای سد گتوند که دریاچه آن روی یک کوه نمکی احداث شد و باعث افزایش شوری بیش از اندازه آب رودخانه کارون شده است و هنوز راه‌حلی برای آن یافت نشده، باید دید آیا سد هراز با این وضعیت ساخته خواهد شد یا خیر، سدی که در صورت راه‌اندازی به شکل کنونی سالانه‌ میلیون‌ها لیتر آب شرب شیرین را به فاضلاب تبدیل خواهد کرد. شرق

 

افزايش برداشت‌های غيرقانونی ازدرختان توسط شركت‌های بهره‌برداری

طرحی كه نفس جنگل را می برد

نجمه جمشیدی

خسارت سالانه بیابانی شدن كشور بيش از هزار ميليارد تومان برآورد شده است

گزارش طرح تحقيق و تفحص از منابع طبيعي، پس از گذشت چندين سال تاكنون در مجلس قرائت نشده است

شواهد حاكي از آن است كه در بسياري ‌ازموارد، شركت‌هاي بهره‌بردار در حجم انبوهي اقدام به پيكرتراشي جنگل كرده‌اند

در هر ثانیه 350 متر مربع جنگل و مرتع كشور نابود می‌شوند. نابودی ۱۸ میلیون اصله بلوط در غرب کشور گواه روشني براين مساله است

جنگل‌هاي كشور در غفلت و بي‌تدبيري مسئولان تخريب مي‌شوند. سوءمديريت به‌جان جنگل‌هاي كشور افتاده است و هر روز درختان بيشتري در اين بي‌تدبيري از جنگل‌هاي ايران محو مي‌شوند. براساس آمار سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور، در 10 سال گذشته وسعت جنگل‌ها با کاهش 14 هزار هکتاری مواجه شده است. همچنين طبق آمار مدیرکل دفتر زیستگاه‌ها و امور مناطق سازمان محیط زیست، در هر ثانیه 350 متر مربع جنگل و مرتع كشور نابود می‌شوند. نابودی ۱۸ میلیون اصله بلوط در غرب کشور، گواه روشني بر اين مساله است.

جنگل‌هايي كه با نابودي‌آن‌ها، ايران هر لحظه به بيابان‌شدن نزديك‌تر مي‌شود. خسارت سالانه بیابانی‌شدن كشور بيش از يك هزار ميليارد تومان برآورد شده است.

پرسه مافيای قاچاق چوب در جنگل‌های ايران

جنگل، ديواري كه گويا كوتاه‌تر از آن اين روزها پيدا نمي‌شود و هر روز قانوني براي آن مصوب مي‌كنند. يك روز مي‌گويند بايد دام‌ها را از آن خارج كنند و روز ديگر قانون تنفس جنگل را مطرح مي‌كنند. اما چرا با اجراي اين قوانين، بازهم شا&