فرهنگ و هنر

دیگران

دیدگاه ها

تاریخ

تماس با ما

بیوگرافی

بایگانی

اندیشه

  

بلای جان پرندگان مهاجر...

جنگ آب درفلات ایران...

ماهی‌های شکم پر از پلاستیک...

دردهای كاسپين ...

آب‌های بیماری‌زا ...

حيوانات؛ گرفتار در طلسم ...

تاب‌آوری شهری ...

دل آلپ ایران ...

سوژه جدید زمین‌خواران ...

نماد غرور ایران در ...

نماد غرور ایران در...

بحرانی که هر لحظه ...

معاینه فنی به تعویق ...

سرنوشت تلخ‌ لاك‌پشت‌ها ...

يزد فرو میرود ...

ادامه در صفحه محیط زیست...

چهل و پنج درسی که در گولاگ آموختم

وارلام شالاموف

برگردان: هامون نیشابوری

وارلام شالاموف در سال 1951 از زندان آزاد شد، و از سال 1954 تا سال 1973 بر روی کتابی با عنوان داستان‌های کولیما کار می‌کرد، شاهکاری در میان آثار دگراندیشان شوروی، که اخیراً به انگلیسی ترجمه و در سریِ کلاسیک‌های بررسی کتاب نیویورک منتشر شده است. شالوموف ادعا می‌کند در کولیما چیزی جز راندن چرخ دستی‌ای پر از بار نیاموخته است. با این حال، یکی از آثار او که در قالب قطعات پراکنده نوشته شده است (1961)، چیز دیگری به ما می‌گوید. این‌ها چیزهایی است که او آموخته است...ادامه

زندگی در خدمت پول

محسن آزموده

"...در فلسفه پول اين فرم اقتصاد است كه از جريان زندگي اوليه پديد مي‌آيد و در آغاز در خدمت نيازهاي عملي زندگي است تا به اوجي مي‌رسد كه از آنجا اين فرآيند معكوس مي‌شود و زندگي در خدمت آن درمي‌آيد. كتاب دو بخش دارد. در بخش اول كه تحليلي است زيمل به تكوين مقوله ارزش كه مي‌توان گفت ويژگي اصلي فرم اقتصاد است، مي‌پردازد. زيمل از مفهوم ارزش آغاز مي‌كند كه مفهوم اصلي در اقتصاد است. او جهان يا مقوله هستي و جهان يا مقوله ارزش را دو جهان يا مقوله مستقل مي‌داند كه هر كدام نظم و ترتيب و قواعد خاص خود دارند. به عبارتي ارزش چيزها ربطي به هستي آنها ندارد. جالب است كه ببينيد ارزش چگونه از زندگي اوليه آدميان پديد آمده است. ارزش يك ويژگي چيزها (اعيان يا ابژه‌ها) نيست، برخلافِ رنگ يا دما كه مي‌توان گفت ويژگي اشياست..." ادامه

 

رمان« 1984*» نوشته جورج اورول

واکاوی شد انقلابِ انقلاب‌ها

محمد عالی‌زاده

رمان «1984» اثر جورج اورول، داستان مردمی در سرزمینی خیالی است که حکومتی خودکامه، آنان را در خفقان و ناآگاهی نگه داشته و تلقینات حزبی به رهبری شخصیتی به نام «برادر بزرگ» تمام زندگی آنان را تحت‌الشعاع قرار داده است. این خفقان تا حدی است که در ابتدای داستان می‌بینیم دستگاهی به نام «تله‌اسکرین» در تمام خانه‌ها و محیط ‌های قابل دید نصب شده‌اند تا تمام رفتار، گفتار و حرکات مردم را زیر ذره‌بین قرار دهند و به محض شنیدن صدای مخالف، آن را درجا خفه کنند. در این فیلم شخصیت اصلی به نام «وینستون اسمیت» از شدت عصبانیت و ستوه از وضعیت موجود تصمیم می‌گیرد با دختری به نام جولیا که با او اتفاقی آشنا شده است، در صورت امکان جریانی انقلابی تشکیل دهند و به پیکره حزب ضربات مهلکی وارد کنند که در ادامه داستان به دست فردی به نام «اوبراین» که به او اعتماد کرده بودند و او را جزو رهبران انقلاب می‌دانستند، دستگیر می‌شوند و بعد از شکنجه‌های وحشتناک به زندگی در همان شرایط ادامه می‌دهند...ادامه

 

به یاد «مریم ميرزاخانی» که آسوده رفت از

 منحنی‌های ریاضی تا ابدیت

آیا «مریم میرزاخانی» تکرارشدنی است؟

"...شاید برای ما اهالی علم و علم‌پیشگان در این گوشه دورافتاده و پرهیاهوی جهان امروز، قدری غافلگیرکننده و عجیب باشد که بگوییم و صادقانه هم بگوییم که «ما اهالی علم، واقعا خیلی هم مهم نیستیم»! مغالطه و بدفهمی نشود. منظور از این سخن آن است که برای تحقق هدف عالی و راهبردی «توسعه و پیشرفت اجتماعی تاریخی»، شرطی به نام «توسعه و پیشرفت علمی» و به‌ تبع آن تَفضل مرتبت دانشمندان و دانشگران لزوما یک شرط مقدم، فوری، حساس، بهترین، مهم‌ترین یا حتی چیزی از نوع یک اقدام محسوس همیشه موفق و مؤثر برای توسعه و پیشرفت کشور نیست! به سخن دیگر «توجه به علم و توسعه علمی» با‌ هزار اما‌ و ‌اگر و از‌جمله اما ‌و ‌اگر در هدایتگری‌ها و بازیگری‌های موفق و مؤثر، فقط یکی از تمام مسیرهای ممکن در طریق «توسعه ملی» است که نه‌تنها راه یا اصلی‌ترین راه یا مهم‌ترین و فوری‌ترین راه، آن‌طور که گاهی گفته و شنیده می‌شود یا انتظار می‌رود و گاهی خود ما اهل علم و اندیشه هم گمانش را داریم و در واقع دچار این توهم مغلوط خودبینانه می‌شویم که معبر و مجرای اصلی توسعه کشور همین ما حاملان و ذی‌مدخلان در وادی علم به معنی دانشگاهی و رسمی آن هستیم و اگر دولت و ملت توسعه می‌خواهند، باید «هوای ما را هم داشته باشند!»...  ادامه

مشارکت یهودیان در حیات سیاسی در ایران

مریم لویی – حییم / برگردان: افسانه دادگر

"... نقطه‌ی عطفی که به یهودیان ایرانی امکان داد تا نقش پررنگ‌تری در رویدادهای ملی ایفا کنند انقلاب مشروطه در سال 1906 (1285 هجری خورشیدی) بود. پیش از آن، تاریخ یهودیان ایرانی عمدتاً از آزار و اذیت‌ از سوی نهادهای حکومتی و طرد و اخراج از سوی دستگاه‌های قضایی و قانونی تشکیل می‌شد. اگرچه آزار و اذیت یهودیان در ایران پیش از اسلام هم وجود داشت، بدترین نوع آن هنگامی آغاز شد که سلسله‌ی صفوی، در اوایل قرن هفدهم، تشیع را دین رسمی حکومت ایران اعلام کرد، و این امر به اقداماتی از جمله فرمان ظالمانه‌ی شاه عباس دوم طی سال‌های 1656 تا 1662 مبنی بر مسلمان کردن اجباری یهودیان منتهی شد. به پیروی از این فرمان، افراد و اجتماعات یهودی به طور پراکنده مجبور به اسلام آوردن شدند. صفویان همچنین قوانین کتاب جامع عباسی، نوشته‌ی شیخ بهاءالدین عاملی معروف به شیخ بهایی، را بر آن‌ها تحمیل کردند – کتابی دربردارنده‌ی قوانین شرعی فقه شیعه که جواز اِعمال انواع محدودیت‌ها در حق اهل ذمه و از جمله یهودیان را صادر کرده بود، و مانع از مشارکت فعالانه‌ی یهودیان در عرصه‌ی حیات عمومی جامعه می‌شد. برای مثال، در موارد متعددی، یهودیان از بیرون رفتن از منازل خود در روزهای بارانی منع شده بودند، مبادا که نجاست‌شان از طریق آب به مسلمانی منتقل شود..." .  ادامه

جستارهایی در شناخت جنبش ماه مه ۱۹۶۸

و علل ناشناخته ‌ماندنِ آن در ایران (1.2.3)

پژوهش و نگارش: سمیه خواجوندی، بهروز صفدری

با استناد به نوشته‌های ژان پیر دو توی ، یکی از شرکت‌کنندگان و فعالان رادیکال جنبش می ۶۸، جنبشی که به ماه مه ۶۸ معروف شده در واقع جنبشی است با دیرندی ده دوازده ساله که از ۱۹۶۶-۱۹۶۵ تا اواخر ۱۹۷۸ را در برمی‌گیرد. این دوران را می‌توان به سه مرحله با دیرندهای متفاوت تقسیم کرد: مرحله یکم از اوائل تا پایان ماه مه، مرحله‌ دوم حداکثر تا پایان ماه ژوییه ۶۸، و مرحله سوم ده سال پس از آن...ادامه

مه ۱۹۶۸ و سالی که جهان را تکان داد

کیومرث روشن

چهال سال از زمانی که اعتراض های دانشجويی و ضد «جامعه قديم» جهان را در نورديد می گذرد و رویدادهای مه ۱۹۶۸ سالی را رقم زد که به گفته مارک کورلانسکی، نويسنده آمريکايی، «جهان را تکان داد.» از آن زمان تاکنون بیش از یکصد کتاب در فرانسه در باره شورش ماه مه ۱۹۶۸این کشور به چاپ رسیده و صدها مقاله نیز در باب بررسی پیامدهای آن بر ساختار جامعه سرمایه داری منتشر شده است...ادامه

مه 1968 دیگری در راه است یا از آن فراتر می‌رویم؟

گابریل راکهیل . ترجمه: رحمان بوذری

پنجاهمین سالگرد مه 1968 در راه است و دولت مکرون برنامه‌هایی دارد برای بزرگداشت این خیزش تاریخی و تجلیل از نقشی که از قرار معلوم این واقعه در «مدرن‌سازی لیبرالی جامعه فرانسه» ایفا کرده است. برای یک دولت نسبتا تازه‌ کار نولیبرال چه راهی بهتر از تصاحب گذشته و خاکسپاری آن با مناسک بزرگداشت دولتی تا آینده را از آنِ خود کند و داستان‌هایی سر هم کند مبنی بر اینکه میراث مه 68 زنده است و غایتی ندارد جز «لیبرال‌سازی» کنونی، آن‌هم به کمک رسانه‌های توده‌گیر و طبقه مالکان؟ سخنگوی رئیس‌جمهور فرانسه می‌گوید این کار را البته باید «بدون جزم‌اندیشی‌ها یا تعصبات» انجام داد تا نشان دهیم «مه 68 دوران اتوپیا‌ها و سرخوردگی‌های ناشی از آن بود، و ما دیگر به‌واقع اتوپیایی نداریم»...ادامه

 

محیط زیست

 

مردی ‏كه ‏هند ‏را ‏آزاد ‏كرد
 

"...اما كاري كه گاندي كرد، اين تفكر را با زبان امروز درهم آميخت و به مردمش هديه داد. براي نمونه او تفكر ساتياگراها را پايه گذاري كرد. هرچند ساتياگرا به مقاومت بدون خشونت يا مقاومت مدني شناخته شده، ولي در معني لغوي، از دو بخش ساتيا به معناي حقيقت و اگراها به معناي پافشاري تشكيل شده است كه همان «پايداري بر حقيقت» است. در نظر گاندي، ساتياگراها و عدم خشونت مستلزم مدارا در همه چيز است و حقيقت يكي است، اما هيچ كس همه آن را در اختيار ندارد؛ پس بايد به اعتقاد ديگران احترام بگذاريم، بي آنكه در عقيده خودمان ضعيف باشيم. او معتقد است؛ حقيقت در قلب هر انساني است و «آنجاست كه بايد حقيقت را جست، ما حق نداريم ديگران را وادار كنيم، حقيقت را به روش شخصي ما ببينند.» تفكر سارودايا يا همان «خوشبختی همگاني» نيز از ديگر نظريات گاندی است..." ادامه

 

در گرامیداشتِ یادِ ادواردو کولومبو* : ایده‌هایی درباره‌ی انقلاب

بهروز صفدری

ادواردو رائول کولومبو،  ــ با نام‌های مستعار نیکولا؛ اِ سیرس ) در اول سپتامبر ۱۹۲۹ در Quilemes ( آرژانتین ) متولد شد و در ۱۳ مارس ۲۰۱۸ در پاریس درگذشت. مبارز آنارشیست ( نخست در آرژانتین و سپس در فرانسه)، پزشک و روان‌کاو.پدرش، که در ۱۹۰۰ در آرژانتین زاده شد و در ۱۹۶۴ درگذشت، پسری از مهاجران ایتالیایی بود. پزشک و استاد علوم پزشکی در دانشگاه‌های بوئنوس آیرس  و لاپلاتا بود. مادرش دختری از مهاجران کاتالونیایی فرانسه، در همان شهر کیلمس در سال ۱۹۰۵ زاده شد و  و در ۱۹۹۶ درگذشت. شغل و پیشه‌ای نداشت.ادواردو رائول کولومبو از سال ۱۹۶۰ با هلوئیزا کاستلانوس Heoisa Castellanos زندگی مشترک داشته است. هلوئیزا نیز روان‌شناس و روان‌کاو ، مبارز آنارشیست و عضو هیئت تحریریه‌ی نشریه‌ی فانوس سیاه ( La Lanterne noire ) بوده و هم‌اکنون از اعضای نشریه‌ی Réfractions ( انکسارها) استادامه...

در سالروز مرگ اما گلدمن بررسی شد

فراز و فرود یک آنارشیست

علیرضا صدقی

« من ترجیح می دهم بر روی میزم گل های رز بیشتری از الماس دور گردنم داشته باشم . »

"... گلدمن در سال 1897 نوشت: «من خواستار استقلال زنان هستم. حق آنان به حمایت از خود، به زندگی برای خود، به عشق‌ورزی با هر که مایلند و به دفعاتی که دوست دارند.» برخلاف بسیاری از آنارشیست‌ها که در آن زمان فکر می‌کردند ستم بر زنان با استقرار جامعه‌ای نوین از بین خواهد رفت، گلدمن معتقد بود که زنان از ستم‌های خاصی در رنجند که علل خاص خود را دارد. او در تمام دوران فعالیت خود، نیاز زنان به رهایی اقتصادی، اجتماعی و جنسی را مطرح می‌کرد. به نظر وی، خانواده مردسالار، ستم جنسی و مشکلات مالی در موقعیت فرودست زنان نقش دارند و مانع شکوفایی فردیت آنها می‌شوند. ازدواج به نظر او، شکل قانونی فحشا بود که در آن زنان در مقابل موقعیت اقتصادی و اجتماعی، خود را عرضه می‌کنند و با این اعتقاد که بچه‌داری اجباری، مانع خودمختاری اقتصادی و جنسی زنان می‌شود، در مبارزه برای دستیابی رایگان به وسایل جلوگیری از بارداری به چهره‌ای برجسته تبدیل شده بود..."  ادامه

آيا ما در جهان تنهاييم؟

    آگاهی حاصل فعاليت مغز است؟

ژن ها و پيچيدگی حيات

ابرهای مولکولی حیاتمند...

پرسش ‌وپاسخ نجومی...

نئاندرتال‌ها، ما و سايبورگ‌ها...

ماشین وارپ و تنهایی عمیق انسان ...

در جست ‌و جوی « ما چگونه ما می‌شویم » ...

اصول نوشتار علمی ...

..دامه